خانه پیشنهاد هم‌وطن چرا تهران دست به دامن پوتین شد؟

رولت روسی جمهوری اسلامی؛

چرا تهران دست به دامن پوتین شد؟

سفر ناگهانی و اعلام‌نشده محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، به مسکو و دیدار مستقیمی که روز پنج‌شنبه در کاخ کرملین با ولادیمیر پوتین داشت، نشانه‌ای روشن از ورود بحران تهران به مرحله‌ای بحرانی‌تر از قبل است.

امید آزادی

سفر ناگهانی و اعلام‌نشده محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، به مسکو و دیدار مستقیمی که روز پنج‌شنبه در کاخ کرملین با ولادیمیر پوتین داشت، نشانه‌ای روشن از ورود بحران تهران به مرحله‌ای بحرانی‌تر از قبل است. این سفر درست در شرایطی انجام شد که سایه سنگین جنگ، تقابل نظامی با ایالات متحده و انسداد خطوط دیپلماتیک رسمی، موجودیت نظام حکمرانی در ایران را به چالش کشیده است.
گزارش‌های رسمی حاکی از آن است که رضایی در این دیدار پیامی ویژه از سوی مجتبی خامنه‌ای را تسلیم رئیس‌جمهور روسیه کرده است. به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی، پوتین در دیدار با او اعلام کرده که روسیه آماده است برای پایان دادن به جنگ، هر کمکی که از دستش برمی‌آید، انجام دهد. بلافاصله بعد از این دیدار اما شاهد هشدار جدی روسیه به شهروندانش در ایران بودیم که موضوع را حائز اهمیت‌تر کرد.
در پس این دیدار اما پرسش‌هایی فراتر از محتوای پیام تهران به مسکو وجود دارد و باید دید که چرا جمهوری اسلامی در چنین مقطع حساسی، دبیر شورای عالی امنیت ملی که از قضا یک فرمانده پیشین سپاه است را به جای وزیر خارجه به کرملین فرستاده است؟ آیا روسیه واقعاً قادر است مانع بازگشت جنگ شود؟ و مهم‌تر از همه، این سفر تا چه اندازه نشانه تغییر موازنه قدرت در درون ساختار سیاسی ایران است؟


 سپاه رسماً فرمان را به دست گرفت
سفر محسن رضایی به عنوان یک فرمانده ارشد پیشین سپاه و چهره‌ای امنیتی به روسیه برای تحویل پیامی از سوی رهبر جمهوری اسلامی، را نمی‌توان یک مأموریت دیپلماتیک معمول به حساب آورد، این سفر در واقع حامل پیامی درباره ساختار تصمیم‌گیری در تهران است. در شرایطی که پرونده جنگ و صلح به مسئله اصلی بقای نظام تبدیل شده، به نظر می‌رسد کانون تصمیم‌گیری بیش از پیش به نهادهای امنیتی و نظامی منتقل شده است.
حضور رضایی به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، به‌خودی‌خود به معنای کنار گذاشته شدن وزارت خارجه نیست زیرا این شورا اساسا نهادی است که برای هماهنگی میان سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی تشکیل شده است. با این حال، راهی شدن رضایی برای انتقال پیام مستقیم رهبر جدید و غایب جمهوری اسلامی به پوتین، آن هم در شرایطی که وزیر خارجه ایران در حال رایزنی با همتایان منطقه‌ای خود است، نشان می‌دهد تهران برای مدیریت بحران، مسیرهای متفاوتی را هم‌زمان فعال کرده است؛ مسیرهایی که در آنها وزن نهادهای نظامی و امنیتی به‌مراتب بیشتر از گذشته است.
از نامه ونس تا کرملین؛ محسن رضایی در مرکز پیام‌های محرمانه
برای درک اهمیت سفر رضایی، باید آن را در کنار گزارش‌های پیشین درباره نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به او دید و بررسی کرد.
این طور که به نظر می‌رسد محسن رضایی اکنون در محور سه رویکرد مهم قرار دارد؛ تصمیم‌گیری امنیتی در تهران، تلاش برای جلب حمایت مسکو و پیام‌های احتمالی میان واشنگتن و جمهوری اسلامی. این جایگاه می‌تواند نشانه‌ای از افزایش وزن سیاسی او باشد؛ اگرچه که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همچنان چندلایه است و تصمیم‌های کلان امنیتی در نهایت به مجموعه‌ای از نهادها و مراکز قدرت وابسته‌اند.
با این حال، اینکه رضایی به مخاطب اصلی پیام‌های محرمانه آمریکا و روسیه تبدیل شده ، نشانه‌ای از تغییر در شیوه مدیریت بحران در تهران است؛ تغییری که در آن، دیپلماسی نه از مسیر وزارت خارجه، بلکه از کانال چهره‌های نزدیک به ساختار نظامی و امنیتی پیش می‌رود.


ژست صلح‌طلبی پوتین و هشدار مسافرتی روسیه
ادعای رضایی مبنی بر آمادگی پوتین برای «انجام هر کمکی جهت پایان دادن به جنگ»، درست در کنار یک رویداد معنادار دیگر قرار می‌گیرد. هم‌زمان با دیدار در کرملین، وزارت خارجه روسیه به شهروندان خود توصیه کرد از سفر به ایران خودداری کنند و برای خروج از کشور، مسیرهای مرزی آذربایجان و ارمنستان را در نظر بگیرند.
این هم‌زمانی، پرسش مهمی درباره ارزیابی واقعی مسکو از وضعیت ایران ایجاد می‌کند. اگر روسیه تا این اندازه برای پایان دادن به جنگ آمادگی دارد، چرا دستگاه دیپلماسی آن در همان روز نسبت به خطر تشدید تنش‌ها هشدار می‌دهد؟
روسیه ممکن است خواهان پایان جنگ باشد، اما این خواسته لزوماً به معنای آمادگی برای ورود مستقیم به درگیری یا تضمین امنیت جمهوری اسلامی نیست. کرملین می‌تواند هم‌زمان برای جلوگیری از گسترش بحران تلاش کند و خود را برای پیامدهای احتمالی آن آماده نگه دارد. این همان فاصله‌ای است که میان وعده سیاسی و تعهد راهبردی وجود دارد.

پوتین دین خود را به جمهوری اسلامی ادا می‌کند؟
جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته، به‌ویژه در جنگ اوکراین، همکاری نظامی و تسلیحاتی گسترده‌ای با روسیه داشته است. اکنون تهران در یکی از حساس‌ترین مقاطع حیات سیاسی خود، به دنبال آن است که این رابطه را به پشتوانه‌ای برای مهار فشار آمریکا تبدیل کند.
اما رابطه تهران و مسکو، برخلاف تصویری که حاکمیت سعی دارد از یک اتحاد راهبردی ارائه دهد، بر مبنای منافع متقابل و محاسبه‌های مستقل دو طرف شکل نگرفته است. روسیه نه متحدی است که امنیت جمهوری اسلامی را تضمین کرده باشد و نه تعهدی روشن برای دفاع نظامی از ایران در برابر آمریکا پذیرفته است.
تجربه روابط دو کشور نیز نشان می‌دهد که کرملین در بزنگاه‌های حساس، منافع خود را در اولویت قرار می‌دهد. مسکو ممکن است از ایران برای افزایش قدرت چانه‌زنی در برابر غرب استفاده کند، اما این به معنای آن نیست که حاضر باشد برای حفظ جمهوری اسلامی وارد تقابل با آمریکا شود.
از همین رو، سفر رضایی را باید بیش از آنکه نمایش قدرت یک اتحاد نظامی بدانیم، تلاش تهران برای یافتن پشتوانه‌ای سیاسی در برابر تهدیدهای فزاینده واشنگتن ارزیابی کنیم. جمهوری اسلامی به روسیه نیاز دارد، اما میزان تعهد روسیه به جمهوری اسلامی همچنان نامعلوم است.


دست خالی تهران و امید به سپر روسی
سفر محسن رضایی به مسکو در نهایت تصویری از جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد که در شرایط فشار نظامی و دیپلماتیک، به دنبال فعال کردن همه مسیرهای ممکن برای جلوگیری از جنگ است. انتقال پیام رهبر جمهوری اسلامی به پوتین، رایزنی‌های منطقه‌ای عراقچی و تلاش برای رسیدن به تفاهم درباره تنگه هرمز، همگی نشان می‌دهند که تهران هنوز راه دیپلماسی را کاملاً نبسته است.
اما دیپلماسی زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که طرف‌های درگیر از مواضع حداکثری فاصله بگیرند و توافقی قابل اجرا شکل بگیرد. صرف دیدار با پوتین یا دریافت وعده کمک از کرملین، نه تضمینی برای پایان جنگ است و نه می‌تواند جایگزین حل اختلافات اصلی میان ایران و آمریکا شود.


خطر اصلی برای تهران آن است که حمایت سیاسی روسیه را با تضمین امنیتی اشتباه بگیرد. مسکو ممکن است در مذاکرات به جمهوری اسلامی کمک کند، اما تصمیم نهایی درباره جنگ و صلح همچنان در اختیار تهران و واشنگتن است. اگر جمهوری اسلامی بر این تصور تکیه کند که روسیه در لحظه آخر مانع حمله آمریکا خواهد شد، ممکن است در محاسبه هزینه‌های واقعی بحران دچار خطا شود.
سفر رضایی به کرملین، بیش از هر چیز، نشانه‌ای از اضطرار تهران در برابر آینده‌ای نامعلوم است. جمهوری اسلامی در جست‌وجوی سپری روسی است؛ اما آنچه از رفتار مسکو دیده می‌شود، نه تعهدی قطعی برای دفاع از تهران، بلکه تلاش برای مدیریت بحران و حفظ منافع خود در منطقه‌ای است که هر لحظه ممکن است وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شود.
 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن