خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن بررسی می‌کند: سایه‌های دروغ در بیت رهبری؛ پزشکیان و داستان دیدار خیالی با «رهبر سوم»

هموطن بررسی می‌کند: سایه‌های دروغ در بیت رهبری؛ پزشکیان و داستان دیدار خیالی با «رهبر سوم»

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: در نظام جمهوری اسلامی، جایی که دروغ به ابزاری رایج برای بقای رژیم تبدیل شده، ادعای مسعود پزشکیان، مبنی بر دیدار دو ساعت و نیم با مجتبی خامنه‌ای که روز ۱۷ اردیبهشت مطرح شد، بیش از آنکه خبری سیاسی باشد، پرده‌ای از بحران عمیق مشروعیت و پنهان‌کاری را کنار می‌زند.

این ادعا در شرایطی مطرح شد که مجتبی خامنه‌ای، پس از انتصاب به رهبری در اوایل اسفند ۱۴۰۴، حتی یک بار در انظار عمومی ظاهر نشده و شایعات متعدد از مجروحیت شدید او در حملات آمریکا و اسرائیل، همچنان بی‌پاسخ مانده است. به طور قطع این «دیدار» نه تنها فاقد هرگونه سند معتبر است، بلکه الگویی کلاسیک از پروپاگاندای رژیم برای پوشاندن ضعف‌های ساختاری و شخصیتی رهبر جدید به شمار می‌رود. پزشکیان در نشستی با اصناف و بازاریان، بدون ذکر زمان دقیق، مکان یا جزئیات ملموس، از «برخورد متواضعانه و صمیمی» مجتبی سخن گفت و فضا را «مبتنی بر اعتماد و همدلی» توصیف کرد. اما در نظامی که حتی دیدارهای علی خامنه‌ای با مقامات با دقت رسانه‌ای پوشش داده می‌شد، غیبت کامل مجتبی و عدم انتشار کوچک‌ترین تصویر، فایل صوتی یا حتی توصیف دقیق از این نشست، مشکوک‌ترین نشانه دروغ بودن آن است. غیبت مرموز رهبر سوم مجتبی خامنه‌ای از ابتدای رهبری، در سایه‌ای سنگین پنهان مانده است. پس از حملات ویرانگر آمریکا و اسرائیل به مراکز کلیدی رژیم در اسفند ۱۴۰۴ که منجر به کشته شدن علی خامنه‌ای شد، گزارش‌های متعدد از مجروحیت شدید پسر او حکایت داشت: آسیب به صورت، حنجره، دست و پا، شکستگی‌ها و حتی احتمال کما. با وجود ادعاهای مقاماتی مانند محسن قمی مبنی بر «سلامت کامل»، حتی یک عکس یا ویدئوی معتبر از مجتبی منتشر نشده است. در چنین فضایی، چگونه رئیس‌جمهور می‌تواند دو ساعت و نیم با او «گفتگوی بی‌واسطه» داشته باشد،

بدون آنکه کوچک‌ترین نشانه‌ای از این رویداد وجود داشته باشد؟ این غیبت در اوج بحران‌های ملی رخ داده است. رژیم درگیر جنگ، آتش‌بس ناپایدار، مذاکرات و بحران اقتصادی بود. اگر مجتبی واقعا رهبر است، چرا در بحبوه جنگ یا حتی پس از آن با رئیس‌جمهور دیدار نکرده؟ منطق حکمرانی ایجاب می‌کند که در لحظات حساس، رهبر با بالاترین مقام اجرایی جلسه بگذارد تا انسجام نشان دهد. اما سکوت و پنهان‌کاری، این ادعا را به داستانسرایی تبدیل می‌کند. پزشکیان حتی به وضعیت سلامت مجتبی خامنه‌ای اشاره‌ای نکرده – سکوت معناداری که انگار دستورالعمل بیت بوده تا زخم‌های عمیق رهبر سوم افشا نشود. الگوی دروغ‌های رژیم این ماجرا تازه نیست. جمهوری اسلامی همیشه با «دیدارهای محرمانه» و روایت‌های یک‌طرفه سعی در مشروعیت‌بخشی داشته است. اما در عصر ارتباطات و ماهواره‌ها، غیبت طولانی مجتبی – که حتی در مراسم تشییع فرماندهان کشته‌شده حضور نداشت – نمی‌تواند با ادعای دیدار دوساعته توجیه شود. برخی نشانه‌ها حاکی است که درخواست‌های مکرر پزشکیان برای دیدار رد شده و این ادعا صرفاً تلاشی برای نشان دادن «وحدت» در شرایطی است که سپاه عملا امور را در دست دارد.

به طور قطع این دروغ بخشی از تلاش رژیم برای بقا پس از ضربه مهلک جنگ است. جمهوری اسلامی که با کشته شدن علی خامنه‌ای و آسیب به زیرساخت‌ها، مشروعیت خود را از دست داده، حالا با انتصاب موروثی مجتبی خامنه‌ای – بدون حتی یک ظاهر عمومی – سعی دارد تداوم ولایت فقیه را القا کند. پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهوری که خود را «معتدل» نشان می‌دهد، با این ادعا عملا در خدمت همان نظام سرکوب‌گر قرار گرفته است. او نه تنها به سلامت رهبر اشاره نکرده، بلکه با ستایش از «تواضع» او، تلاش دارد تصویری انسانی از یک چهره مرموز بسازد که مردم ایران او را به عنوان نماد استبداد وراثتی می‌شناسند. پیامدهای یک دروغ استراتژیک

اگر این دیدار واقعی بود، باید سند، عکس یا حداقل توصیف دقیق‌تری وجود می‌داشت. اما نبودن هیچ‌کدام، آن را به دروغی آشکار تبدیل می‌کند. این روزها مردم ایران همچنان با تورم، سرکوب و ویرانه‌های جنگ دست و پنجه نرم می‌کنند، در حالی که «رهبر» در پناهگاه است و رئیس‌جمهور داستان می‌گوید. این ماجرا نشان‌دهنده بحران عمیق جانشینی در جمهوری اسلامی است. ولایت فقیه که قرار بود الهی و فراتر از شخص باشد، حالا به وراثت خانوادگی و پنهان‌کاری تقلیل یافته. مجتبی خامنه‌ای، بدون تجربه مدیریتی علنی و با شایعات مجروحیت، نمی‌تواند حتی در دیدار ادعایی ظاهر شود. پزشکیان با این حرف، نه تنها اعتبار خود را زیر سوال برد، بلکه به مخالفان رژیم سلاح داد تا بیشتر بر دروغ‌محور بودن کل سیستم تاکید کنند. در نهایت، این «دیدار خیالی» آینه‌ای از رژیم در حال سقوط است: رژیمی که حتی نمی‌تواند رهبرش را به مردم نشان دهد، چگونه می‌خواهد بر دل‌ها حکومت کند؟ مردم ایران، با حافظه تاریخی خود از دروغ‌های مشابه، به خوبی می‌دانند که سایه مجتبی خامنه‌ای، سایه‌ای است بر ویرانه‌های یک نظام فرسوده. تنها راه رهایی، پایان دادن به این تئاتر پنهان‌کاری و حرکت به سوی ایرانی آزاد و دموکراتیک است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن