آوا مهرگانی
آنچه ماهها از سوی رسانههای حکومتی در تهران به عنوان «فیکنیوز» و «شایعهسازی رسانههای معاند» بایکوت یا تکذیب میشد،حالا از درون بدنه همان حاکمیت و از زبان یکی از وفادارترین نمایندگان جریان رادیکال به بیرون درز کرده است. اظهارات اخیر منان رئیسی، نماینده قم در مجلس، درباره جزئیات پشتپرده جلسات شورای عالی امنیت ملی (شعام)، فراتر از یک افشاگری سنتی، سندی عینی و غیرقابلانکار از کوه یخ بحرانی است که ساختار سیاسی ایران را در برگرفته است؛ واقعیت جدی و مکرر استعفای رئیس جمهور.
بررسی دقیق کدهای ارائهشده در این اظهارات نشان میدهد که صندلی ریاستجمهوری در پاستور، نه تنها بیثبات است، بلکه به گروگان ساختاری بدل شده که در آن، رئیس دولت برای پیشبرد ابتداییترین تصمیمات حاکمیتی، راهی جز قمار با آخرین برگ برنده خود یعنی «کنارهگیری و ایجاد خلاء سیاسی» ندارد.در طول یک سال گذشته، هرگاه گزارشهایی از بنبست سیاسی پاستور و نامهنگاریهای مسعود پزشکیان برای استعفا منتشر شد، دستگاه تبلیغاتی دولت و رسانههای رسمی با سراسیمگی به میدان آمدند تا فضا را آرام جلوه دهند. امامنان رئیسی خط بطلانی بر این انکارها کشید. او با صراحت از «تهدید فرماندهان نظامی توسط یک شخصیت خیلی مهم» سخن گفت و اعلام کرد که این فرد، نظامیان ارشد کشور را سر یک دوراهی مهم قرار داده و گفته «یا توافق با آمریکا را امضا کنید، یا من ول میکنم و میروم!».این اعتراف آشکار میکند که شایعه استعفای پزشکیان که پیشتر به دلیل اعتراض او به «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» و خارج شدن دولت از فرآیند تصمیمگیریهای حیاتی رسانهای شده بود، کاملاً صحت داشته است.
دولت پزشکیان عملاً در چنان بنبست اجرایی و سیاسی محصور شده بوده که برای جابهجا کردن یک خط از سیاست خارجی، ناچار به تهدید به فروپاشی کل ساختار اجرایی کشور شده است. تفاهمنامه اضطراری؛ مذاکره با قالیباف، امضا با پزشکیان برای کالبدشکافی این بحران، باید به بستر امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا نگاه کرد. ساختار قدرت در تهران، حتی در آستانه یک تصمیم حیاتی،حاضر به تفویض اختیار کامل به دولت منتخب نشد؛ از همین رو محمد باقر قالیباف به عنوان مهره مورد اعتماد هسته سخت قدرت، مسئولیت اصلی مذاکرات را بر عهده گرفت. با این حال، سند نهایی در نهایت با امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ رسمیت یافت.آنطور که مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند، از میان اعضای بلندپایه شعام، تنها یک نفر به صورت مطلق با این توافق مخالفت میکرد.
گمانهزنیهای رسانهای نیز فوراً انگشت اشاره را به سمت سعید جلیلی نشانه رفتند. اظهارات منان رئیسی ثابت میکند که در آن جو مسموم و در تقابل با کارشکنی پایداریچیها وتندروهای منجمد در شعام، پزشکیان تنها راه عبور از سد مخالفتها را در اعلام استعفای خود دیده است؛ استراتژی خطرناکی که نشان دهنده دست خالی رئیسجمهور در ساختار تصمیمگیری کلان کشور است.«علیالاصول»؛ برگی که از دفتر رهبری رو شد تایید نهایی این بحران عمیق، مدتی بعد در پیام رسمی مجتبی خامنهای آشکار شد. رهبر جمهوری اسلامی در موضعگیری خود صراحتاً از عبارت «علیالاصول نظردیگری داشتم» استفاده کرد و افزود که صرفاً به خاطر نظر رئیسجمهور و مصوبه شورای عالی امنیت ملی با این توافق موافقت کرده است.این جمله که جریانهای تندرو در روزهای اخیر از آن به عنوان چماقی علیه دولت استفاده میکنند و حتی در نشستهای خواستار لغو توافق میشوند، درواقع اعتراف رسمی به این واقعیت است که هسته سخت قدرت تمایلی به این بازگشت دیپلماتیک نداشت، اما ارزیابی فرماندهان نظامی از خطر سقوط دولت، انشقاق شدید اجتماعی در کفخیابانها و هراس از ایجاد یک «خلاء سیاسی» در شرایط ملتهب منطقه، کل حاکمیت راناچار به عقبنشینی و تن دادن به خواست دولت کرده است. چنانکه نماینده قم ادعا میکند فرماندهان نظامی بین «بد وبدتر»، گزینه بد (یعنی توافق) را انتخاب کردند تا کشور دچار خلاء سیاسی نشود. این یعنی مشروعیت و ثبات سیاسی نظام، به مویی بند است که با یک استعفا پاره میشود.
فرماندهان مظلوم یا حاکمان واقعی؟بخش بسیار کلیدی و در عین حال طنزآمیز سخنان منان رئیسی،مظلومنمایی برای نظامیان ارشد و متهم کردن مسئولان دولتی به خیانت است. او مدعی است که نظامیان ایران باید هم زمان با دشمن خارجی بجنگند و با «مسئولین خیانت کار داخلی مدارا کنند».این ادبیات ستیزه جو، ماهیت واقعی بحران در تهران را برملامیکند. در کشوری که یک نماینده مجلس به خود اجازه میدهد رئیسجمهور مستقر و منتخب را «خیانتکار» بنامد و فرماندهان سپاه را در موضع مظلومیت بنشاند، مشخص استکه موازنه قدرت به کدام سو سنگینی میکند.
این سخنان تایید میکند که نهادهای انتخابی در ایران عملاً به پوششی برای تصمیمات نهادهای انتصابی و نظامی تبدیل شدهاند و هر زمان که رئیسجمهور بخواهد فراتر از این چارچوب عمل کند، با برچسب خیانت مواجه میشود.اظهارات نماینده قم ثابت کرد که ماجرای استعفای پزشکیان نه یک شایعه رسانهای، بلکه یک اهرم فشار واقعی و روزمره در دستان اوست.این وضعیت نشان میدهد که مسعود پزشکیان بر روی گسلی ازدو قطبیهای شدید نظامی-سیاسی حرکت میکند و حاکمیت تن به توافقی داده که به آن باور ندارد و دولت نیز برای بقای خود، مدام باید انتحار سیاسی (تهدید به استعفا)کند. بدیهی است که این مدل از کشورداری، پایدار نخواهد بود و ساختاری که ثباتش به تهدید فرار رئیس جمهورش گره خورده باشد، پیش از آنکه از خارج تهدید شود، از درون در حال فروپاشی است.