خانه پیشنهاد هم‌وطن انتخابات آمریکا؛ آیا ورق به سود جمهوری اسلامی برمی‌گردد؟

انتخابات آمریکا؛ آیا ورق به سود جمهوری اسلامی برمی‌گردد؟

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۱۲ آبان ۱۴۰۵، به شکستی سنگین برای حزب جمهوری‌خواه و دونالد ترامپ تبدیل شد.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۱۲ آبان ۱۴۰۵، به شکستی سنگین برای حزب جمهوری‌خواه و دونالد ترامپ تبدیل شد. دموکرات‌ها موفق شدند کنترل هر دو مجلس کنگره، یعنی مجلس نمایندگان و سنا، را به دست بگیرند؛ نتیجه‌ای که نه‌تنها معادلات سیاسی واشینگتن، بلکه محاسبات مربوط به جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی و آینده سیاست خاورمیانه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
این شکست در شرایطی رقم خورد که جنگ با جمهوری اسلامی، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی آن و پیامدهای بحران در منطقه، به یکی از موضوعات مهم مناقشه سیاسی آمریکا تبدیل شده بود. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، نیز در واکنش به نتایج انتخابات، جنگ با ایران را یکی از دلایل اصلی شکست جمهوری‌خواهان دانست.
با این حال، پیروزی دموکرات‌ها را نباید به معنای پایان فوری جنگ یا تغییر قطعی راهبرد آمریکا در قبال تهران تلقی کرد. اهمیت واقعی این انتخابات در تغییر توازن قدرت داخلی آمریکا و محدودتر شدن فضای مانور دولت ترامپ نهفته است؛ تغییری که می‌تواند بر ادامه جنگ، هزینه‌های نظامی، دیپلماسی و حتی آینده ساختار سیاسی جمهوری اسلامی اثر بگذارد.

شکست انتخاباتی ترامپ؛ جنگ ایران به مسئله‌ای داخلی در آمریکا تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین پیام‌های انتخابات این است که سیاست خارجی و به‌ویژه جنگ با جمهوری اسلامی دیگر صرفاً موضوعی در حوزه امنیت ملی آمریکا نیست؛ بلکه به مسئله‌ای انتخاباتی و مرتبط با زندگی روزمره رأی‌دهندگان تبدیل شده است.
بر اساس نتایج اعلام‌شده تا این لحظه، دموکرات‌ها کنترل سنا را با دست‌کم ۵۴ کرسی، شامل دو سناتور مستقل همسو با این حزب، به دست آورده‌اند. در مجلس نمایندگان نیز دموکرات‌ها پیشتاز شده و کنترل این مجلس را از جمهوری‌خواهان گرفته‌اند. شمارش برخی حوزه‌ها همچنان ادامه دارد.
اظهارات جی‌دی ونس اهمیت ویژه‌ای دارد. او آشکارا جنگ با ایران را از دلایل شکست جمهوری‌خواهان معرفی کرد. دونالد ترامپ نیز مسئولیت شکست را به‌طور کامل نپذیرفت، اما در عین حال اذعان کرد که جنگ در نتیجه انتخابات نقش داشته است.
این تحولات نشان می‌دهد که بخشی از جامعه آمریکا نسبت به ادامه جنگ، هزینه‌های آن و اولویت دادن به مداخلات خارجی در برابر مشکلات داخلی ناراضی است. البته نمی‌توان همه آرای دموکرات‌ها را رأیی علیه جنگ ایران دانست؛ تورم، هزینه زندگی، عملکرد دولت، مسائل اقتصادی و نگرانی‌های مربوط به حکمرانی نیز در شکست جمهوری‌خواهان نقش داشته‌اند.
برای جمهوری اسلامی، این وضعیت یک پیام دوگانه دارد: از یک سو، کاهش حمایت سیاسی از جنگ می‌تواند فشار داخلی بر کاخ سفید برای یافتن راه خروج دیپلماتیک را افزایش دهد؛ از سوی دیگر، نباید آن را به معنای حمایت مردم آمریکا از حکومت ایران یا پذیرش سیاست‌های منطقه‌ای تهران تعبیر کرد.

کنگره دموکرات؛ محدودیت بیشتر برای ادامه جنگ، نه توقف خودکار حملات

مهم‌ترین پیامد نهادی انتخابات، تغییر رابطه میان کاخ سفید و کنگره است. تا پیش از انتخابات، جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس از اکثریت برخوردار بودند و این وضعیت امکان پیشبرد بخش بزرگی از برنامه‌های دولت ترامپ را فراهم می‌کرد. اکنون با انتقال کنترل کنگره به دموکرات‌ها، دولت با نظارت سخت‌گیرانه‌تر و مقاومت بیشتری در تصویب برنامه‌های خود مواجه خواهد شد.
کنگره آمریکا چند ابزار مهم برای تأثیرگذاری بر جنگ دارد: تصویب یا محدود کردن بودجه نظامی، نظارت بر عملکرد وزارت دفاع، برگزاری جلسات تحقیقاتی، مطالبه گزارش‌های اطلاعاتی و بررسی مجوزهای قانونی استفاده از نیروی نظامی. در سنا نیز دموکرات‌ها می‌توانند روند تأیید مقام‌های ارشد دولت را تحت تأثیر قرار دهند.
از منظر حقوقی، قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ نیز اهمیت دارد. این قانون در شرایط مشخص، رئیس‌جمهور را ملزم می‌کند کنگره را از اعزام نیرو به مخاصمه نظامی مطلع کند و برای ادامه برخی عملیات‌ها پس از ۶۰ روز، مجوز کنگره یا مبنای قانونی دیگری لازم است. البته تفسیر دولت‌ها از حدود اختیارات رئیس‌جمهور و نحوه اجرای این قانون همواره محل اختلاف بوده است.
با وجود این، یک واقعیت مهم را نباید نادیده گرفت: رئیس‌جمهور آمریکا فرمانده کل نیروهای مسلح است و کنترل مستقیم عملیات نظامی در اختیار کاخ سفید قرار دارد. دموکرات‌ها نیز اکثریت دوسوم لازم برای بی‌اثر کردن وتوی رئیس‌جمهور را ندارند. بنابراین، پیروزی انتخاباتی آنها به‌تنهایی قادر نیست دستور توقف حملات را صادر کند.

