اختصاصی هموطن/ عماد امین
وقتی نگرانی از جنگ، احتمال قطع ارتباطات و اضطراب روزهای آینده به زندگی مردم سایه انداخته، خبر افزایش قیمت اینترنت فقط یک خبر اقتصادی نیست؛ پرسشی جدی درباره اولویتهای تصمیمگیری و حق دسترسی مردم به اطلاعات است.
در روزهایی که شایعه و نگرانی از درگیری نظامی، احتمال اختلال در اینترنت و قطع ارتباطات، ذهن جامعه را درگیر کرده، خبر گران شدن اینترنت با حساسیتی فراتر از یک تغییر قیمت روبهرو میشود. مردم در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری به ارتباطات نیاز دارند؛ برای باخبر ماندن از وضعیت خانواده، دنبال کردن اخبار، حفظ ارتباط با محل کار و مدیریت زندگی در فضایی که نااطمینانی بر آن حاکم شده است.
در چنین وضعیتی، سؤال ساده اما مهمی مطرح میشود: چرا درست در روزهایی که نیاز مردم به ارتباطات بیشتر میشود، باید هزینه دسترسی به آنها نیز افزایش پیدا کند؟
این پرسش نه انکار هزینههای صنعت ارتباطات است و نه نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی اپراتورها. نگهداری شبکه، توسعه زیرساخت، تجهیزات و سرمایهگذاری هزینه دارد. اما مسئله اصلی این است که تصمیمگیران چگونه میان هزینههای اقتصادی شرکتها و توان مالی مردمی که هر روز زیر فشار تورم و نااطمینانی زندگی میکنند، تعادل برقرار میکنند.
افزایش قیمت ممکن است از نگاه شرکتها راهی برای جبران هزینهها باشد؛ اما از نگاه خانواری که باید میان هزینه اینترنت، خوراک، اجاره خانه و دیگر مخارج ضروری انتخاب کند، همین افزایش میتواند به معنای محدود شدن دسترسی به یک نیاز روزمره باشد.
اینترنت دیگر کالای لوکس نیست
سالهاست که اینترنت از یک ابزار تفریحی فراتر رفته است. آموزش، کسبوکارهای کوچک، دورکاری، خدمات بانکی، ارتباطات خانوادگی و دسترسی به اخبار، همگی به آن وابستهاند. برای بسیاری از مردم، اینترنت نه یک انتخاب اضافه، بلکه بخشی از زیرساخت زندگی است.
به همین دلیل، گران شدن آن را نمیتوان صرفاً با این استدلال توضیح داد که هزینه ارائه خدمات افزایش یافته است. پرسش مهمتر این است که آیا افزایش هزینهها باید بدون ملاحظه قدرت خرید مردم به مصرفکننده منتقل شود؟ آیا راههای دیگری مانند کاهش هزینههای غیرضروری، حمایت هدفمند، تعرفههای متناسب با مصرف و شفافسازی هزینهها بررسی شدهاند؟
وقتی یک خدمت تا این اندازه با زندگی روزمره گره خورده، تصمیم درباره قیمت آن نیز باید با حساسیت بیشتری اتخاذ شود.
در سایه احتمال جنگ، ارتباطات اهمیت بیشتری پیدا میکند
در شرایط عادی، اینترنت راهی برای ارتباط و کسبوکار است؛ در شرایط بحرانی، میتواند به ابزار حیاتی اطلاعرسانی و حفظ ارتباط میان اعضای خانواده تبدیل شود. همین موضوع، تصمیمگیری درباره قیمت و کیفیت آن را حساستر میکند.
البته افزایش قیمت اینترنت بهخودیخود به معنای برنامهریزی برای قطع آن نیست و همزمانی دو اتفاق نیز لزوماً رابطهای میان آنها را ثابت نمیکند. اما اگر مردم درباره احتمال اختلال یا قطع اینترنت نگران باشند، مسئولان و شرکتهای ارائهدهنده خدمات وظیفه دارند به جای افزودن بر ابهام، درباره وضعیت شبکه، سیاستهای قیمتگذاری و برنامههای تداوم خدمات شفافتر صحبت کنند.
مردم حق دارند بدانند بابت چه خدمتی، با چه کیفیتی و تحت چه شرایطی پول بیشتری میپردازند؛ بهویژه وقتی درباره استمرار همان خدمت نگرانی وجود دارد.
مسئله فقط قیمت نیست؛ مسئله اعتماد است
در جامعهای که مردم با فشارهای اقتصادی و نگرانیهای امنیتی مواجهاند، هر تصمیم اقتصادی در بستری از تجربههای قبلی و میزان اعتماد عمومی تفسیر میشود. تصمیمی که در زمان دیگری شاید صرفاً یک تعدیل تعرفه تلقی میشد، در روزهای پرالتهاب میتواند این احساس را ایجاد کند که هزینه بحرانها، مستقیم یا غیرمستقیم، دوباره بر دوش مردم گذاشته میشود.
این احساس لزوماً ثابت نمیکند که تصمیم با چنین نیتی گرفته شده است؛ اما نادیده گرفتن آن نیز کمکی به اعتماد عمومی نمیکند. تصمیمگیران نمیتوانند تنها به توجیه فنی یا اقتصادی یک سیاست بسنده کنند؛ آنها باید توضیح دهند که پیامد اجتماعی آن چیست و برای کاهش فشار بر اقشار کمدرآمد چه تدابیری در نظر گرفتهاند.
اگر افزایش قیمت برای حفظ و توسعه شبکه ضروری است، باید جزئیات هزینهها، میزان افزایش، کیفیت مورد انتظار و تعهدات شرکتها روشن باشد. اگر هم امکان اجرای تدریجی یا حمایت از مصرفکنندگان آسیبپذیر وجود دارد، باید درباره آن پاسخ روشنی ارائه شود.
سؤال آخر: سهم مردم از تصمیمگیری کجاست؟
در نهایت، بحث بر سر این نیست که هیچ خدمتی نباید گران شود؛ بحث بر سر این است که افزایش قیمت خدمات ضروری چگونه، در چه زمانی و با چه میزان شفافیت انجام میشود.
در روزهایی که احتمال جنگ و اختلال ارتباطی نگرانی عمومی ایجاد کرده، انتظار طبیعی مردم این است که تصمیمگیران بیش از گذشته به دسترسی پایدار، قدرت خرید خانوارها و حق دسترسی به اطلاعات توجه کنند. اگر افزایش قیمت اجتنابناپذیر است، دلیل آن باید مستند و قابل بررسی باشد؛ اگر راه کمفشارتری وجود دارد، باید توضیح داده شود که چرا انتخاب نشده است.
اینترنت فقط چند گیگابایت مصرف ماهانه نیست؛ بخشی از امکان زندگی، کار، آگاهی و ارتباط مردم با یکدیگر است. تصمیم درباره قیمت آن، بهویژه در روزهای پراضطراب، نباید صرفاً در ترازنامه شرکتها سنجیده شود. معیار نهایی باید این باشد که مردم چه هزینهای میپردازند، در مقابل چه خدمتی دریافت میکنند و تا چه اندازه میتوانند به استمرار آن خدمت اعتماد داشته باشند.