امروز تقریباً تمام جمعیت شناختهشده یوز آسیایی در ایران زندگی میکند. به همین دلیل، ایران نه فقط یکی از زیستگاههای این گونه، بلکه آخرین سنگر بقای آن در جهان محسوب میشود.

همین واقعیت باعث شده هر توله جدید، هر تصویر ثبتشده توسط دوربینهای تلهای و حتی هر خبر درباره سرنوشت یک یوز ماده، فراتر از یک خبر عادی حیات وحش تلقی شود.

آخرین مشاهدههای ثبتشده نشان میدهد تنها سه توله همراه هلیا دیده شدهاند. هرچند مسئولان تأکید دارند که هنوز نمیتوان درباره مرگ دو توله دیگر با قطعیت سخن گفت، اما همین ابهام بار دیگر یک واقعیت مهم را یادآوری میکند: برای یوز ایرانی، مسئله فقط تولد نیست؛ بقاست.

آنچه اهمیت دارد، رسیدن تولهها به سن بلوغ و ورود آنها به چرخه تولیدمثل است؛ مسیری که برای بسیاری از یوزهای جوان هرگز کامل نمیشود.

در سالهای گذشته بارها نام محور میامی-عباسآباد در اخبار مربوط به یوزها مطرح شده است. این جاده که از نزدیکی برخی زیستگاههای مهم یوز عبور میکند، به یکی از نقاط پرخطر برای این گونه تبدیل شده است.

در کشوری که آخرین جمعیت یوز آسیایی جهان را در خود جای داده، سرنوشت هر توله فقط سرنوشت یک حیوان نیست؛ بخشی از سرنوشت یک گونه است. گونهای که بقای آن، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیمهای امروز ما وابسته است.