نتیجه عملی این وضعیت، افزایش هزینه سیاسی و حقوقی ادامه جنگ برای دولت ترامپ است، نه لزوماً توقف فوری آن. اگر عملیات نظامی طولانی شود، دولت برای توجیه هزینه‌ها، اهداف جنگ و پیامدهای انسانی و اقتصادی آن با پرسش‌های جدی‌تری از سوی کنگره مواجه خواهد شد.

جمهوری اسلامی میان فرصت دیپلماسی و خطر محاسبه اشتباه

شاید مهم‌ترین پرسش برای تهران این باشد که آیا شکست جمهوری‌خواهان می‌تواند به فرصتی برای کاهش فشار نظامی و آغاز مذاکرات جدی تبدیل شود؟
پاسخ، مثبت اما مشروط است. پیروزی دموکرات‌ها می‌تواند انگیزه ترامپ را برای دستیابی به یک توافق یا اعلام پایان عملیات نظامی افزایش دهد. رئیس‌جمهوری که با کنگره مخالف، نظارت شدیدتر و نگرانی رأی‌دهندگان از هزینه جنگ مواجه است، ممکن است به دنبال راهی برای خروج از بحران باشد که بتواند آن را در داخل آمریکا به‌عنوان یک دستاورد معرفی کند.
با این حال، احتمال دارد تهران نیز تضعیف موقعیت سیاسی ترامپ را فرصتی برای افزایش فشار تلقی کند. چنین محاسبه‌ای می‌تواند خطرناک باشد؛ زیرا دولت آمریکا، حتی در شرایط شکست انتخاباتی، همچنان از ظرفیت نظامی و اقتصادی گسترده‌ای برخوردار است.
از سوی دیگر، شکست جمهوری‌خواهان به معنای تغییر بنیادین سیاست واشینگتن درباره برنامه هسته‌ای ایران، موشک‌های بالستیک یا فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیست. اختلاف دو حزب آمریکا بیشتر بر سر شیوه و هزینه دستیابی به اهداف امنیتی و سیاسی است تا لزوماً اصل نگرانی‌ها درباره حکومت ایران.
در واقع، ممکن است دولت ترامپ تحت فشار کنگره به سمت دیپلماسی حرکت کند، اما شروط سخت‌گیرانه‌ای برای توافق مطرح سازد. چنین توافقی احتمالاً بدون تعیین تکلیف مسائل هسته‌ای، تضمین‌های قابل راستی‌آزمایی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای دشوار خواهد بود.

تغییر موازنه در واشینگتن، نه تضمین نجات تهران

انتخابات ۱۲ آبان ۱۴۰۵ را باید نقطه عطفی در سیاست داخلی آمریکا و عاملی مهم در محاسبات جنگ با جمهوری اسلامی دانست. این انتخابات نشان داد که ادامه یک جنگ پرهزینه می‌تواند حتی موقعیت انتخاباتی حزبی را که کنترل کاخ سفید را در اختیار دارد، به خطر بیندازد.
در کوتاه‌مدت، محتمل‌ترین پیامد این تحول افزایش فشار سیاسی بر ترامپ برای تعیین تکلیف جنگ، شفاف‌سازی اهداف نظامی و بررسی راه‌های خروج از بحران است. در میان‌مدت نیز کنترل دموکرات‌ها بر کنگره می‌تواند هزینه ادامه عملیات نظامی بدون چشم‌انداز روشن را افزایش دهد.
اما برای جمهوری اسلامی، این تحولات نه تضمین توقف جنگ است و نه فرصتی بدون هزینه برای بازسازی موقعیت منطقه‌ای. تهران با دو واقعیت روبه‌روست: آمریکا از نظر سیاسی با محدودیت‌های تازه‌ای مواجه شده، اما همچنان از ظرفیت نظامی و اقتصادی گسترده‌ای برخوردار است.
در نهایت، بزرگ‌ترین خطای راهبردی جمهوری اسلامی آن خواهد بود که شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان را با شکست اراده آمریکا برای مقابله با سیاست‌های تهران اشتباه بگیرد. آنچه در واشینگتن تغییر کرده، توازن قدرت میان دو حزب است؛ نه لزوماً ارزیابی ساختار سیاسی آمریکا از تهدیدهای ناشی از جمهوری اسلامی.
برای مردم ایران، معیار واقعی موفقیت نه پیروزی جمهوری‌خواهان است و نه دموکرات‌ها؛ بلکه پایان جنگ، جلوگیری از گسترش ویرانی، کاهش خطر سرکوب و فراهم شدن شرایطی است که آینده کشور به جای تصمیم‌های نظامی و ایدئولوژیک حاکمان، بر اساس اراده آزاد شهروندان تعیین شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن