خانه سیاستامنیتی - قضایی روایت مهتدی، فعال سیاسی و همسر آنیشا اسداللهی از انتقال همسرش و دیگر زندانیان زن از اوین به زندان قرچک

در گفتگو با امتداد مطرح شد؛

روایت مهتدی، فعال سیاسی و همسر آنیشا اسداللهی از انتقال همسرش و دیگر زندانیان زن از اوین به زندان قرچک

حدود ۶۰ زن زندانی از زندان اوین به زندان زنان قرچک منتقل شده‌اند/ بند قرنطینه زندان قرچک با هفت اتاق کوچک و یک راهروی یک و نیم متری محل نگهداری حدود ۷۰ زندانی است/ گرمای هوا، نبود آشپزخانه و امکانات بهداشتی، عدم وجود تهویه و نزدیکی این بند به چاه فاضلاب، وضعیت نامساعدی ایجاد کرده/ یک تلفن به بند زنان اضافه شده/ زندانیان بازداشتی در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارند/ خواستار فراهم شدن شرایط آزادی و مرخصی زندانیان هستیم

امتداد-محمد جعفری: کیوان مهتدی، نویسنده، زندانی سابق سیاسی و همسر آنیشا اسداللهی، نویسنده و زندانی سیاسی در گفتگویی با امتداد، ضمن روایت انتقال زندانیان از زندان اوین به زندان زنان قرچک پس از حمله رژیم اسرائیل به این زندان، اظهار داشت: توجه به وضعیت زندانیان اوین به پیش از حمله اسرائیل به این زندان برمی‌گردد و از ابتدای جنگ، خانواده‌ها، پیگیر وضعیت عزیزان محبوس خود در این زندان بودند. درخواست‌هایی از سوی خانواده‌ها و خود زندانیان در خصوص رسیدگی به وضعیت این زندانیان مطرح شده و با وجود قوانین و بخشنامه‌هایی در این خصوص، و با توجه به حساسیت جامعه نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی، نه قبل و نه بعد از حمله به زندان اوین عزم جدی در این رابطه مشاهده نمی‌شود.

من، خودم در زمان حبس در بند 4 زندان اوین بودم و همسرم در بند زنان این زندان محبوس بود که از حدود 10 ماه قبل، آزاد شدم. ما در بند 4، زندانیان سیاسی و زندانیان مالی را داشتیم و از همان اوایل جنگ، پیرو گفته‌های هم‌بندیان سابق، عنوان کرده بودند که بخشنامه‌ای آمده و زمینه رفتن زندانیان مالی فراهم شده که البته در این باره نیز، اتفاق چشم‌گیری صورت نگرفت. از همان ابتدا هم به نفع انسجام جامعه بود که زندانیانی که این امکان برای آن‌ها فراهم بود-که بخش زیادی از آن‌ها، این امکان را داشتند-از زندان مرخص شوند.

از چند روز، قبل از حمله یکی از اکانت‌های مرتبط با رژیم اسرائیل، این پیام را گذاشته بود که زدن سردر اوین، منتفی نیست. مسئله‌ای که نگرانی‌های ما را دوچندان کرد. چرا که انجام چنین اقداماتی از سوی آن رژیم بعید نبود و از آن برمی‌آمد که برای گرفتن پویایی و ایجاد حس ناامنی و ناتوانی برای کل جامعه ما دست به حمله به زندان بزند و شد، آنچه شد!

پس از صورت گرفتن حمله، نگرانی‌ها زیاد بود، بسیاری از کارمندان، مراجعین خانواده‌ها، بسیاری از سربازان و بسیاری از زندانیان رای باز و برخی از زندانیان، جان خود را در پی این اقدام از دست دادند. تماس تلفنی بند 4 و بند 8 برقرار بود، ولی تماس‌های بند زنان، قطع شد. ورودی‌ها، بهداری، سالن ملاقات و عملا بسیاری از نقاط این زندان از دست رفت و بر همین اساس، مردان به زندان تهران بزرگ و زنان به زندان قرچک منتقل شدند. البته، بند زنان در شرایطی که جنگزده بودند، همچنان در شب نخست حمله در زندان باقی ماندند، خودشان بند را تمیز کرده و جراحات مختصری که وارد شده بود را پانسمان کردند. ضمن اینکه، هیچ یک از زندانیان سیاسی و آن دسته از زندانیانی که ما می‌شناسیم در این حمله، آسیب جدی ندیدند.

صبح فردای حمله-سه شنبه-حدود 60 زن محبوس در زندان اوین به زندان زنان قرچک(باشگاه) منتقل شدند. عدم امکان تماس تلفنی تا آغاز روز سوم-چهارشنبه- همچنان ادامه داشت اما پس از آن، امکان تماس‌های کوتاه یک تا دو دقیقه‌ای برای زندانیان فراهم شد. در همین روز هم بود که من داروهای همسرم را به او رساندم و تا حدی خیال ما، دست کم از نظر ثبت زندانیان و امکان ویزیت پزشک راحت شد. آدرسی به ما دادند که آقایی، پیگیر پرونده‌ بچه‌هاست. وقتی خانواده‌ها مراجعه کردند، ایشان گفت که دسترسی به کارتابل زندانیان نداشته و در جریان نیستیم و اساسا این مسئله به ما ربطی ندارد! امری که نگرانی خانواده‌ها را بیشتر کرد.

بر اساس گفته زندانیان در قرچک، متوجه شدیم که اوضاع در این زندان، نامساعد است. نخست اینکه سالن قرنطینه به هیچ عنوان، ظرفیت پذیرش این تعداد از زندانی را نداشته و ندارد. مثلا در این مکان، 7 اتاق کوچک با یک راهروی یک و نیم متری بین آن وجود دارد که حدود 70 زندانی در آن نگهداری می‌شوند. بین این زندانیان، افراد سالمند بوده و از بیماری‌های مختلفی رنج می‌برند. گرمای هوا، عدم وجود تهویه و نزدیکی این بند به چاه فاضلاب را هم باید به این وضعیت، ضمیمه کنیم.

انتظار ما به عنوان خانواده زندانیان این بود که وقتی ما-فارغ از گذشته پیش از حمله- در شرایط جنگ زده هستیم، برخوردها باید در راستای رفع تنش و مدیریت اوضاع باشد، نه اینکه مثلا قصد قطع تلفن‌ها را داشته و یا در آن شرایط گرمای شدید هوا بر سر یک ساعت هواخوری با زندانیان با گارد روبرو شوند که جملگی این موارد، موقعیت‌های تنش‌زایی را برای زندانیان در آن شرایط ایجاد می‌کند.

متاسفانه، سوای محدودیت امکانات در روزهای اولیه ما با تشدید فشار درباره زندانیان روبرو بودیم و این مسیر در حال حاضر تغییر کرده است. ظاهرا قرار است که بازرسی از زندان، بازدید کند و تلفنی به بند زنان اضافه شده است. در مجموع، وضعیت از این نظر نسبت به قبل تغییر کرده است. اما سوال من در این جا، این است که چرا در مواجهه با اتفاقی که هم قابل‌پیش‌بینی بود و هم در حال حاضر، نیازمند مدیریت بحران است، این حجم از نگرانی، تنش و فشار در خصوص آن تولید شود؟

این همه مقام مسئول-چه در دولت، چه در قوه قضائیه و چه در سایر نهادها داریم-چرا در این حادثه، کسی برای بازدید به زندان مراجعه نکرد؟ چرا کسی، تذکر قانون اساسی نداد؟ چرا کسی این مسئله را پیگیری نکرد؟ چرا باید کار، حتما کار به اینجا رسیده و این میزان از تنش تولید شود تا حالا، شاهد این اقدامات حداقلی باشیم؟

در حال حاضر، نگرانی و فشار مضاعف ابتدایی برداشته شده اما، شرایط و امکانات در زندان زنان، نامساعد است. انتظار می‌رود با توجه به اینکه، بسیاری از زندانیان، بیش از نصف یا یک سوم از حبس خود را گذرانده‌اند، امکانات مرخصی زندانیان با استفاده از اختیارات و ظرفیت‌های حقوقی موجود و در ادامه، آزادی زندانیان فراهم شود و برای آن دسته از کسانی که چنین امکانی را هم نداشتند، دست کم شرایط قابل زیست برای‌شان فراهم شود. از جمله اینکه، زمزمه‌هایی برای انتقال زندانیان به کانون-در منطقه شهرزیبا-مطرح شده بود و این دست اقدامات، می‌تواند در این راستا موضوعیت پیدا کند.

انتظار ما این است که در شرایط فعلی به صورت عاجل با استفاده از ظرفیت‌هایی که مورد اشاره قرار گرفت، شرایط آزادی و مرخصی زندانیان را به صورت گسترده فراهم کنند نباید جامعه مدنی ما مرغ عروسی و عزا باشد که هم در جنگ و هم در صلح قربانی شود.

نکته مهم دیگر در این بین، این است که زندانیان بازداشتی در حال حاضر در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارند. نگرانی بازداشتی‌ها به مراتب، بیشتر از ماست البته از برخی از خانواده‌های بازداشتی نیز، این را شنیدیم که تماس‌هایی از سوی عزیزان‌شان دریافت کرده‌اند. اما آزاد کردن بازداشتی ها حتی از زندانیان بند هم کار ساده ای است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن