گروه سیاسی / ماهور ایرانی: در ۲۴ ساعت اخیر، فضای سیاسی و امنیتی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا وارد مرحلهای بسیار حساس شده؛ مرحلهای که نه میتوان آن را «صلح پایدار» نامید و نه هنوز «جنگ تمامعیار». آنچه اکنون در جریان است، یک آتشبس شکننده همراه با مذاکرات فشرده پشتپرده است؛ وضعیتی که همزمان خطر فروپاشی کامل و تبدیل شدن به جنگ مستقیم منطقهای را نیز در خود دارد. طبق گزارشهای منتشرشده در رسانههای منطقهای و بینالمللی، از جمله رویترز و منابع نزدیک به مذاکرات، طی ساعات اخیر رایزنیهایی با میانجیگری قطر و برخی بازیگران منطقهای ادامه یافته است. محور اصلی این مذاکرات، تثبیت آتشبس و جلوگیری از گسترش درگیری به خلیج فارس و تنگه هرمز عنوان شده است.
بر اساس روایت رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی، تهران هنوز پیشنهاد نهایی واشنگتن را نپذیرفته اما در حال «بررسی نسخه تعدیلشده توافق» است. همزمان رسانههای غربی میگویند آمریکا از برخی خواستههای خود عقبنشینی نکرده تا امکان رسیدن به توافق موقت نیز همچنان مبهم باقی بماند. دونالد ترامپ طی دو روز گذشته دوباره تأکید کرده که اگر تهران «سریعتر توافق را امضا نکند»، گزینه نظامی تشدید خواهد شد. در عین حال، کاخ سفید تلاش میکند نشان دهد هنوز پنجره دیپلماسی بسته نشده است. منابع نزدیک به دولت آمریکا میگویند واشنگتن اکنون روی یک توافق محدود و فوری؛ که شامل: توقف درگیریهای مستقیم؛ بازگشایی مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز، محدودسازی بخشی از فعالیتهای هستهای ایران،و تعلیق بخشی از تحریمهای اقتصادی باشد تمرکز کرده است.
در داخل اسرائیل گزارشها نشان میدهد دولت نتانیاهو نسبت به هرگونه توافق سریع میان تهران و واشنگتن نگران است. برخی رسانههای اسرائیلی و ایرانی گزارش دادهاند که تلآویو بیم دارد کاهش تحریمها موجب احیای اقتصادی جمهوری اسلامی و تثبیت موقعیت منطقهای آن شود. همین مسئله باعث شده شکاف تاکتیکی میان آمریکا و اسرائیل تا حدی آشکار شود؛ هرچند دو طرف هنوز در هدف کلی «مهار ایران» اشتراک نظر دارند. بر پایه مجموع دادههای موجود، در این لحظه نشانه قطعی از آغاز جنگ گسترده و مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی دیده نمیشود؛ اما احتمال بازگشت سریع به درگیری نظامی بسیار بالاست. سه عامل اصلی شکنندگی آتشبس در خلیج فارس و تنگه هرمز؛ اختلاف حلنشده بر سر برنامه هستهای ایران و فشار اسرائیل برای جلوگیری از توافقی که آن را «ناکافی» میداند خطر حمله را بالا نگه داشتهاند. در واقع، منطقه اکنون در وضعیتی شبیه «وقفه میان دو فاز بحران» قرار دارد؛ نه بازگشت کامل به دیپلماسی و نه ورود رسمی به جنگ نهایی. آنچه امروز دیده میشود، بیش از آنکه پایان بحران باشد، یک «تعلیق استراتژیک» است؛ آمریکا میخواهد بدون ورود به جنگ فرسایشی، ایران را به توافق محدود وادار کند؛ جمهوری اسلامی تلاش میکند بدون عقبنشینی کامل، فشار نظامی و اقتصادی را کاهش دهد و اسرائیل نگران است که این روند به تثبیت دوباره تهران منجر شود.
به همین دلیل، ۴۸ تا ۷۲ ساعت آینده برای سرنوشت منطقه تعیینکننده تلقی میشود؛ زیرا یا مسیر به سمت توافق موقت و کاهش تنش خواهد رفت، یا کوچکترین خطای میدانی میتواند آتشبس موجود را فروبپاشد و منطقه را وارد مرحله تازهای از جنگ کند. اظهارات تاز ترامپ طی ۲۴ ساعت اخیر نشان میدهد که کاخ سفید همزمان دو مسیر «فشار نظامی» و «مذاکره محدود» را بهصورت موازی دنبال میکند؛ موضوعی که فضای آتشبس فعلی را بیش از پیش شکننده کرده است. ترامپ در تازهترین مواضع خود هشدار داده که اگر تهران با چارچوب پیشنهادی واشنگتن موافقت نکند، «اهداف دیگری نیز در دسترس هستند» و عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل میتواند دوباره وارد فاز تهاجمی شود. او همچنین تأکید کرده که در صورت شکست مذاکرات، عملیات نظامی ممکن است «دو تا چهار هفته دیگر» و حتی بیشتر ادامه پیدا کند. بر اساس گزارشها، ترامپ گفته بود که برنامه اولیه واشنگتن برای عملیات علیه جمهوری اسلامی حدود «چهار تا پنج هفته» طراحی شده، اما ایالات متحده آمادگی دارد «بسیار طولانیتر» نیز درگیر بماند. او همزمان مدعی شده بخش بزرگی از توان نظامی ایران آسیب دیده اما هنوز «تهدید پایان نیافته است». در کنار این تهدیدها، رسانههای نزدیک به دولت آمریکا گزارش دادهاند که ترامپ فعلاً منتظر پاسخ نهایی جمهوری اسلامی به پیشنهاد صلح ۱۴ مادهای است؛ پیشنهادی که شامل توقف بخشی از فعالیت هستهای ایران، بازگشایی کامل تنگه هرمز و کاهش تدریجی تحریمهاست.
اما همزمان رئیسجمهور آمریکا هشدار داده در صورت شکست مذاکرات، عملیات موسوم به پروژه آزادی و حملات دریایی آمریکا در خلیج فارس دوباره تشدید خواهد شد. این مواضع در عمل نشان میدهد که واشنگتن آتشبس فعلی را نه پایان جنگ، بلکه «وقفهای تاکتیکی» برای ارزیابی پاسخ تهران تلقی میکند. در تلآویو نیز محافل امنیتی اسرائیل همچنان بر ادامه فشار نظامی تأکید دارند و معتقدند هر توافقی که برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران را بهطور کامل مهار نکند، صرفاً بحران را به تعویق خواهد انداخت. در نتیجه، فضای فعلی منطقه وارد مرحلهای شده که در آن؛ آتشبس برقرار است اما بیثبات؛ مذاکرات ادامه دارد اما بدون تضمین موفقیت و همزمان آمریکا و اسرائیل آشکارا از آماده بودن گزینه نظامی سخن میگویند. به همین دلیل، بازه زمانی دو تا چهار هفته آینده میتواند تعیین کند که بحران به سمت «توافق محدود» حرکت میکند یا وارد مرحله تازهای از جنگ مستقیم و گسترده خواهد شد. در کنار تحولات میدانی و تهدیدهای فزاینده آمریکا و اسرائیل، فضای داخلی جمهوری اسلامی نیز طی روزهای اخیر نشانههای آشکاری از شکاف سیاسی و اختلاف در سطوح مختلف قدرت را بروز داده است؛ شکافی که اکنون بر سر دو محور اصلی شکل گرفته: «نحوه مواجهه با آمریکا» و «مدیریت کشور در شرایط جنگی و تحریمی». در مجلس شورای اسلامی، طیف نزدیک به جبهه پایداری و نیروهای موسوم به «تندرو» طی روزهای اخیر فشار سیاسی خود را بر دولت افزایش دادهاند. چهرههایی مانند علی خضریان، محمود نبویان و امیرحسین ثابتی در سخنرانیها و مواضع رسانهای خود تأکید کردهاند که هرگونه مذاکره با آمریکا باید «صرفاً در چارچوب شروط تعیینشده از سوی رهبری» انجام شود و جمهوری اسلامی نباید وارد توافقی شود که به تعبیر آنان «عقبنشینی راهبردی» تلقی شود.
این طیف با اشاره مکرر به خطوط قرمز تعیینشده از سوی علی خامنهای، خواستار اجرای کامل شروطی همچون حفظ ظرفیت هستهای، عدم محدودسازی توان موشکی، تضمین واقعی رفع تحریمها و پرهیز از هرگونه توافق مرحلهای یا موقت شدهاند. رسانههای نزدیک به جریان پایداری نیز طی ۴۸ ساعت گذشته بارها نسبت به آنچه «نرمش بیش از حد تیم مذاکرهکننده» خواندهاند هشدار دادهاند و حتی برخی نمایندگان مجلس از احتمال «تکرار تجربه برجام» ابراز نگرانی کردهاند. همزمان گزارشهایی از بروز اختلاف میان دولت و بخشهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز منتشر شده است؛ اختلافی که بیشتر بر سر نحوه اداره شرایط بحرانی، مدیریت اقتصادی کشور و حدود انعطاف در برابر واشنگتن شکل گرفته است. بر اساس روایت منابع سیاسی نزدیک به حاکمیت، بخشی از دولت معتقد است ادامه وضعیت فعلی میتواند اقتصاد ایران را وارد مرحلهای بسیار پرهزینهتر کند و از همین رو از «توافق محدود برای کاهش تنش» حمایت میکند. در مقابل، جریانهای نزدیک به سپاه و بدنه امنیتی بر این باورند که هرگونه عقبنشینی زودهنگام، موقعیت منطقهای جمهوری اسلامی را تضعیف خواهد کرد. این اختلاف اکنون فقط به حوزه دیپلماسی محدود نیست؛ بلکه درباره نحوه اداره اقتصاد جنگی، مدیریت ارز، کنترل بازار و حتی سطح تنش نظامی در منطقه نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. جمهوری اسلامی اکنون با نوعی «دوگانگی راهبردی» مواجه شده است؛ بخشی از ساختار قدرت به دنبال کنترل بحران از مسیر توافق محدود با آمریکاست و بخش دیگر، ادامه فشار و مقاومت منطقهای را تنها راه جلوگیری از امتیازدهی گسترده میداند. همین وضعیت باعث شده تصمیمگیری نهایی در تهران پیچیدهتر از گذشته شود؛ زیرا هر توافق احتمالی نهتنها باید رضایت آمریکا و میانجیها را جلب کند، بلکه باید بتواند شکافهای داخلی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را نیز مدیریت کند. در چنین شرایطی، تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ درباره ادامه احتمالی عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل طی «دو تا چهار هفته آینده» عملاً فشار مضاعفی بر ساختار سیاسی ایران وارد کرده است. اکنون هم در واشنگتن و تلآویو و هم در تهران، این ارزیابی وجود دارد که روزهای پیش رو میتواند تعیینکننده مسیر نهایی بحران باشد: یا حرکت به سمت توافقی شکننده و موقت، یا ورود دوباره به چرخه تشدید نظامی و رویارویی مستقیم.