خانه پیشنهاد هم‌وطن نرخ ۸۷ هزار تومانی؛ تست حساسیت یا تیر خلاص به معیشت؟

بازی خطرناک دولت با سهمیه‌ها برای عبور از کابوس آبان ۹۸

نرخ ۸۷ هزار تومانی؛ تست حساسیت یا تیر خلاص به معیشت؟

انتشار خبر بهت‌آور عرضه بنزین با نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در استان کرمان، نه یک اشتباه سهوی رسانه‌ای، که پرده‌برداری از واقعیتی است که جمهوری اسلامی ماه‌هاست زیر لوای «مدیریت ناترازی» و «اصلاح الگوی مصرف» پنهان کرده است.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- بیژن پویان

انتشار خبر بهت‌آور عرضه بنزین با نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در استان کرمان، نه یک اشتباه سهوی رسانه‌ای، که پرده‌برداری از واقعیتی است که جمهوری اسلامی ماه‌هاست زیر لوای «مدیریت ناترازی» و «اصلاح الگوی مصرف» پنهان کرده است. اگرچه خبرگزاری‌های دولتی تنها ساعاتی پس از انتشار اظهارات علی‌اصغر ذاکری‌هرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان، سراسیمه به میدان آمدند تا این خبر را تکذیب و روند عرضه را «متوقف» اعلام کنند، اما پیام این عدد نجومی به عمق جامعه مخابره شد. ذاکری‌هرندی اعلام کرده بود: «عرضه بنزین بدون یارانه با نرخ تمام‌شده پالایشگاهی از بامداد پنجشنبه در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان کرمان آغاز می‌شود.» این عقب‌نشینی تاکتیکی، بیش از آنکه خبر لغو طرح باشد، بیانگر ترس عمیق هسته سخت قدرت از تکرار اعتراضات خونین آبان ۹۸ است. حاکمیت اکنون در میانه یک محاصره دریایی و ارزی که خود محصول ماجراجویی‌های منطقه‌ای است، به استراتژی «تست حساسیت» روی آورده تا با پرتاب اعداد درشت به فضای رسانه‌ای، اذهان عمومی را برای پذیرش قیمتی که زندگی میلیون‌ها ایرانی را به نابودی می‌کشاند، آماده کند.
 
از رجزخوانی در بهارستان تا محاصره در خلیج فارس
بحران کنونی سوخت در ایران را نمی‌توان بدون بازخوانی تقابل‌های کلامی و ایدئولوژیک ماه‌های اخیر تحلیل کرد. در حالی که محمدباقر قالیباف در ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ با لحنی پیروزمندانه و متکبرانه خطاب به مردم آمریکا مدعی شده بود که «دلتان برای قیمت فعلی بنزین تنگ می‌شود»، اکنون این شهروندان ایرانی هستند که با حسرت به بنزین ۳ و ۵ هزار تومانی می‌نگرند. این تناقض مضحک زمانی تکمیل شد که دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا نیز در متنی که در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرده در رابطه با قیمت بنزین در ایران نوشت:« از قیمت فعلی بنزین لذت ببرید. با آنچه محاصره نامیده می‌شود، به زودی دلتان برای بنزین ۳ تا ۵ هزار تومانی تنگ خواهد شد.» ایالات متحده این بار جمهوری اسلامی را در منگنه محاصره قرار داده است و اثرات آن رفته رفته در حال آشکار شدن است.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی اکنون در تله‌ای گرفتار شده که خود با اصرار بر تنش‌زایی ساخته است. مسعود پزشکیان با اعتراف به اینکه «در شرایط محاصره قرار داریم و نمی‌توانیم بنزین وارد کنیم»، عملاً شکست سیاست‌های تقابلی را امضا کرد. در حالی که دستگاه تبلیغاتی نظام با حضور کارشناسانی چون خانعلی‌زاده در صداوسیما مدعی است «افزایش قیمت بنزین در آمریکا ممکن است آمریکایی‌ها را بی‌خانمان کند»، سکوت سنگین آن‌ها در برابر بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان، اوج وقاحت رسانه‌ای را نشان می‌دهد. رژیم تهران در حالی که میلیاردها دلار را صرف تجهیز گروه‌های نیابتی و پروژه‌های موشکی در منطقه می‌کند، اکنون برای تأمین سوخت اولیه شهروندانش به زانو درآمده و هزینه این ناتوانی را مستقیم از جیب مردمی می‌پردازد که زیر بار تورم ۸۸ درصدی استخوان‌هایشان خرد شده است. این تضاد میان «ادعای ابرقدرتی» و «عجز در تأمین سوخت»، بزرگترین ضربه را به مشروعیت باقی‌مانده نظام وارد کرده است.
 
بازی خطرناک با سهمیه‌ها برای فرار از «آبان» دیگر
تحلیلگران سیاسی و اقتصادی بر این باورند که طرح موسوم به «سقاب» که در کمیسیون اقتصادی دولت به تصویب رسیده، نقشه راهی برای حذف تدریجی یارانه‌ها بدون برانگیختن خشم آنی توده‌هاست. دولت با ایجاد یک نظام چندنرخی و گیج‌کننده (۱۵۰۰، ۳۰۰۰، ۵۰۰۰ و نرخ چهارم ۸۷ هزار تومانی)، در تلاش است تا مفهوم «بنزین ارزان» را به کلی از ادبیات اقتصادی حذف کند. به گزارش «زومان»، منطق دولت این است که حمایت از سطح پایه حفظ شود اما مصرف مازاد با قیمت واقعی عرضه گردد. اما پرسش اساسی اینجاست که در اقتصادی با خودروهای پرمصرف داخلی و حمل‌ونقل عمومی ویران، راننده ایرانی چه انتخابی دارد؟
بهنام صمدی، خبرنگار اقتصادی، با انتقاد از این رویکرد یک‌جانبه تأکید کرد: «اگر قرار است مردم بنزین را با قیمت تمام‌شده خریداری کنند، باید امکان خرید خودرو با قیمت‌های جهانی نیز فراهم باشد.» جمهوری اسلامی با مسدود کردن واردات خودرو و تحمیل «ارابه‌های مرگ» تولید داخل به مردم، عملاً راه هرگونه صرفه‌جویی را بسته است. این نحوه خبررسانی قطره‌چکانی و تکذیب‌های مصلحتی، دقیقاً مشابه روزهای پیش از آبان ۹۸ است؛ با این تفاوت که این بار جامعه ایران نه در آستانه اعتراض، بلکه در وضعیت انفجار قرار دارد. بنزین ۸۷ هزار تومانی در این بشکه باروت، نه یک عدد اقتصادی، که یک فتیله مشتعل است. حاکمیت با بازی در زمین سهمیه‌ها، در واقع در حال خریدن زمان است، اما زمانی که به قیمت نابودی معیشت عمومی تمام می‌شود.

هزینه جنگ بر دوش رانندگان و معیشت مردم
بررسی دقیق آمارهای ۲۰ سال گذشته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی هرگز به دنبال اصلاح پایدار در بخش انرژی نبوده است. از سال ۱۳۸۵ تاکنون، هر شوک قیمتی تنها مسکنی موقت بوده که با تورم سالانه اثر خود را از دست داده است. در سال ۱۴۰۵، در حالی که تولید روزانه بنزین حدود ۱۱۵ میلیون لیتر است، مصرف به رقم سرسام‌آور ۱۲۹ میلیون لیتر رسیده است. این شکاف ۱۴ میلیون لیتری، که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۱۴۰۸ به ۳۰ میلیون لیتر برسد، محصول مستقیم فرسودگی پالایشگاه‌ها و نبود سرمایه‌گذاری خارجی به دلیل تحریم‌هاست.
 
در حالی که دولت مدعی است ارزی برای واردات بنزین ندارد، هزینه‌های سرسام‌آور «ماجراجویی‌های منطقه‌ای» و جنگ‌های نیابتی همچنان در صدر اولویت‌های بودجه‌ای قرار دارد. جمهوری اسلامی به جای بازسازی زیرساخت‌های انرژی که مستقیماً بر معیشت مردم اثر دارد، منابع ملی را در تنور تنش‌هایی می‌ریزد که تنها نتیجه‌اش محاصره دریایی و بسته شدن مسیرهای تجاری بوده است. صف‌های طولانی در مازندران و محدودیت عرضه ۱۰ لیتری در جایگاه‌ها، نمادی از کشوری است که مدعی «ابرقدرت» بودن است اما در تأمین ابتدایی‌ترین نیاز شهروندانش درمانده است. این ناترازی، بیش از آنکه فنی باشد، سیاسی است؛ نتیجه مستقیم ترجیح «بقا در خارج» به «رفاه در داخل».
 
چرا ۸۷ هزار تومان؟

انتخاب رقم ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان تصادفی نیست. این رقم که از آن به عنوان «نرخ تمام‌شده پالایشگاهی» یاد می‌شود، پیامی به جامعه است که دوران انرژی ارزان به پایان رسیده است. اما دولت در محاسبات خود یک فاکتور کلیدی را نادیده گرفته است: «کارایی تولید». اگر پالایشگاه‌های ایران با تکنولوژی دهه‌های گذشته اداره نمی‌شدند و اگر فساد سیستماتیک در بدنه وزارت نفت وجود نداشت، هزینه تمام‌شده هرگز به این رقم نمی‌رسید. دولت می‌خواهد هزینه بی‌کفایتی مدیریتی و تکنولوژیک خود را از جیب مصرف‌کننده‌ای بگیرد که خود قربانی این سیستم است.
از سوی دیگر، این افزایش قیمت در حالی مطرح می‌شود که زیرساخت‌های جایگزین مانند حمل‌ونقل ریلی و عمومی در بدترین وضعیت خود در دهه‌های اخیر قرار دارند. در شهرهایی مثل کرمان یا استان‌های شمالی، خودرو شخصی نه یک کالای لوکس، بلکه تنها وسیله برای بقا و اشتغال است. وقتی قیمت سوخت ۱۰ برابر می‌شود بدون آنکه درآمدها تغییری کند، نتیجه‌ای جز سقوط بخش بزرگی از طبقه متوسط به زیر خط فقر مطلق نخواهد داشت. این همان «بمب داخل بشکه باروت» است که تحلیلگران نسبت به آن هشدار می‌دهند.
 
وقتی «قله» به دره تبدیل می‌شود
گزارش‌های میدانی از سراسر کشور حاکی از آن است که بحران سوخت وارد فاز جدیدی شده است. در مازندران، رانندگان برای دریافت تنها ۱۰ لیتر بنزین باید نیمی از روز خود را در صف سپری کنند. در بوشهر و هرمزگان، وضعیت به مراتب وخیم‌تر است و گرمای ۵۰ درجه، تحمل صف‌های طولانی را غیرممکن کرده است. این وضعیت، تصویری روشن از فروپاشی سیستمی است که در آن صداوسیما افزایش نیم‌سنتی قیمت در آمریکا را «نشانه فروپاشی غرب» می‌نامد، اما افزایش ۱۰ برابری و نایاب شدن بنزین در ایران را «نزدیک شدن به قله‌های افتخار» توصیف می‌کند.
 
واقعیت غیرقابل انکار این است که بنزین ۸۷ هزار تومانی، چه امروز در کرمان تثبیت شود و چه به عنوان یک طرح آزمایشی به دلیل ترس از اعتراضات کنار گذاشته شود، نشان‌دهنده بن‌بست کامل استراتژیک جمهوری اسلامی است. حاکمیت میان دو گزینه «ورشکستگی مطلق مالی» و «رویارویی مستقیم با خشم مردم» گرفتار شده است. انتخاب گزینه افزایش قیمت، در حالی که هیچ افق روشنی برای بهبود روابط بین‌المللی و رفع محاصره وجود ندارد، تنها به معنای تسریع روند فروپاشی داخلی است.
 
مردمی که شاهد غارت ثروت‌های ملی در پروژه‌های ایدئولوژیک و تسلیحاتی هستند، دیگر حاضر به پذیرش استدلال‌های دولت درباره «عدالت در توزیع یارانه» نیستند. آن‌ها می‌بینند که چگونه بنزین تولید داخل به دلیل سیاست‌های جنگ‌طلبانه نایاب شده و حالا باید به قیمت خون پدرشان آن را خریداری کنند. بنزین ۸۷ هزار تومانی، آخرین پرده از نمایش «اقتدار پوشالی» نظامی است که در بیرون مرزها رجز می‌خواند و در داخل، نان و سوخت را از سفره مردم می‌رباید. وضعیت این روزهای ایران بازتاب صدای جامعه‌ای است که دیگر نه تهدیدهای ترامپ را جنگ روانی می‌داند و نه تکذیب‌های دولت را باور می‌کند؛ جامعه‌ای که به خوبی می‌فهمد قله‌ای در کار نیست و آنچه حاکمیت «پیشرفت» می‌نامد، سقوطی آزاد به اعماق یک فاجعه تاریخی است. جمهوری اسلامی با این قمار بزرگ، عملاً فتیله انفجاری را روشن کرده است که خاموش کردن آن با هیچ تکذیبیه یا سرکوبی میسر نخواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن