خانه پیشنهاد هم‌وطن ما اینجا رخ به رخ آمریکا وایسادیم البته از ۱,۲۸۴ کیلومتر این‌طرف‌تر!

وقتی رنج مردمان جنوب به ابزار پروپاگاندای صدا و سیما بدل می‌شود؛

ما اینجا رخ به رخ آمریکا وایسادیم البته از ۱,۲۸۴ کیلومتر این‌طرف‌تر!

شاید خاطرتان باشد، آن روز دانشجویی را که علیرضا زاکانی، شهردار تهران در دانشگاه شریف حضور پیدا کرد و با آن شور حماسی پرسید؛ «غرب به فکر زن، زندگی و آزادی ماست؟» و البته پاسخ دانشجویی که از میان جمعیت حاضر با فریاد، پرفورمنس جالبی را خلق کرد و فریاد زد؛ «نکند شما هستید؟»

اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی

شاید خاطرتان باشد، آن روز دانشجویی را که علیرضا زاکانی، شهردار تهران در دانشگاه شریف حضور پیدا کرد و با آن شور حماسی پرسید؛ «غرب به فکر زن، زندگی و آزادی ماست؟» و البته پاسخ دانشجویی که از میان جمعیت حاضر با فریاد، پرفورمنس جالبی را خلق کرد و فریاد زد؛ «نکند شما هستید؟»
این یادآوری، استعاره‌ای از همه ادعاهایی است که این روزها از زبان کسانی می‌شنوید که دود از سرتان بیرون می‌زند! مثلا در جایی که جماعتی، صاف، صاف در میادین حاضر شده و در حالی که صدای نتراشیده بلندگو؛ صدای «بزن که خوب می‌زنی» را در فضا طنین انداخته از کودکان میناب می‌گویند و پرچم تکان می‌دهند. همان‌ها که در میان ناله‌های مادران کودکان و جوانان همین سرزمین از کیان و حنانه و نیکا گرفته تا خدانور و نوید افکاری و دیگر جانفدایان ایران در بهترین واکنش، سکوت پیشه کرده و گاه حتی با فریاد مرگ بر اغتشاشگر و تروریست، تروریست کردن، وقیحانه بر روح مردم عزادار، خنج کشیدند، امروز چنان از کودکان مظلوم میناب سخن می‌گویند که گویی، هیچ جنبنده‌ای در این پهن دشت گیتی از این جماعت، میهن‌پرست‌تر و ایراندوست‌تر نیست!
همان‌ها که چنان ایران، ایران می‌کنند که ایرانی‌ترین رهبرشان تا همین نوروزی که گذشت از گذاشتن یک سبزه یا هر نماد سنتی ایرانی نیز در پیام کذایی تبریک سال نوی خود امتناع می‌کرد و نه رگ میهن‌پرستی‌شان متورم می‌شد و نه نامی از این سرزمین مظلوم بر سر زبان‌شان می‌چرخید. همان جماعتی که این روزها فریاد «مرگ بر وطن‌فروش خائن» گفتن‌شان گوش فلک را کر کرده و اگر فردا روزی به هر دلیل و به هر شکلی، زمانی نظامی جز جمهوری اسلامی در این سرزمین بر مسند امور نباشد، دیگر نشانی از پرچم سه رنگ ایران را در دستان‌شان نخواهید دید.
حالا اما با تشدید حملات دشمن متجاوز به خاک وطن در جنوب این سرزمین، باز ژست زاکانی‌گونه برخی‌شان بدجور توی ذوق می‌زند. مثلا تصور کنید؛ در همین ایام، چهره‌ای چون سید بشیر حسینی در آبادان با فاصله‌ای بالغ بر ۱,۲۸۴ کیلومتر از منطقه‌ای مثل سیریک یا ۱,۱۲۶ کیلومتر تا بندرعباس که این روزها و شب‌ها تحت آماج سنگین‌ترین حملات موشکی آمریکا در بی‌برقی و بی‌آبی روزگار می‌گذرانند با همان لحن منحصر به فرد غیراستانداردش در مدیوم رسانه در قامت مجری و کارشناس رسانه ظاهر شده و در مقابل دوربین تلویزیون گفته؛ «چه کسانی اکنون دلسوز جنوب شده‌اند؟ همان‌هایی که تا چند روز پیش آدرس مردم، بسیجی‌ها و ایست‌های بازرسی را به دشمن می‌دادند و به گراهام “عمو” می‌گفتند و برای حمله به ایران لحظه‌شماری می‌کردند.»
این استاد دانشگاه سابق، داور تاک شوی تلویزیونی پیشین و کارشناس رسانه و مجری کنونی که اخیرا نیز به سخنران ملت مبعوث شده در میادین تهران بدل شده، همینطور ادامه داده؛ «کسانی که قطعه‌قطعه شدن کودکان میناب و پیدا نشدن پیکر ماکان را دیدند و دم نزدند، اکنون چگونه خون‌خواه و دلسوز جنوب شده‌اند؟ این دلسوزی‌های ناگهانی از سوی کسانی است که تا به حال ذره‌ای برای این مملکت هزینه نکرده‌اند و به محض شنیدن صدای یک تیر و ترقه، از میدان گریختند و هرگز حاضر نبودند هزینه‌ای برای حفظ این مرز و خاک بپردازند. بنابراین، ادعا‌های فعلی آنها نه تنها باورپذیر نیست، بلکه یک «طنز تلخ» است.»
خالق جمله طلایی «اربعین شیطون بلا» در تلویزیون البته در همین تور جنوب‌گردی در برنامه‌ای نیز در مقابل دوربین گفته بود؛ «اگه میخوای بیای جنوب بیا ما اینجا رخ به رخ آمریکا ابر قدرت زمینی وایسادیم. آقا می‌خواستی بیای جنوب، بیا، آماده‌ست. همه اون‌هایی که دنبال می‌گشتید، همه اون‌هایی که می‌گید دلتون واسه جنوب می‌تپه، بسم‌الله.»(با لحن خودش بخوانید!)
سوال اصلی در اینجا نه از چون اویی که از صاحبان تفکر نزدیک به او در این جاست که به قول همان دانشجوی شریف که در بالا به زاکانی پاسخ داد؛ لابد شما دلسوز جنوب شده‌اید! جنوبی که همین حالا رد و آثار حملات بعثی‌های صدام از در و دیوار شهر و خیابانش رخت بر نبسته، جنوبی که در بی‌آبی و هوای پر از ریزگرد و گرما به هن و هن افتاده، جنوبی که معدل سرانه رفاهی مردمانش، رقم اسفباری را پیش روی مخاطب می‌گذراند، جنوبی که در چابهارش، سوختبری و قاچاقبری به معیشت لاجرم شریف‌ترین مردمان این سرزمین بدل شده و کودکانش در کپر و چادر پاس کلاس درس می‌نشینند، جنوبی که از نظر مبانی توسعه شهری از نامتوازن‌ترین وجوه توسعه‌نیافتگی رنج برده و شهروندانش از فقدان بدیهی‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین امکانات زندگی رنج می‌برند؛ امروز دلسوزانی چون بشیر حسینی و شارلاتان‌هایی نظیر او پیدا کرده؟ او و هم قماشان‌اش در این ۴۷ سال کجا بوده‌اند که امروز یادشان افتاده که این سرزمین از نظر مختصات جغرافیایی، جنوبی هم دارد و اتفاقا مورد حمله خارجی قرار گرفته و تفکر نزدیک به همین جماعت اسباب رخداد آن را فراهم کرده‌؟ جنوب این سرزمین در غائله آب خرمشهر، جنوب نبود؟ همانطور که گفت شد در ماجرای فقدان امکانات آموزشی ساده برای کودکان زاهدانی، سراوانی، سربازی و دیگر فرزندان محروم این خطه، جنوب نبود؟ در معرکه تلخی که مردم جنوب مجبورند برای گذران زندگی دست به سوختبری زده و از محل این معاش دون شان خود، چرخ زندگی بچرخانند، خبری از جنوب نیست؟ در قتل عام کثیر شماری از رشیدترین و رعناترین جوانان، مردان و زنان هرمزگانی، سیستان و بلوچستانی، بوشهری و اهوازی در دیماه خونین سال گذشته، نام این کمربند زیرین نقشه ایران، جنوب نبود؟ در سوانح تلخ قطع عضو یا جان باختن کودکان سیستانی از حملات گاندو برای تامین آب ناسالم برای شرب چطور، نام این بخش از ایران، جنوب نیست؟ در ماجرای زجر چندین و چندماهه کارگران هفت تپه و دیگر کارگران کارخانجات صنعتی این منطقه، نام این مناطق، جنوب نبوده؟
باری که با همین کلید سوال «جنوب نیست؟» می‌شود مثنوی هفتاد من تلخی نوشت همین حضرات تا دیروز به محض مواجهه با سوالات مشابه‌اش، انگ سیاه نمایی به نگارنده زده و با عنوان اتهامی فعالیت تبلیغی علیه نظام، سوال کننده را یک سال می‌فرستادند پشت میله‌ها! حالا هم ای بیچاره مظلوم دختران و پسران پرپر شده مدرسه شجره طیبه که نام‌شان با حربه کثیف پروپاگاندای رسانه‌ای مشتی شارلاتان، اسباب رویکردی ماکیاولیستی و شارلاتان‌گونه شده و چند صباح بعد، همین‌ها حتی از یاد خواهند برد که جگرگوشه‌ای چون ماکان نصیری، اصلا که بود و خانواده‌اش چگونه روزگار می‌گذرانند. همانطور که ماه منیر مولایی، هنوز به دلیل خونخواهی و دادخواهی کیان توسط عملگان ظلم همین دودمان ایرانسوز در مرارتی تلخ و زیر سنگین‌ترین هجمه‌های امنیتی و بگیر و ببندها زندگی می‌کند.
حالا هم خطاب ما به بشیر حسینی و دیگر مجری‌نماهای تلویزیون جبلی-جلیلی این است که دست از این شامورتی برداشته، سوار یکی از این هایلوکس‌های لوکس صدا و سیما شده و بعد از ۱۵ تا ۱۷ ساعت رانندگی به مناطق جنگزده جنوب تشریف‌فرما شوند تا اقلا این سیرکی که این روزها از تصویر این جماعت به ظاهر دلسوز جنوب و مدعیان دروغین وطن‌پرستی شاهد هستیم به این میزان مبتذل و مشمئزکننده نباشد!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن