خانه پیشنهاد هم‌وطن تحلیلی بر دکترین نظامی مجتبی خامنه‌ای در آستانه جنگ دوباره

رجزخوانی با دست خالی؛

تحلیلی بر دکترین نظامی مجتبی خامنه‌ای در آستانه جنگ دوباره

گزارش‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای غرب از آمادگی ایالات متحده و اسرائیل برای یک موج جدید و فشرده از حملات نظامی علیه ایران حکایت دارد.


امید آزادی

گزارش‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای غرب از آمادگی ایالات متحده و اسرائیل برای یک موج جدید و فشرده از حملات نظامی علیه ایران حکایت دارد و مجتبی خامنه‌ای که در روزهای اخیر شمار دیدارها منتسب به او افزایش یافته، در مقام «فرمانده کل قوا» با فرماندهان ارشد نظامی دیدار کرده است. کما فی سابق از این دیدار هم عکس و فیلمی منتشر نشده اما بخشی از سخنان وی در این جلسه در رسانه‌ها منتشر شده است.
سخنانی که از تغییر فاز گفتمانی و امنیتی در تهران پرده برمی‌دارد. این بیانیه که بر پایه دکترین‌ تهاجمی است، بیش از آنکه گویای یک برتری استراتژیک باشد، نشان دهنده اضطراب ساختار سیاسی ایران در مواجهه با جنگ احتمالی است. ساختاری که می‌کوشد در غیاب پایگاه اجتماعی، با تکیه بر رجزخوانی‌های نظامی، بازدارندگی از دست‌رفته خود را ترمیم کند.


بازدارندگی بدون مرز: ترسیم خط قرمز یا بلوف سیاسی؟
بخش کلیدی دستورات صادر شده در این دیدار، تأکید بر «پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» و این گزاره است که «زمان و شرایط پایان جنگ را ایران تعیین می‌کند». در ادبیات نظامی جمهوری اسلامی، این نوع ادبیات تلاشی مسبوق به سابقه برای فرار از تله «جنگ فرسایشی» است. حاکمیت پس از ماه‌ها تنش مداوم و آسیب‌پذیری‌های شدید امنیتی، به‌خوبی می‌داند که در یک جنگ کلاسیک با ائتلاف غربی-عبری تاب‌آوری محدودی دارد. از این رو با برجسته‌سازی «پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی» در واقع پیامی هشدارآمیز به بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی می‌دهد که تهران در صورت تکرار ضربات نظامی، به جای انفعال، ناچار به فعال‌سازی شبکه‌های نیابتی و گسترش دامنه بحران به زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی منطقه خواهد بود؛ رویکردی که عملاً کل منطقه را به گروگان می‌گیرد تا هزینه اقدام نظامی علیه بیت رهبری جدید افزایش یابد.


پروپاگاندای تسلیحاتی در آینه فقر
در همین دیدار فرماندهان ارشد ارتش و سپاه گزارش‌هایی از «تولید چندبرابری انواع مهمات و سلاح» به فرمانده کل قوا ارائه داده‌اند اما این درحالی است که واقعیت‌های اقتصاد و سیاست ایران گواهی دیگر می‌دهند. اقتصاد ایران زیر فشار تحریم‌های فلج‌کننده و بحران‌های ساختاری، توان پشتیبانی از یک اقتصاد جنگی را از دست داده است. اشاره رهبر جدید به ضرورت «تلاش بی‌وقفه برای تأمین نیازهای معیشتی و پشتیبانی از نیروهای مسلح» اعترافی ضمنی به بحران فرسودگی بدنه نظامی و انتظامی است. بدیهی است، نظامی که نتواند رفاه و معیشت بدنه خود را در شرایط تورم نجومی تأمین کند، در بلندمدت در حفظ انسجام درونی دچار چالش جدی خواهد شد.
نکته دیگر اینکه، بزرگ‌نمایی توان تسلیحاتی در این بیانیه، کارکردی درون‌گروهی برای حفظ روحیه نیروهای وفادار و شبه‌نظامیان دارد تا در شرایط ریزش‌های احتمالی سیاسی، خود را در موضع قدرت بپندارند.


تهران چه سناریوهای پنهانی در سر دارد؟
دستور به به‌روزرسانی بانک اهداف به‌نحوی که «انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی-صهیونی در تیررس قرار گیرد»، نشان‌دهنده تغییر مقیاس در دکترین تهدید است. مفهوم «دارایی‌های غیرمادی» در ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی معمولاً به منافع سایبری، شبکه‌های دیپلماتیک، خطوط ارتباطی، یا حتی شخصیت‌ها و منافع اقتصادی وابسته به غرب در سطح بین‌المللی اطلاق می‌شود. این بند گویای آن است که حاکمیت جدید در تهران به دنبال گسترش ابزارهای تقابل نامتقارن است؛ چرا که در عرصه رویارویی نظامی، دست بالا با ماشین جنگی پیشرفته ایالات متحده است و تهران ناچار است جنگ را به حوزه‌های غیرمتعارف و خاکستری بکشاند.

جعل «ملت» برای بقای نظام
یکی از پرهزینه‌ترین بخش‌های این پروپاگاندا، ادعای «حضور هشت‌ماهه ملت در میادین و امتدادبخش دفاع مقدس» است که گروه کم‌شمار حامیان حکومت که هنوز به تجمعات شبانه ادامه می‌دهند و بعضا بستر نمایان شدن اختلافات داخلی حاکمیت را نمایان کردند؛ به عنوان «مردم» جا می‌زند. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، این گزاره یک تحریف آشکار و مضحک از واقعیت جامعه ایران است. جامعه‌ای که در عمیق‌ترین شکاف تاریخی با حاکمیت قرار دارد، چگونه می‌تواند حامی دکترین نظامی‌ای باشد که کشور را به لبه پرتگاه جنگ و ویرانی کشانده است؟ تلاش برای پیوند زدن بحران‌های بقای نظام به مفهوم «دفاع ملی» و مقدس پنداری جنگ، پروژه‌ای کهنه‌ است که دیگر برای اکثریت شهروندان ایرانی خریداری ندارد. مردم ایران به‌خوبی می‌دانند که هزینه‌های گزاف این ماجراجویی‌های منطقه‌ای و اصرار بر تداوم تنش با جهان، از سفره، آینده و امنیت آن‌ها کسر می‌شود، نه اینکه سپر دفاعی آن‌ها باشد.
دیدار فرماندهان ارشد با مجتبی خامنه‌ای و خط‌ونشان‌های کشیده شده در این بیانیه، بیش از آنکه نشانگر یک اراده قدرتمند برای پیروزی باشد، «مانور بقا» در آستانه توفانی احتمالی است. نظام سیاسی با عبور از رهبری پیشین به مرحله‌ای جدید، با همان بن‌بست‌های راهبردی روبه‌روست؛ تنش مرگبار خارجی، فروپاشی اقتصادی درون‌مرزی، و شکاف لاعلاج با ملت. تکیه بر ابزار نظامی و تهدید به آشوب منطقه‌ای، تنها راهبردی است که این ساختار برای به تأخیر انداختن فروپاشی نهایی در چنته دارد؛ راهبردی که هرچقدر تهاجمی‌تر شده و با تهدید به ساخت بمب اتمی عجین شود، آسیب‌پذیری ایران را در برابر توفان‌های پیش‌رو عمیق‌تر خواهد کرد.
 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن