اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
وقتی از نسل Z در ایران سخن گفته میشود، منظور صرفاً گروهی از جوانان علاقهمند به فناوری یا شبکههای اجتماعی نیست. این نسل، متولد اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ خورشیدی، در فضایی رشد کرده که با بحرانهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی،اینترنت، تحریمها، مهاجرت و اعتراضات گره خورده است. همین تجربه زیستی، نگاه آنان به زندگی را بهطور محسوسی با نسلهای پیشین متفاوت کرده است.
اگر نسلهای قبل در چارچوب ارزشهای رسمی یا امید به اصلاح تدریجی زندگی میکردند، بسیاری از جوانان امروز بیش از هر چیز به دنبال حق انتخاب، کیفیت زندگی و آزادیهای فردی هستند. این تغییر صرفاً یک تفاوت نسلی نیست؛ بلکه نشانه شکافی عمیق میان جامعه جوان ایران و ساختار حکمرانی است.
از رسانه رسمی تا جهان بدون مرز
نسل Z نخستین نسلی است که انحصار رسانههای رسمی را عملاً پشت سر گذاشته است. تلفن همراه، اینترنت، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای جهانی، پنجرهای به سبکهای متفاوت زندگی گشودهاند؛ سبکی که در آن آزادی انتخاب، رفاه، برابری و مشارکت اجتماعی ارزشهایی بدیهی تلقی میشوند.
در مقابل، جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته با گسترش فیلترینگ، محدودیت اینترنت و کنترل فضای مجازی کوشیده است روایت رسمی خود را حفظ کند. اما تجربه نشان داده است که این سیاستها نتوانسته مانع دسترسی جوانان به اطلاعات و فرهنگ جهانی شود. نتیجه، نه بازگشت نسل جدید به رسانههای رسمی،بلکه کاهش اعتماد به آنها و گسترش استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها بوده است.
برای بسیاری از جوانان، جهان دیگر از دریچه رسانههای داخلی تعریف نمیشود؛ بلکه از طریق ارتباط مستقیم با همسالان خود در کشورهای دیگر شکل میگیرد. همین مقایسه دائمی، فاصله میان آنچه در ایران تجربه میکنند و آنچه در دیگر جوامع میبینند را پررنگتر کرده است.
سبک زندگی؛ میدان تقابل نسل جدید و حکومت
تغییر نسل Z تنها در نوع پوشش یا موسیقی خلاصه نمیشود. این نسل نگاه متفاوتی به ازدواج، اشتغال، مهاجرت، نقش زنان، سلامت روان، تفریح، روابط اجتماعی و آینده دارد. برای بسیاری از آنان ،موفقیت بیش از آنکه در چارچوب روایتهای ایدئولوژیک تعریف شود، با کیفیت زندگی، امنیت اقتصادی و امکان انتخاب آزادانه گره خورده است.
در مقابل، سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی همچنان بر الگو هایی تکیه دارد که بخش قابل توجهی از نسل جدید آنها را با واقعیتهای زندگی خود سازگار نمیداند. تلاش برای اعمال محدودیت در حوزه پوشش، تفکیک جنسیتی، کنترل فعالیتهای فرهنگی و محدود کردن دسترسی به اینترنت، از نگاه بسیاری از منتقدان، نهتنها به حفظ ارزشهای رسمی منجر نشده، بلکه شکاف میان حکومت و نسل جوان را عمیقتر کرده است.
اعتراضات سالهای اخیر نیز نشان داد که بخش مهمی از نسل Z مطالبات خود را فراتر از خواستههای اقتصادی تعریف میکند. آزادیهای فردی، کرامت انسانی، حق انتخاب و مشارکت در تعیین سرنوشت، برای بسیاری از این جوانان به موضوعاتی محوری تبدیل شده است.
حکومتی که نسل جدید را نمیشناسد
یکی از مهمترین چالشهای جمهوری اسلامی، شاید نه صرفاً بحران اقتصادی یا فشارهای خارجی، بلکه ناتوانی در درک تحولات فرهنگی و اجتماعی نسل جدید باشد.
در حالی که جهان با سرعت به سمت اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و ارتباطات آزاد حرکت میکند، بخشهایی از ساختار حکمرانی همچنان با رویکردهای محدود کننده به مسائل فرهنگی و اجتماعی مینگرند. این فاصله، احساس بیگانگی بخشی از جوانان با ساختار رسمی را تشدید کرده است.
پیامد این وضعیت را میتوان در افزایش تمایل به مهاجرت، کاهش اعتماد به نهادهای رسمی، تغییر الگوهای مشارکت اجتماعی وشکلگیری هویتهایی دید که بیش از آنکه در چارچوب روایتهای حکومتی تعریف شوند، از تجربههای جهانی و ارتباطات فرامرزی تأثیر میپذیرند.
نسل Z الزاماً یکدست نیست و دیدگاههای متنوعی دارد، اما یک ویژگی در میان بسیاری از اعضای آن مشترک به نظر میرسد: تمایل به انتخاب سبک زندگی مستقل از الگوهای تحمیلشده. همین ویژگی، این نسل را به یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.
شاید بزرگترین پرسش امروز این نباشد که نسل Z چگونه تغییر کرده است؛ بلکه این باشد که آیا ساختار سیاسی ایران توان سازگاری با این تغییرات را دارد یا شکاف میان حکومت و نسلی که آینده کشور را میسازد، هر روز عمیقتر خواهد شد.
24