خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن شرایط معیشتی سخت مردم را بررسی می‌کند: تورم لجام گسیخته، فروپاشی اقتصادی و در نهایت سقوط به تاریکی

هموطن شرایط معیشتی سخت مردم را بررسی می‌کند: تورم لجام گسیخته، فروپاشی اقتصادی و در نهایت سقوط به تاریکی

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: در حالی که آتش‌بس شکننده‌ای پس از ۴۰ روز جنگ ویرانگر میان جمهوری اسلامی و ائتلاف آمریکا – اسرائیل برقرار است، اقتصاد ایران زیر بار تورم بی‌سابقه در حال کمر خم کردن است. گزارش مرکز آمار ایران برای فروردین ۱۴۰۵ نشان می‌دهد نرخ تورم سالانه به ۵۳.۷ درصد رسیده که بالاترین سطح ثبت‌شده در سال‌های اخیر است. تورم نقطه‌به‌نقطه نیز با عبور از ۷۳.۵ درصد، فشار روزمره بر خانوارها را به سطوحی غیرقابل تحمل رسانده است. این ارقام نه صرفا ادامه روندهای پیشین، بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های مخرب رژیم جمهوری اسلامی و عواقب جنگ خودخواسته بر اقتصاد تحریم‌زده است. تورم ماهانه فروردین با حدود ۵ تا ۷ درصد آغاز شد و برخی اقلام اساسی خوراکی تورم نقطه‌ای بیش از ۲۰۰ درصد، و در مواردی مانند روغن جامد حتی فراتر از ۳۷۵ درصد را ثبت کردند. تورم مواد غذایی به طور کلی به ۱۱۵ درصد رسیده و بخش دخانیات با ۳۰.۷ درصد افزایش ماهانه، رکورد زده است. این آمارها تداوم مسیر صعودی تورم در سال ۱۴۰۵ را تأیید می‌کنند و نشان می‌دهند که حتی در شرایط آتش‌بس موقت، اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد است. به طور قطع این بحران تورمی ریشه در ماهیت جمهوری اسلامی دارد: فساد ساختاری، مدیریت ناکارآمد، اولویت دادن به ایدئولوژی بر رفاه مردم، و ماجراجویی‌های خارجی که کشور را به جنگ کشاند.

دهه‌ها سیاست‌های غلط هسته‌ای، حمایت از گروه‌های نیابتی و مقاومت در برابر تحریم‌ها، اقتصاد را به نقطه‌ای رساند که حتی کوچک‌ترین شوک خارجی آن را ویران کند. جنگ ۴۰ روزه با تخریب زیرساخت‌ها، اختلال در صادرات نفت، مسدود شدن مسیرهای تجاری و افزایش هزینه‌های بازسازی، کاتالیزور نهایی این انفجار تورمی بود. جمهوری اسلامی که همیشه تورم را به «دشمن خارجی» نسبت می‌داد، اکنون نمی‌تواند واقعیت را کتمان کند: این فاجعه محصول تصمیمات خودشان است.

در ماه‌های پیش از جنگ، اقتصاد ایران با تورم مزمن، سقوط ارزش ریال و کمبودهای مزمن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. اما درگیری مستقیم با قدرت‌های بزرگ، زنجیره تأمین را مختل کرد، قیمت ارز را به سطوح بی‌سابقه‌ای برد و انتظارات تورمی را به اوج رساند. حتی در آتش‌بس شکننده فعلی، عدم اطمینان سیاسی مانع هرگونه سرمایه‌گذاری یا بازگشت اعتماد شده است. تولیدکنندگان با هزینه‌های سرسام‌آور مواد اولیه مواجه‌اند، مصرف‌کنندگان قدرت خریدشان را از دست داده‌اند و طبقه متوسط به سرعت به سمت فقر مطلق حرکت می‌کند. گزارش‌ها از صف‌های طولانی نانوایی، خالی شدن قفسه‌های فروشگاه‌ها و اعتراضات پراکنده حکایت دارند – نشانه‌هایی که رژیم با سرکوب سعی در کنترل آن دارد، اما ریشه‌های اقتصادی را حل نمی‌کند.

این تورم فراتر از یک شاخص اقتصادی است؛ و یک سلاح سیاسی علیه مشروعیت رژیم به شمار می‌رود. وقتی خانواده‌ای برای خرید روغن، برنج یا گوشت باید دو یا سه برابر سال قبل هزینه کند، وقتی حقوق‌های ثابت کارمندان و کارگران در برابر این موج ویرانگر ذره‌ای ارزش ندارند، خشم اجتماعی انباشته می‌شود. نهادهای حاکمیتی با چاپ پول بدون پشتوانه، افزایش نقدینگی و تخصیص منابع به نهادهای نظامی – امنیتی به جای تولید و خدمات اجتماعی، این بحران را تشدید کرده است. وعده‌های تکراری «اقتصاد مقاومتی» و «شکوفایی پس از تحریم» اکنون به تمسخر تبدیل شده‌اند. در شرایط پساجنگ، حتی اگر آتش‌بس تمدید شود، بازسازی نیاز به میلیاردها دلار سرمایه خارجی دارد که به دلیل عدم اعتماد بین‌المللی و ادامه سیاست‌های تقابلی رژیم، دست‌نیافتنی است.

تحلیلگران مستقل هشدار می‌دهند که در سناریوی بدبینانه – تداوم «نه جنگ، نه صلح» – تورم سه‌رقمی در راه است. اقتصاد ایران در حال کوچک شدن است، تولید ناخالص داخلی منفی شده و ریال در بازار سیاه سقوط آزاد دارد. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که کارشناسان مستقل سال‌ها پیش‌بینی می‌کردند: جمهوری اسلامی با تکیه بر سرکوب و نفت، نمی‌تواند شوک‌های بزرگ را تاب بیاورد. جنگ ۴۰ روزه نه تنها خسارات مستقیم وارد کرد، بلکه فرصت هرگونه اصلاح اقتصادی را از بین برد. در نتیجه، جمهوری اسلامی در آستانه یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. تورم لگام‌گسیخته، همراه با نارضایتی گسترده مردمی، فساد نخبگان و انزوای بین‌المللی، زمینه را برای فروپاشی داخلی فراهم می‌کند. تاریخ نشان داده رژیم‌هایی که نتوانسته‌اند معیشت مردم را تأمین کنند، حتی با وجود سرکوب، دوام نمی‌آورند. آتش‌بس شکننده امروز ممکن است فردا به تنش‌های جدید منجر شود، اما حتی در بهترین حالت، اقتصاد زخم‌خورده ایران اجازه نخواهد داد رژیم به ثبات برسد. مردم ایران، خسته از فقر، تورم و وعده‌های توخالی، بیش از پیش به تغییر اساسی فکر می‌کنند.

سرنوشت ایران، در غیاب اصلاحات واقعی و تن دادن به خواست مردم، سقوط تدریجی یا ناگهانی خواهد بود – سقوطی که تورم ۵۳.۷ درصدی امروز، فقط یکی از نشانه‌های اولیه آن است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن