خانه سیاست شکست ایدئولوژی این‌بار در زمین ورزش 

هموطن تلاش جمهوری اسلامی برای سیاسی کردن ورزش را بررسی می‌کند

شکست ایدئولوژی این‌بار در زمین ورزش 

ورزش به عنوان یک عرصه اجتماعی و فرهنگی، همواره تحت تأثیر سیاست‌های کلان کشورها قرار دارد. در ایران، این تأثیرات به وضوح دررشته‌های مختلف ورزشی، به ویژه فوتبال، مشاهده می‌شود. سیاسی‌کاری در ورزش نه تنها بر عملکرد تیم‌ها و ورزشکاران تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواندمنجر به بروز چالش‌های اجتماعی و فرهنگی نیز شود. 

اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

ورزش به عنوان یک عرصه اجتماعی و فرهنگی، همواره تحت تأثیر سیاست‌های کلان کشورها قرار دارد. در ایران، این تأثیرات به وضوح دررشته‌های مختلف ورزشی، به ویژه فوتبال، مشاهده می‌شود. سیاسی‌کاری در ورزش نه تنها بر عملکرد تیم‌ها و ورزشکاران تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواندمنجر به بروز چالش‌های اجتماعی و فرهنگی نیز شود. 

پیش از بهمن 1357، ورزش در ایران بیشتر به عنوان یک فعالیت تفریحی وفرهنگی مورد توجه قرار می‌گرفت. با این حال، در این دوران نیز برخی از رشته‌های ورزشی مانند فوتبال و کشتی تحت تأثیر سیاست‌های دولتی و نظامی قرار داشتند. حتی بر اساس برخی از اسناد، پرویز قلیچ‌خانی، بازیکن وقت تیم ملی فوتبال، به دلیل داشتن عقاید چپ‌گرایانه، توسط ساواک بازداشت و توبیخ شده بود.

پس از بهمن 57، سیاست‌گذاری‌ها در زمینه ورزش به شدت تغییر کرد. جمهوری اسلامی با هدف ترویج ارزش‌های اسلامی و انقلابی، تلاش کرد تا ورزش را به ابزاری برای تبلیغ ایدئولوژی خود تبدیل کند. این روند به ویژه دررشته فوتبال که محبوب‌ترین ورزش در کشور است، به وضوح دیده می‌شود.

نمونه‌های بارز سیاسی‌کاری در ورزش ایران

یکی از بارزترین مصادیق سیاسی‌کاری در ورزش ایران، عدم رویارویی تیم‌های و نمایندگان ایرانی با نمایندگان اسرائیل است. این تصمیم نه تنها به محرومیت‌های بین‌المللی برای ورزش ایران منجر شده، بلکه موجب کاهش فرصت‌های رقابتی و آسیب به جایگاه ورزش ایران در سطح جهانی شده است. تیم‌های ملی در رشته‌های مختلف به دلیل این سیاست‌ها، از حضور درمسابقات معتبر بین‌المللی محروم شده و این موضوع باعث نارضایتی گسترده‌ای در میان هواداران و کارشناسان و به ویژه ورزشکاران شده است.

جلوگیری از صعود ایران به جام جهانی

دخالت سیاسیون در ورزش، تنها محدود به عدم رویارویی نمایندگان ایران با اسرائیل نمی‌شود و در سال‌های اخیر، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد دخالت‌های سیاسی در نتایج مسابقات فوتبال ایران افزایش یافته است. به عنوان مثال، بهروز رهبری‌فرد، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران، به تازگی فاش کرده است که پیش از مسابقه تیم‌های ملی ایران و بحرین که منجر به شکست سه بر صفر ایران و عدم صعود به جام جهانی شد، اتفاقاتی عجیب در اردوی تیم ملی رقم خورده است.

وی می‌گوید: در شبی که تیم ملی پیش از دیدار با بحرین به سر می‌برد،شرایط اردو با روال معمول کاملا متفاوت بود. در بازی پیشین، ما طبق مقررات همیشگی رأس ساعت 10 شب باید خواب بودیم، اما در این مسابقه که مهم‌ترین و حساس‌ترین دیدار مرحله مقدماتی بود به‌گونه‌ای که حتی نتیجه مساوی نیز ما را راهی جام جهانی می‌کرد، رفتارهایی مشاهده شد که با اصول شناخته‌شده مربی تیم، میروسلاو بلاژویچ، همخوانی نداشت. بلاژویچ همواره مربی‌ای منضبط و بسیار سختگیر بود، اما شب مسابقه با بحرین هنگام صرف شام اعلام کرد که بازیکنان می‌توانند تا ساعت دو نیمه‌شب بیرون از اردو باشند؛ آن هم با لحنی آمیخته با عصبانیت، نه به شکل یک اجازه‌ی دوستانه. این رفتار برای همه ما عجیب بود و به‌نظر می‌رسید چیزی به او «دیکته» شده باشد. تا آن لحظه تصور ما این بود که او بیش از حد به پیروزی ایران اطمینان دارد، زیرا بحرین در آن دوره تیم قدرتمندی محسوب نمی‌شد. اما پس از پایان بازی، متوجه شدیم که ظاهرا قرار نبوده تیم ایران این مسابقه را ببرد.”

این ملی‌پوش سابق گفته است: “بر اساس آن‌چه بعدا در تیم مطرح شد،پیام‌هایی از داخل کشور به بلاژویچ رسیده بود مبنی بر این‌که «بهتر استاین بازی برده نشود»؛ درواقع مسئله ماهیتی سیاسی داشته است. در آن دوران، به‌خصوص پس از پیروزی‌های تیم ملی، تجمع‌های مردمی در برخی نقاط، از جمله میدان نور شکل می‌گرفت و کنترل جمعیت برای نیروهای انتظامی سخت می‌شد. به همین دلیل، چنین پیغامی به کادر فنی رسیده بودکه پیروزی در این بازی مطلوب نیست.”

این اظهارات به وضوح نشان‌دهنده دخالت‌های سیاسی در ورزش و تلاش برای کنترل نتایج مسابقات به نفع اهداف سیاسی و امنیتی خاص است.

البته دخالت در نتیجه مسابقات فوتبال از سوی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی، محدود به این مسابقه نمی‌شود و چندین دیدار استقلال و پرسپولیس با همین ابهام و اتهامات روبرو است.

به عنوان نمونه، در دوم مهرماه 1378، دو تیم استقلال و پرسپولیس در مقابل هم صف‌آرایی کردند و در همان نیمه نخست، دو بازیکن پرسپولیس از زمین اخراج شدند.

این مسابقه در حالی که تیم پرسپولیس تمام نیمه دوم را 9 نفره بازی کرده بود، با تساوی بدون گل خاتمه یافت.

اما 13 سال بعد، برخی از بازیکنانی که آن زمان برای استقلال به میدان رفته بودند، از جمله علی لطیفی و علیرضا نیکبخت واحدی، فاش کردند که در بین دو نیمه، چند نفر لباس شخصی و همچین سعید فائقی، معاون وقت سازمان تربیت بدنی به رختکن استقلال رفته و به مدیران و مربیان و بازیکنان استقلال تکلیف کردند که مسابقه باید با تساوی به پایان برسد.

علی لیطفی که به این مسابقه لقب سیاسی‌ترین دربی تاریخ را داده است، درباره لحظات حساس بین دو نیمه می ‌گوید: “من خودم بازیکن استقلال بودم و هرگز چنین جوی در رختکن ندیدم! سرمربی تیم ما سوکوموروخوف که آدم بسیار خوبی هم بود، اصلا نتوانست بین دو نیمه با بازیکنان استقلال حرف بزند. چند نفر به رختکن ما آمدند و حرف‌هایی به جواد زرینچه زده شد که کاپیتان تیم ما برافروخته و عصبی شده و فقط فحش می‌داد!”

علیرضا نیکبخت ‌واحدی هم تاکید کرده است که “در آن روز از بیرون زمین به ما گفتند که بازی باید مساوی به پایان برسد”

بعدها تعدادی دیگری از بازیکنان و مربیان استقلال که در این مسابقه حضور داشتند، حرف‌های این دو را تایید کرده و حتی گفتند که در چند مسابقه دیگر نیز همین رویه تکرار شده است. به همین دلیل بود که ناگهان مردم به یاد آوردند که طی چند مسابقه پیاپی که چندین سال به طول انجامید، دیدارهای استقلال و پرسپولیس با یک نتیجه مشابه به پایان می‌رسید و در پایان هر مسابقه، تابلوی ورزشگاه عدد تساوی 1 بر 1 را نشان می‌داد.

ترس از حضور جوانان در ورزشگاه‌ها

به طور قطع نیروهای امنیتی که تلاش کردند دیدار استقلال و پرسپولیس در آن سال با نتیجه تساوی به پایان برسد، از واکنش جمعیت صد هزار نفری حاضر در ورزشگاه ترسیده بودند. همین ترس هم موجب شده که طی سال‌های اخیر، با ترفندهای مختلف، مسئولان امنیتی، مانع از برگزاری دیدارهایی با حضور چند ده هزار نفر شوند.

شاید به همین خاطر است که مهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران درباره عدم آماده‌سازی ورزشگاه آزادی پس از چند سال گفته است: “ازقصد ساخت استادیوم آزادی را به تأخیر انداخته‌اند تا پنجاه هزار نفر نتوانندهم‌زمان در یک ورزشگاه جمع شوند.”

مانع تراشی برای فعالیت سیاسی ورزشکاران

در دوره‌ای، جمهوری اسلامی برای رونق فضای راکد انتخابات، تلاش کرد تا از محبوبیت ورزشکاران برای کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای استفاده کند. به همین دلیل در ستاد انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری و مجلس، همواره چند ورزشکار شاخص هم حضور داشتند و از نامزدی حمایت می‌کردند.

این استفاده ابزاری حتی به آنجا کشیده شد که برخی از ورزشکاران، بدون هیچ سابقه اجرایی و مدیریتی و حتی تحصیلات مرتبط دانشگاهی، با حمایت نهادهای حاکمیتی، به عنوان نامزد انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا معرفی و به این نهاد مهم پای گذاشتند. از آن جمله می‌توان به علیرضا دبیر، هادی ساعی، بهنام محمودی و حتی عباس جدیدی اشاره کرد.

اما استفاده از چهره‌های ورزشی برای اهداف سیاسی، مانند چاقوی دو لبه عمل کرد و چند سال بعد، جمهوری اسلامی به شدت با ورزشکارانی که حالا فقط نمی‌خواستند ابزار تبلیغاتی باشند و به دنبال بیان دیدگاه‌های سیاسی خود بودند، برخورد کرد.

اگر نوید افکاری، قهرمان کشتی را که به دلیل شرکت در اعتراضات خیابانی محکوم و اعدام شد را در این فهرست قرار ندهیم، اما نمی‌توانیم از حذف ناگهانی وریا غفوری و فرهاد مجیدی و جواد نکونام به دلیل مواضع سیاسی و یا حتی مرحوم صابر کاظمی، بازیکن اسبق تیم ملی والیبال به راحتی عبور کنیم. 

حذف ورزشکارانی که دیدگاه‌های سیاسی منتقد جمهوری اسلامی دارند، البته محدود به این افراد نیست و از زمان حذف ناصر حجازی تا همین روزها که علی دایی، شناسنامه فوتبال ایران، از حضور در مستعطیل سبز محروم است، ادامه دارد.

علی دایی در زمینه ثبت نخستین‌ها، رکوردهای بی‌نظیری دارد، او نخستین ایرانی بود که به عنوان آقای گلی جهان رسید و همچنین او نخستین سرمربی تیم ملی فوتبال بود که اجازه حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت به رختکن تیم ملی را نداد!

مدیران جمهوری اسلامی حتی در دوره‌ای مانع از هرگونه اظهار نظر سیاسی ورزشکاران هم شده‌اند، به عنوان نمونه علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی، تمام اعضای تیم ملی را از اظهار نظر سیاسی منع کرده و حتی گفته است که حرف سیاسی زدن از سوی یک عضو تیم ملی کشتی شرعا مجاز نیست!

سیاسی شدن ورزش چه تاثیراتی به همراه دارد؟

کاهش اعتماد عمومی

یکی از مهم‌ترین تأثیرات سیاسی‌کاری در ورزش، کاهش اعتماد عمومی به نهادهای ورزشی است. وقتی مردم متوجه می‌شوند که نتایج مسابقات تحت تأثیر سیاست‌ها قرار دارد، اعتماد خود را به این نهادها از دست می‌دهند. این موضوع می‌تواند منجر به کاهش مشارکت مردم در فعالیت‌های ورزشی وحتی تماشای مسابقات شود.

ایجاد شکاف اجتماعی

سیاسی‌کاری در ورزش همچنین می‌تواند موجب ایجاد شکاف اجتماعی بین حکومت و مردم شود.

وقتی حکومت تلاش می‌کند تا ورزش را به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل کند، مردم احساس می‌کنند که آزادی‌هایشان محدودشده است. این موضوع می‌تواند منجر به بروز نارضایتی‌های اجتماعی وحتی اعتراضات عمومی شود.

تأثیر بر هویت ملی

ورزش به عنوان یک عامل مهم در شکل‌گیری هویت ملی شناخته می‌شود. اماوقتی سیاست‌ها بر نتایج ورزشی تأثیر می‌گذارند، این هویت تحت تأثیر قرارمی‌گیرد. مردم ممکن است احساس کنند که موفقیت‌های ورزشی آنها تحت الشعاع سیاست‌ها قرار گرفته و این موضوع می‌تواند منجر به کاهشاحساس تعلق به کشور شود. همانطور که در آخرین جام جهانی فوتبال، برخی از شکست تیم ملی خوشحال شده و می‌گفتند که “تیم ملی جمهوری اسلامی” شکست خورد.

چه باید کرد؟

جداسازی سیاست از ورزش

برای کاهش تأثیرات منفی سیاسی‌کاری بر ورزش، ضروری است که سیاست‌ها از ورزش جدا شوند. این جداسازی می‌تواند شامل ایجادنهادهای مستقل ورزشی باشد که تحت تأثیر دولت قرار نگیرند.

ترویج فرهنگ شفافیت

ترویج فرهنگ شفافیت در نهادهای ورزشی می‌تواند به افزایش اعتماد عمومی کمک کند. مردم باید مطلع شوند که نتایج مسابقات بر اساس عملکرد واقعی تیم‌ها و ورزشکاران تعیین می‌شود نه بر اساس فشارهای سیاسی.

حمایت از ورزشکاران

حمایت از ورزشکاران و ایجاد فضایی امن برای بیان نظرات آنها می‌تواند به کاهش فشارهای اجتماعی کمک کند. این حمایت باید شامل ایجاد امکانات مناسب برای تمرین و رقابت نیز باشد.

در نهایت، سیاسی‌کاری در ورزش ایران نه تنها موجب بروز چالش‌های ورزشی و اجتماعی شده بلکه تأثیرات عمیقی بر هویت ملی و اعتماد عمومی نیز گذاشته است. برای مقابله با این چالش‌ها، ضروری است که سیاست‌ ازورزش جدا شوند و فضایی شفاف و مستقل برای فعالیت‌های ورزشی ایجادگردد. تنها در این صورت است که می‌توان امیدوار بود که ورزش ایران بتواند به جایگاه واقعی خود دست یابد و نقش مؤثری در تقویت هویت ملی واجتماعی ایفا کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن