اختصاصی هموطن/گروه اجتماعی- بیژن پویان
بحران اقتصادی، جهشهای متوالی نرخ ارز و سقوط بیسابقه ارزش پول ملی در ایران، معیشت خانوارهای ایرانی را به نقطهای بیبازگشت و فوقالعاده بحرانی رسانده است. بر اساس آمارهای منتشرشده، نرخ دلار در بازار آزاد مهرماه ۱۴۰۵ از مرز ۲۷۰ هزار تومان عبور کرد و نرخ تورم نقطهبهنقطه شهریورماه نیز به ۸۹.۸ درصد رسید. این ارقام نشاندهنده دو برابر شدن سطح عمومی قیمتها ظرف مدت تنها یک سال است؛ وضعیتی که به گفته ناظران و تحلیلگران اقتصادی، فاصلهای عمیق و پرنشدنی میان توان مالی اقشار مختلف و هزینههای سرسامآور زندگی ایجاد کرده است. در این میان، موج جدید گرانی کالاهای پایه و حذف تدریجی اقلام اساسی از سفره مردم، نارضایتیها را به لایههای مختلف جامعه کشانده و توان پایداری معیشتی شهروندان را کاملاً فرسوده کرده است.
هشدار چهرههای درون حاکمیت و اذعان به گسست اجتماعی
تداوم این شرایط بحرانی و ناپایداریهای شدید مالی، واکنشهای تند و کمسابقهای را حتی در درون ساختار سیاسی و میان چهرههای حکومتی به همراه داشته است. به گزارش شبکه خبر، یاسر جبرئیلی در اظهاراتی از وضعیت موجود به شدت انتقاد کرد و گفت: «حکومت گوشت، مرغ و لبنیات رو از سفره مردم حذف کرده و آموزش و درمان هم دیگر رایگان نیست، کسی مریض شود و پول نداشته باشد، باید بمیرد بعد چجوری میخواهید مردم پشت شما باشند؟! آدم هست که در پتروشیمی ۵۰۰ میلیون تومان حقوق می گیرد». اینگونه موضعگیریهای تند از سوی کارشناسان و چهرههای وابسته به جریانهای رسمی نشان میدهد که بحران معیشتی تا چه اندازه پایههای اعتماد عمومی را به لرزه درآورده و حتی مدافعان ساختار را نیز به واکنش واداشته است. کارشناسان امور اجتماعی بر این باورند که جامعه ایران به دلیل فشار مداوم تورمی، با شتابی بیسابقه در حال فاصله گرفتن از ساختار سیاسی است و هرچه زمان میگذرد، بیاعتمادی عمیقتر میشود.
وقتی مرغ از سفره فرودستان پر میکشد
نمونه بارز و ملموس سرایت جهش ارزی به هزینههای روزمره و سفرههای مردم، وضعیت اخیر بازار مرغ و مواد غذایی پایه است. این هفته قیمت مرغ به کیلویی ۳۵۰ هزار تومان رسید، در حالی که پیش از آن ۲۸۰ هزار تومان بود و ظرف چند روز ۷۰ هزار تومان افزایش یافت. اتحادیههای مرغداران اعلام کردهاند که افزایش ۵ برابری قیمت نهاده پس از حذف ارز ترجیحی عامل اصلی این گرانی افسارگسیخته بوده است. در پاسخ به این وضعیت، غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، درباره افزایش قیمت مرغ واکنش نشان داد و دلیل آن را بالا رفتن قیمت جهانی نهادهها اعلام کرد. او اظهار کرد که سال گذشته پس از آزادسازی قیمت نهاده، قیمت مرغ کیلویی ۳۷۰ هزار تومان تعیین شد و اکنون بالا رفتن قیمت جهانی نهادهها روی قیمت مرغ اثر میگذارد، اگرچه وی به میزان دقیق این افزایش جهانی اشارهای نکرد. این نوسانات متوالی ثابت میکند که آزادسازی قیمتها بدون پشتوانه حمایتی، مستقیم سفره کمدرآمدها را هدف گرفته است.
شعار «همدلی» دولت در برابر واقعیت سخت سفرههای خالی
در چنین فضایی که فشارهای اقتصادی و معیشتی به نقطه جوش رسیده است، دولت مسعود پزشکیان مکرراً از ضرورت «همدلی» و همراهی مردم سخن میگوید. اما تحلیلگران اقتصادی و فعالان مدنی تأکید میکنند که اینگونه سخنان و توصیههای اخلاقی در غیاب اصلاحات ساختاری، کنترل تورم و بهبود عینی وضعیت اقتصادی، کاملاً بیاثر و فاقد کارایی است. هنگامی که نابرابری در پرداخت حقوقها به ویژه حقوق بازنشتگان به اوج رسیده و فشارهای مالی تنها بر دوش اقشار ضعیف سنگینی میکند، پیامهای رسمی حاکمیت نمیتواند شکاف عمیق میان جامعه و حکمرانی را پر کند. مردم و جامعه کارگری انتظار اقدامات عملی و ملموس برای مهار تورم را دارند، نه دعوت به تحمل شرایطی که خود ناشی از تصمیمگیریهای اشتباه اقتصادی است.
عملکرد داخلی، متهم اصلی فروپاشی
بر خلاف روایتهای رسمی که کلیه مشکلات را به تحریمها نسبت میدهند، ناظران مستقل نقش تصمیمات داخلی را پررنگتر میدانند. به گزارش خبرآنلاین، حسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا، با رد پیشبینی وزیر خزانهداری آمریکا درباره فروپاشی دو هفتهای اقتصاد ایران، تأکید کرد که فشار خارجی بهتنهایی نمیتواند یک نظام اقتصادی را از پا درآورد. راغفر با تاکید بر اینکه اقتصادها حتی در شرایط فشار شدید نیز میتوانند بخشی از تواناییهای خود را حفظ کنند، میگوید از نظر او، آنچه بیش از اقدامات آمریکا به اقتصاد ایران آسیب میزند، عملکرد مسئولان و تصمیمهای داخلی است. او معتقد است اگر اقتصاد ایران با فروپاشی مواجه شود، نمیتوان مسئولیت آن را صرفاً متوجه طرف خارجی دانست و باید سیاستگذاریهای داخلی را نیز بررسی کرد.
این اقتصاددان با اشاره به افزایش ناگهانی نرخ ارز، مسئولیت این روند را متوجه دولت و سران سه قوه میداند و خواستار پاسخگویی آنان درباره تصمیمهایی است که به اعتقاد او، فشارهای اقتصادی را تشدید میکنند. راغفر همچنین مدعی است زمینه پیشروی آمریکا تا حدی در داخل فراهم میشود و درباره احتمال نفوذ در فرآیند تصمیمگیری اقتصادی ابراز نگرانی میکند. او برخی تصمیمهای اخیر را پرسشبرانگیز میداند و معتقد است باید نسبت به پیامدهای امنیتی و اقتصادی آنها حساس بود.
فریاد اعتراض کارگران پروژهای نفت و انرژی به رئیسجمهور
فشار این بحران سنگین معیشتی، بدنه مولد و کارگری کشور را نیز به واکنش علنی واداشته است. ۲۹۲ کارگر پروژهای نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد با ارسال نامهای خطاب به مسعود پزشکیان، نسبت به وضعیت اقتصادی کشور و افزایش هزینههای زندگی اعتراض کرده و از دولت خواستند در برابر سیاستها و عملکردهایی که به تشدید مشکلات معیشتی مردم منجر شده، پاسخگو باشد. این کارگران که بیشتر آنها در فازهای مختلف عسلویه و پارس جنوبی مشغول به کار هستند، در نامه خود عنوان کردهاند که مردم ایران علاوه بر تحمل فشارهای ناشی از تحریمها و تهدیدهای خارجی، در داخل نیز با مشکلاتی مواجه هستند که بخش قابل توجهی از آن را ناشی از تصمیمات و سیاستهای نادرست اقتصادی میدانند.
امضاکنندگان نامه با انتقاد از عملکرد برخی مسئولان، معتقدند در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با دشواریهای تأمین هزینههای زندگی روبهرو است، تصمیمگیریهای اقتصادی بدون توجه کافی به پیامدهای آن بر معیشت مردم صورت میگیرد. به اعتقاد این کارگران، تداوم سیاستهای اشتباه و بیتوجهی به آثار آن بر زندگی اقشار مختلف، بهویژه کارگران، موجب شده است فشار ناشی از افزایش قیمتها بیش از گذشته بر دوش خانوارها سنگینی کند. آنان از مسعود پزشکیان خواستهاند به جای تداوم روندهای موجود، زمینه بررسی عملکرد مسئولان را فراهم کند و خواستار برخورد شفاف قضایی با مسببان این نابسامانیها شدهاند.
بنبست «نه جنگ، نه صلح» و اذعان پزشکیان به بحران نان شب
در کنار مشکلات ساختاری داخلی، سایه سنگین بلاتکلیف سیاسی و نظامی نیز بر اقتصاد ایران سنگینی میکند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، روز شنبه دوم آبان با اشاره به مشکلات معیشتی مردم و پیامدهای جنگ، بار دیگر خواستار پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» با آمریکا شد. پزشکیان در مراسم آغاز سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۴۰۵، با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور گفت: «الان در این جامعه هستند خیلیها که گرفتار نان شبشان هستند، به خاطر جنگی که در آن قرار گرفتیم، به خاطر شرایط نه صلح نه جنگی که در آن قرار گرفتیم».
او که پیش از این چند بار به تأثیر محاصره دریایی آمریکا بر اقتصاد و وضعیت معیشت مردم ایران اشاره کرده بود، در سخنرانی خود تأکید کرد: «من معتقدم باید از این وضعیت هم دربیاییم». او تأکید کرد: «در بلاتکلیفی نمیشود برنامهریزی کرد. باید تکلیفمان را بدانیم. بالاخره میخواهیم چه کار کنیم؟» این سخنان نشاندهنده عمق بحرانی است که حتی برنامهریزیهای کلان اجرایی را نیز به بنبست کشانده است.
چشمانداز تیرهوتار تنشهای بینالمللی و تهدیدات جدید نظامی
اظهارات پزشکیان درباره لزوم تعیین تکلیف روابط بینالمللی در شرایطی مطرح میشود که تنش نظامی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده همچنان ادامه دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در یک گردهمایی انتخاباتی در فلوریدا از احتمال انجام یک عملیات نظامی دیگر علیه ایران سخن گفت و اظهار داشت: «ممکن است یک عملیات خشم حماسی کوچک دیگر انجام دهیم.» ترامپ همچنین مطرح کرد که واشنگتن میتواند جنگ با ایران را بهسرعت پایان دهد، اما این پرسش مطرح است که آیا آمریکا باید کار جمهوری اسلامی را تمام کند یا اجازه دهد بهتدریج تحلیل برود.
همزمان، مقامهای نظامی جمهوری اسلامی نیز بر مواضع تقابلی خود تأکید کردهاند. علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، گفت ایران اجازه ورود ناوهای نظامی آمریکا به خلیج فارس را نخواهد داد. این تقابلهای لفظی و عملیاتی شانس دستیابی به توافق یا گشایش اقتصادی را بیش از پیش کاهش داده است.
تحریمها، کسری بودجه و ناترازی شبکه بانکی؛ مثلث مخرب تورم
به گزارش خبرفوری، بخش مهمی از درآمد ارزی ایران از صادرات نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی تأمین میشود، اما تحریمها و محدودیتهای بانکی، انتقال پول و بازگشت درآمدهای صادراتی را دشوار کردهاند. این شرایط عرضه مؤثر ارز در بازار را محدود میکند و تأمین ارز موردنیاز برای واردات مواد اولیه را با هزینه بیشتری همراه میسازد. در شهریورماه وزارت خزانهداری آمریکا عملیات طرد اقتصادی را با هدف محدودکردن ارتباطات مالی ایران آغاز کرد که فشارها را دوچندان کرد.
با این حال، کاهش ارزش پول ملی تنها نتیجه تحریمها نیست. کسری بودجه دولت، ناترازی شبکه بانکی و رشد نقدینگی نیز از عوامل اصلی تداوم تورم هستند. هنگامی که رشد نقدینگی از افزایش تولید کالاها و خدمات پیشی میگیرد، فشار بر سطح عمومی قیمتها افزایش مییابد. شوکهای خارجی بر اقتصادی وارد میشوند که از پیش با ناترازیهای پولی مواجه بوده و همین امر شدت جهشهای ارزی را دوچندان میکند.
جهش دلار و فرسایش بنیانهای تولید داخلی
جهش نرخ ارز فوراً در تابلوی معاملات منعکس میشود، اما آثار ویرانگر آن ماهها در حسابوکتاب بنگاهها و قراردادهای تجاری باقی میماند. با عبور دلار از مرز ۲۷۰ هزار تومان، تولیدکنندگان برای حفظ سطح قبلی فعالیت خود به سرمایه در گردش بسیار بیشتری نیاز دارند و ناچارند قیمت فروش را بر اساس هزینه جایگزینی کالا تنظیم کنند. این زنجیره در نهایت به افزایش قیمت مصرفکننده، سرکوب تقاضا و خروج سرمایه از بخشهای مولد منجر میشود.
وقتی مردم افق روشنی برای ثبات ریال نمیبینند، برای حفظ ارزش داراییهای خود به خرید ارز و طلا روی میآورند که این تقاضای سوداگرانه فشار را بر ریال بیشتر میکند. این چرخه معیوب، امکان سرمایهگذاری بلندمدت را از بین برده و مسکن، خودرو و کالاهای اساسی را از دسترس بخش اعظمی از جامعه خارج کرده است.
تعمیق شکاف میان حاکمیت و بدنه جامعه
نتیجه نهایی تداوم این ناترازیها، تورم بالا و سیاستهای گرانسازی، شکلگیری یک نارضایتی گسترده اجتماعی است. هنگامی که مردم میبینند هزینههای درمان، آموزش و خوراک به شکل سرسامآوری افزایش یافته اما درآمد آنها متناسب با تورم رشد نمیکند، احساس جاماندگی و سلب مالکیت میکنند. وجود درآمدهای نجومی ۵۰ یا ۶۰۰ میلیون تومانی در برخی شرکتهای دولتی و پتروشیمیها در کنار عجز طبقهکارگر از تأمین نان شب، حس تبعیض را به اوج رسانده است.
این ناهمخوانی میان شعارهای سخنرانان رسمی و واقعیت ملموس معیشت، اثرگذاری ابزارهای اقناعی حکومت را به صفر رسانده است. اگر دولت و ساختار سیاسی نتوانند با بازنگری جدی در سیاستهای اقتصادی، مهار تورم و ایجاد عدالت ساختاری، فشار را از دوش مردم بردارند، این شکاف عمیقتر شده و اعتماد عمومی که شالوده پیوند جامعه و حاکمیت است، بیش از پیش ترمیمناپذیر خواهد شد.