خانه جنگ از مدرسه میناب تا جشن عروسی  در روستای کوهستک؛ چه کسی پاسخگو است؟

هموطن آسیب‌های جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند:

از مدرسه میناب تا جشن عروسی  در روستای کوهستک؛ چه کسی پاسخگو است؟

در جنگی که جمهوری اسلامی سال‌ها با شعار «مقاومت» و مقابله با آمریکا و اسرائیل برای آن زمینه‌سازی کرده، این مردم ایران هستند که بار اصلی هزینه‌ها را بر دوش می‌کشند؛ مردمی که نه در تصمیم‌گیری‌های امنیتی و نظامی نقشی دارند و نه در تعیین اولویت‌های سیاست خارجی حکومت.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در جنگی که جمهوری اسلامی سال‌ها با شعار «مقاومت» و مقابله با آمریکا و اسرائیل برای آن زمینه‌سازی کرده، این مردم ایران هستند که بار اصلی هزینه‌ها را بر دوش می‌کشند؛ مردمی که نه در تصمیم‌گیری‌های امنیتی و نظامی نقشی دارند و نه در تعیین اولویت‌های سیاست خارجی حکومت.

حمله مرگبار به مدرسه‌ای در میناب در نخستین روز جنگ ۴۰ روزه و حمله اخیر به ساختمانی در کوهستکِ شهرستان سیریک، که هنگام برگزاری یک مراسم عروسی هدف حمله قرار گرفت، بار دیگر چهره غیرانسانی جنگ را مقابل چشم ایرانیان قرار داده است. در حادثه سیریک، مقام‌های محلی از کشته شدن دست‌کم چهار نفر و زخمی شدن بیش از ۶۰ نفر خبر داده‌اند. 

مسئولیت این حمله از سوی جمهوری اسلامی به آمریکا نسبت داده شده، در حالی که مقام‌های آمریکایی گفته‌اند اهداف آنها نظامی بوده و گزارش‌های مربوط به تلفات غیرنظامیان در حال بررسی است.

در میناب نیز در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مدرسه‌ای هدف حمله قرار گرفت و حدود ۱۵۶ نفر، عمدتاً دانش‌آموز، کشته شدند. آمریکا مدعی شده بود این مدرسه در نزدیکی یک پایگاه موشکی سپاه قرار داشته است؛ ادعایی که اهمیت یک پرسش اساسی را بیشتر می‌کند: چرا باید مراکز و ظرفیت‌های نظامی جمهوری اسلامی در مجاورت محل زندگی و تحصیل کودکان قرار داشته باشد؟

در ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ نیز گزارش‌هایی درباره حمله به محل برگزاری یک مراسم عروسی در کوهستک منتشر شد؛ حادثه‌ای که بار دیگر نشان داد شهروندان عادی چگونه می‌توانند در میانه تقابل نظامی گرفتار شوند.

ایدئولوژی در تهران، مرگ در میناب و سیریک

برای جمهوری اسلامی، «مقاومت» فقط یک سیاست امنیتی نیست؛ یکی از پایه‌های هویت سیاسی نظام است. دهه‌هاست که حکومت، تقابل با آمریکا و اسرائیل را بخشی از فلسفه سیاسی خود معرفی کرده و برای آن منابع عظیم انسانی و اقتصادی اختصاص داده است.

اما وقتی جنگ به داخل ایران می‌رسد، معنای این سیاست تغییر می‌کند. دیگر سخن از «بازدارندگی» و «قدرت منطقه‌ای» نیست؛ سخن از مدرسه‌ای است که کودکان در آن کشته می‌شوند و خانه‌ای است که مراسم عروسی در آن به صحنه مرگ تبدیل می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که باید پرسید: اگر سیاست خارجی یک حکومت قرار است امنیت ملی را تأمین کند، چرا نتیجه آن برای شهروند عادی، ناامنی، جنگ و ترس شده است؟

جمهوری اسلامی نمی‌تواند تمام مسئولیت‌های ناشی از سیاست خارجی خود را با عبارت‌هایی مانند «دشمن خارجی» توضیح دهد. حمله به غیرنظامیان، در صورت اثبات، مسئولیت عامل حمله را به دنبال دارد؛ اما این مسئله مسئولیت حکومت ایران برای جلوگیری از قرار گرفتن مردم در معرض خطر را منتفی نمی‌کند.

قرار دادن زیرساخت‌های نظامی در نزدیکی مناطق غیرنظامی، ادامه تقابل با قدرت‌های نظامی بزرگ و تبدیل خاک ایران به بخشی از میدان رویارویی منطقه‌ای، تصمیم‌هایی هستند که در ساختار قدرت گرفته می‌شوند، نه در خانه‌های مردم.

به بیان ساده‌تر، کسانی که درباره جنگ تصمیم می‌گیرند، همان کسانی نیستند که در کلاس درس میناب یا مجلس عروسی کوهستک جان می‌دهند.

«سپر انسانی»؛ پرسشی که جمهوری اسلامی باید به آن پاسخ دهد

استفاده از عبارت «سپر انسانی» درباره جمهوری اسلامی به معنای حقوقی آن نیازمند شواهد دقیق و تحقیقات مستقل است. اما حتی بدون اثبات عمدی بودن چنین اقدامی، عملکرد حکومت پرسش‌های سنگینی ایجاد می‌کند.

اگر تأسیسات نظامی در نزدیکی مراکز غیرنظامی مستقر بوده‌اند، چرا حکومت مردم را از این مناطق دور نکرده است؟ چرا در طول سال‌ها، به جای ایجاد فاصله میان مراکز نظامی و زندگی روزمره مردم، امکان قرار گرفتن آنها در یک محیط مشترک را فراهم کرده است؟

در مورد میناب، گزارش‌های منتشرشده به ادعای فرماندهی مرکزی آمریکا درباره قرار داشتن مدرسه در مجاورت یک پایگاه موشکی سپاه اشاره کرده‌اند. درباره حادثه سیریک نیز گزارش‌ها از اصابت حمله به ساختمانی خبر می‌دهند که مراسم عروسی در آن برگزار می‌شد و جزئیات عملیاتی حمله همچنان نیازمند بررسی مستقل است.

اما یک مسئولیت سیاسی روشن وجود دارد: حکومت موظف است مردم را از میدان جنگ دور نگه دارد، نه اینکه جامعه را در کنار اهداف نظامی قرار دهد و سپس از شهروندان بخواهد هزینه «مقاومت» را بپردازند.

این مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که جمهوری اسلامی همزمان با حملات نظامی، همچنان از ادامه تقابل سخن می‌گوید. در ۱۰شهریور ۱۴۰۵، مسعود پزشکیان اعلام کرد ایران در صورت بازگشت آمریکا به تعهدات تفاهم‌نامه قبلی، آماده اقدام متقابل است؛ اما همزمان تبادل حملات میان دو کشور ادامه داشت.

این تناقض تصویری روشن از بن‌بست سیاست خارجی جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد: مذاکره در زبان دیپلمات‌ها، جنگ در میدان، و مردم در میان این دو.

چه کسی هزینه «مقاومت» را می‌پردازد؟

جمهوری اسلامی سال‌ها از مردم خواسته است هزینه‌های سیاست خارجی خود را با عنوان‌هایی چون «امنیت ملی»، «مقاومت» و «مبارزه با استکبار» بپذیرند. اما امنیتی که نتواند یک کودک را در مدرسه یا خانواده‌ای را در مراسم عروسی از خطر جنگ حفظ کند، نیازمند بازنگری جدی است.

جنگ اخیر نشان داده است که قدرت موشکی و نفوذ منطقه‌ای لزوماً به معنای امنیت شهروندان نیست. برعکس، هنگامی که تقابل خارجی به یک هدف دائمی تبدیل شود، هر پایگاه نظامی، انبار تسلیحات یا زیرساخت مرتبط با جنگ می‌تواند به نقطه‌ای برای حمله تبدیل شود و در نهایت مردم عادی را در معرض خطر قرار دهد.

جمهوری اسلامی نمی‌تواند همزمان خود را مدافع ملت ایران معرفی کند و سیاستی را دنبال کند که جامعه را در معرض چنین سطحی از خطر قرار می‌دهد. ملت ایران سپاه پاسداران نیست؛ مردم ایران تصمیم‌گیرندگان سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیستند و نباید گروگان آن باشند.

حادثه میناب و تراژدی سیریک باید بیش از آنکه به ابزاری برای تبلیغات جنگی تبدیل شوند، فرصتی برای طرح یک سؤال اساسی باشند: چرا شهروندان ایرانی باید هزینه سیاست خارجی‌ای را بپردازند که بدون مشارکت آنها طراحی شده است؟

مسئولیت مستقیم هر حمله باید با تحقیقات مستقل و شواهد تعیین شود و هیچ دولتی نباید از پاسخگویی درباره کشتار غیرنظامیان مصون باشد. اما همزمان نمی‌توان از مسئولیت سیاسی جمهوری اسلامی در ایجاد و تداوم چرخه‌ای که ایران را به میدان رویارویی تبدیل کرده، چشم پوشید.

خون کودکانی که در میناب کشته شدند و غیرنظامیانی که در سیریک قربانی شدند، نباید به عددی در آمار جنگ یا ابزاری در تبلیغات حکومت تبدیل شود.

اگر «مقاومت» قرار است به قیمت جان مردم تمام شود، پرسش نهایی دیگر این نیست که جمهوری اسلامی چقدر توان جنگیدن دارد؛ پرسش این است که چقدر از جان و آینده مردم ایران حاضر است برای حفظ ایدئولوژی و سیاست خارجی خود هزینه کند.

و پاسخ به این پرسش، بیش از هر موشک و پهپاد، میزان واقعی اهمیت «مردم» در محاسبات جمهوری اسلامی را نشان خواهد داد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن