اختصاصی هموطن/ عماد امین
خروج برخی داروهای تزریقی و سرمها از پوشش بیمهای در بخش سرپایی، بار دیگر نگرانیها درباره افزایش هزینههای درمان و دشواری دسترسی بیماران به دارو را افزایش داده است؛ تصمیمی که در کنار مشکلات تأمین دارو، پرسشهای جدی درباره میزان حمایت از بیماران خاص و صعبالعلاج مطرح میکند.
مدیرعامل سازمان بیمه سلامت اعلام کرده است که تعداد محدودی از داروهای تزریقی و برخی سرمها از پوشش بیمهای در بخش سرپایی خارج شدهاند تا منابع به خدمات اورژانسی و بستری اختصاص یابد. اگرچه اولویتبندی منابع محدود در نظام سلامت قابل درک است، پرسش اساسی اینجاست که هزینه این محدودیتها در نهایت بر دوش چه کسی خواهد افتاد؟
خروج یک دارو از پوشش بیمهای لزوماً به معنای حذف آن از بازار نیست، اما میتواند سهم پرداختی بیمار را افزایش دهد. در شرایطی که هزینههای زندگی و درمان فشار زیادی بر خانوارها وارد میکند، همین افزایش هزینه ممکن است دسترسی برخی بیماران به درمان ضروری را دشوارتر کند. بنابراین، مدیریت منابع بیمهای نباید صرفاً با معیار کاهش هزینه سنجیده شود؛ بلکه باید مشخص شود این تصمیم چه تأثیری بر توان مردم برای تهیه دارو خواهد داشت.
بیماران خاص؛ زیر فشار همزمان هزینه و کمبود دارو
نگرانی جدیتر، وضعیت بیماران خاص و صعبالعلاج است؛ بیمارانی که برای کنترل بیماری و حفظ کیفیت زندگی خود به مصرف مستمر دارو و پیگیری درمان نیاز دارند. برای این افراد، دارو یک هزینه اختیاری نیست که بتوان آن را به ماه آینده موکول کرد. هرگونه اختلال در دسترسی به دارو یا افزایش هزینههای آن میتواند فشار جسمی، روانی و اقتصادی مضاعفی بر بیمار و خانوادهاش تحمیل کند.
مشکلات تأمین و کمبود برخی داروهای موردنیاز بیماران خاص نیز بر این نگرانیها میافزاید. باید توجه داشت که حذف پوشش بیمهای برخی داروهای تزریقی و سرمها لزوماً به معنای ایجاد کمبود دارو نیست؛ با این حال، وقتی بیماران با دشواری تهیه برخی اقلام دارویی و هزینههای سنگین درمان مواجهاند، کاهش حمایت بیمهای میتواند وضعیت آنها را پیچیدهتر کند.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا پیش از اجرای این تصمیم، آثار آن بر بیماران نیازمند بررسی شده و برای افرادی که به تشخیص پزشک به این داروها احتیاج دارند، حمایت جایگزینی در نظر گرفته شده است؟ بدون پاسخ روشن به این پرسش، نگرانی از انتقال بار مالی درمان به دوش مردم همچنان باقی خواهد ماند.
صرفهجویی در بیمه، به قیمت افزایش هزینه بیمار؟
محدودیت منابع مالی بیمهها واقعیتی انکارناپذیر است؛ اما راه مدیریت این محدودیتها نباید صرفاً کاهش تعهدات در برابر بیماران باشد. اصلاح الگوی تجویز، جلوگیری از مصرف غیرضروری دارو، نظارت بر هزینهها و تأمین منابع پایدار میتواند بخشی از راهحل باشد. در مقابل، اگر کاهش هزینههای بیمهای به افزایش پرداخت از جیب مردم منجر شود، باید بررسی کرد که آیا صرفهجویی حاصلشده واقعاً به نفع نظام سلامت است یا تنها هزینه را از بودجه بیمه به زندگی روزمره بیمار منتقل میکند.
انتظار میرود سازمان بیمه سلامت فهرست دقیق داروهای خارجشده از پوشش، دلایل این تصمیم و میزان تأثیر آن بر هزینه پرداختی بیماران را شفاف اعلام کند. همچنین باید برای بیماران نیازمند، بهویژه بیماران خاص و صعبالعلاج، مسیر مشخصی برای دریافت حمایت مالی و دسترسی پایدار به داروهای ضروری وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، مسئولان باید وضعیت کمبود داروهای بیماران خاص را بهصورت شفاف اطلاعرسانی کنند و مشخص سازند چه برنامهای برای رفع کمبودها و تقویت منابع حمایتی این گروه در نظر گرفته شده است. حمایت از این بیماران نباید در میان محدودیتهای بودجهای و تصمیمهای مربوط به اولویتبندی هزینهها به حاشیه رانده شود.
درمان نباید به توان مالی گره بخورد
خروج برخی داروهای تزریقی و سرمها از پوشش بیمهای، صرفاً یک تصمیم اداری نیست؛ این تصمیم میتواند بر دسترسی مردم به درمان و امنیت خاطر بیماران تأثیر بگذارد. اگر هدف، اختصاص منابع به خدمات ضروریتر است، باید تضمین شود که بیماران نیازمند در مسیر درمان بدون حمایت رها نمیشوند.
کمبود منابع نباید به کمبود حمایت از بیمار تبدیل شود. در شرایطی که بیماران خاص با نگرانی تأمین دارو و هزینههای کمرشکن درمان مواجهاند، تقویت منابع بیمهای، تأمین پایدار دارو و حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر ضرورتی انکارناپذیر است.
دارو برای بیماران خاص کالای لوکس نیست؛ ضرورتی برای ادامه درمان و حفظ زندگی است. نظام سلامت زمانی میتواند از عدالت در درمان سخن بگوید که هیچ بیماری صرفاً به دلیل ناتوانی مالی، در تأمین داروی ضروری خود با بنبست مواجه نشود.