مصداق هدایت
در حالی که نشانههایی از تحرک تازه دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن و احتمال نزدیکشدن دو طرف به توافقی برای پایاندادن به درگیریها منتشر شده، همزمان گزارشهایی از آمادهباش نظامی اسرائیل و نگرانی کشورهای حوزه خلیج فارس از احتمال ازسرگیری جنگ حکایت دارد. این وضعیت متناقض، چشمانداز خاورمیانه را همچنان در هالهای از ابهام نگه داشته است: از یک سو میانجیها برای رسیدن به توافق تلاش میکنند و از سوی دیگر، واشینگتن گزینه نظامی را کنار نگذاشته و ارتش آمریکا نیز برای احتمال بازگشت به عملیات رزمی آماده میشود.
در چنین شرایطی، هشدار تازه روسیه به شهروندان این کشور برای خودداری از سفر به ایران نیز بر نگرانیها افزوده است. مسکو در حالی از تداوم خطرات امنیتی سخن میگوید که مقامهای جمهوری اسلامی از برخورد مثبت تهران با پیشنهادهای میانجیها خبر میدهند. مجموعه این تحولات تصویری از وضعیتی را ترسیم میکند که میتوان آن را تداوم «نه جنگ، نه صلح» نامید؛ وضعیتی که در آن توقف درگیریهای مستقیم، هنوز به معنای پایان تهدید نظامی یا بازگشت ثبات به منطقه نیست.
دیپلماسی در سایه تهدید نظامی
یکی از مهمترین نشانههای تغییر احتمالی در مسیر بحران، انتشار گزارشهایی درباره آمادگی بیشتر تهران برای بررسی پیشنهادهای جدید میانجیهاست. در همین زمینه، رسانهها از تحرکات تازه دیپلماتیک و بازگشت پرونده هستهای به مرکز مذاکرات خبر میدهند و همزمان تاکید دارند که گره پرونده هستهای ایران همچنان بازنشده باقی مانده است. اهمیت این تحول در آن است که اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران، یکی از اصلیترین موانع دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن بوده است. در همین حال، العربیه به نقل از یک منبع ایرانی گزارش داده است که تهران با آخرین پیشنهاد ارائهشده از سوی میانجیها برخوردی مثبت داشته، اما پیش از هرگونه مذاکره خواهان اقدامات ملموس آمریکا برای اعتمادسازی است. بر اساس این گزارش، محمدباقر قالیباف نیز برای مدیریت روند مذاکرات از آزادی عمل برخوردار شده است. این موضوع میتواند نشانهای از تلاش تهران برای متمرکزکردن تصمیمگیری و کاهش اختلافات داخلی در روند دیپلماسی باشد؛ هرچند هنوز روشن نیست این اختیار تا چه اندازه امکان انعطاف در مواضع اصلی جمهوری اسلامی را فراهم میکند.
نقش قطر در این میان برجستهتر شده است. دوحه تلاش میکند اختلافات دو طرف را از طریق توافقی مرحلهای کاهش دهد. شبکه یورونیوز فارسی با استناد به اکسیوس گزارش داده که پیشنهاد میانجیهای قطری شامل مجموعهای از اقدامات متقابل در دو مرحله است؛ در مرحله نخست، آمریکا محاصره دریایی ایران را لغو و بخشی از داراییهای مسدودشده این کشور را آزاد میکند و تهران نیز با بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای آسیبدیده موافقت خواهد کرد. در مرحله دوم، ایران تنگه هرمز را بازگشایی میکند و مذاکرات هستهای، بهویژه درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، از سر گرفته میشود. اهمیت این طرح در آن است که بهجای تلاش برای حل یکباره تمام اختلافات، به دنبال ایجاد حداقلی از اعتماد از طریق اقدامهای متقابل است. با این حال، این پیشنهاد همچنان در حد پیشنویس قرار دارد و توافق نهایی میان تهران و واشنگتن بر سر آن حاصل نشده است.
نخستوزیر قطر نیز با تأکید بر دشواری دستیابی به توافق جامع، از دو طرف خواسته است بهجای اصرار بر توافقی بینقص، به توافقی قابل قبول رضایت دهند. او گفته است آمریکا و ایران نمیتوانند به توافقی ایدهآل دست پیدا کنند و بهتر است به توافقی خوب تن بدهند تا اینکه در انتظار توافقی کامل و دشوار باقی بمانند. این اظهارات نشان میدهد که حتی میانجی اصلی مذاکرات نیز از پیچیدگی اختلافات و محدودیت امکان دستیابی به توافقی فراگیر آگاه است. با این همه، مثبتبودن فضای دیپلماتیک را نباید با نزدیکبودن قطعی توافق اشتباه گرفت. تهران همچنان بر لغو تحریمها و دریافت تضمینهای ملموس تأکید دارد و واشنگتن نیز خواهان تعیین تکلیف پرونده هستهای و محدودشدن ظرفیتهای راهبردی ایران است. افزون بر این، مسئله تنگه هرمز و محاصره دریایی، بهعنوان دو اهرم فشار مهم در اختیار طرفین، میتواند اجرای هرگونه توافق را پیچیده کند.
واشنگتن میان توافق و ازسرگیری حملات
همزمان با تحرکات دیپلماتیک، نشانههای آمادگی نظامی آمریکا همچنان پابرجاست. دونالد ترامپ روز پنجشنبه ششم نوامبر با اعضای ارشد تیم امنیت ملی خود درباره گزینههای پیشروی واشنگتن در قبال ایران، از جمله احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده، جلسهای برگزار کرد.
او پس از این نشست گفت که بهزودی درباره ایران تصمیم خواهد گرفت و در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حملات بیشتر برای از بین بردن کامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی، گفت ترجیح میدهد در صورت امکان از ویرانی بیشتر کشور جلوگیری کند، اما ممکن است چنین اقدامی ضرورت پیدا کند. به گزارش یورونیوز، دولت آمریکا سه گزینه را بررسی میکند: ازسرگیری حملات نظامی، ادامه فشار اقتصادی شدید بر جمهوری اسلامی یا دستیابی به توافقی که مستلزم امتیازهای قابل توجه به تهران باشد. این سه گزینه نشان میدهد که در واشنگتن هنوز تصمیم نهایی درباره مسیر بعدی بحران اتخاذ نشده است.
در همین حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، در حال تکمیل آمادگیهای خود برای احتمال بازگشت به عملیات رزمی است، اما به گفته یک مقام آمریکایی که اکسیوس به نقل از او گزارش داده، هنوز دستور تازهای برای آغاز حملات دریافت نکرده است. احتمال ورود یک گروه رزمی دیگر ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه نیز مطرح شده است. با این حال، ناو هواپیمابر تئودور روزولت قرار بود ابتدا توقفی چندروزه در سنگاپور داشته باشد و پیش از نیمه نوامبر به حوزه عملیاتی سنتکام نرسد.
شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا نیز به یکی از عوامل مؤثر بر محاسبات سیاسی تبدیل شده است. روزنامه گاردین در گزارشی در ششم نوامبر نوشت که نتیجه انتخابات فضای تازهای از عدم قطعیت در ایران ایجاد کرده است. مقامهای جمهوری اسلامی این شکست را نشانه مخالفت جامعه آمریکا با سیاست جنگی ترامپ معرفی کردهاند، اما در داخل ایران برداشت یکسانی از پیامدهای آن وجود ندارد. برخی معتقدند شکست انتخاباتی جمهوریخواهان میتواند ترامپ را به سمت پایاندادن به جنگ سوق دهد؛ در مقابل، گروهی دیگر احتمال میدهند که او در دومین دوره ریاستجمهوری خود، بدون نگرانی از انتخابات مجدد، آزادی عمل بیشتری برای ادامه عملیات نظامی داشته باشد.
به این ترتیب، نتیجه انتخابات بهخودیخود تضمینی برای کاهش تنشها نیست. شکست جمهوریخواهان میتواند بر محاسبات داخلی دولت آمریکا و هزینه سیاسی ادامه جنگ تأثیر بگذارد، اما تصمیم نهایی همچنان به ارزیابی کاخ سفید از اهداف نظامی، هزینههای اقتصادی و امکان دستیابی به توافق بستگی دارد.
کشورهای خلیج فارس؛ آمادهباش برای جنگی که نمیخواهند
در سوی دیگر بحران، کشورهای حوزه خلیج فارس با وضعیتی دشوار روبهرو هستند. این کشورها از یک طرف خواهان جلوگیری از بازگشت جنگاند و از طرف دیگر، خود را برای پیامدهای احتمالی یک رویارویی تازه آماده میکنند. نگرانی اصلی آنها این است که در صورت حمله مجدد آمریکا و اسرائیل، خاک کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی بار دیگر به یکی از اهداف پاسخ نظامی تهران تبدیل شود.
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی در ۳۱ اکتبر نوشت که دولتهای خلیج فارس بهطور فزایندهای در تلاشاند از وقوع حملات تازه آمریکا به ایران جلوگیری کنند. این کشورها نگراناند که در صورت آغاز دور جدید درگیریها، بار دیگر با حملات موشکی و پهپادی ایران به زیرساختهای نظامی، اقتصادی و غیرنظامی خود روبهرو شوند. بحرین، که میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست، از جمله کشورهایی است که در دور قبلی درگیریها آسیب دید. در همین رابطه، گزارش مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) نیز که در آستانه نشست گفتوگوی منامه منتشر شد، نشان میدهد جنگ اخیر محاسبات امنیتی و اقتصادی کشورهای منطقه را تغییر داده است. این مؤسسه تأکید میکند که کشورهای خلیج فارس، با وجود برخورداری از روابط نزدیک با آمریکا، دیگر نمیتوانند امنیت خود را صرفاً بر تضمینهای واشنگتن متکی بدانند. به همین دلیل، تقویت توان دفاعی و متنوعکردن شرکای نظامی در دستور کار آنها قرار گرفته است.
در همین حال، گزارشهایی از برگزاری رزمایشهای امنیتی و تقویت آمادگی برای مقابله با حملات احتمالی منتشر شده است. با این حال، این تحرکات را نباید لزوماً نشانه تصمیم کشورهای عربی برای مشارکت در آغاز جنگ دانست. آنچه از گزارشها برمیآید، بیشتر تلاش برای آمادگی در برابر پیامدهای احتمالی حملهای است که ممکن است بدون مشارکت مستقیم آنها آغاز شود، اما هزینههایش بهسرعت به داخل مرزهایشان منتقل شود.
همزمان، گزارش العربیه از قرارگرفتن اسرائیل در وضعیت آمادهباش و انتظار برای تصمیم نهایی واشنگتن درباره ازسرگیری جنگ خبر میدهد. این گزارش در کنار تحرکات نظامی آمریکا نشان میدهد که گزینه نظامی همچنان در محاسبات بازیگران اصلی حضور دارد؛ حتی اگر مسیر دیپلماسی هنوز کاملاً بسته نشده باشد.
هشدار مسکو؛ نشانهای دیگر از شکنندگی وضعیت
در چنین فضایی، هشدار وزارت خارجه روسیه به شهروندان این کشور برای خودداری موقت از سفر به ایران اهمیت ویژهای دارد. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، پنجم نوامبر اعلام کرد که توصیه مسکو به شهروندان روس برای پرهیز از سفر به ایران همچنان پابرجاست. او از روسهایی که در ایران حضور دارند نیز خواست هوشیار باشند، از تجمعات عمومی و مناطق نزدیک به مراکز نظامی و دولتی دوری کنند و از تصویربرداری از زیرساختهای حیاتی، بهویژه تأسیسات نظامی، خودداری کنند. البته این هشدار را نباید بهعنوان اعلام قریبالوقوعبودن حمله نظامی تفسیر کرد؛ توصیههای سفر بهتنهایی نشانه اطلاع قطعی از زمان وقوع عملیات نظامی نیستند. با این حال، تداوم چنین توصیهای از سوی یکی از نزدیکترین شرکای سیاسی جمهوری اسلامی نشان میدهد که حتی مسکو نیز وضعیت امنیتی ایران را عادی و باثبات ارزیابی نمیکند.
نکته قابل توجه آن است که این هشدار همزمان با دیدار محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، با ولادیمیر پوتین در کرملین منتشر شد. رضایی پس از این دیدار از گفتوگو درباره تحولات منطقه و ترتیبات امنیتی پس از جنگ خبر داد و مدعی شد پوتین آمادگی خود را برای کمک به پایان درگیریها اعلام کرده است.
جامعه ایران؛ میان نگرانی از جنگ و تداوم سرکوب
در کنار تحولات نظامی و دیپلماتیک، وضعیت جامعه ایران نیز بخشی جداییناپذیر از این بحران است. گاردین در گزارش ششم نوامبر خود به فضای نگرانی و بلاتکلیفی در داخل کشور پرداخته است. این روزنامه مینویسد در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی شکست انتخاباتی جمهوریخواهان را نشانه تضعیف موقعیت ترامپ معرفی میکنند، بسیاری از شهروندان ایرانی همچنان درباره آینده نگراناند. گاردین به نقل از شهروندانی در تهران و کرج گزارش داده است که بخشی از جامعه از احتمال بازگشت جنگ بیم دارد و گروهی دیگر تصور میکنند شکست جمهوریخواهان احتمال ازسرگیری حملات را کاهش داده است. با این حال، یک نگرانی مشترک میان مصاحبه شوندگان وجود دارد: ادامه سرکوب داخلی، صرفنظر از اینکه جنگ از سر گرفته شود یا نه. بر اساس همین گزارش، سازمان حقوق بشری ایران مستقر در اسلو اعلام کرده است که مقامهای جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری میلادی دستکم ۶۹۶ نفر را اعدام کردهاند. گاردین همچنین به روایت شهروندانی اشاره میکند که از وخامت وضعیت اقتصادی، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آسیبدیدن زیرساختهای حیاتی سخن گفتهاند.
این بخش از بحران اهمیت ویژهای دارد. توقف درگیریهای نظامی بهخودیخود به معنای بازگشت امنیت و آرامش برای شهروندان ایرانی نیست. حکومتی که با بحران اقتصادی، نارضایتی عمومی و محدودیتهای سیاسی روبهرو است، همچنان ممکن است از فضای امنیتی ناشی از جنگ برای توجیه تشدید کنترل و سرکوب استفاده کند. حتی در صورت دستیابی به توافق نیز مسئله آزادیهای مدنی، وضعیت زندانیان سیاسی و پاسخگویی حکومت درباره هزینههای جنگ همچنان پابرجا خواهد ماند.
در پایان، چهبسا بتوان چنین گفت که مجموع تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که بحران ایران و آمریکا به نقطهای رسیده است که در آن امکان توافق و احتمال بازگشت جنگ بهطور همزمان وجود دارند. برخورد مثبت گزارششده تهران با پیشنهاد میانجیها و تلاش قطر برای تدوین توافقی مرحلهای، نشانههایی از تحرک دیپلماتیک هستند. اما بررسی گزینههای نظامی در کاخ سفید، آمادهسازی سنتکام، نگرانی کشورهای خلیج فارس و هشدار مسکو نشان میدهند که هنوز نمیتوان از پایان تهدید نظامی سخن گفت.
برای جامعه ایران، این وضعیت به معنای ادامه زندگی در سایه تهدیدی است که نه به جنگ تمامعیار محدود میشود و نه با توقف حملات پایان مییابد. اقتصاد همچنان زیر فشار نااطمینانی قرار دارد، خطر تشدید تنشهای منطقهای پابرجاست و سرکوب داخلی نیز مستقل از نتیجه مذاکرات ادامه دارد.