خانه جامعه آیا در بحران اخیر، مردان جای زنان را در بازار کار ایران گرفتند؟

هموطن بررسی می‌کند؛

آیا در بحران اخیر، مردان جای زنان را در بازار کار ایران گرفتند؟

بازار کار ایران در حالی وارد دوره‌ای از بحران اقتصادی، نااطمینانی و فشار معیشتی شده که شکاف جنسیتی در آن از قبل نیز عمیق بوده است.

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق

بازار کار ایران در حالی وارد دوره‌ای از بحران اقتصادی، نااطمینانی و فشار معیشتی شده که شکاف جنسیتی در آن از قبل نیز عمیق بوده است. تازه‌ترین داده‌های رسمی نشان می‌دهد در بهار ۱۴۰۳ نرخ مشارکت اقتصادی زنان تنها ۱۴.۳ درصد بوده؛ رقمی که در مقایسه با مشارکت ۶۸.۳ درصدی مردان، تصویری روشن از حذف گسترده زنان از چرخه فعالیت اقتصادی ارائه می‌دهد. نرخ اشتغال زنان نیز به ۱۲.۱ درصد رسیده، در حالی که این شاخص برای مردان ۶۴ درصد ثبت شده است. همزمان نرخ بیکاری زنان با ۱۵ درصد، بیش از دو برابر نرخ بیکاری ۶.۲ درصدی مردان بوده است. این ارقام نشان می‌دهد زنان در برابر شوک‌های اقتصادی اخیر بسیار آسیب‌پذیرتر بوده‌اند، اما آیا این به معنای آن است که مردان عملاً جای زنان را در بازار کار گرفته‌اند؟

واقعیت این است که بازار کار ایران حتی پیش از بحران‌های اخیر نیز بر پایه نوعی نابرابری ساختاری شکل گرفته بود. زنان نه‌تنها سهم بسیار کمتری از اشتغال رسمی داشتند، بلکه حضورشان عمدتاً در بخش‌هایی متمرکز بود که از امنیت شغلی پایین‌تر، قراردادهای موقت‌تر و حمایت بیمه‌ای ضعیف‌تری برخوردارند. بخش خدمات، فروش آنلاین، آموزش خصوصی، تولید خانگی، مشاغل پلتفرمی و فعالیت‌های پروژه‌ای از جمله حوزه‌هایی هستند که سهم بالایی از اشتغال زنان را در خود جای داده‌اند؛ حوزه‌هایی که در هر بحران اقتصادی نخستین قربانی کاهش تقاضا و افت سرمایه‌گذاری می‌شوند.

در چنین شرایطی، طبیعی است که زنان سریع‌تر از بازار کار حذف شوند. کارفرماها در دوره‌های رکود معمولاً ابتدا نیروهایی را کنار می‌گذارند که قراردادهای ضعیف‌تر، دستمزد پایین‌تر و قدرت چانه‌زنی کمتری دارند. در اقتصاد ایران این موقعیت اغلب به زنان تعلق دارد. بنابراین بخش مهمی از افزایش فشار بر اشتغال زنان، نه محصول یک سیاست رسمی، بلکه نتیجه مستقیم ساختار نابرابر بازار کار و شدت گرفتن بحران اقتصادی است.

با این حال، در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی، این تصور تقویت شده که مردان عملاً جای زنان را در بسیاری از مشاغل گرفته‌اند. این برداشت بی‌دلیل نیست. هنگامی که بحران معیشتی عمیق‌تر می‌شود، مردان نیز برای حفظ درآمد خانوار ناچارند وارد مشاغلی شوند که پیش‌تر کمتر به آن‌ها تمایل داشتند؛ از مشاغل خدماتی و فروش آنلاین گرفته تا کارهای پروژه‌ای و پلتفرمی. در نتیجه رقابت بر سر مشاغل کم‌ثبات و کم‌درآمد شدیدتر می‌شود و حضور بیشتر مردان در این حوزه‌ها می‌تواند این تصور را ایجاد کند که زنان کنار زده شده‌اند.

اما از نظر آماری هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که یک «جایگزینی مستقیم» رخ داده است. برای اثبات چنین ادعایی باید داده‌های جزئی‌تری وجود داشته باشد؛ داده‌هایی که نشان دهد چه تعداد زن از یک موقعیت شغلی خارج شده‌اند، چه تعداد مرد در همان موقعیت استخدام شده‌اند و این جابه‌جایی دقیقاً در چه بخش‌هایی اتفاق افتاده است. آمارهای عمومی منتشرشده فعلاً چنین جزئیاتی را ارائه نمی‌کنند. به همین دلیل، گزاره دقیق‌تر این است که زنان بیش از مردان از بازار کار رانده شده‌اند، نه اینکه لزوماً مردان به‌طور سازمان‌یافته جای آنان را گرفته باشند.

نکته مهم دیگر این است که بحران اشتغال فقط در نرخ بیکاری خلاصه نمی‌شود. بسیاری از زنانی که همچنان شاغل محسوب می‌شوند، با کاهش درآمد، افت ساعت کاری، قراردادهای کوتاه‌مدت‌تر و ناامنی شغلی بیشتری مواجه شده‌اند. بخشی از فشار اقتصادی دقیقاً در همین نقطه پنهان می‌شود؛ جایی که فرد هنوز «شاغل» است اما کیفیت اشتغال او به‌شدت سقوط کرده است. زنان در این وضعیت آسیب‌پذیرترند، زیرا سهم بیشتری در مشاغل غیررسمی دارند و در بسیاری از خانواده‌ها همچنان درآمد آن‌ها به‌عنوان درآمد دوم تلقی می‌شود؛ موضوعی که احتمال حذف آنان از بازار کار را در دوره‌های بحران افزایش می‌دهد.

در فضای پرتنش اقتصادی و سیاسی، نااطمینانی مستقیماً بر بازار کار اثر می‌گذارد. هرچه سرمایه‌گذاری کمتر و آینده مبهم‌تر شود، بنگاه‌ها محافظه‌کارتر عمل می‌کنند و نخستین بخش‌هایی که کوچک می‌شوند، مشاغل موقت و کم‌ثبات‌اند؛ همان حوزه‌هایی که زنان حضور پررنگ‌تری در آن دارند. به همین دلیل، حتی اگر داده‌های رسمی هنوز امکان اثبات «جایگزینی مستقیم» را فراهم نکند، روند کلی بازار نشان می‌دهد فشار بحران بر زنان بسیار سنگین‌تر بوده است.

در نهایت، مسئله اصلی شاید اصلاً «جایگزینی مردان به‌جای زنان» نباشد، بلکه عمیق‌تر شدن شکاف جنسیتی در بازاری باشد که پیش از بحران هم برابر نبود. داده‌های موجود نشان می‌دهد زنان بیش از مردان از چرخه اشتغال حذف شده‌اند، نرخ بیکاری بالاتری را تجربه می‌کنند و امنیت شغلی پایین‌تری دارند.

اما تبدیل این وضعیت به ادعای قطعیِ «گرفتن جای زنان توسط مردان» هنوز فراتر از چیزی است که آمار رسمی بتواند ثابت کند. آنچه فعلاً با اطمینان می‌توان گفت این است که بحران اقتصادی اخیر، زنان را بیش از مردان تحت فشار قرار داده و رقابت بر سر مشاغل کم‌ثبات را شدیدتر کرده است؛ وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند شکاف جنسیتی بازار کار ایران را عمیق‌تر و پایدارتر از گذشته کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن