فرهاد فربودی
بازار خودرو برای مردم به بازاری تبدیل شده است که در آن نه فروشنده میداند فردا خودرویش را با چه قیمتی باید جایگزین کند و نه خریدار اطمینان دارد رقمی که امروز برای یک خودرو میپردازد، ارزش واقعی آن است. امروز، قیمت خودرو به شدت تحت تاثیر شایعه، نوسان ارز، رفتار دلالان و تصمیمهای لحظهای سیاستگذاران جمهوری اسلامی قرار گرفته است. حالا ممنوعیت اعلام و درج قیمت در پلتفرمهای خرید و فروش خودرو نیز به این ابهام دامن زده و بازار را بیش از گذشته در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده است؛ بازاری که باید شفاف باشد، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری در تاریکی قیمتی و بنبست قیمتگذاری معامله میشود.
اعلام نشدن قیمت در پلتفرمهای خرید و فروش، اگرچه به ادعای مسئولان جمهوری اسلامی با هدف جلوگیری از قیمتسازی و مقابله با رفتارهای هیجانی انجام شده، اما به خودی خود نمیتواند مسئله اصلی بازار خودرو را حل کند. مشکل اصلی جایی است که در اقتصادی گرفتار تورم، کاهش ارزش پول ملی و نوسان شدید هزینههای تولید و واردات، مرجع قابل اتکایی برای تعیین ارزش خودرو وجود ندارد. وقتی قیمت رسمی و قابل استنادی در دسترس خریدار و فروشنده نباشد، تعیین قیمت به فضای غیررسمی منتقل میشود و همین فضای غیررسمی میتواند بیش از پیش در اختیار دلالان قرار گیرد.
در چنین بازاری، افرادی که تعداد قابل توجهی خودرو در اختیار دارند، قدرت بیشتری برای اثرگذاری بر انتظارات بازار پیدا میکنند. درج قیمتهای بالا در ساعات ابتدایی روز، تکرار همان قیمتها در آگهیهای متعدد و ایجاد این تصور که خودرو با قیمتهای جدید در حال معامله است، میتواند انتظارات فروشندگان و خریداران را تغییر دهد. به این ترتیب، حتی اگر معامله واقعی در آن سطح قیمتی انجام نشده باشد، همان عدد میتواند به مبنایی برای قیمتگذاریهای بعدی تبدیل شود. این همان نقطهای است که مرز میان «قیمت» و «قیمتسازی» از بین میرود و بازار به جای آنکه بر مبنای معاملات واقعی حرکت کند، از انتظارات ساختهشده توسط بازیگران پرقدرتتر تبعیت میکند.
مسئله مهمتر این است که چنین رفتارهایی در شرایطی رخ میدهد که نظارت مؤثر و مستمر بر بازار وجود ندارد. اگر نظارت بتواند جلوی قیمتسازی، تبانی و ایجاد التهاب را بگیرد، بازار باید به سمت کشف قیمت واقعی حرکت کند؛ اما تجربه بازارهای مختلف در اقتصاد ایران نشان داده است که حذف یک کانال اعلام قیمت، بدون ایجاد یک سازوکار شفاف و قابل اعتماد برای کشف قیمت، الزاماً به کاهش قیمت منجر نمیشود. حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و فاصله میان قیمتهای واقعی، انتظاری و اعلامی را افزایش دهد.
اظهارات رئیس اتحادیه صنف نمایشگاهداران و فروشندگان خودروی تهران درباره غیرواقعی بودن قیمت خودروها نیز نشانهای از عمق آشفتگی بازار است. وقتی متولی صنفی بازار تأکید میکند قیمتهای کنونی غیرواقعی است و از تلاش برای افزایش نظارت و کاهش قیمتها سخن میگوید، این پرسش مطرح میشود که چرا بازار به نقطهای رسیده است که حتی فعالان رسمی آن نیز نمیتوانند یک قیمت قابل اتکا ارائه کنند؟ بازار خودرو زمانی میتواند به تعادل برسد که قیمت حاصل برخورد واقعی عرضه و تقاضا باشد، نه محصول فضای مبهمی که در آن هر بازیگر میتواند عدد مورد نظر خود را به بازار تحمیل کند.
با این حال، نمیتوان تمام نابسامانی بازار خودرو را به فعالیت دلالان نسبت داد. ریشه بخش مهمی از این آشفتگی به ساختار اقتصاد کلان بازمیگردد. در اقتصادی که نرخ ارز با سرعت تغییر میکند، هزینه واردات قطعات، مواد اولیه و خودروهای وارداتی نیز دستخوش نوسان میشود و فروشنده نمیتواند هزینه جایگزینی کالای خود را با اطمینان محاسبه کند. بنابراین فروشنده واقعی نیز گاهی ترجیح میدهد خودرو را عرضه نکند، زیرا نمیداند پس از فروش، برای خرید خودروی مشابه چه مبلغی باید بپردازد. این رفتار در ظاهر میتواند کمبود عرضه ایجاد کند، اما در واقع نتیجه مستقیم نااطمینانی اقتصادی است.
مفهوم «قیمت جایگزین» در شرایط فعلی اهمیت ویژهای دارد. فروشندهای که امروز خودرویش را میفروشد، در صورتی وارد معامله میشود که مطمئن باشد درآمد حاصل از فروش، امکان خرید خودروی بعدی را برای او فراهم میکند. وقتی قیمتها لحظهای تغییر میکنند، فروشنده ممکن است احساس کند فروش امروز به معنای از دست دادن داراییای است که فردا با هزینه بیشتری باید جایگزین شود. در نتیجه، عرضه کاهش مییابد و همین کاهش عرضه میتواند فشار بیشتری بر قیمتها وارد کند. بنابراین بخشی از افزایش قیمت خودرو، نه از افزایش تقاضای مصرفی، بلکه از ترس فروشندگان نسبت به آینده ناشی میشود.
در سوی دیگر بازار، خریدار نیز با همین نااطمینانی مواجه است.
مصرفکنندهای که برای خرید خودرو به بازار مراجعه میکند، نمیداند آیا قیمت اعلامشده واقعی است یا حاصل موجی از قیمتسازی. اگر خرید کند و قیمتها کاهش یابد، احساس میکند در سقف بازار خرید کرده و زیان دیده است؛ اگر خرید را به تعویق بیندازد و قیمتها افزایش پیدا کند، قدرت خرید خود را بیشتر از دست خواهد داد. چنین وضعیتی باعث میشود تصمیمگیری اقتصادی برای خانوارها دشوار شود و بازار از معاملات واقعی فاصله بگیرد.
مطرح شدن افزایش قیمت بنزین و رسیدن نرخ آن به ۱۰ هزار تومان نیز به این فضای انتظاری دامن زده است. افزایش هزینه استفاده از خودرو، معمولاً بر ارزیابی مصرفکنندگان از انواع مختلف خودرو اثر میگذارد و میتواند تقاضا برای خودروهای کممصرف، برقی و هیبریدی را تغییر دهد. با این حال، افزایش قابل توجه قیمت برخی خودروهای برقی و هیبریدی، در برخی موارد در حد یک تا دو میلیارد تومان، نشان میدهد که بازار بیش از آنکه بر مبنای محاسبات دقیق اقتصادی حرکت کند، تحت تأثیر انتظارات و هیجانات قرار گرفته است. در بازاری با ثبات قیمتی، تغییر هزینه سوخت لزوماً نباید چنین موج شدیدی در قیمت دارایی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، پلتفرمهای خودرویی نیز اعلام کردهاند که به دلیل شرایط هیجانی و نوسانات بازار، امکان بهروزرسانی قیمت خودروها را موقتاً متوقف کردهاند. این تصمیم اگرچه میتواند مانع انتشار برخی قیمتهای غیرواقعی شود، اما پیامد دیگری نیز دارد؛ کاهش دسترسی عمومی به اطلاعات قیمت. وقتی خریدار نتواند قیمتهای پیشنهادی را مقایسه کند و فروشنده نیز مرجع مشخصی برای ارزشگذاری نداشته باشد، فرآیند کشف قیمت دشوارتر میشود. نتیجه میتواند همان وضعیتی باشد که اکنون در بازار مشاهده میشود؛ نمایشگاهداران از قیمتگذاری رسمی خودداری میکنند، معاملات به آینده موکول میشود و بازار در نوعی سکون معاملاتی فرو میرود.
واقعیت این است که بازار خودرو از نبود یک سازوکار شفاف برای کشف قیمت رنج میبرد. حذف قیمت بدون حل ریشههای تورم، بیثباتی ارز، ضعف نظارت و رفتارهای سوداگرانه، صرفاً صورت مسئله را تغییر میدهد. برای بازگشت آرامش به این بازار، باید قیمت از دل معاملات واقعی و رقابتی استخراج شود و امکان دستکاری بازار برای گروههای دارای قدرت مالی کاهش یابد. در غیر این صورت، هر تصمیم مقطعی ممکن است تنها شکل آشفتگی را تغییر دهد.
بازار خودرو زمانی از دست دلالان خارج میشود که اطلاعات برای همه بازیگران به شکل برابر در دسترس باشد، معاملات واقعی مبنای کشف قیمت قرار گیرد و سیاستگذار به جای برخورد مقطعی با نشانههای التهاب، عوامل اقتصادی ایجادکننده آن را هدف قرار دهد. تا زمانی که نرخ ارز بیثبات است، تورم بالاست، قدرت خرید خانوار کاهش یافته و چشمانداز هزینه جایگزینی خودرو روشن نیست، نمیتوان انتظار داشت صرفاً با حذف قیمت از پلتفرمها، بازار به آرامش برسد. شفافیت قیمتی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت با قیمتهای بالا همراه باشد، اما نبود شفافیت، قدرت را بیشتر در اختیار کسانی قرار میدهد که سرمایه و اطلاعات بیشتری دارند. در چنین بازاری، بیش از همه مصرفکننده عادی زیان میبیند؛ همان کسی که نه توان قیمتسازی دارد و نه امکان فرار از پیامدهای آن.