محمدرضا گلسار
در جدول تورم شهریور ۱۴۰۵، بهترین عددِ کل کشور ۷۴.۶ درصد است. این رقم مال تهران است، استانی که کمترین فشار را تحمل کرده. در هر اقتصاد دیگری، چنین عددی خبر اول رسانهها میشد و وزیر اقتصاد را به استیضاح میکشاند. اینجا اما همین رقم «پایینترین» نام گرفته و آنطرف جدول، ایلام با ۱۱۴.۳ درصد، قهرمان گرانی است. وقتی بهترین حالتِ ممکن این است که قیمتها در یک سال سهچهارم بالا رفته باشد، دیگر بحث «شکاف استانی» جز تزئین فاجعه نیست. میانگین ملی ۸۹.۸ درصد است، یعنی سبدی که پارسال با صد هزارتومان خریده میشد، امروز نزدیک ۱۹۰ هزارتومان ارزش دارد. این را باید اول گفت، چون هر تحلیلی که از فاصله ۳۹.۷ واحدیِ ایلام و تهران شروع کند، بیآنکه سقفِ سنگین بالای سر هر دو را نشان بدهد، ناخواسته بحران را عادی میکند.
سؤال اصلی این است که چرا ایلامیها باید ۴۰ واحد درصد بیشتر از تهرانیها تاوان بدهند؟ پاسخ را میتوان از خود اعداد بیرون کشید. تورم خوراکی تهران ۱۱۹.۳ درصد، تورم غیرخوراکیاش ۵۶.۸ درصد و شاخص کلش ۷۴.۶ درصد است. با یک محاسبه تقریبی، سهم غذا در سبد تهران حدود ۲۸ درصد درمیآید. همین حساب برای ایلام، با ارقام ۱۴۰.۴ و ۹۳.۳ و ۱۱۴.۳، سهمی نزدیک ۴۵ درصد میدهد. این برآورد دقیق نیست، چون وزنها ثابت نیستند و محاسبه نقطهبهنقطه خطا دارد، اما جهتش مشخص است: سبد استان کمبرخوردار سنگینتر از غذاست.
این همان قانون انگل است که از قرن نوزدهم میشناسیم: «هرچه فقیرتر باشی، بخش بیشتری از درآمدت خرج شکم میشود.» نتیجهاش این است که تورم خوراکی مثل مالیاتی معکوس عمل میکند و بیشترین ضربه را به کسی میزند که کمترین جا برای تحمل دارد. پس بخشی از «برتری» تهران در جدول واقعی نیست و ساخته ترکیب سبد است. تهران کمتر از ایلام تورم دارد، چون سهم کمتری از پولش را صرف چیزی میکند که از همهچیز سریعتر گران شده است.
از طرفی عادت کردیم نرخهای ماهانه را کوچک ببینیم. ۶.۷ درصد هرمزگان یا ۵.۷ درصد غیرخوراکیهای کل کشور در نگاه اول شبیه نوسان است. اما اگر این نرخها یک سال ادامه یابند، ۶.۷ درصد ماهانه حدود ۱۱۸ درصد سالانه میشود و ۵.۷ درصد حدود ۹۴ درصد. حتی ۱.۸ درصدِ خراسان جنوبی، که «کم» توصیف شده، به بیش از ۲۴ درصد در سال میرسد. یعنی حتی آرامترین استان کشور در ماهی که آرام بوده، با سرعتی حرکت کرده که در بسیاری از کشورها بحران محسوب میشود. الگوی دیگری هم در دادهها دیده میشود که کمتر به آن توجه شده: در هر استانی که هر دو نرخ نقطهای و سالانهاش در دست است، نقطهای بالاتر است. تهران ۷۴.۶ در برابر ۶۱.۱، ایلام ۱۱۴.۳ در برابر ۹۱.۴، کردستان ۱۰۸.۳ در برابر ۹۰.۳، لرستان ۱۰۷.۴ در برابر ۸۹.۳ و خراسان جنوبی ۸۵.۵ در برابر ۷۴.۹. این یعنی گرانی در همهجا تندتر میشود و در ایلام (حدود ۲۳ واحد اختلاف) بیش از تهران (حدود ۱۳.۵ واحد). اعلام اینکه فشار قیمتها در این استانها «انباشته شده» تنها نیمی از ماجراست. نیمهی دوم این است که انباشت متوقف نشده و شتاب گرفته است.
از سوی دیگر بیشترِ شتاب شهریور از بخش «غیرخوراکی و خدمات» آمده، اما این دسته آنقدر بزرگ و ناهمگن است که عملاً چیزی نمیگوید. اجارهبها، درمان، دارو، رفتوآمد، آموزش، پوشاک و لوازم خانگی همه زیر یک عنوان جمع شدهاند. گران شدن اجاره برای مستأجر یعنی خطر بیخانمانی.
یک فرضیه هم وجود دارد که با دادههای موجود ثابت نمیشود اما نباید نادیدهاش گرفت. شاید در بعضی استانها تورم ماهانهی خوراکی به این دلیل کند شده که مردم دیگر چیزی برای خرج کردن ندارند و سبد غذاییشان را کوچک کردهاند. شاخص قیمت فقط قیمت را میسنجد، نه اینکه سفره هنوز همان است که بود. خراسان جنوبی را بهعنوان «تنها استانی که خوراکیها ارزانتر شدند» معرفی میکنند، با رقم منفی ۰.۳ درصد. این عنوان دو ایراد دارد. اولاً ادعای «تنها بودن» با هیچ مقایسهای پشتیبانی نشده است. ثانیاً شهریور فصل برداشت بسیاری از محصولات کشاورزی است و چنین افتی ممکن است نوسان فصلی باشد، نه نشانهی بهبود. مهمتر از همه، کاهش ۰.۳ درصدی روی پایهای که نسبت به سال قبل دو برابر شده، هیچ سفرهای را سبک نمیکند. همین استان تورم نقطهای ۸۵.۵ و سالانه ۷۴.۹ درصد دارد. یک ماه ملایم، خرابی یک سال را ترمیم نمیکند.
همچنین اینکه «غرب کشور در نیمهی بالای جدول است» سست است. از پنج استان نخست، فقط ایلام و کردستان غربیاند. هرمزگان در جنوب است، گلستان در شمال شرق و آذربایجان غربی در شمال غرب. از آن طرف، سیستان و بلوچستان، که از محرومترین استانهای کشور است، در پایین جدول است. اگر الگویی در کار باشد، شاید فاصله از مرکز باشد.
استانهای پیرامونی با زنجیرهی توزیع ضعیفتر و هزینهی حمل بیشتر ممکن است در برابر شوک ارزی و قیمتی آسیبپذیرتر باشند و تهران، با بازار بزرگ و رقابتیاش، دستکم در کوتاهمدت بخشی از شوک را جذب کند. این هم فرضیه است، اما از قصهی «غرب گرانتر است» که روی یک جدول یکماهه ساخته شده، قابل دفاعتر است.
در هر صورت بحث دیگر «شدت» نیست، «گستره» است. وقتی کمترین تورم خوراکی ۱۰۴ درصد و کمترین تورم کل ۷۴.۶ درصد است، نقطهی امنی روی نقشه نمانده. فشار نابرابر توزیع شده و بر دوش کسانی بیشتر است که سهم بیشتری از درآمدشان را غذا میخورند. حمایت یکسان از همهی استانها عدالت نیست؛ حمایت باید با سبد واقعی هر منطقه و هر دهک درآمدی سنجیده شود. همچنین شفافیت در انتشار داده حق شهروندی است که تاوان تورم را میدهد: «تورم به تفکیک دهکهای درآمدی، تفکیک اجزای غیرخوراکی مثل مسکن و درمان و مقایسهی مستقیم با رشد دستمزد.» در مجموع شهریور ۱۴۰۵ سیویک روایت از گرانی دارد، اما حتی یکی از آنها روایتِ ثبات نیست. در اینجا باید شکاف ایلام و تهران را تحلیل کرد، ولی نباید گذاشت این شکاف جلوی چشم را بگیرد که «هر دو سوی آن در یک سیل ایستادهاند، یکی تا زانو و دیگری تا کمر.»