خانه پیشنهاد هم‌وطن مجتبی خامنه‌ای چگونه سپاه را برای جنگ و سرکوب آماده می‌کند؟

فرماندهان جدید، سیاست قدیمی؛

مجتبی خامنه‌ای چگونه سپاه را برای جنگ و سرکوب آماده می‌کند؟

تغییرات اخیر در رأس ساختار نظامی جمهوری اسلامی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از جابه‌جایی‌های فرماندهی دانست.

آوا مهرگانی

تغییرات اخیر در رأس ساختار نظامی جمهوری اسلامی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از جابه‌جایی‌های فرماندهی دانست. کنار هم گذاشتن انتصاب‌ها، ادغام نهادهای موازی و تأکید تازه بر آمادگی تهاجمی، تصویری از ساختاری را ترسیم می‌کند که پس از ضربات سنگین اخیر، در حال بازسازی زنجیره قدرت و وفاداری خود است.

در مرکز این بازآرایی، مجتبی خامنه‌ای قرار دارد؛ رهبری که برای تثبیت موقعیت خود، ظاهراً بیش از گذشته به چهره‌هایی تکیه کرده که سابقه طولانی در امنیت، سرکوب و مدیریت بحران دارند.

انتصاب‌های پیاپی و تحولات در بالاترین سطوح فرماندهی نیروهای مسلح و صدور دستور ادغام نهادهای موازی تصمیم‌گیری جنگی، رونمایی از نقشه راه امنیتی مجتبی خامنه‌ای در دوره تثبیت قدرت است. در شرایطی که ضربات نظامی سنگین در جریان درگیری‌های اخیر و ترور مهره‌های کلیدی – از پاکپور و تنگسیری تا سلیمانی در بسیج و موسوی در ستادکل – ساختار فرماندهی را با خلأ جدی روبه‌رو کرد، رهبر جدید با بازآرایی هرم قدرت و احضار چهره‌های باسابقه امنیتی نشان داد که استراتژی بقا بر دو محور «تمرکز حداکثری فرماندهی» و «بستن کامل فضای داخل با ابزار سرکوب» استوار شده است. این تغییرات ساختاری فراتر از یک جابه‌جایی اداری معمول، اعلام رسمی گذار به یک وضعیت فوق‌العاده پایدار و مهندسی مجدد نهادهای نظامی برای مقابله هم‌زمان با تهدیدات خارجی و بحران‌های داخلی از جمله بحران مشروعیت است.

پشت پرده ادغام ستادکل و قرارگاه خاتم
یکی از برجسته‌ترین بندها در احکام اخیر، مأموریت سرلشکر علی عبداللهی برای پیشبرد ادغام ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء است. این دو نهاد که سال‌ها به عنوان مغز متفکر راهبردی و مرکز هدایت عملیاتی جنگ به موازات یکدیگر عمل می‌کردند، اکنون قرار است در قالب یک ساختار واحد ذوب شوند.

حذف تفکیک میان سیاست‌گذاری کلان نظامی و هدایت میدانی جنگ، پاسخی مستقیم به شکست‌های اطلاعاتی و سردرگمی‌های تاکتیکی در جریان نبردهای اخیر است. سیستم با تجربه ترور فرماندهان ارشد و فلج شدن زنجیره تصمیم‌گیری در ساعات اولیه درگیری‌ها، دریافته که ساختار بوروکراتیک، عریض و طویل و جزیره‌ای گذشته، در جنگ‌های مدرن و پرشتاب نه تنها کارایی ندارد بلکه به نقطه‌ضعفی حیاتی بدل می‌شود. انتصاب علی عبداللهی در رأس این ساختار متمرکز و گماشتن یک سرتیپ ارتشی (کیومرث حیدری) در جایگاه جانشینی او، تلاشی است برای برقراری انضباط آهنین بر تمامی واحدهای ارتش و سپاه زیر یک سقف واحد، تا هرگونه گسست یا ناهماهنگی در زمان بحران به صفر برسد.

