محمدرضا گلسار
در ایران امروز عجیب نیست که اینترنت قطع شود؛ عجیب این است که حکومت از مردم انتظار دارد وانمود کنند که همه چیز عادی است. از کاربر عادی گرفته تا صاحب کسبوکار، از دانشجو تا برنامهنویس، از تولیدکننده محتوا تا گیمر؛ همه میدانند اینترنت قرار نبود این شکلی باشد. قرار نبود دسترسی به جهان بیرون به یک امتیاز تبدیل شود. قرار نبود ارتباط، آموزش، کار و حتی تفریح میلیونها نفر به تصمیمهایی گره بخورد که هیچ نقشی در اتخاذ آنها نداشتهاند. همه این را میدانند؛ فقط کسی قدرت تغییرش را ندارد. همه میدانند کسبوکارها نباید با یک تصمیم ناگهانی به مرز نابودی برسند. کاربران نباید هر روز با این نگرانی از خواب بیدار شوند که آیا امروز هم میتوانند به ابزارهای زندگی و کارشان دسترسی داشته باشند یا نه. مشکل این نیست که کسی واقعیت را نمیبیند؛ مشکل این است که مردم میبینند، هزینهاش را میدهند و در نهایت تنها تماشاگر تصمیمهایی هستند که مستقیماً زندگیشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
اینترنت در ایران سالهاست به میدان آزمون سیاستهایی تبدیل شده که هزینه آن را مردم و کسبوکارها پرداخت میکنند. هر بار وعده داده میشود محدودیتها موقتی هستند، هر بار گفته میشود شرایط به حالت عادی بازمیگردد، اما آنچه موقت بود کمکم به وضعیتی دائمی تبدیل شد. نتیجه این روند را امروز میتوان در اقتصادی دید که بخشی از آن عملاً به اینترنت وابسته است اما هیچ اطمینانی به پایداری آن ندارد. وقتی مقامهای رسمی از خسارت روزانه دهها میلیون دلاری ناشی از قطعی اینترنت صحبت میکنند، در واقع خودشان ابعاد بحران را تأیید میکنند. اما سؤال اصلی اینجاست که اگر هزینهها مشخص است، خسارتها محاسبه شدهاند و پیامدها برای همه روشن است، چرا همچنان همان مسیر ادامه پیدا میکند؟ این سوال سالهاست که هیچ مسئولی به آن جواب نداده است. البته اعداد همیشه بخشی از حقیقت را پنهان میکنند. پشت هر میلیون دلار خسارت، هزاران انسانی قرار دارند که درآمدشان قطع شده، قراردادهایشان معلق مانده و آینده شغلیشان نامشخص شده است. اقتصاد دیجیتال برخلاف کارخانهای که بعد از وصل شدن برق دوباره روشن میشود، با بازگشت اینترنت فوراً احیا نمیشود. مشتری از دست رفته، اعتماد از دست رفته و فرصت از دست رفته، با یک اطلاعیه بازنمیگردند.
در میان تمام قربانیان این وضعیت، گیمرها یکی از فراموششدهترین گروهها هستند. هر زمان صحبت از خسارتهای اینترنت میشود، همه از استارتاپها و تجارت الکترونیک حرف میزنند، اما کمتر کسی درباره میلیونها گیمری صحبت میکند که بخش مهمی از زندگی دیجیتالشان عملاً متوقف شده است. مشکل فقط پینگ بالا یا از کار افتادن بازیهای آنلاین نیست. در دنیای امروز بازیها، مالکیت دیجیتال به اینترنت گره خورده است. کاربری که برای خرید یک بازی هزینه کرده، ممکن است برای تأیید لایسنس یا دسترسی به محتوای قانونی خود نیازمند ارتباط با سرورهایی باشد که دیگر در دسترس نیستند. نتیجه این است که فرد برای چیزی که مالک آن است، عملاً حق استفاده ندارد. از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی نیز فشار مضاعفی بر گیمرهای ایرانی وارد کرده است. قیمت بازیها با نرخ ارز برای بسیاری از کاربران به سطحی رسیده که خرید قانونی را به تصمیمی دشوار تبدیل میکند. تحریمها نیز دسترسی به سرویسهای جهانی را پیچیدهتر کردهاند. اما واقعیت این است که تحریمها تنها بخشی از داستان هستند. بخش دیگر به تصمیمهایی بازمیگردد که فضای دسترسی را محدودتر، ارتباطات را دشوارتر و هزینه حضور در اکوسیستم جهانی را سنگینتر کردهاند. امروز در ایران همه کاربران تجربه یکسانی از اینترنت ندارند. واقعیتی که مردم هر روز آن را لمس میکنند این است که عدهای همچنان به اینترنتی پایدارتر و کمدردسرتر دسترسی دارند و بخش بزرگی از جامعه باید با محدودیتها، اختلالها و قطع ارتباط کنار بیاید. فارغ از هر نامی که روی این وضعیت گذاشته شود، نتیجه برای مردم یکسان است: «دسترسی به اینترنت دیگر یک حق برابر نیست».
بعضیها همچنان از الگوهایی مانند چین صحبت میکنند؛ اما فراموش میکنند که توسعه را نمیتوان با انتخاب گزینشی بخشهای دلخواه یک مدل اقتصادی و سیاسی کپی کرد. نمیتوان محدودیتها را وارد کرد اما زیرساخت، سرمایهگذاری، ثبات اقتصادی و قدرت رقابت جهانی را نادیده گرفت. دیوار را میشود ساخت؛ اما پشت دیوار چیزی هم باید وجود داشته باشد. بنابراین مردم دقیقاً میدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. کسبوکارها میدانند چه چیزی را از دست دادهاند. گیمرها میدانند چرا به بازیهایی که خریدهاند دسترسی ندارند. کاربران میدانند چرا ارتباطشان با جهان هر روز سختتر میشود. هیچکس دچار سوءتفاهم نیست.
تنها چیزی که هنوز مبهم مانده این است که تا چه زمانی قرار است هزینه اشتباهات، ناکارآمدیها و تصمیمهای اشتباه را کسانی پرداخت کنند که نه در اتخاذ آنها نقشی داشتهاند و نه راهی برای جلوگیری از پیامدهایشان دارند. اینترنت در ایران قربانی نوعی سیاستگذاری است که سالهاست خسارتهایش اثبات شده اما همچنان ادامه دارد و این شاید نگرانکنندهتر از خودِ قطعی اینترنت باشد!