مصداق هدایت
تنشها میان ایران و آمریکا بار دیگر به نقطهای خطرناک نزدیک شده است. اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال حملات تازه، گزارشها از بررسی گزینههای نظامی در واشنگتن و تهدیدهای مقامهای ایرانی علیه نیروهای آمریکایی و زیرساختهای منطقه، نشان میدهد که توقف درگیریها هنوز به توافقی پایدار برای پایان جنگ تبدیل نشده است. در شرایطی که نشانههای روشنی از پیشرفت دیپلماتیک دیده نمیشود، احتمال بازگشت به رویارویی نظامی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
گزارشهای رسانهای نیز تصویری از بحرانی ارائه میکنند که در آن، واشنگتن گزینه حمله را کنار نگذاشته و تهران نیز بهجای ارسال پیامهای روشن درباره کاهش تنش، بر آمادگی برای مقابله تأکید میکند. در چنین فضایی، خطر تنها ازسرگیری حملات نیست؛ گسترش دامنه درگیری به خلیج فارس، زیرساختهای ارتباطی و مسیرهای حیاتی تجارت بینالمللی نیز میتواند پیامدهای جنگ را فراتر از مرزهای ایران ببرد.
واشنگتن حمله دوباره را بررسی میکند
یکی از مهمترین نشانههای افزایش خطر، گزارش والاستریت ژورنال درباره بررسی گزینههای تازه نظامی علیه ایران در دولت ترامپ است. بر اساس این گزارش، گزینههای مورد بررسی شامل حمله به تأسیسات هستهای و جزایر تحت کنترل ایران است. بنا به این گزارش، هنوز تصمیم قطعی برای اجرای این سناریوها اعلام نشده، اما بررسی آنها نشان میدهد که عملیات نظامی همچنان بخشی از محاسبات واشنگتن است. در همین گزارش، احتمال ازسرگیری عملیات پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر نیز مطرح شده است. اگر این زمانبندی در تصمیمگیری نهایی نقش داشته باشد، میتواند نشاندهنده تلاش دولت ترامپ برای مدیریت هزینههای سیاسی اقدام نظامی باشد. بااینحال، بررسی یک گزینه نظامی را نباید به معنای صدور دستور حمله دانست؛ تصمیم نهایی ممکن است تحت تأثیر تحولات میدانی، محاسبات داخلی آمریکا و واکنشهای منطقهای تغییر کند.
ترامپ روز جمعه، ۲۳ اکتبر، از امکان اجرای دوباره عملیات علیه ایران سخن گفت و همچنین از دو مسیر برای پیشبرد اهداف واشنگتن صحبت کرد: پایاندادن سریع به بحران از طریق حملات گسترده یا ادامه فشار اقتصادی و دریایی بر تهران. به گزارش الجزیره، دولت آمریکا همچنان این گزینهها را بررسی میکند. این مواضع نشان میدهد که واشنگتن میخواهد فشار بر جمهوری اسلامی را حفظ کند و در عین حال، امکان اقدام نظامی را بهعنوان تهدیدی معتبر در محاسبات تهران نگه دارد. بااینحال، هیچیک از این دو مسیر بدون هزینه نیست. حمله نظامی خطر پاسخ ایران و گسترش جنگ را افزایش میدهد و فشار اقتصادی نیز میتواند پیامدهای گستردهای برای تجارت، اشتغال و معیشت مردم داشته باشد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا فشارهای واشنگتن به توافقی برای پایان بحران منجر میشود یا طرفین را به دور تازهای از رویارویی سوق میدهد.
تهدید تهران علیه ناوهای آمریکایی
در سوی مقابل، مقامهای ایرانی بار دیگر بر آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با آمریکا تأکید کردهاند. الجزیره در گزارش ۲۴ اکتبر خود نوشت که نیروهای مسلح ایران اعلام کردهاند اجازه نخواهند داد ناوهای جنگی آمریکا به محدوده مورد نظر تهران نزدیک شوند و برای مقابله با آنها آمادگی دارند. این موضع را میتوان بخشی از تلاش ایران برای افزایش هزینه هرگونه حمله احتمالی دانست. تهران میخواهد نشان دهد که عملیات نظامی علیه این کشور، برخلاف تصور احتمالی واشنگتن، بدون خطر پاسخ متقابل نخواهد بود. اما میان ایجاد بازدارندگی و تشدید بحران فاصلهای باریک وجود دارد؛ بهویژه زمانی که هر دو طرف با سطح بالایی از بیاعتمادی و آمادگی نظامی وارد میدان شدهاند.
در خلیج فارس، یک برخورد محدود میان نیروهای دو کشور میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود. حرکت یک ناو، شلیک هشداردهنده یا حملهای که یکی از طرفین آن را اقدامی خصمانه تلقی کند، ممکن است زنجیرهای از واکنشهای نظامی را به راه اندازد. در چنین وضعیتی، حتی اگر هیچیک از طرفین در آغاز خواهان جنگی تمامعیار نباشد، خطر گسترش درگیری همچنان جدی خواهد بود.
در میان افزایش گمانه زنی ها درباره آمادگی های آمریکا و اسرائیل برای دور جدیدی از حملات علیه ایران، مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، بار ديگر خواستار پایان دادن به وضعیت «نه جنگ و نه صلح» شد و ایالات متحده را مسئول عدم دستیابی به یک توافق با تهران دانست. او در عین حال اشاره کرد که باید تلاش جدیدی صورت گیرد تا توافق اولیه ای که در ژوئن گذشته، تنها چند روز پس از امضای آن توسط طرفین آمریکایی و ایرانی فروپاشید، ادامه یابد.
کابلهای اینترنتی؛ گسترش دامنه تهدیدها
یکی از نگرانکنندهترین تحولات اخیر، مطرحشدن احتمال حمله به کابلهای اینترنتی زیردریایی در خلیج فارس است. خبرگزاری رویترز در گزارشی به تاریخ ۲۴ اکتبر نوشت که دو مقام ارشد امنیتی ایران از وجود طرحهایی برای هدفگرفتن کابلهای ارتباطی منطقه در صورت ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل خبر دادهاند. یکی از این مقامها همچنین از احتمال اقدام برای جلوگیری از تعمیر کابلهای آسیبدیده سخن گفته است. پیشتر نیز یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، هشدار داده بود که در صورت حمله به زیرساختهای ایران، کابلهای اصلی اینترنت در تنگه هرمز ممکن است هدف قرار گیرند.
گفتنی است که کابلهای زیردریایی بخش مهمی از ارتباطات بینالمللی داده را منتقل میکنند و برای بانکها، شرکتهای فناوری، خدمات ابری و تجارت الکترونیکی اهمیت دارند. آسیبدیدن این زیرساختها میتواند ارتباطات کشورهای منطقه را مختل کند و هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش دهد. بااینحال، نباید پیامدهای احتمالی را بزرگنمایی کرد: کمتر از یک درصد ظرفیت پهنای باند بینالمللی جهان از تنگه هرمز عبور میکند و آسیب به کابلهای این منطقه لزوماً به قطع گسترده اینترنت جهانی منجر نخواهد شد. با وجود این، اختلال در چند مسیر ارتباطی میتواند برای کشورهای حاشیه خلیج فارس پرهزینه باشد. انتقال دادهها به مسیرهای جایگزین همیشه آسان نیست و تعمیر کابلهای آسیبدیده نیز ممکن است زمانبر باشد. این مسئله بهویژه برای کشورهایی اهمیت دارد که در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در مراکز داده، خدمات دیجیتال و هوش مصنوعی انجام دادهاند.
از نگاه تهران، چنین تهدیدی میتواند دولتهای منطقه و شرکتهای فناوری را به فشار بر واشنگتن برای جلوگیری از جنگ دوباره ترغیب کند. اما این راهبرد با تناقضی جدی روبهرو است: آسیبزدن به زیرساختهای ارتباطی منطقه ممکن است بیش از آمریکا، همسایگان ایران را متضرر کند و به افزایش بیاعتمادی آنها نسبت به جمهوری اسلامی بینجامد. افزون بر این، زیرساختهای غیرنظامی اصولاً تحت حمایت حقوق بینالملل بشردوستانه قرار دارند. قانونیبودن حمله به هر زیرساخت به ماهیت هدف، کاربرد آن و پیامدهای قابل پیشبینی حمله بستگی دارد. بنابراین، تهدید به هدفگرفتن کابلهای ارتباطی را نمیتوان ابزاری بیهزینه برای فشار سیاسی دانست.
هشدار فرانسه و چشمانداز دیپلماسی
در اروپا نیز نگرانی از بازگشت جنگ افزایش یافته است. ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، روز ۲۳ اکتبر در حاشیه نشست وزیران خارجه هشت کشور اروپایی و منطقهای در استانبول، خواستار خویشتنداری تهران و واشنگتن شد و درباره پیامدهای تشدید دوباره تنشها هشدار داد. بارو تأکید کرد که تشدید تنشها تنها بازنده بر جای میگذارد و پیامدهای آن میتواند قیمت انرژی و هزینه زندگی شهروندان، از جمله در فرانسه، را تحت تأثیر قرار دهد. او همچنین به تلاشهای دیپلماتیک گذشته اشاره کرد که به کاهش حملات دو طرف کمک کرده بود، هرچند توافق حاصلشده نتوانسته است به راهحلی پایدار تبدیل شود.
این موضع نشان میدهد که نگرانی از جنگ دوباره به تهران و واشنگتن محدود نیست. گسترش درگیری میتواند بازارهای انرژی را بیثبات کند، هزینه حملونقل دریایی را افزایش دهد و زنجیره تأمین جهانی را تحت فشار قرار دهد. کشورهای اروپایی و عربی نیز ممکن است بار دیگر هزینه رویاروییای را بپردازند که در تصمیمگیری درباره آغاز آن نقشی تعیینکننده ندارند.
آینده چه خواهد شد؟
در وضعیت کنونی، نمیتوان با قطعیت گفت که آمریکا چه زمانی حمله خواهد کرد یا آیا تصمیم نهایی برای آغاز عملیات گرفته شده است. گزارشهای رسانهای اخیر نشانههای جدی افزایش خطرند؛ اما هنوز به معنای قطعیبودن جنگ نیستند. آنچه روشن است، شکنندگی وضعیت موجود و نبود تضمینهای معتبر برای جلوگیری از بازگشت به درگیری است.
به نظر میرسد که واشنگتن میان حمله مستقیم و ادامه محاصره و فشار اقتصادی در حال سنجیدن گزینههای خود است. تهران نیز با تهدید ناوهای آمریکایی و مطرحکردن احتمال حمله به زیرساختهای ارتباطی منطقه، میکوشد هزینه تصمیم نظامی واشنگتن را افزایش دهد. اما این بازی پرمخاطره میتواند به نتیجهای معکوس منجر شود: هر طرف ممکن است به این نتیجه برسد که باید پیش از تقویت بیشتر طرف مقابل، دست به اقدام بزند.
با این حال، اگر جمهوری اسلامی همچنان راهبرد خود را بر تشدید تهدیدها، افزایش هزینه برای همسایگان و مقاومت بدون ارائه راه خروج سیاسی بنا کند، بعید است بتواند مانع افزایش انزوای خود یا هزینههای جنگ تازه شود.
خطرناکترین ویژگی بحران کنونی آن است که هر دو طرف ممکن است تصور کنند تشدید فشار، طرف مقابل را وادار به عقبنشینی خواهد کرد؛ محاسبهای که در شرایط بیاعتمادی عمیق میتواند به فاجعهای بزرگتر بینجامد.
آنچه از رفتار علنی تهران برمیآید، دستکم در این مقطع، آمادگی برای پرداخت هزینه واقعی تنشزدایی نیست؛ بلکه عزمش تاکید و پافشاری بر مسیری است که هر گام آن میتواند خطر گام بعدی را افزایش دهد. این مسیر، مسیری منتهی به ویرانی است؛ مسیری که در آن، محاسبات سیاسی و امنیتی حکومت بر امنیت و آینده جامعه سایه میاندازد و در نهایت، مردم ایران و کشورهای منطقه بهای تصمیمهایی را میپردازند که در شکلگیری آنها نقشی نداشتهاند.