اختصاصی گروه سیاسی
در حالی که ایران خود را برای بزرگترین مراسم تشییع جنازه در تاریخ جمهوری اسلامی آماده میکند، نشانههای فزایندهای حاکی از آن است که بحران سوخت کشور که از ماهها پیش و در سایه جنگ با اسرائیل و آمریکا شکل گرفته بود وارد خطرناکترین مرحله خود میشود. به گفته منابع آگاه، انتظار میرود در روزهای پیش رو ایران با کمبود شدید سوخت مواجه شود؛ کمبودی که همزمانی آن با تشییع پیکر آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، میتواند آن را به یکی از جدیترین بحرانهای زیرساختی سالهای اخیر بدل کند.
زمینهای که بحران را غیرقابلاجتناب کرده
بحران سوخت ایران پدیدهای تازه نیست. از آغاز جنگ و حملات به زیرساختهای انرژی، اختلال در واردات و صادرات، و فشار بر واحدهای پتروشیمی، یک کسری ساختاری چندینساله را به بحرانی آشکار و ملموس تبدیل کرده است. بر اساس اظهارات نمایندگان مجلس، پیش از جنگ نیز تولید روزانه بنزین در کشور حدود ۱۰۵ میلیون لیتر بوده، در حالیکه مصرف به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر در روز میرسیده است — کسری روزانهای نزدیک به ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر که پیش از جنگ نیز از طریق واردات، سهمیهبندی، کارت سوخت و ترکیب فرآوردهها مدیریت میشد. جنگ این توازن شکننده را برهم زده و آسیب به پالایشگاهها، مخازن ذخیرهسازی و شبکه توزیع، در کنار دشواری واردات، ظرفیت جذب شوکهای تازه را از سیستم گرفته است.
اکنون این کسری ساختاری با یک رویداد کاملاً پیشبینیپذیر اما بیسابقه از نظر مقیاس تلاقی میکند، مراسم تشییع و تدفین آیتالله علی خامنهای، که پس از بیش از چهار ماه تأخیر، قرار است این روزها در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد برگزار شود. طبق برنامه اعلامشده، مراسم با تشییع در تهران آغاز میشود، سپس به قم منتقل میشود و حتی قرار است پیکر به عراق منتقل و در نهایت در حرم امام رضا در مشهد به خاک سپرده شود. مقامات برگزارکننده از حضور میلیونها نفر از سراسر کشور خبر دادهاند و برای این منظور، ناوگان قطارهای رایگان، اتوبوس و اسکان اضطراری زائران را سازماندهی کردهاند. چنین جابهجایی گستردهای، در کشوری که ذخایر سوخت آن از قبل بهشدت تحت فشار است، بهطور اجتنابناپذیری فشار مضاعفی بر شبکه توزیع سوخت وارد خواهد کرد.
آنچه در سطح میدانی گزارش شده
در بحبوحه این کمبودها، دولت دستور بازگشایی چندین جایگاه سوخت در منطقه تهران را صادر کرده که پیشتر بهدلیل کمبود عرضه تعطیل شده بودند؛ بازگشاییای که با انتقال اضطراری سوخت از استانهای مجاور صورت گرفته است. این اقدام، اگرچه در کوتاهمدت میتواند فشار در پایتخت را تا حدی کاهش دهد، اما به بهای تشدید کمبود در استانهای تأمینکننده تمام میشود، الگویی که تحلیلگران انرژی آن را «جابهجایی بحران» بهجای «حل بحران» توصیف میکنند.
با وجود این اقدامات اضطراری، ارزیابی واقعبینانه این است که دهها جایگاه سوخت در سراسر کشور بهزودی مجبور به تعطیلی خواهند شد. منابع آگاه به این تحلیل میگویند دولت با شفافیت کمی در قبال افکار عمومی عمل میکند و میکوشد مقیاس واقعی بحران را کمتر از آنچه هست جلوه دهد، رویکردی که هدف اصلی آن، به گفته این منابع، پیشگیری از بروز نارضایتی و ناآرامی عمومی در بزنگاهی حساس سیاسی است. این ارزیابی با گزارشهای مستقل رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نیز همراستاست، که پیشتر از افزایش صفهای سوخت، رشد قیمت در بازار غیررسمی و فشار فزاینده بر بخش حملونقل و کشاورزی خبر داده بودند.
پرسشهای حلنشده درباره مدیریت توزیع
ناتوانی مدیریتی در توزیع مؤثر سوخت را هدف قرار میدهد. به گفته منابعی که به این تحلیل دسترسی داشتهاند، مقامات مسئول در مدیریت اثربخش زنجیره توزیع سوخت ناکام ماندهاند، و محل نگهداری مقادیر قابلتوجهی از سوخت کشور همچنان نامشخص است. در همین چارچوب، این سوءظن مطرح شده که عناصری در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ممکن است بخشی از این سوخت را برای منافع اقتصادی خود منحرف کرده باشند.
نهادهای نظامی و شبهنظامی ایران، از جمله سپاه، بهطور تاریخی در بخشهای کلیدی اقتصاد انرژی از جمله قاچاق سوخت به کشورهای همسایه بهدلیل اختلاف قیمتی چشمگیر با بازارهای منطقه نقش داشتهاند، موضوعی که پیشتر نیز از سوی کارشناسان انرژی و حتی برخی مقامات دولتی بهطور غیرمستقیم مورد اشاره قرار گرفته است. اما در نبود مستندات مالی یا لجستیکی مستقل، این اتهام مشخص درباره انحراف ذخایر در بحبوحه بحران کنونی، در حد یک ادعای نیازمند راستیآزمایی باقی میماند و نمیتوان آن را بهعنوان واقعیتی اثباتشده تلقی کرد.
استعفای وزیر نفت
گزارشهای متعددی نیز حاکی از آنست که محسن پاکنژاد، وزیر نفت دولت پزشکیان، در واکنش به این بحران تصمیم به استعفا گرفته است. موضوع استعفای او در روزهای اخیر بهطور گسترده در فضای رسانهای داخلی ایران نیز مطرح شده بود، اما شورای اطلاعرسانی دولت و شخص پاکنژاد آن را تکذیب کردهاند. رئیس امور اطلاعرسانی دولت، این ادعا را بخشی از آنچه او «بازی نخنمای شایعه استعفا» خواند توصیف کرد، و وزیر نفت نیز اعلام کرد که «بحث استعفا کاملاً منتفی است» و خود را همچنان در خدمت مردم میداند.
اتفاقا همین واکنش های هیجانی تکذیب ها، به قوت موضوع استعفا افزوده است زیرا این الگوی تکرار شونده جمهوری اسلامی است و تکرار و پایداری چنین خبری در بحبوحه یک بحران واقعی و قابلاندازهگیری سوخت، نشان میدهد که دستکم در سطح افکار عمومی و برخی محافل سیاسی داخلی، فشار بر وزارت نفت بهعنوان نهاد مسئول این حوزه بهطور محسوسی افزایش یافته است.
چرا این ترکیب عوامل نگرانکننده است
سه عامل بهطور همزمان در حال شکلگیری هستند که در کنار هم، ریسک یک بحران گستردهتر را افزایش میدهند:
۱. تقاضای بیسابقه ناشی از مراسم تشییع.
جابهجایی میلیونها هوادار و بوقچی نظام در بازهای فشرده ششروزه، حتی در شرایط عادی زیرساختی، فشار سنگینی بر هر شبکه حملونقلی وارد میکند؛ در شرایط کنونی که ذخایر سوخت از قبل در وضعیت بحرانی قرار دارند، این فشار میتواند نقطه گسست شبکه توزیع در برخی مناطق باشد.
۲. فقدان شفافیت اطلاعاتی. باتوجه به ارزیابی منابع آگاه درباره پنهانکاری دولت، این رویکرد میتواند در کوتاهمدت از بروز نارضایتی آشکار جلوگیری کند، اما در میانمدت اعتماد عمومی به توان دولت در مدیریت بحران را بیشتر تضعیف میکند — بهویژه در جامعهای که به گفته نظرسنجیهای داخلی و بینالمللی، بخش قابلتوجهی از آن پیش از این نیز از توان مالی خود برای ادامه زندگی روزمره ابراز ناامیدی کرده است.
۳. ابهام درباره مسئولیتپذیری نهادی.
اطلاعات مربوط به انحراف احتمالی سوخت توسط عناصری در سپاه، در کنار اطلاعات مربوط به وزارت نفت، تصویری از یک ساختار تصمیمگیری چندپاره را ترسیم میکند که در آن، مسئولیت مشخص یک بحران بهسختی قابل ردیابی است. الگویی که پیشتر نیز در تحلیل بحرانهای زیرساختی دیگر ایران (از جمله بحران آب و برق) مشاهده شده است.
ترکیب یک بحران ساختاری چندینساله سوخت، آسیبهای وارده از جنگ اخیر، و تقاضای بیسابقه ناشی از بزرگترین مراسم تشییع تاریخ جمهوری اسلامی، زمینه را برای وخیمتر شدن قابلتوجه وضعیت سوخت در هفتههای پیش رو فراهم کرده است.
بخشی از این تصویر کسری تولید و مصرف، آسیبهای جنگی، و برنامهریزی مراسم تشییع برای میلیونها هوادار مبتنی بر گزارشهای رسمی و قابلراستیآزمایی است. اما بخش دیگر، از جمله میزان دقیق پنهانکاری دولت، نقش احتمالی سپاه در انحراف ذخایر سوخت، و استعفای وزیر نفت را باید کمی به انتظار نشست.
آنچه در روزهای پیش رو باید رصد شود، اینست که آیا شبکه توزیع سوخت ایران میتواند فشار همزمان یک بحران ساختاری و یک رویداد ملی بیسابقه را بدون فروپاشی محلی در برخی استانها تحمل کند، یا اینکه هفتههای آینده شاهد بستهشدن گستردهتر جایگاههای سوخت و بروز نارضایتی آشکارتر عمومی خواهد بود.