اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
این روزها، اگر سری گذرا به کوچه و خیابان و بازار در جای جای پایتخت مملکت بزنید با مردمی مستاصل و گرفتار روبرو خواهید شد که با افزایش افسارگسیخته قیمتها و یکه تازی غول تورم، درگیر تهیه بدیهیترین ملزومات زنده ماندن بوده و در تحقق بسیاری از نیازهای خود نیز دچار چالشهایی عمیق هستند. از شاخص پایین و نزولی نرخ امید به زندگی در کشور گرفته تا سقوط آزاد قدرت خرید مردم، همه از افزایش تاسفبار نرخ فلاکت در جامعه ایران حکایت دارد.
حال در چنین وضعیتی فکر میکنید، مثلا دغدغه و نگرانی یکی از نمایندگان پارلمان کشور، رفع کدام یک از این کاستیها و پلشتیهاست؟ فقر؟ تبعیض؟ نابرابریها؟ نرخ بالای طلاق؟ انباشت نارضایتیهای اجتماعی؟ رفع تحریمهایی که کمر مردم رنج کشیده ایران را خم کرده؟ یا کرور، کرور موانع و مصائبی که خواب را از زن و بچه مردم دزدیده و غرور و غیرت مردان را به گروگان گرفته؟ هیچ کدام! مطلقا هیچ کدام!
محمد منان رئیسی، نماینده قم در پارلمان که در انتخابات مجلس از میان 800 هزار واجد شرایط شرکت در انتخابات با اقتدار و با کسب رقم حیرت انگیز 13 درصد آرا و مجموع حدود 105 هزار رای وارد ساختمان هرمی بهارستان شده در اظهارات شاذی، اخیرا در کانال ایتاییاش به سخنان یک چهره امنیتی موسوم به «آقا صادق» استناد کرده و به طرح کلان مسائلی از جامعه ایران پرداخته که چشم هر بینندهای را درشت میکند!
این نماینده قم در روایتی که در کانال خود با عنوان «مهم» و با تیتر «گزارش همنشینی با آقا صادق (راوی شنود)» نوشته؛
«امروز توفیق پیدا کردم تا با آقا صادق جلسه مبسوطی داشته باشم. آقا صادق همان فردی است که در بیمارستان بقیه الله تهران تجربه نزدیک به مرگ داشته است و بر اساس آن تجربه و آنچه در عالم معنا دیده ،است، مستند مشهور شنود را روایت کرده است. یعنی در اصل اوضاع و احوال کشور چنان نگرانم کرده بود که لازم دانستم با ایشان بنشینم و پرسیدنی هایم را بپرسم تا ببینم که ایشان درباره اوضاع و احوال اینروزها چه دیده است.
درباره جهان ایشان گفت که درست است که وضعیت کشور به هم ریختهاست اما این موضوع مختص به ایران نیست و بسیاری از کشورهای دیگر نیز کمابیش با همین آشفتگی مواجه شده اند که این فراگیرشدن آشفتگی در سراسر عالم لازمه ایجاد حس انقطاع در مردم است؛ حسی که تحقق آن از نشانه ها و بلکه لازمه ظهور است. گفتند کار به جایی میرسد که هرج الروم رخ میدهد و کل جهان به هم میریزد و گفت که در همین راستا فروپاشی آمریکا را دیده است.»
در ادامه این روایت با روتیتر «درباره انقلاب» نیز آمده؛ «گفتند که با همه سختی هایی که میبینید ذره ای سست و دلسرد نشوید و محکم ادامه دهید که راه روشن است. گفتند که من دیدم که این انقلاب با همه فراز و نشیب ها نهایتا به ظهور ختم میشود؛ گفتند که البته هرچه جلوتر برویم امتحانات و ابتلائات، دشوارتر میشود و کار چنان سخت میشود و فشارها چنان سنگین میشود که ،نظام به مویی بند میشود و کارد به استخوان میرسد ولی اراده خدا بر این است که در همان شرایط بسیار سخت این نظام و این انقلاب را حفظ کند تا ظهور منجی محقق شود.»
رئیسی همچنین با روتیتر دیگری تحت عنوان؛ «درباره آقا» نیز آورده؛ «گفتند که آنچه من دیدم این بود که خود آقا تا زمان ظهور پرچمدار خواهند بود و انشاء الله خود ایشان زمامداری را تحویل حضرت حجت (عج) خواهند .داد گفتند که البته برای سلامتی آقا باید خیلی صدقه دهیم و دعا کنیم؛گفتند که رژیم در ماههای اخیر و به ویژه در جنگ ۱۲ روزه چندبار قصد ترور ایشان را کرد اما به دلیل دعاها و صدقات و قربانی های مومنین در تحقق این کار موفق نشد گفتند برای سلامتی آقا باید خیلی دعا کنیم و صدقه دهیم.»
این روایت سحرانگیز اما در این جا به پایان نرسیده و با روتیتر دیگری با عنوان؛ «درباره ماههای آینده» هم، تصریح کرده؛ «گفتند درگیری با رژیم دوباره از سر گرفته خواهد شد و این بار جنگ سخت تر و شدیدتری واقع میشود و علاوه بر جنگ هوایی اعوان و اذناب آنها زمینی هم وارد کشور میشوند و قدری هم جلو میآیند؛ اما گفت که دیده است که نهایتا در اینجنگ ،زمینی چنان کشتاری از آنها میشود که مجبور میشوند همه راهی که آمده اند را عقب بروند و اینبار این ایرانیها هستند که آنها را رها نخواهند کرد و آنها را دنبال خواهند کرد تا آنکه وارد اورشلیم شوند.
درباره تکلیف ما گفتم که از دیدن حجم سستیها و خیانت ها دلسرد شده ام و برای ادامه دادن مردّد .هستم گفتند هرگز دلسرد نشوید و تکلیف دارید بمانید و ادامه دهید.
گفتند امیدوار باشید و وظیفه دارید به مردم بگویید که با وجود همه این سختی ها خدای متعال اراده کرده تا این ملت را به موفقیت نهایی برساند و میرساند انشاء الله چیزهای دیگری هم گفتند که تا زمان مرگ در سینه خودم محفوظ خواهد ماند.
والعاقبة للمتقين.»
ملاحظه فرمودید؟ بزرگوار در این مرقومه از در و دیوار و زمین و آسمان روایت کرده و شما بگویید؛ دریغ از یک کلام، دغدغه مصائب مردم! بر اساس آنچه نماینده پارلمان مملکت روایت کرده، الحمدلله که «نظام» به مویی بند میشود، کارد به استخوانش هم میرسد ولی، اراده خدا هم بر حفظ وضع موجود است!
آقای نماینده در روایت خود، باز به از سرگیری درگیری با رژیم(اینجا منظور، اسرائیل است) بشارت داده و این نوید را بیان کرده که این بار، جنگ، سختتر و شدیدتر واقع خواهد شد! باز جای شکرش باقیست که ملتی به یمن بیان این روایت امیدآفرین از نگرانی رهانیده شده و از شوق فتح قلل دیگر به دست نظام، گلوله، گلوله اشک خواهند ریخت!
اما این پایان ماجرا نیست! روایت جناب رئیسی، در بر دارنده بشارت ورود به اورشلیم هم بوده و به حول و قوه الهی و بر اساس وعده صادق آقا صادق به زودی، نماز جمعه را یحتمل به امامت ولی امر مسلمین جهان یا اگر نشد، دست کم؛ احمد خاتمی، کاظم صدیقی، کسی در اورشلیم و پشتبندش در بیتالمقدس اقامه خواهیم کرد و بعد دیگر شاهد پایان همه مصائب و مشکلاتی خواهیم بود که از مرور آن در مقدمه این نگاره، اشک ریختیم! فقط حیف که آقای نماینده، باقی «چیزهای» دیگری که از آقا صادق شنیده را، زبانمان لال به زمان مرگ حواله کرده و خلقی را از شنیدنش تا ابد، محروم!
اما همه آنچه گفته و روایت شد، اساسا چیر عجیبی نیست! ما که از شنیدن روایت گذاشتن بشقاب خالی و صندلی برای امام معصوم در هیئت دولت مهرورز گرفته تا ماجرای ارتباط مشایی و بقایی با فلان جادوگر و بهمان کفبین، مالامال از تجربیات شاذ در این زمینهایم، اصلا شنیدن آنچه از زبان آقا صادق به کلام گهربار منان رئیسی آمده، شگفتزدهمان نخواهد کرد. بر اساس اصل آزادی بیان هم، طرح چنین اباطیلی به خودی خود، محل ایراد نیست.
اما، اما و اما! نکته قابل تامل در این بین، اینکه به نظر میرسد، چنین موضوعاتی در کمال خشم و تاسف، سر از اتاق فکرهای نظام و البته هستههای تصمیمساز و تصمیمگیر آن درآورده و هر بار به منافع ملی ملک و مملکت، پتکوار لطمات جبرانناپذیری وارد میکند. کما اینکه به عنوان نمونه؛ اخیرا حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین کشور در سخنانی در جمع کابینه دولتهای یازدهم و دوازدهم به خروجی چنین تفکرات و تبعات آن اشاره کرده و گفته؛ «صاحبنظرانی بودند که میگفتند اگر اسرائیل به ما حمله کند میداند که دو روز بعد اسراییلی دیگر وجود ندارد. آمریکا هم به ما حمله نخواهد کرد میداند باید صد هزار جنازه به واشنگتن ببرد.»
رد سخنان روحانی را میتوان در اظهارات سلامی، فرمانده کل سپاه جستجو کرد که چند صباح پیش از تجاوز اسرائیل به ایران گفته بود؛ «اگر جنگندههای اسرائیلی به ایران حمله کنند، هنگام بازگشت، اسرائیلی وجود نخواهد داشت که در آن فرود بیایند(نقل به مضمون).»
سوال اینکه، یک بار برای همیشه باید به این نکته پاسخ داد که هزینه این دست تفکرات را چه کسانی پرداخت میکنند و فاکتورها قطور آن به حساب کدام مردم سختیکشیده نوشته میشود؟ منان رئیسی و یحتمل دیگر انصارش در جبهه موسوم به پایداری که نستجیربالله اگر خدای ناکرده، جنگ دیگری در بگیرد-همانگونه که در جنگ دوازده روزه شاهد بودیم-حتی سر مبارک را از سوراخ اختفای خود بیرون نخواهند آورد. آقا صادقهای نظام هم که به جای تامین امنیت مملکت و رصد تهدیدات پیرامون آن، الحمدلله مشغول روایت شنود هستند و سخت درگیر باز کردن یک به یک گرههای پیش روی این حوزه! باز این مردم خواهند بود که زیر رژه جنگندههای دشمن باید جان بر کف بگیرند و نابودی آینده و آمال خود و جگرگوشههایشان را به نظاره بنشینند.
جای بسی تاسف که در روزگاری که پادشاه قطر؛ برای شهروندان خود، اکانت رایگان چت جی پی تی پلاس خریداری کرده و سعودیها در سودای تاسیس وزارت هوش مصنوعی هستند، ما به برکت منانها و آمیرزقلیهای پایداریچی نظام، هنوز درگیری روایت شنود آقا صادقها هستیم و تماشاچی نابودی روزافزون مام میهن!
در روزگاری که بازنشسته و شاغل، کارمند و دانشجو، فعال کارگری و کوچک و بزرگ این مردم برای تامین ابتداییترین نیازمندیهای خود با هزاران هزار مشکلات متعدد دست و پنجه نرم میکنند، عدهای وعده ورود مقتدرانه به اورشلیم میدهند و در ردای نمایندهای که بر اساس سوگند نمایندگی خود باید مطالبات عموم ملت ایران را پیجویی کند، گزارش همنشینی با آقا صادق به خورد ملت بینوا میدهند.
اینجاست که بیراه نخواهد بود، اگر یاد کنیم از شعر نسیم شمال که گفته بود؛ «گردید وطن، غرقه اندوه و محن، وای وطن وای وطن وای غریب وطن، بیکس وطن، بینوا وطن….»