خانه جامعه ثبت‌نام صوری، مراکز موازی؛ نابرابری آموزشی در حال گسترش است

هموطن بررسی می‌کند؛

ثبت‌نام صوری، مراکز موازی؛ نابرابری آموزشی در حال گسترش است

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تغییر نیازهای آموزشی و گسترش روش‌های متنوع یادگیری، الگوهای تازه‌ای از تحصیل در ایران شکل گرفته است؛ الگوهایی که در آن، آموزش دانش‌آموز الزاماً در مدرسه انجام نمی‌شود و نقش مدرسه بیش از آنکه آموزشی باشد، به ثبت‌نام، تشکیل پرونده، ثبت نمرات و صدور مدرک تقلیل یافته است.

گزارش اختصاصی اجتماعی/ رها صدیق

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تغییر نیازهای آموزشی و گسترش روش‌های متنوع یادگیری، الگوهای تازه‌ای از تحصیل در ایران شکل گرفته است؛ الگوهایی که در آن، آموزش دانش‌آموز الزاماً در مدرسه انجام نمی‌شود و نقش مدرسه بیش از آنکه آموزشی باشد، به ثبت‌نام، تشکیل پرونده، ثبت نمرات و صدور مدرک تقلیل یافته است. در کنار این روند، برخی مراکز آموزشی با برنامه‌هایی متفاوت از مدارس رسمی، گروهی از خانواده‌ها را جذب کرده‌اند؛ مراکزی که خود مجوز رسمی صدور مدرک ندارند، اما از طریق همکاری با مدارس دولتی یا غیردولتی دارای مجوز، مسیر اخذ مدرک برای دانش‌آموزان را هموار می‌کنند. مجموعه این تحولات، پرسش‌های جدی درباره کیفیت نظارت، نقش واقعی مدرسه و عدالت آموزشی در کشور ایجاد کرده است.

وقتی مدرسه فقط محل ثبت‌نام است

به گفته یک کارشناس آموزش، پدیده ثبت‌نام صوری دانش‌آموزان در مدارس، به‌ویژه در بخشی از مدارس غیردولتی، موضوع تازه‌ای نیست و سال‌هاست مشاهده می‌شود. در این شیوه، گروهی از دانش‌آموزان که تمرکز خود را بر آمادگی برای کنکور یا سایر آزمون‌های خاص می‌گذارند، با پرداخت شهریه در مدرسه ثبت‌نام می‌کنند، اما عملاً در کلاس‌های درس حاضر نمی‌شوند و مسیر یادگیری خود را خارج از مدرسه دنبال می‌کنند. در چنین مواردی، اولویت برخی مدارس نه آموزش مستمر، بلکه ثبت‌نام، تشکیل پرونده و دریافت شهریه است؛ نمرات در مدرسه ثبت می‌شود، روند اداری طی می‌شود، اما کیفیت تجربه «مدرسه رفتن» به حداقل می‌رسد.

این کارشناس تأکید می‌کند که در این الگو، مدرسه از یک نهاد آموزشی فعال به یک «دفتر ثبت» تقلیل می‌یابد. دانش‌آموز ممکن است بیشترِ آموزش خود را در مؤسسات خصوصی کنکور، کلاس‌های خصوصی یا دوره‌های آنلاین بگذراند، در حالی‌که نظام رسمی، صرفاً پوشش اداری برای این مسیر فراهم می‌کند. به این معنا، رابطه مدرسه و دانش‌آموز در عمل وارونه می‌شود: مدرسه دیگر محل اصلی یادگیری نیست، بلکه جایگاه صدور گواهی و مدرک است.

 مراکزی با الگوی آموزشی متفاوت

در کنار این روند، برخی مراکز آموزشی نیز فعالیت می‌کنند که از نظر برنامه آموزشی، فضای فرهنگی و شیوه اداره، تفاوت قابل توجهی با مدارس رسمی دارند. یک کارشناس جامعه‌شناسی آموزش در این‌باره می‌گوید در ایران نمونه‌هایی از مراکز آموزشی وجود دارد که سبک آموزشی و تربیتی متفاوتی را دنبال می‌کنند و در برخی موارد فاصله چشم‌گیری با الگوی آموزش رسمی دارند. این تفاوت‌ها فقط به محتوای درسی محدود نیست؛ در نوع پوشش، نحوه تعامل معلمان و دانش‌آموزان، فضای فرهنگی مرکز و حتی ترکیب دانش‌آموزان هم دیده می‌شود. در بخشی از این مراکز، دختران و پسران به‌صورت مختلط کلاس دارند، حجاب اجباری نیست، و نگاه به آموزش بیشتر بر مهارت‌محوری، زبان‌آموزی، هنر و دوره‌های بین‌المللی متمرکز است. این مراکز عمدتاً به مطالبات خانواده‌هایی پاسخ می‌دهند که از ابتدا برای ادامه تحصیل فرزندان خود در خارج از کشور برنامه‌ریزی کرده‌اند و انتظار دارند فرزندشان با استانداردهای آموزشی جهانی هماهنگ شود. به گفته این کارشناس، بسیاری از خانواده‌های استفاده‌کننده از این مراکز از طبقات مرفه‌اند و دسترسی بیشتری به منابع مالی، ارتباطی و اطلاعاتی دارند؛ همین امر به شکل‌گیری یک «مسیر آموزشی موازی» برای بخشی از جامعه منجر شده است.

آموزش در یک مرکز، مدرک از مرکز دیگر

نکته مهم آن است که بسیاری از این مراکز، مجوز رسمی وزارت آموزش و پرورش برای صدور مدرک تحصیلی ندارند. بنابراین برای طی شدن فرآیند قانونی، ناچارند با مدارس دارای مجوز همکاری کنند. کارشناس جامعه‌شناسی توضیح می‌دهد: در این الگو، آموزش روزمره و اصلی در این مراکز انجام می‌شود؛ دانش‌آموز ساعت‌های زیادی را در آنجا می‌گذراند، اما برای ثبت رسمی، ارزشیابی نهایی و صدور مدرک، به‌صورت اسمی در مدارس دیگر ثبت‌نام می‌شود.

به‌عبارت دیگر، آموزش و صدور مدرک از هم جدا شده‌اند: یک نهاد کار آموزشی را انجام می‌دهد، نهاد دیگر کار اداری و حقوقی را. این جدایی، پرسش‌هایی درباره مسئولیت‌پذیری، پاسخ‌گویی و امکان نظارت جدی بر کیفیت آموزش ایجاد می‌کند؛ چراکه مدرسه صادرکننده مدرک لزوماً از جزئیات فرآیند آموزشی در مرکز طرف قرارداد آگاهی کامل ندارد و نهاد ناظر نیز با ساختاری چندلایه روبه‌روست که نظارت دقیق را دشوارتر می‌کند.

 نابرابری آموزشی؛ از تجربه تا پیامد اجتماعی

کارشناسان بر این باورند که مسئله اصلی، صرفاً فعالیت این مراکز یا ثبت‌نام صوری نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترش چنین الگوهایی اهمیت بیشتری دارد. هنگامی که دسترسی به آموزش باکیفیت به شکل نابرابر میان گروه‌های مختلف توزیع می‌شود، نظام آموزشی به‌جای کاهش نابرابری‌ها، به بازتولید آن کمک می‌کند.

فرزندان خانواده‌های برخوردار از برنامه‌های متنوع آموزشی، زبان‌های خارجی، دوره‌های هنری و شبکه‌های ارتباطی گسترده بهره‌مند می‌شوند و این مزیت‌ها در آینده، به دسترسی آسان‌تر آنان به فرصت‌های شغلی و اجتماعی منجر می‌شود؛ در حالی‌که دانش‌آموزانِ فاقد این امکانات، در مدارسی با امکانات محدود و برنامه‌های سنی، مسیر متفاوتی را تجربه می‌کنند.

به گفته کارشناس جامعه‌شناسی، در چنین شرایطی آموزش به‌تدریج ماهیتی طبقاتی پیدا می‌کند. مدرسه برای بخشی از جامعه، فقط محل عبور اداری و گرفتن مدرک است و آموزش واقعی در نهادهای موازی و پرهزینه انجام می‌شود؛ برای بخش دیگر، همان مدرسه تنها و اصلی‌ترین فضای یادگیری است. این شکاف، احساس محرومیت و نارضایتی اجتماعی را افزایش می‌دهد و در بلندمدت می‌تواند به کاهش انسجام اجتماعی و افزایش تنش‌ها و حتی اشکال مختلف خشونت اجتماعی منجر شود.

 ضعف نظارت و ابهام در نقش مدرسه

یکی از پرسش‌های مهم در این زمینه، کیفیت نظارت بر مدارس و مراکز آموزشی است. کارشناسان هشدار می‌دهند که وقتی ثبت‌نام صوری، کلاس‌های غیرحضوری بدون چارچوب روشن، و همکاری‌های پنهان میان مراکز غیرمجاز و مدارس رسمی گسترش می‌یابد، نقش مدرسه به‌عنوان نهاد اصلی آموزش تضعیف می‌شود. مدرسه‌ای که عملاً از حضور روزانه دانش‌آموزان بی‌خبر است، نمی‌تواند مسئولیت تربیتی، روانی و اجتماعی خود را به‌طور جدی انجام دهد.

در کنار این، برخی رویه‌های غیررسمی می‌تواند به فساد و رانت در حوزه آموزش دامن بزند؛ از فروش صندلی و ثبت‌نام بدون حضور گرفته تا روابط غیرشفاف میان مراکز آموزشی خاص و مدارس صادرکننده مدرک. این الگوها، اعتماد عمومی به نظام آموزشی را کاهش می‌دهد و والدین را بیش از پیش به سمت راه‌حل‌های فردی و پرهزینه سوق می‌دهد؛ راه‌حل‌هایی که خود بخشی از مسئله‌اند، نه راه‌حل آن.

اصلاح سیاست‌ها؛ راهکار کاهش شکاف

کارشناسان معتقدند افزایش تقاضا برای مسیرهای آموزشی جایگزین، فقط نتیجه فعالیت چند مرکز خاص نیست، بلکه بازتاب تغییر انتظارات خانواده‌ها از نظام آموزشی است. بسیاری از والدین معتقدند مدرسه رسمی، به‌تنهایی پاسخگوی نیازهای امروزِ دانش‌آموزان نیست؛ نه در زمینه مهارت‌های زندگی، نه در زبان‌آموزی، نه در فهم جهان جدید و نه در آماده‌سازی برای بازار کار. از این منظر، برخورد صرفاً سلبی با این مراکز، بدون اصلاح جدی ساختار آموزش رسمی، نمی‌تواند مسئله را حل کند و حتی ممکن است آن را به حاشیه‌های غیرقابل کنترل‌تر براند.

یک کارشناس تأکید می‌کند که نظام حکمرانی آموزشی باید با سیاست‌گذاری‌های جدی‌تر، امکان دسترسی عادلانه به آموزش باکیفیت را برای همه شهروندان فراهم کند. این موضوع فقط یک ضرورت آموزشی نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی است؛ کاهش نابرابری‌های آموزشی می‌تواند به تقویت عدالت اجتماعی، کاهش شکاف‌های طبقاتی و افزایش انسجام جامعه کمک کند. این اصلاحات می‌تواند شامل بازنگری در برنامه درسی، ارتقای کیفیت مدارس دولتی، شفاف‌سازی نظارت بر مدارس غیردولتی، و تعریف روشن جایگاه و ضوابط فعالیت مراکز آموزشی مکمل باشد.

 مدرسه در آستانه بازتعریف

اگرچه شکل‌گیری الگوهای آموزشی جدید را می‌توان بخشی از تغییر طبیعی در تقاضای خانواده‌ها دانست، اما تداوم روندهایی مانند ثبت‌نام صوری یا فعالیت مراکزی که آموزش و صدور مدرک را از یکدیگر جدا کرده‌اند، نظام آموزشی را با چالش‌های تازه‌ای در حوزه نظارت، کیفیت آموزش و عدالت آموزشی روبه‌رو می‌کند. در این میان، مدرسه به‌عنوان نهاد مرکزی آموزش در ایران، در حال تجربه نوعی «بازتعریف اجباری» است.‌از مکان آموزش به مکان مدرک. حل این چالش‌ها نیازمند بازنگری در سیاست‌های آموزشی، گفت‌وگوی جدی میان نهادهای مسئول، کارشناسان و خانواده‌ها و پذیرش این واقعیت است که بدون ارتقای جدی کیفیت و جذابیت مدارس رسمی، مسیرهای موازی و نابرابر آموزشی همچنان گسترده‌تر خواهند شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن