یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
فقر توی ایران لزوماً با خالی شدن سفره شروع نمیشه؛ خیلی وقتها از جایی شروع میشه که آدم دیگه نمیتونه مثل قبل زندگی کنه.
وقتی تورم سالانه به حدود ۷۰ درصد رسیده و تورم نقطهبهنقطه نزدیک ۹۰ درصد شده، افزایش حقوق اگر هم اتفاق بیفته، ممکنه فقط بخشی از گرونی رو جبران کنه. یعنی چی؟
یعنی خانوادهای که پارسال با درآمدش گوشت، میوه، درمان، تفریح و آموزش رو مدیریت میکرد، امسال باید انتخاب کنه کدومش رو حذف کنه.
اول تفریح حذف میشه، بعد خریدهای غیرضروری، بعد پسانداز؛ و کمکم حتی درمان و کیفیت غذا هم تحت تأثیر قرار میگیره.
بانک جهانی هم برآورد کرده سهم جمعیت زیر خط فقر ۸.۳۰ دلار در روز در ایران میتونه در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳۹ درصد برسه.
البته این عدد، تعریف رسمی فقر در ایران نیست؛ اما یک هشدار جدیه.
مسئله فقط این نیست که «همهچیز گرون شده».مسئله اینه که درآمد مردم دیگه با سرعت گرونی حرکت نمیکنه.وقتی این فاصله چند سال ادامه پیدا کنه، طبقه متوسط هم آرومآروم کوچکتر میشه؛ آدمها فقیر نمیشن چون یکشبه پولشون رو از دست دادن، فقیر میشن چون هر سال مجبور میشن یک چیز دیگه از زندگیشون حذف کنن.