خانه سیاست رهبر غایب و صداهای آشنا؛ کپی‌کاری مجتبی خامنه‌ای از روی دست سیدحسن نصرالله برای تداوم گفتمان جمهوری اسلامی

هم وطن گزارش می دهد؛

رهبر غایب و صداهای آشنا؛ کپی‌کاری مجتبی خامنه‌ای از روی دست سیدحسن نصرالله برای تداوم گفتمان جمهوری اسلامی

از زمان انتشار نخستین بیانیه‌های منتسب به سیدمجتبی خامنه‌ای پس از آغاز دوره جدید رهبری جمهوری اسلامی مجموعه‌ای از پرسش‌ها و گمانه‌زنی‌ها پیرامون شیوه ارتباط او با افکار عمومی شکل گرفته است

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
از زمان انتشار نخستین بیانیه‌های منتسب به سیدمجتبی خامنه‌ای پس از آغاز دوره جدید رهبری جمهوری اسلامی مجموعه‌ای از پرسش‌ها و گمانه‌زنی‌ها پیرامون شیوه ارتباط او با افکار عمومی شکل گرفته است. غیبت طولانی از عرصه عمومی منتشر نشدن تصویر یا فایل صوتی تازه از او انتشار گزارش‌های متناقض در برخی رسانه‌های خارجی درباره محل حضور و وضعیتش و همزمان انتشار پیام‌هایی با ادبیاتی که در مواردی شباهت‌های قابل توجهی با سخنرانی‌های سید حسن نصرالله در سال ۱۳۹۷ دارد موجب شده توجه بخشی از محتوای این بیانیه‌ها به منشأ نگارش و سبک ارتباطی آنها معطوف شود در این میان با تطبیق متن‌ها از وجود مواردی از همسانی در واژگان ساختار استدلال و حتی تکرار برخی عبارات حکایت دارد. آنچه مسلم است این است که استمرار انتشار پیام‌های مکتوب در کنار تداوم ابهام درباره حضور رسانه‌ای رهبر جدید فضایی را ایجاد کرده که در آن هر بیانیه تازه علاوه بر پیام سیاسی خود به موضوعی برای بررسی‌های زبان‌شناختی رسانه‌ای و سیاسی نیز تبدیل می‌شود.

با مقایسه سه سخنرانی سید حسن نصرالله در چهارم و هجدهم خرداد و هشتم تیر ۱۳۹۷ با بیانیه منسوب به سیدمجتبی خامنه‌ای در ۲۷ تیر ۱۴۰۵ می‌توان از برخی شباهت‌های قابل مشاهده در سطح بلاغی و گفتمانی سخن گفت.
مهم‌ترین شباهت در ساختار روایت هر دو متن تبدیل یک رخداد سیاسی یا نظامی به یک نبرد تمدنی است در سخنرانی‌های سال ۱۳۹۷ نصرالله منازعه با آمریکا و اسرائیل صرفاً یک اختلاف سیاسی معرفی نمی‌شود بلکه تقابل حق و باطل و نبرد تاریخی میان جبهه مقاومت و استکبار جهانی توصیف می‌شود در بیانیه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ نیز اختلاف بر سر تفاهم‌نامه و تنش با آمریکا از سطح یک اختلاف دیپلماتیک فراتر رفته و به عنوان نشانه‌ای از ذات تغییرناپذیر آمریکا و تقابل دائمی با جمهوری اسلامی تصویر می‌شود.

شباهت دوم استفاده از واژگان مطلق و غیرقابل مصالحه است نصرالله در سخنرانی‌های سال ۱۳۹۷ بارها از ترکیباتی مانند دشمن متجاوز دشمن جنایتکار دشمن آمریکایی و پروژه استکبار استفاده می‌کند در بیانیه ۲۷ تیر نیز عباراتی مانند بی‌ارزشی امضای رئیس‌جمهور آمریکا زورگویی تمامیت‌خواهی و وحشی‌گری به عنوان ویژگی‌های ذاتی آمریکا مطرح می‌شود این شیوه بیان امکان تفکیک میان دولت‌ها یا تغییر رفتار طرف مقابل را از بین می‌برد و دشمن را دارای ماهیتی ثابت معرفی می‌کند.

وجه مشترک سوم تکرار مفهوم مقاومت به عنوان تنها راهبرد ممکن است در سخنرانی‌های نصرالله مقاومت نه صرفاً یک تاکتیک نظامی بلکه یک هویت سیاسی و اعتقادی است در بیانیه ۲۷ تیر نیز هرگونه اعتماد به آمریکا رد شده و بر هوشیاری ایستادگی و آمادگی برای پاسخ تأکید می‌شود این تغییر زاویه دید موجب می‌شود حتی توافق یا مذاکره نیز در چارچوب مقاومت معنا پیدا کند نه در چارچوب مصالحه.

شباهت چهارم استفاده از ادبیات روانی برای مدیریت افکار عمومی است نصرالله در سخنرانی‌های سال ۱۳۹۷ تلاش می‌کند مخاطب را متقاعد کند که دشمن علی‌رغم قدرت نظامی در موقعیت ضعف و شکست قرار دارد در بیانیه ۲۷ تیر نیز نقض تفاهم‌نامه به جای آنکه نشانه ناکامی جمهوری اسلامی معرفی شود به عنوان سندی برای اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و در نتیجه اثبات درستی مسیر نظام بازتعریف می‌شود این همان الگوی شناخته‌شده تبدیل تهدید به فرصت در ادبیات سیاسی محور مقاومت است.

شباهت پنجم در نحوه خطاب قرار دادن مخاطب دیده می‌شود هر دو متن مخاطب را تنها شنونده نمی‌دانند بلکه او را عضوی از یک جبهه معرفی می‌کنند نصرالله از ملت‌های مقاومت سخن می‌گوید و بیانیه ۲۷ تیر نیز ملت ایران را به ادامه اعتماد به مسئولان و حفظ انسجام فرا می‌خواند در هر دو مورد جامعه نه مجموعه‌ای از شهروندان بلکه بدنه یک جبهه سیاسی و اعتقادی تصویر می‌شود.

از منظر سبک نگارش نیز چند ویژگی مشترک قابل توجه است جمله‌های بلند و خطابی استفاده مکرر از صفات ارزشی برای دشمن تکرار واژگان کلیدی مانند ملت دشمن مقاومت و پیروزی و حرکت تدریجی از توصیف یک رویداد به نتیجه‌گیری ایدئولوژیک این الگو سال‌هاست در ادبیات رسانه‌ای حزب‌الله لبنان و بخشی از ادبیات رسمی جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود و محدود به این دو متن نیست.

بررسی تطبیقی سه سخنرانی سید حسن نصرالله در چهارم و هجدهم خرداد و هشتم تیر ۱۳۹۷ با بیانیه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ منسوب به سیدمجتبی خامنه‌ای، از وجود شباهت‌های قابل توجه در سطح واژگان، ساختار جمله‌بندی و شیوه استدلال حکایت دارد؛ شباهت‌هایی که در برخی موارد از اشتراک مفهومی فراتر رفته و به تکرار عینی جملات می‌رسد. این همسانی‌ها پرسش‌هایی را درباره منشأ نگارش بیانیه و میزان تأثیرپذیری آن از ادبیات سیاسی دبیرکل پیشین حزب‌الله لبنان مطرح کرده است.

شاخص‌ترین نمونه، عبارت مربوط به بی‌اعتبار بودن تعهدات ایالات متحده است. سید حسن نصرالله در سخنرانی سال ۱۳۹۷ می‌گوید «تفاهم‌نامه بار دیگر ثابت کرد که امضای رئیس‌جمهور ایالات متحده هیچ ارزشی ندارد و هیچ اعتباری ندارد.» در بیانیه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ نیز همین عبارت، با همان ترتیب واژگان و همان ساختار، تکرار شده است. میزان انطباق این دو جمله به اندازه‌ای است که دشوار می‌توان آن را صرفاً یک تشابه اتفاقی یا استفاده از ادبیات مشترک سیاسی دانست.

نمونه دوم به تعبیر «شیطان بزرگ» بازمی‌گردد. در هر دو متن جمله «امروز شیطان بزرگ بار دیگر بدون هیچ پوششی چهره واقعی خود را آشکار کرد» بدون تغییر اساسی دیده می‌شود. در این مورد نه‌تنها کلیدواژه‌ها، بلکه چینش جمله، نحوه توصیف و نتیجه‌گیری نیز کاملاً یکسان است.

نمونه سوم نیز به توصیف نیروهای نظامی اختصاص دارد. در هر دو متن آمده است «در این روزها شجاعت رزمندگان اسلام و جوانان مناطق جنوبی نمونه‌هایی از این درس‌ها را نشان داده‌اند.» این عبارت نیز بدون تغییر محتوایی یا نگارشی تکرار شده که البته به نیروهای نظامی جنوب ایران اشاره دارد و منظور دبیرکل پیشین حزب الله به جنوب لبنان اشاره کرده است. این ها از جمله مواردی است که احتمال استفاده مستقیم از متن پیشین را در نگاه برخی تحلیلگران تقویت کرده است.

شباهت‌ها تنها به این سه عبارت محدود نمی‌شود. این تطبیق، در مجموع دوازده مورد مشابهت میان دو متن شناسایی شده است. این مشابهت‌ها شامل تکرار واژگان کلیدی، ترتیب استدلال، نحوه گذار از توصیف رویداد به نتیجه‌گیری سیاسی، ساختار جمله‌ها و حتی چینش پاراگراف‌هاست. به بیان دیگر، صرفاً چند واژه مشترک دیده نمی‌شود، بلکه معماری استدلال در بخش‌هایی از دو متن نیز به یکدیگر شباهت دارد.

بررسی تطبیقی سه سخنرانی سید حسن نصرالله با بیانیه منسوب به سیدمجتبی خامنه‌ای تنها به شباهت در چند کلیدواژه یا مفهوم محدود نمی‌شود بلکه مجموعه‌ای از همسانی‌های لفظی ساختاری و ارتباطی را پیش روی پژوهشگران قرار داده است همسانی‌هایی که این پرسش را مطرح می‌کند که آیا بیانیه اخیر صرفاً در چارچوب ادبیات مشترک محور مقاومت نوشته شده یا از الگوی خطابی دبیرکل پیشین حزب‌الله لبنان نیز تأثیر پذیرفته است

همزمان شباهت‌ها تنها به متن محدود نمی‌شود بلکه در شیوه ارتباط با افکار عمومی نیز نقاط مشترکی دیده می‌شود سید حسن نصرالله سال‌های پایانی رهبری خود را عمدتاً در شرایط امنیتی و به دور از حضور علنی سپری می‌کرد و پیام‌های او از مکان‌های حفاظت شده منتشر می‌شد در سوی دیگر بیانیه‌های منتسب به سیدمجتبی خامنه‌ای نیز تاکنون بدون انتشار تصویر یا صدای او منتشر شده‌اند و ارتباط با افکار عمومی از طریق متن مکتوب برقرار شده است این همزمانی موجب شده برخی تحلیلگران این پرسش را مطرح کنند که آیا الگوی ارتباطی مورد استفاده نیز همانند الگوی زبانی از تجربه نصرالله الهام گرفته است.

از منظر ارتباطات سیاسی چنین شباهتی در صورت وجود الزاماً به معنای اقتباس مستقیم نیست اما می‌تواند تلاشی برای انتقال یک هویت سیاسی مشخص تلقی شود در شرایطی که رهبر جدید هنوز حضور عمومی و رسانه‌ای ندارد استفاده از ادبیات و ساختاری که پیش از این با یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های محور مقاومت گره خورده است می‌تواند این پیام را به بدنه حامیان منتقل کند که مسیر سیاسی و گفتمانی بدون تغییر ادامه خواهد یافت در چنین برداشتی متن تنها یک بیانیه سیاسی نیست بلکه به ابزاری برای بازتولید یک هویت و ایجاد پیوستگی میان دو تجربه رهبری تبدیل می‌شود

با توجه به آنکه بیانیه‌های منتسب به سیدمجتبی خامنه‌ای از نظر زبان و شیوه بیان به سخنرانی‌های سید حسن نصرالله نزدیک شده‌اند پرسش اصلی این نیست که این شباهت وجود دارد یا خیر بلکه این است که چنین الگویی تا چه اندازه می‌تواند برای نظام سیاسی ایران کارآمد باشد پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به ادبیات سیاسی مربوط باشد به تفاوت جایگاه دو رهبر بازمی‌گردد

سید حسن نصرالله رهبر یک بازیگر غیردولتی و نظامی در لبنان بود و بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را از کاریزمای شخصی سخنرانی‌های زنده ارتباط مستقیم با هواداران و روایت مقاومت به دست آورده بود غیبت او از انظار عمومی به دلیل تهدیدهای امنیتی برای بخش بزرگی از حامیانش قابل درک بود زیرا مخاطبان او می‌دانستند که رهبر یک سازمان مسلح در معرض خطر دائمی ترور قرار دارد

در مقابل رهبر جمهوری اسلامی در جایگاه عالی‌ترین مقام یک نظام مستقر قرار دارد و علاوه بر هدایت سیاسی وظیفه نمادین حضور در بزنگاه‌های ملی و ارتباط مستقیم با افکار عمومی را نیز بر عهده دارد به همین دلیل اگر الگوی ارتباطی مبتنی بر پیام‌های مکتوب و حضور محدود برای مدت طولانی ادامه پیدا کند ممکن است در بلندمدت با انتظارات متفاوتی که از رهبر یک حکومت وجود دارد روبه‌رو شود زیرا افکار عمومی معمولاً میان رهبر یک سازمان نظامی و رهبر یک کشور تفاوت قائل می‌شود.

از منظر ارتباطات سیاسی استفاده از ادبیات آشنای سید حسن نصرالله می‌تواند در کوتاه‌مدت برای بخشی از بدنه حامیان محور مقاومت پیام روشنی داشته باشد مبنی بر اینکه سیاست‌ها و گفتمان گذشته بدون تغییر ادامه خواهد یافت و انتقال رهبری به معنای تغییر مسیر نیست چنین پیامی در دوره‌های گذار می‌تواند به حفظ انسجام هواداران و کاهش ابهام کمک کند. اما همین راهبرد در بلندمدت ممکن است با چالش دیگری روبه‌رو شود هر رهبر برای تثبیت جایگاه خود معمولاً نیازمند شکل دادن به هویت سیاسی و سبک ارتباطی مستقل است. اگر افکار عمومی یا حتی بخشی از حامیان به این جمع‌بندی برسند که ادبیات و روایت‌های رهبر جدید بیش از اندازه به شخصیت دیگری شباهت دارد این خطر وجود دارد که شخصیت سیاسی او به جای آنکه مستقل تلقی شود در سایه الگوی پیشین تعریف شود در چنین شرایطی به جای آنکه سرمایه نمادین تازه‌ای ایجاد شود مقایسه دائمی با شخصیت مرجع ادامه پیدا می‌کند و هر تفاوت یا شباهت جدید نیز در همین چارچوب تفسیر خواهد شد.

از سوی دیگر در عصر شبکه‌های اجتماعی شباهت‌های لفظی و متنی با سرعت بیشتری شناسایی و بازنشر می‌شوند اگر نقل‌قول‌های یکسان یا بسیار مشابه واقعاً وجود داشته باشند این موضوع می‌تواند به سوژه‌ای برای نقد رسانه‌ای و تحلیل‌های سیاسی تبدیل شود و تمرکز افکار عمومی را از محتوای پیام به سمت منشأ نگارش و سبک بیان آن سوق دهد.

در نهایت میزان موفقیت یا ناکامی چنین الگویی به متغیرهایی فراتر از شباهت‌های زبانی وابسته است از جمله نحوه حضور عمومی رهبر جدید کیفیت ارتباط او با افکار عمومی تحولات سیاسی و امنیتی و توانایی او در ایجاد هویت ارتباطی مستقل بنابراین حتی اگر فرضیه تأثیرپذیری از الگوی سید حسن نصرالله درست باشد نمی‌توان صرفاً بر اساس شباهت‌های متنی نتیجه گرفت که این راهبرد در بلندمدت موفق یا ناموفق خواهد بود بلکه آثار آن به نحوه اجرای این الگو و واکنش مخاطبان در طول زمان بستگی خواهد داشت.

بر اساس اطلاعاتی که تاکنون به‌صورت عمومی منتشر شده، نمی‌توان با اطمینان نتیجه گرفت که زنده بودن یا نبودن سیدمجتبی خامنه‌ای «ثابت» شده است. شواهد موجود بیشتر در حد نشانه‌ها، گزارش‌های اطلاعاتی و اظهارات سیاسی هستند که برخی از آنها با یکدیگر در تعارض‌اند. از یک سو، گزارش‌هایی در رسانه‌های اسرائیلی و رسانه‌های دیگر به نقل از منابع امنیتی مدعی شده‌اند که او در ایران حضور ندارد یا در مکانی کاملاً محرمانه نگهداری می‌شود و ارتباطاتش تنها از طریق واسطه‌ها انجام می‌شود. برخی گزارش‌ها حتی ادعا کرده‌اند که پیام‌های منتشرشده به نام او توسط دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی تنظیم می‌شود، اما این ادعاها تاکنون هرگز به رسمیت شناخته نشده است.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز در مصاحبه‌ای گفته است که مجتبی خامنه‌ای «۹۰ درصد از بین رفته» است. این عبارت، از نظر زبانی، یک توصیف مبهم است و روشن نمی‌کند که منظور او جراحت شدید، از دست دادن توانایی سیاسی یا نزدیک بودن به مرگ بوده است. ترامپ در همان مصاحبه مدرک یا اطلاعات اطلاعاتی مشخصی برای این ادعا ارائه نکرد. اگر این داده‌ها را از منظر تحلیل اطلاعاتی کنار هم قرار دهیم، چند نکته قابل توجه است.

نخست اینکه نبود تصویر یا فایل صوتی جدید از یک رهبر سیاسی، به‌تنهایی اثبات‌کننده مرگ یا ناتوانی او نیست. در شرایط جنگ یا تهدید ترور، دولت‌ها گاهی حضور رسانه‌ای رهبران خود را به دلایل امنیتی محدود می‌کنند.

دوم اینکه اگر یک رهبر برای مدت طولانی فقط از طریق پیام‌های مکتوب با افکار عمومی ارتباط برقرار کند، طبیعی است که گمانه‌زنی‌ها درباره وضعیت جسمی یا محل حضور او افزایش یابد، اما این گمانه‌زنی‌ها جایگزین شواهد قطعی نمی‌شوند.

سوم اینکه اگر دولت‌های دارای توان اطلاعاتی مانند آمریکا یا اسرائیل به شواهد قطعی درباره مرگ یک رهبر برسند، معمولاً در بسیاری از موارد تلاش می‌کنند چنین موضوعی را با اطلاعات قابل اتکا یا تصاویر ماهواره‌ای، رهگیری ارتباطات یا منابع دیگر تقویت کنند. تاکنون در مورد ادعاهای مربوط به مجتبی خامنه‌ای، چنین شواهد عمومی منتشر نشده است.

بنابراین، بر اساس اطلاعاتی که اکنون در دسترس عموم قرار دارد، نمی‌توان گفت گزارش‌های رسانه‌ای یا اظهارات ترامپ «ثابت می‌کنند» که مجتبی خامنه‌ای زنده است یا درگذشته است. آنچه می‌توان گفت این است که گزارش‌هایی درباره مخفی بودن یا خروج احتمالی او از ایران منتشر شده‌اند. ترامپ مدعی شده او «۹۰ درصد از بین رفته» است، اما توضیح یا مدرک علنی برای این ادعا ارائه نکرده است.هیچ تصویر، ویدئو یا حضور عمومی مستقلی که به‌طور قطعی وضعیت فعلی او را نشان دهد نیز در دسترس عموم نیست. در نتیجه، وضعیت کنونی را باید «نامشخص» توصیف کرد. نه ادعاهای رسانه‌ای اسرائیلی و نه اظهارات ترامپ، به‌تنهایی برای اثبات زنده بودن یا نبودن او کفایت نمی‌کنند و در غیاب شواهد مستقل و قابل راستی‌آزمایی، هر دو در حد ادعا یا ارزیابی سیاسی باقی می‌مانند.

ابهام درباره وضعیت رهبران سیاسی همواره یکی از پیچیده‌ترین موضوعات در مطالعات قدرت و ارتباطات سیاسی بوده است. زیرا هرچه فاصله میان افکار عمومی و شخص رهبر بیشتر شود نقش پیام‌ها بیانیه‌ها و روایت‌های رسمی نیز پررنگ‌تر می‌شود در هفته‌های اخیر انتشار گزارش‌هایی درباره نامشخص بودن وضعیت سیدمجتبی خامنه‌ای و همزمان ادامه انتشار بیانیه‌های منتسب به او این پرسش را در میان برخی ناظران مطرح کرده است که اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند آیا صرف انتشار پیام‌های مکتوب برای حفظ اقتدار سیاسی و تداوم مشروعیت نمادین کافی خواهد بود.

آنچه تاکنون در فضای عمومی قابل مشاهده است انتشار بیانیه‌های مکتوب بدون حضور تصویری یا صوتی منتسب به رهبر جدید است در کنار این موضوع گزارش‌هایی نیز در برخی رسانه‌های خارجی درباره محل حضور یا وضعیت او منتشر شده که از سوی منابع رسمی به شکلی قابل راستی آزمایی تأیید یا رد نشده‌اند همین خلأ اطلاعاتی موجب شده است که توجه افکار عمومی بیش از محتوای پیام‌ها به این پرسش معطوف شود که تصمیم‌گیرنده نهایی چه کسی است و آیا تمامی پیام‌های منتشر شده مستقیماً از سوی شخص رهبر صادر می‌شوند یا در یک سازوکار جمعی تنظیم و منتشر می‌شوند.

در چنین شرایطی اگر فرض شود که انتشار پیام‌های مکتوب برای مدت طولانی جایگزین حضور مستقیم رهبر شود این راهبرد در کوتاه مدت ممکن است به حفظ انسجام ساختار قدرت کمک کند زیرا برای بدنه حامیان استمرار صدور بیانیه‌ها این پیام را منتقل می‌کند که روند تصمیم‌گیری متوقف نشده و سلسله مراتب سیاسی همچنان برقرار است اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این وضعیت معمولاً راهکاری موقت است و با گذشت زمان پرسش‌های بیشتری درباره منشأ تصمیم‌ها نحوه اداره کشور و میزان حضور واقعی رهبر در فرآیند تصمیم‌سازی شکل می‌گیرد.

از منظر ارتباطات سیاسی اقتدار تنها از طریق متن تولید نمی‌شود بلکه حضور نیز بخشی از سرمایه سیاسی رهبران است تصویر سخنرانی صدا دیدارهای رسمی و واکنش مستقیم به رخدادهای مهم همگی به افکار عمومی این اطمینان را می‌دهند که رهبر در حال اعمال قدرت است هرچه این نشانه‌ها کمتر شوند بار اثبات بر دوش پیام‌های مکتوب سنگین‌تر خواهد شد و در نتیجه هر بیانیه جدید به جای آنکه صرفاً حامل یک پیام سیاسی باشد به موضوعی برای راستی آزمایی و تحلیل درباره وضعیت واقعی صادرکننده آن تبدیل می‌شود.

در همین چارچوب اگر شباهت‌های زبانی میان بیانیه‌های منتسب به سیدمجتبی خامنه‌ای و سخنرانی‌های سید حسن نصرالله ناشی از الگوگیری آگاهانه باشد می‌تواند در کوتاه مدت برای انتقال پیام تداوم گفتمان مقاومت به بدنه حامیان کارکرد داشته باشد اما همین راهبرد در بلندمدت ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کند زیرا افکار عمومی به تدریج به جای تمرکز بر محتوای پیام‌ها به منشأ نگارش آنها و میزان استقلال سبک ارتباطی رهبر جدید توجه خواهد کرد.

در تاریخ معاصر نمونه‌هایی وجود داشته که حکومت‌ها برای مدتی وضعیت سلامت یا محل حضور رهبران خود را به دلایل امنیتی یا سیاسی محرمانه نگه داشته‌اند اما تقریباً در همه این موارد ابهام دائمی نبوده است زیرا اداره یک دولت نیازمند نشانه‌های مستمر از اعمال اقتدار است و هرچه فاصله میان رهبر و جامعه بیشتر شود نیاز به ارائه شواهدی از حضور و تصمیم‌گیری او نیز افزایش پیدا می‌کند

از سوی دیگر ساختار جمهوری اسلامی بر خلاف یک سازمان نظامی یا یک گروه غیردولتی تنها بر پایه بیانیه‌های ایدئولوژیک اداره نمی‌شود بلکه شبکه گسترده‌ای از نهادهای حکومتی نظامی اقتصادی و دیپلماتیک به صورت مستمر با رهبر در ارتباط معرفی می‌شوند در چنین ساختاری اگر برای مدت طولانی هیچ تصویر فایل صوتی یا نشانه مستقلی از حضور رهبر منتشر نشود به تدریج این پرسش در میان نخبگان سیاسی و حتی بدنه حامیان شکل خواهد گرفت که تصمیم‌های راهبردی دقیقاً در کدام سطح اتخاذ می‌شود و نقش نهادهای دیگر در این فرآیند چیست.

در عصر شبکه‌های اجتماعی نیز شرایط با دهه‌های گذشته تفاوت اساسی پیدا کرده است امروز هر اختلاف کوچک میان متن‌های رسمی هر شباهت زبانی و هر تأخیر در انتشار تصاویر به سرعت به موضوع تحلیل و گمانه زنی تبدیل می‌شود به همین دلیل حفظ یک وضعیت مبهم برای مدت طولانی بسیار دشوارتر از گذشته است زیرا علاوه بر رسانه‌های رسمی هزاران پژوهشگر خبرنگار و کاربر شبکه‌های اجتماعی به طور همزمان روایت‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه و ارزیابی می‌کنند.

به همین دلیل اگر سناریوی ادامه انتشار پیام‌های مکتوب بدون حضور علنی رهبر برای مدت طولانی ادامه پیدا کند موفقیت آن نه به تعداد بیانیه‌ها بلکه به میزان اعتماد مخاطبان وابسته خواهد بود هر اندازه اعتماد عمومی به اصالت پیام‌ها بیشتر باشد این الگو می‌تواند دوام بیشتری داشته باشد و هر اندازه تردیدها افزایش پیدا کند خود بیانیه‌ها نیز به جای آنکه ابزار تثبیت اقتدار باشند به منشأ پرسش‌های تازه تبدیل خواهند شد.

در نهایت آنچه می‌توان با اطمینان گفت این است که هیچ نظام سیاسی نمی‌تواند برای مدت نامحدود تنها بر پایه پیام‌های مکتوب اقتدار شخص رهبر را بازتولید کند زیرا اقتدار سیاسی علاوه بر متن به حضور نمادین ارتباط مستقیم و قابلیت راستی آزمایی نیز وابسته است و اگر ابهام درباره وضعیت رهبر برای مدت طولانی ادامه یابد دیر یا زود ساختار قدرت ناگزیر خواهد شد با ارائه شواهد روشن‌تر یا تغییر در شیوه ارتباط با افکار عمومی به این ابهام پاسخ دهد در غیر این صورت هر پیام جدید بیش از آنکه حامل یک موضع سیاسی باشد به موضوعی برای پرسش درباره وضعیت واقعی صادرکننده آن تبدیل خواهد شد.

در مجموع آنچه امروز بیش از هر موضوع دیگری توجه ناظران را جلب کرده نه صرفاً محتوای بیانیه‌های منتسب به رهبر جدید جمهوری اسلامی بلکه نسبت میان این بیانیه‌ها با واقعیت میدانی و شیوه اعمال رهبری است اگر شباهت‌های زبانی با سخنرانی‌های سید حسن نصرالله در حد نقل مستقیم عبارات باشد این موضوع می‌تواند از منظر مطالعات گفتمان نشانه‌ای از تلاش برای حفظ تداوم یک ادبیات سیاسی مشترک تلقی شود اما اگر این شباهت‌ها همزمان با ادامه غیبت رسانه‌ای رهبر و نبود شواهد مستقل از حضور علنی او ادامه یابد به تدریج محور بحث از محتوای پیام‌ها به اعتبار پیام‌رسان منتقل خواهد شد در چنین شرایطی مهم‌ترین سرمایه هر نظام سیاسی یعنی اعتماد به اصالت پیام‌های رسمی با آزمونی جدی روبه‌رو می‌شود زیرا اقتدار پایدار تنها با انتشار بیانیه بازتولید نمی‌شود بلکه به حضور قابل راستی‌آزمایی و ارتباط مستقیم با افکار عمومی نیز وابسته است از همین رو تا زمانی که شواهد مستقلی درباره وضعیت و نحوه اعمال رهبری ارائه نشود فضای ابهام و گمانه‌زنی ادامه خواهد یافت و هر بیانیه تازه به جای آنکه صرفاً یک موضع سیاسی تلقی شود خود به موضوعی برای تحلیل و پرسش درباره سازوکار واقعی تصمیم‌گیری در رأس هرم قدرت تبدیل خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن