مصداق هدایت
در حالی که گزارشها از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک نقطه تعیینکننده در مذاکرات حکایت دارند، منطقه بار دیگر در آستانه تشدید درگیری نظامی قرار گرفته است. میانجیهای قطری انتظار دارند ایران و آمریکا طی روزهای آینده پاسخ خود را به پیشنهاد جدید برای پیشبرد مذاکرات ارائه کنند؛ فرصتی محدود که میتواند مسیر تحولات روزهای آینده را تغییر دهد. در یک سوی این معادله، تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از بازگشت جنگ گسترده قرار دارد و در سوی دیگر، حملات نظامی محدود، تهدیدهای متقابل و مواضع سرسختانه مقامهای جمهوری اسلامی که هرگونه عقبنشینی را رد میکنند.
آنچه این ساعات را برای آینده ایران اهمیت میبخشد، صرفاً احتمال آغاز دور تازهای از حملات نظامی نیست؛ مسئله این است که تصمیمهای اتخاذشده در تهران و واشنگتن میتوانند سرنوشت یک بحران چندماهه را تعیین کنند. بحرانی که تاکنون هزینههای سنگینی بر مردم ایران و اقتصاد منطقه تحمیل کرده و هرگونه تشدید آن میتواند پیامدهایی بهمراتب گستردهتر داشته باشد.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز در سوم نوامبر، یک مقام آگاه از مذاکرات گفته است میانجیهای قطری انتظار دارند دو طرف ظرف ۳۶ ساعت پاسخ خود را به پیشنهاد تازه ارائه کنند. همزمان، وزارت خارجه قطر تأیید کرده که تهران و واشنگتن در حال بررسی پیشنهادهای ارائهشده هستند و تبادل پیامها از طریق میانجیها ادامه دارد. مجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، با اشاره به تلاشهای فشرده منطقهای برای جلوگیری از تشدید بحران، گفته است ادامه مذاکرات نشانهای از وجود فرصت برای دستیابی به توافق است؛ هرچند هنوز نمیتوان از پیشرفت قطعی سخن گفت. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که فاصله میان مواضع دو طرف همچنان قابل توجه است و نشانههای نظامی نیز از شکنندگی وضعیت حکایت دارند.
۳۶ ساعت برای جلوگیری از یک بحران بزرگتر
اهمیت مهلت اعلامشده از سوی میانجیهای قطری را باید در بستر تحولات نظامی روزهای اخیر بررسی کرد. شامگاه دوشنبه ۱۱ آبان، آمریکا حملاتی محدود به جزیره قشم انجام داد. مقامهای آمریکایی این حملات را اقدامی دفاعی علیه مواضع موشکی ایران توصیف کردند و تأکید داشتند که هدف آن بازگشت به عملیات نظامی گسترده نبوده است. با این حال، وقوع همین حملات در شرایطی که مذاکرات غیرمستقیم ادامه دارد، نشان میدهد خطر ازسرگیری درگیریها صرفاً یک گمانهزنی رسانهای نیست. رویترز گزارش داده است که این حملات نگرانیها درباره بازگشت جنگ گسترده را افزایش دادهاند؛ بهویژه آنکه دونالد ترامپ پیشتر احتمال ازسرگیری عملیات نظامی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا را مطرح کرده بود.
این در حالی است که ترامپ در عین حال در گفتوگو با فایننشال تایمز عنوان کرده آمریکا برای اقدام نظامی آماده است، اما ممکن است ضرورتی برای آن وجود نداشته باشد. او همچنین مدعی شده واشنگتن به بسیاری از خواستههای خود رسیده است. این موضعگیری نشان میدهد کاخ سفید، دستکم در مقطع کنونی، میان حفظ فشار نظامی و دادن فرصت به دیپلماسی در حال حرکت است. از سوی دیگر، گزارش اکسیوس در دوم نوامبر حاکی از آن بود که بنیامین نتانیاهو برای انجام حملهای تازه علیه جمهوری اسلامی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا به ترامپ فشار میآورد، در حالی که رئیسجمهوری آمریکا ترجیح میدهد مذاکرات فرصت بیشتری داشته باشد. این اختلاف رویکرد میان واشنگتن و تلآویو نیز یکی از متغیرهای مهم در محاسبات روزهای آینده است. با در نظر گرفتن تمامی این مولفهها میتوان چنین گفت که مجموعه تحولات نشان میدهد که فاصله میان ادامه وضعیت شکننده فعلی و ورود به مرحلهای تازه از درگیری چندان زیاد نیست. ۳۶ ساعت اعلامشده نیز بیش از آنکه ضربالاجلی رسمی برای آغاز یا توقف جنگ باشد، یک پنجره زمانی مهم برای سنجش امکان پیشرفت دیپلماسی است.
هفت شرط تهران؛ دیپلماسی بدون عقبنشینی؟
در طرف ایرانی مذاکرات نیز نشانههای چندان امیدوارکنندهای دیده نمیشود. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، ۱۲ آبان اعلام کرد پاسخ آمریکا به خواستههای تهران قانعکننده نبوده است. او تأکید کرد واشنگتن باید هفت شرط ایران را بهطور کامل و صریح بپذیرد و به آنها عمل کند؛ در غیر این صورت، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد. بخش مهمی از اختلافات به همین شروط بازمیگردد؛ بر اساس گزارش رویترز، تهران خواستار لغو تحریمهای نفتی، پایان محاصره دریایی آمریکا و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران است. مقامهای جمهوری اسلامی میگویند مذاکرات هستهای نیز تنها پس از تحقق خواستههای ایران میتواند آغاز شود.
در همین رابطه، یک منبع دیپلماتیک ایرانی به العربیه گفته است تهران همچنان به روند دیپلماسی اهمیت میدهد، اما این به معنای عقبنشینی از شروط اعلامشده نیست. او همچنین با اشاره به بیاعتمادی جمهوری اسلامی به واشنگتن، تأکید کرده است که آمریکا همزمان با مذاکرات دست به حملات نظامی میزند. در عین حال، سخنگوی هیئت مذاکرهکننده ایران نیز اعلام کرده که تبادل پیامها از طریق میانجیها ادامه دارد و جمهوری اسلامی برای دفاع و پاسخ به هرگونه اقدام خصمانه آماده است.
این مواضع نشان میدهد تهران قصد ندارد در شرایط فعلی از اهرمهای فشار خود، بهویژه تنگه هرمز، بهسادگی صرفنظر کند. با این حال، تبدیل این اهرمها به ابزار چانهزنی دائمی، بدون ارائه چشماندازی روشن برای پایان بحران، میتواند به تشدید فشارهای بینالمللی و افزایش هزینههای اقتصادی برای ایران منجر شود. از سوی دیگر، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته است که دو طرف همچنان فاصله زیادی با توافق دارند و برخلاف گزارش مربوط به انتظار ۳۶ ساعته، تهران ضربالاجل مشخصی برای بررسی پیشنهادها تعیین نکرده است. همین تفاوت میان انتظار میانجیها و موضع تهران نشان میدهد نباید از مهلت اعلامشده، نتیجه قطعی درباره دستیابی به توافق گرفت.
پیام رهبر جمهوری اسلامی؛ نشانهای از تداوم بنبست؟
در میانه این تحولات، مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۱۳ آبان و همزمان با سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، در بیانیهای موضعی سختگیرانه در قبال مذاکرات اتخاذ کرد. او هرگونه امید به تغییر رفتار واشنگتن از طریق جابهجاییهای حزبی و سیاسی در آمریکا را اشتباه دانست و گفت کسانی که تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوان آن کشور را از دشمنی با ایران منصرف کرد، در اشتباهاند. خامنهای همچنین هشدار داد هرگونه گرایش به تسلیم در برابر آمریکا، به افزایش زیادهخواهیهای واشینگتن و وقوع جنگهای بعدی منجر خواهد شد. او در ادامه تهدید کرد که هرگونه حمله مجدد به جمهوری اسلامی با پاسخی بهمراتب گستردهتر مواجه خواهد شد.
انتشار این بیانیه در مقطعی که میانجیهای قطری از ادامه تبادل پیشنهادها خبر میدهند، اهمیت ویژهای دارد. پیام رهبر جمهوری اسلامی را میتوان نشانهای از تلاش برای حفظ موضع سختگیرانه تهران در مذاکرات دانست؛ موضعی که ممکن است دامنه مانور دیپلماتهای ایرانی را محدودتر کند. البته مخالفت با امتیازدهی به آمریکا لزوماً به معنای مخالفت با هرگونه توافق نیست. اما وقتی رهبر حکومت از پیش هرگونه انعطاف را با تسلیم یکسان میگیرد، امکان مصالحه بر سر اختلافات واقعی دشوارتر میشود. دیپلماسی اساساً بر مبنای بدهبستان شکل میگیرد و هیچ توافق پایداری بدون پذیرش نوعی مصالحه از سوی طرفین حاصل نمیشود.
تنگه هرمز و اقتصادی که توان تحمل جنگ دیگری را ندارد
یکی از مهمترین نقاط اختلاف تهران و واشنگتن، وضعیت تنگه هرمز است؛ گذرگاهی راهبردی که بخش مهمی از تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند. ادامه محدودیتها در این آبراه، علاوه بر افزایش نگرانیهای امنیتی، بر بازار انرژی، هزینه حملونقل و اقتصاد کشورهای منطقه اثر میگذارد. جمهوری اسلامی تلاش میکند کنترل تنگه هرمز را به اهرمی برای گرفتن امتیاز از آمریکا تبدیل کند. اما چنین سیاستی بدون هزینه نیست. هرچه اختلال در عبورومرور کشتیها طولانیتر شود، احتمال واکنش نظامی و شکلگیری ائتلافهای بینالمللی برای تأمین امنیت کشتیرانی افزایش مییابد.
در داخل ایران نیز اقتصاد کشور در وضعیتی نیست که بتواند بهآسانی پیامدهای یک جنگ تازه را تحمل کند. تحریمها، محدودیت صادرات نفت، کاهش سرمایهگذاری و نااطمینانی اقتصادی پیش از این نیز زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار دادهاند. گسترش درگیری نظامی میتواند زیرساختهای اقتصادی، تجارت خارجی و منابع درآمدی کشور را بیش از گذشته آسیبپذیر کند. در چنین شرایطی، هزینه اصلی سیاست تقابل نه متوجه مقامهایی است که از مواضع حداکثری دفاع میکنند، بلکه بر دوش جامعهای قرار میگیرد که نقشی در تعیین این سیاستها ندارد و در نهایت باید پیامدهای آن را در زندگی روزمره خود تحمل کند.
اکنون تهران و واشنگتن در نقطهای قرار گرفتهاند که هر تصمیم یا محاسبه اشتباه میتواند مسیر تحولات را تغییر دهد. از یک طرف، میانجیهای قطری همچنان به امکان پیشرفت مذاکرات امیدوارند و از طرف دیگر، حملات محدود نظامی، تهدیدهای متقابل و اختلافات عمیق بر سر شروط توافق، چشمانداز دیپلماسی را شکننده کرده است. در این میان، مسئولیت جمهوری اسلامی بهعنوان طرفی که بخش مهمی از تصمیمهای تعیینکننده این بحران را اتخاذ کرده، قابل چشمپوشی نیست.
حکومت ایران سالهاست سیاست خارجی خود را بر مبنای تقابل با آمریکا و گسترش نفوذ منطقهای بنا کرده و اکنون نیز به نظر میرسد حاضر نیست بهسادگی از بخشی از ابزارهای فشار خود صرفنظر کند. اما پرسش این است که این سیاست تا کجا میتواند ادامه یابد و چه زمانی هزینههای آن از توان جامعه فراتر خواهد رفت؟
تهران باید بداند که ادامه جنگ، حتی اگر در کوتاهمدت برای حکومت ابزارهایی جهت چانهزنی فراهم کند، تضمینی برای امنیت پایدار یا حفظ موقعیت منطقهای آن نیست. همانطور که توافقی شتابزده و بدون تضمینهای قابل اتکا نیز لزوماً به معنای پایان بحران نخواهد بود. با این حال، در شرایط فعلی، جلوگیری از بازگشت درگیری گسترده باید در اولویت قرار گیرد. هیچیک از اختلافات سیاسی و راهبردی میان تهران و واشینگتن نباید بهانهای برای نادیده گرفتن هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ باشد.
برای مردم ایران، اهمیت این ساعات بیش از هر چیز در یک واقعیت خلاصه میشود: آینده کشور نباید بار دیگر قربانی محاسبات ایدئولوژیک، لجاجت سیاسی و تصمیمهایی شود که هزینه آنها را شهروندان عادی میپردازند. شاید هنوز فرصت دیپلماسی باقی مانده باشد؛ اما این فرصت نامحدود نیست. و اگر جمهوری اسلامی بار دیگر مصالحه را با تسلیم اشتباه بگیرد، ممکن است بهای این اشتباه بسیار سنگینتر از آن چیزی باشد که مقامهایش تصور میکنند.