مصداق هدایت
فضای سیاسی و دیپلماسی ایران طی روزها و هفتههای اخیر شاهد تحولات و تنشهای کمسابقهای بوده که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت چهاردهم، را در مرکز یک طوفان سیاسی سنگین قرار داده است. افزایش بیسابقه انتقادات، مواجهه با حملات فیزیکی و کلامی در محافل عمومی، سانسور رسانهای و انتقاد شدید جناحهای تندرو از سخنان و رفتارهای دیپلماتیک وی، این پرسش اساسی را مطرح کرده است که آیا رئیس دستگاه دیپلماسی ایران به نقطه پایان حضور خود در راس وزارت امور خارجه نزدیک شده یا اینکه فشارهای موجود صرفا برآمده از شرایط اضطراری جنگی است و بنا نیست دگرگونیهایی بنیادین در سیاست خارجه تهران اعمال شود.
جنجال یک مصاحبه
موج تازه فشارهای سیاسی علیه وزیر امور خارجه پس از آن اوج گرفت که وی در یک مصاحبه تصویری در برنامه «ماجرای جنگ» که از طریق پلتفرم یوتیوب منتشر شد، به تشریح برخی زوایای حساس تحولات جنگ اخیر، تصمیمگیریهای امنیت ملی و مذاکرات غیرمستقیم با واشنگتن پرداخت. طی این گفتوگو، عراقچی پس از صحبت درباره آسیبپذیریهای امنیتی و برنامهریزیهای مربوط به مسائل حساس نظام با موج فراگیری از انتقادات روبهرو شد. اظهارات وزیر امور خارجه ایران درباره وجود حفرههای امنیتی و اذعان وی به اینکه هنوز برخی از این آسیبپذیریها بهطور کامل برطرف نشدهاند، موجی از واکنشهای تند را میان منتقدان اصولگرا برانگیخت. منتقدان بر این باورند که صحبت در خصوص مسائل مربوط به امنیت داخلی و روند مذاکرات در یک مصاحبه ویدئویی، نقض صریح پروتکلهای ارتباطی و افشای اسرار حساس زمان جنگ محسوب میشود. این در حالی است که حتی طی مراسم خاکسپاری رهبر پیشین ایران نیز گروهی با سر دادن شعار «مرگ بر سازشگر» و شعارهایی علیه مسعود پزشکیان، عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف از تیم مذاکراتی جمهوری اسلامی انتقاد کردند.
در همین راستا، منتقدان دولت نیز دیپلمات ارشد ایران را متهم کردند که با اظهارات اخیر خود، پیام ضعف به طرفهای خارجی منتقل کرده است. منتقدان اصولگرای دولت نیز معتقدند که استراتژی عراقچی نشان دادن ضعف بود و اینکه سربسته بگوید کار نباید به جنگ کشیده شود چون رژیم قدرت ندارد. بهعنوان مثال، در تاریخ سوم مرداد ماه، روزنامه کیهان با اشاره به مستند «ماجرای جنگ» نوشت: «مجری این برنامه اینترنتی در بخش دیگری از اظهارات تأمل برانگیز خود، با این ادعا که اسرائیل از موقعیتمکانی تونلهای امنیتی ایران مطلع است، مکان تونلهای امنیتی ایران در شهر تهران را افشا میکند.» از سوی دیگر، روزنامه جوان، وابسته به سپاه پاسداران، از مصاحبه اخیر عراقچی انتقاد کرد و نوشت افشای مسائلی از جمله نبود ارتباط میان عراقچی و مجتبی خامنهای، نباید در یک گفتوگویرسانهای مطرح میشد.
از سوی دیگر، خبرگزاری خبرآنلاین در گزارشی با عنوان «بررسی پشتپرده انتقادات از اظهارات عراقچی درباره حفره امنیتی»، نوشت که منتقدان رئیس دستگاه دیپلماسی ایران انتظار دارند وزیر امور خارجه در سطح مجریان کمسواد و جوزده رسانهای، تخیلات و توهمات را تحویل مردم دهد و واقعیتهای عرصه دیپلماسی و امنیت را پنهان سازد. این رسانه با اشاره به انتشار گسترده قطعات این مصاحبه در شبکههای اجتماعی تصریح کرد که بازدید میلیونی سخنان عراقچی نشان داد که انحصار رسانه رسمی شکسته شده و جامعه به دنبال روایتهای واقعی از زبان مسئولان ارشد است.
آیا عراقچی کنار گذاشته میشود؟
ابعاد این تقابل سیاسی به رسانهها و فضای مجازی محدود نماند، بلکه در عرصه عمومی نیز به شکلی بیسابقه بروز یافت. از یاد نباید برد که در حاشیه مراسم خاکسپاری سید علی خامنهای نیز گروههایی به سمت عباس عراقچی سنگپراکنی کرده و شعارهایی مانند «مرگ بر سازشکار» سر دادند. این رفتارها در حالی رخ داد که به نوشته خبرآنلاین، مسئولان و مردم عراق در جریان سفر اخیر عراقچی به بغداد، از وی تجلیل کرده بودند.
عباس عراقچی نیز در اظهاراتی که با واکنشهای گستردهای همراه شد، به این رویکردها اشاره کرد. بنا به گزارش فرارو، وزیر امور خارجه در بخشی دیگر از گفتوگوی خود با برنامه ماجرای جنگ افزود که در سفر به عراق با استقبال گرمی روبهرو شده و عراقیها او را «قهرمان» خطاب کردهاند، اما صداوسیمای جمهوری اسلامی از پخش این تصاویر و اظهارات او خودداری و آن را سانسور میکند. عراقچی همچنین عنوان کرد که گروهی در داخل کشور بدون توجه به واقعیتهای دیپلماتیک، به او برچسب سازشکاری میزنند.
شدت هجمههای صداوسیما علیه تیم دیپلماسی دولت پزشکیان تا جایی پیش رفت که موجی از گلایهها را در میان فعالان سیاسی برانگیخت.
پایگاه خبری تابناک نیز در گزارشی به رویه جانبدارانه صداوسیما پرداخت و نوشت که یکی از مجریان شبکه دو سیما روی آنتن زنده خطاب به هیئت مذاکرهکننده گفت: «با اصرار به دنبال مذاکره رفتید و وعده گندم ری گرفتید!» تابناک یادآور شد که این دومین بار است که مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی روی آنتن زنده این رسانه به عمر سعد تشبیه میشوند؛ اقدامی که با واکنش تند مسعود پزشکیان نیز مواجه شد. در همین رابطه، عباس سلیمی نمین تحلیلگرسیاسی اصولگرا، در تاریخ 22 تیرماه، در گفتوگو با خبرآنلاین از حملات اخیر به سید عباس عراقچی انتقاد جدی کرد.
در میان این کشمکشهای داخلی، در هفتههای گذشته برخی رسانهها ادعایی مبنی بر خروج عباس عراقچی از کشور و استعفای او مطرح کردند. با وجود تکذیب این گزارشها، چنین به نظر میرسد که احتمال خروج عراقچی از دستگاه دیپلماسی ایران چهبسا آنچنان هم خارج از تصور نباشد و این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی، با توجه به ادامه درگیریها در خاورمیانه، چهبسا در اندیشه تغییر چیدمان نیروهای خود در حوزه دیپلماسی باشد.
ارزیابی عملکرد مذاکراتی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی با آمریکا، یکی دیگر از کانونهای اصلی اختلافات میان موافقان و مخالفان دولت است. وزیر امور خارجه پیشتر در گفتوگو با شبکه الجزیره به تشریح رویکرد ایران در مذاکرات با واشنگتن پرداخته و گفته بود: «مذاکرات با واشنگتن شروع خوبی بود، اما برای ایجاد اعتماد بین ما راه درازی در پیش است.» در واکش به این اظهارات، چهرههای شاخص جناح اصولگرا بار دیگر رویکرد دولت در گفتوگوهای دیپلماتیک را به باد انتقاد گرفتند. سعید جلیلی، از چهرههای برجسته جبهه پایداری، در واکنش به تفاهمات احتمالی برای آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران اظهار داشت که «هیچ دارایی مادی بالاتر از خون شهدا نیست». این موضعگیری نشان از آن دارد که دستکم بخشی از حاکمیت، اصل فرآیند دیپلماسی و تنشزدایی در شرایط فعلی را قبول نداشته و حتی آن را معادل عقبنشینی تلقی میکند. این در حالی است که در طیفداخلی، اصلاحطلبان و حامیان دیپلماسی عملکرد عراقچی را تحرکپذیر وتاکتیکی ارزیابی کردهاند. در مقابل، جریانهای اصولگرا تلاشهای دستگاه دیپلماسی را به عدم تکرار برجام که از نظر آنها کاستیهای ساختاری داشت و همچنین اخذ تضمین ملموس مشروط میدانند. در عین حال، گروهی دیگر از اصولگرایان همچنان تاکید دارند که نفس مذاکره با غرب اشتباهی استراتژیک بوده و باید این رویکرد بهطور کلی از رویههای وزارت امور خارجه کنار گذاشته شود! از سوی دیگر، الجزیره نیز طی گزارشی عنوان کرد که دیپلماسی تحت مدیریت عراقچی اگرچه توانسته کانالهای ارتباطی (نظیرنشستهای ژنو و مسقط) را برای کنترل سطح تنش فعال نگه دارد، اما به دلیل اختلافات بنیادین دو طرف بر سر مسائل راهبردی چون خطوط قرمز منطقهای، تحریمها و برنامههای دفاعی، نتوانسته به یک توافق جامع و پایدارختم شود.
امکانسنجی تغییر وزیر خارجه
با توجه به حجم بیسابقه فشارهای درونی علیه عراقچی و جنجالهایی که تداوم جنگ برای تیم دیپلماتیک جمهوری اسلامی به باور آورده، این پرسش مطرح است که آیا احتمال تغییر در رأس وزارت امور خارجه یا دگرگونی در رویکرد دیپلماتیک جمهوری اسلامی وجود دارد؟ از یک سو میتوان چنین گفت که ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی معمولاً در برابر فشارهای رسانهای و محفلی-جناحی برای تغییر مقامات ارشد مقاومت میکند. با این حال، تداوم یا شدت گرفتن این اصطکاکها میتواند هزینه سیاسی حضور عراقچی را برای دولت افزایش دهد.
در عین حال، باید در نظر داشت که هرگونه تغییر احتمالی در خطمشی یا کادر مدیریتی وزارت امور خارجه، پیامدهای سنگینی در دو عرصه داخلی و بینالمللی به همراه خواهد داشت. از نگاه ناظران بینالمللی، کنار رفتن یا تضعیف عراقچی بهمثابه عقبنشینی دولت پزشکیان در برابر جریانهای تندرو و تسلط کامل دیدگاههای رادیکال بر سیاست خارجی تعبیر خواهد شد. همچنین باید در نظر داشت که کنارهگیری احتمالی عراقچی یا تغییر رویکرد دیپلماسی ایران، سیگنال آشکاری به واشنگتن و پایتختهای اروپایی مبنی بر انسداد کامل مسیرهای گفتوگو ارسال خواهد کرد. چنین تحولی میتواند به معنای پایان رسمی گشایشهای دیپلماتیک محدود، افزایش احتمال تشدید تنش و سوق یافتن بیشتر منطقه به سمت تقابلهای مستقیم نظامی باشد.
به بیان دیگر، تغییر احتمالی عباس عراقچی و روی کار آمدن تیم جدیدی در راس دستگاه دیپلماسی ایران، بیش از آنکه یک جابهجایی صرفاً اداری باشد، سیگنالی جدی از تغییر تاکتیک و ادبیات مذاکراتی تهران به طرفهای خارجی تلقی میشود.
در عین حال، روی کار آمدن یک تیم جدید، روند مذاکرات غیرمستقیم یا مستقیم با آمریکا را حداقل برای چند ماه وارد فاز ارزیابی مجدد میکند، چرا که تیم جدید نیازمند بازتعریف کانالهای ارتباطی (از جمله با میانجیگرانی مانند عمان، پاکستان یا قطر) و اثبات موقعیت و اعتبار خود در برابر طرف آمریکایی است.
آینده روند دیپلماسی پس از این تغییر، همچنین به گرایش سیاسی و میزان اختیارات تیم جدید بستگی مستقیم خواهد داشت. اگر تیم جدید متمایل به رویکردهای سختگیرانهتر و محافظهکارانهتر باشد، احتمالاً با استراتژی «فشار بیشتر برای مصالحه»، افزایش سطوح غنیسازی یا مطالعات هستهای تهاجمیتر را پیش خواهد گرفت که این مسئله میتواند خطر سؤُمحاسبه و افزایش تنشهای امنیتی با واشنگتن را بهشدت بالا ببرد. در مقابل، طرف آمریکایی نیز که معمولاً ترجیح میدهد با طرفهای شناختهشده و دارای تجربه مستقیم کار کند، در برخورد با تیم جدید رویکرد احتیاط همراه با فشار حداکثری را در پیش خواهد گرفت. به طور خلاصه، تغییر تیم دیپلماسی ایران، فرآیند رسیدن به توافق احتمالی با آمریکا را طولانیتر، هزینهبرتر و پیچیدهتر میسازد و افق پیشرو را از امکان دستیابی به یک «توافق جامع سریع» به سمت «توافقهای موقت و تاکتیکی برای کنترل بحران» سوق میدهد.
در نهایت، چنین به نظر میرسد آینده حضور عباس عراقچی در خیابان کوشک مصری تهران، تنها یک جابهجایی مدیریتی ساده نیست، بلکه سنجهای برای تعیین مسیر کلان جمهوری اسلامی در یکی از حساسترین برهههای تاریخ معاصر ایران خواهد بود.