پیام انتصاب وحیدی و طائب چیست؟
بررسی چهره‌های برگزیده در این چینش جدید، ماهیت دکترین امنیتی حاکم را آشکار می‌سازد. سپردن فرماندهی کل سپاه پاسداران به احمد وحیدی، معمار نیروی قدس و وزیر کشور سابق، پیام روشنی از یکپارچه‌سازی شیوه‌های سرکوب داخلی با عملیات‌های نامتقارن خارجی مخابره می‌کند. وحیدی مرد اتاق‌های تاریک امنیتی و استراتژیست جنگ‌های ترکیبی است؛ کسی که با تجربه مدیریت میدانی بحران‌های اجتماعی در سال‌های گذشته، خطوط تماس خیابان‌های تهران را به اندازه مرزهای منطقه‌ای می‌شناسد.
تکمیل‌کننده این پازل، بازگشت حسین طائب، رئیس اسبق سازمان اطلاعات سپاه، به رأس فرماندهی سازمان بسیج است. نشاندن چهره‌ای با کارنامه سیاه در پرونده‌سازی، اعتراف‌گیری اجباری و خشونت سازمان‌یافته علیه فعالان مدنی و سیاسی بر صندلی فرماندهی نیروی شبه‌نظامی محلات، ترجمان دقیق همان کلیدواژه‌ای است که نمایندگان مجلس به عنوان «هماهنگی بیشتر با ضلع خیابان» از آن یاد می‌کنند. هدف از این انتصاب، بازسازی شبکه فلج‌شده بسیج، فعال کردن مجدد ماشین سرکوب در محلات و مهار پیش‌دستانه هرگونه خیزش مردمی پس از بحران‌های نظامی است. حاکمیت با چینش توأم وحیدی و طائب نشان داده که خط مقدم بقای خود را به داخل مرزها و کوچه و خیابان‌ها کشانده است.

ترس از ریزش در پادگان‌ها؛ پروژه حفظ وفاداری نیروهای مسلح
تأکید ویژه بر مفاهیمی چون «تأمین معیشت» و «ارتقای بنیه معنوی» در ارزیابی‌های رسمی از این احکام، نشان‌دهنده هراس عمیق هسته سخت قدرت از ریزش بدنه و فرسایش انگیزه در میان کادرهای نظامی است. سال‌ها تحریم، بحران معیشتی، نبردهای فرساینده و تلفات سنگین فرماندهان، روحیه بدنه پایینی نیروهای مسلح را متزلزل کرده است.
حاکمیت اکنون می‌کوشد با وعده امتیازات مالی ویژه و بازتوزیع منابع انحصاری میان پرسنل نظامی، وفاداری ارکان مسلح را در ازای تأمین معیشت تضمین کند. از سوی دیگر، برجسته‌سازی «بنیه معنوی» اسم رمز تصفیه‌های ایدئولوژیک جدید برای شناسایی و حذف نیروهای مردد یا متمایل به نافرمانی در پادگان‌هاست. رژیم به خوبی می‌داند که سلاح‌های مدرن بدون حضور نیروهای وفادار و مطیع، در بزنگاه‌های تاریخی کارایی خود را از دست خواهند داد.

چرا ساختار نظامی تهاجمی‌تر می‌شود؟
کلیدواژه «تهاجمی‌تر کردن ساختار» و تأکید صریح بر «آمادگی برای عملیات‌های تهاجمی» در احکام صادرشده، نمایانگر اصرار بر تداوم دکترین بحران‌سازی و گریز از پذیرش موازنه‌های واقعی است. هسته فرماندهی جدید تصور می‌کند با اتخاذ موضع تهاجمی و بازیابی ابزارهای نامتقارن، می‌تواند طرف‌های مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند.
اما این آرایش تازه، شکاف عمیقی با واقعیت‌های صحنه دارد. ساختار نظامی بازسازی‌شده با بحران عمیق نفوذ اطلاعاتی، فرسودگی زیرساخت‌ها، گسل‌های حاد اقتصادی و مهم‌تر از همه، بی‌اعتمادی و انزجار عمیق عمومی در داخل کشور روبه‌روست. تبدیل سپاه به یک تشکیلات کاملاً امنیتی-تهاجمی و تکیه بر نیروهای بدنام سرکوب، نشان از آن دارد که حاکمیت تمام پل‌های پشت سر خود را برای هرگونه اصلاح یا مدارا تخریب کرده است. این بازآرایی هرم قدرت، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بازتابی از انقباض کامل، انزوای استراتژیک و آمادگی رژیم برای ورود به آخرین فاز رویارویی با جامعه و نظام بین‌الملل است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن