خانه سیاست زندگی با طعم بی‌اعتمادی

هموطن میزان اعتماد جامعه ایرانی به نهادهای رسمی را بررسی می‌کند:

زندگی با طعم بی‌اعتمادی

اعتماد عمومی معمولاً مفهومی انتزاعی و مربوط به سیاست و حکومت به نظر می‌رسد، اما در زندگی روزمره شهروندان خود را به شکل‌های بسیار ملموس نشان می‌دهد.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

اعتماد عمومی معمولاً مفهومی انتزاعی و مربوط به سیاست و حکومت به نظر می‌رسد، اما در زندگی روزمره شهروندان خود را به شکل‌های بسیار ملموس نشان می‌دهد. اینکه مردم خبر را از کجا دنبال کنند، برای تصمیم‌های اقتصادی به چه کسی اعتماد کنند، هنگام وقوع یک بحران به کدام روایت تکیه کنند و حتی درباره آینده خود چگونه تصمیم بگیرند، همگی می‌تواند تحت تأثیر میزان اعتمادی باشد که به نهادهای رسمی دارند.
در ایران، هم‌زمانی بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در سال‌های اخیر، مسئله اعتماد عمومی را بیش از گذشته به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرده است. وقتی شهروندی برای بررسی قیمت واقعی یک کالا، وضعیت بازار، کمبود یک دارو یا حتی صحت یک خبر، پیش از مراجعه به منابع رسمی سراغ دوستان، گروه‌های خانوادگی یا شبکه‌های اجتماعی می‌رود، در واقع بخشی از کارکرد مرجع رسمی اطلاعات را به شبکه‌های غیررسمی منتقل کرده است.

وقتی روایت رسمی دیگر مرجع اول نیست

گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، انحصار رسانه‌های رسمی بر انتشار اطلاعات را تا حد زیادی از بین برده است. شهروندان ایرانی امروز با مجموعه‌ای از منابع داخلی و خارجی، کانال‌های تلگرامی، صفحات شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های برون‌مرزی روبه‌رو هستند و می‌توانند روایت‌های مختلف درباره یک رویداد را هم‌زمان مقایسه کنند.
این تغییر البته به معنای درست‌تر بودن اطلاعات غیررسمی نیست. شبکه‌های اجتماعی در کنار دسترسی سریع‌تر به اطلاعات، زمینه انتشار شایعه، اطلاعات نادرست و روایت‌های تأییدنشده را نیز فراهم می‌کنند. با این حال، زمانی که بخشی از جامعه نسبت به روایت رسمی تردید داشته باشد، حتی یک خبر تأییدنشده ممکن است پیش از اطلاعیه رسمی مورد توجه قرار گیرد.
این مسئله در زمان بحران‌ها بیشتر دیده می‌شود. در شرایطی مانند نوسان شدید ارز، قطعی برق، کمبود برخی کالاها یا انتشار اخبار امنیتی، مردم معمولاً به تجربه نزدیکان و شبکه‌های اجتماعی رجوع می‌کنند تا تصویری از شرایط به دست آورند. در چنین فضایی، سرعت گردش اطلاعات غیررسمی می‌تواند از سرعت اطلاع‌رسانی رسمی بیشتر باشد.

خانواده و دوستان؛ مرجع جدید تصمیم‌گیری

بی‌اعتمادی فقط در حوزه خبر باقی نمی‌ماند. تصمیم‌های اقتصادی و اجتماعی نیز می‌توانند تحت تأثیر آن قرار بگیرند.
برای بسیاری از خانواده‌ها، تجربه شخصی اطرافیان به یک منبع مهم برای تصمیم‌گیری تبدیل شده است. فردی که قصد خرید خانه دارد، ممکن است بیش از آمارهای رسمی بازار مسکن به تجربه دوستان و بستگان درباره قیمت‌ها و شرایط معاملات توجه کند. کسی که با مشکل درمانی روبه‌رو است ممکن است ابتدا از آشنایان درباره موجودی دارو یا تجربه یک مرکز درمانی سؤال کند. فردی که قصد مهاجرت دارد نیز اغلب پیش از مراجعه به منابع رسمی، سراغ تجربه کسانی می‌رود که قبلاً این مسیر را طی کرده‌اند.
این رفتار الزاماً به معنای بی‌اعتمادی کامل به همه نهادها نیست. اعتماد در جامعه می‌تواند موضوعی موردی و وابسته به تجربه باشد؛ یعنی یک فرد ممکن است به یک پزشک، بانک یا سازمان مشخص اعتماد داشته باشد اما نسبت به آمار یا وعده‌های یک نهاد دیگر تردید کند.
مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که این بی‌اعتمادی از یک حوزه مشخص به کلیت نهادهای عمومی سرایت کند. در چنین شرایطی، حتی اطلاع‌رسانی درست نیز ممکن است با تردید مواجه شود و برای پذیرفته شدن به منابع مستقل یا تأییدهای غیررسمی نیاز پیدا کند.

هزینه اجتماعی زندگی در شرایط بی‌اعتمادی

اعتماد عمومی فقط یک سرمایه سیاسی نیست؛ بخشی از سرمایه اجتماعی هر جامعه است. وقتی شهروندان احساس کنند اطلاعات رسمی قابل اتکا نیست، همکاری میان جامعه و نهادهای عمومی دشوارتر می‌شود.
در چنین شرایطی، شایعه می‌تواند قدرت بیشتری پیدا کند و مردم برای کاهش ریسک، رفتارهای احتیاطی بیشتری در پیش بگیرند. خریدهای هیجانی، نگهداری ارز یا طلا، ذخیره برخی کالاها و تصمیم برای مهاجرت، در بعضی موارد می‌تواند با برداشت مردم از میزان ثبات آینده ارتباط داشته باشد؛ هرچند برای نسبت دادن مستقیم هر یک از این رفتارها به بی‌اعتمادی، به داده‌های دقیق و موردی نیاز است.
از سوی دیگر، اعتماد پایین می‌تواند بر مشارکت اجتماعی نیز اثر بگذارد. اگر شهروند احساس کند مشارکت او تأثیری بر نتیجه ندارد یا وعده‌های رسمی با عملکرد واقعی فاصله زیادی دارند، انگیزه مشارکت ممکن است کاهش پیدا کند.

بازسازی اعتماد نیز فرآیندی سریع نیست. اعتماد معمولاً با یک سخنرانی یا یک اطلاعیه ایجاد نمی‌شود، بلکه نتیجه تکرار تجربه‌های قابل پیش‌بینی است: اطلاعات شفاف، پاسخگویی در برابر خطا، ثبات در تصمیم‌گیری و فاصله کمتر میان وعده و عملکرد.
در نهایت، مسئله اعتماد در ایران فقط به رابطه مردم و حکومت محدود نمی‌شود. این مسئله به نحوه دریافت خبر، تصمیم‌گیری اقتصادی، روابط اجتماعی و حتی تصور افراد از آینده گره خورده است. شاید مهم‌ترین نشانه کاهش اعتماد نیز این نباشد که مردم چه می‌گویند، بلکه این باشد که در لحظه تصمیم‌گیری، به چه کسی و چه منبعی رجوع می‌کنند.
اگر نهادهای رسمی بخواهند دوباره مرجع قابل اتکای جامعه باشند، بازگرداندن اعتماد احتمالاً بیش از آنکه به تبلیغ نیاز داشته باشد، به تجربه‌های واقعی و قابل مشاهده در زندگی روزمره مردم وابسته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن