اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در روز ۳۰ اردیبهشت، نمایندگان کنست با ۱۱۰ رأی موافق در برابر صفر رأی مخالف، بررسی اولیه لایحه انحلال پارلمان را تصویب کردند. این لایحه مورد حمایت دولت نتانیاهو است و در صورت نهایی شدن، میتواند به برگزاری انتخابات زودهنگام منجر شود. این تحول در حالی رخ میدهد که اسرائیل هنوز از آثار جنگ ۴۰ روزه با جمهوری اسلامی خارج نشده و آتشبس شکنندهای بر منطقه حاکم است.
این رویداد نه تنها آینهای از بحرانهای داخلی اسرائیل است، بلکه میتواند بر معادلات امنیتی جمهوری اسلامی و احتمال شعلهور شدن دوباره درگیریها تأثیرگذار باشد.این رأیگیری یکدست، بیشتر از آنکه نشاندهنده اجماع واقعی باشد، بازتابی از فشارهای داخلی و محاسبات سیاسی است. احزاب حریدی که از عدم تصویب قانون معافیت سربازی خشمگین بودند، نتانیاهو را به چالش کشیدند.
ائتلاف حاکم برای کنترل زمانبندی انتخابات، خود پیشقدم شد تا مخالفان نتوانند جدول زمانی را به نفع خود تغییر دهند. انتخابات باید زودتر از زمان قانونی برگزار شود و این سرعت عمل، حاکی از ضعف ساختاری ائتلاف نتانیاهو پس از سالها تنش داخلی، جنگهای متعدد و هزینههای سنگین اقتصادی-اجتماعی است.
این تحولات اسرائیل را در موقعیتی دوگانه قرار میدهد. نخست، انتخابات زودهنگام میتواند نتانیاهو را در موقعیت ضعف قرار دهد. نظرسنجیها نشان میدهند که حزب لیکود او هرچند در صدر است، اما تشکیل دولت جدید با متحدان سنتی دشوار خواهد بود.
چهرههایی مانند بنی گانتز، یائیر لاپید یا حتی بازگشت نفتالی بنت، میتوانند ائتلافهای میانهروتری بسازند که بر بازسازی داخلی، کاهش تنشهای اجتماعی و شاید واقعبینی بیشتر در سیاست خارجی تمرکز کنند.
چنین تغییری برای جمهوری اسلامی میتواند فرصتی کوتاهمدت باشد؛ دولتی که بر ترمیم خسارات جنگ ۴۰ روزه متمرکز شود، ممکن است در کوتاهمدت از ماجراجوییهای جدید پرهیز کند.
اما پیش بینی چنین رویکردی سادهانگارانه است. تاریخ نشان داده که اسرائیل در دوران انتقال قدرت یا ضعف داخلی، اغلب با عملیات خارجی یا تشدید تنش، انسجام داخلی ایجاد میکند.
جنگ ۴۰ روزه که با حملات گسترده به تأسیسات نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی همراه بود و به آتشبس مشروط در فروردین ۱۴۰۵ منجر شد، هنوز زخمهای عمیقی بر جای گذاشته است.
تنگه هرمز برای مدتی بسته مانده، پایگاههای آمریکایی هدف قرار گرفتند و اقتصاد اسرائیل هم ضربه دید. با این حال، ارتش اسرائیل هنوز قابلیت بازسازی سریع دارد و لابی قدرتمند آن در واشنگتن، هر دولتی را ملزم به حفظ برتری نظامی میکند.در میانه آتشبس شکننده میان تهران و واشنگتن، انتخابات زودهنگام اسرائیل چند سناریو محتمل برای جمهوری اسلامی ایجاد میکند.
سناریوی نخست: پیروزی بلوک راست افراطی
در این حالت، فشار بر جبهه شمالی لبنان و جنوبی غزه و احتمال حمله پیشدستانه به تأسیسات باقیمانده جمهوری اسلامی افزایش مییابد. نتانیاهو که همواره خود را قهرمان امنیت معرفی کرده، برای مشروعیت دوباره ممکن است به وجود «تهدید دوباره جمهوری اسلامی» تکیه کند. آتشبس فعلی، که بیشتر یک تنفس کوتاه است تا صلح پایدار، به راحتی با بهانههایی مانند فعالیتهای هستهای یا حمایت از محور مقاومت نقض خواهد شد.
سناریوی دوم: پیروزی میانهروها
این گروهها ممکن است بر دیپلماسی با آمریکا و عربستان تمرکز کنند و خواستار کاهش تعهدات نظامی شوند. اما حتی در این حالت، سیاست کلی اسرائیل نسبت به جمهوری اسلامی به عنوان «تهدید وجودی» تغییر اساسی نمیکند.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی و حمایت از تروریستهای نیابتی، خط قرمزهای ثابتی هستند که هر دولت اسرائیلی را به اقدام وادار میکند. علاوه بر این، جنگ ۴۰ روزه نشان داد که هماهنگی راهبردی آمریکا-اسرائیل حتی در دولتهای متفاوت، ادامه دارد.این تحولات بیش از هر چیز ضعف مشروعیت رژیم تهران را برجسته میکند. جمهوری اسلامی در جنگ اخیر، هزینههای سنگینی پرداخت کرد: خسارات اقتصادی، کشته شدن رهبر و فرماندهان ارشد نظامی و افشای محدودیتهای نظامی.
آتشبس شکننده نه به دلیل قدرت تهران، بلکه به واسطه ملاحظات بینالمللی و فشارهای داخلی اسرائیل و آمریکا برقرار شده است. حالا با انتخابات زودهنگام، تهران باید آماده سناریوی بدترین حالت باشد: یک اسرائیل که برای جبران زمان از دست رفته، به دنبال ضربه بعدی است.
تحلیلهای واقعبینانه نشان میدهد که انتخابات اسرائیل، ثبات منطقه را افزایش نخواهد داد. اسرائیل درگیر بحرانهای داخلی عمیق (شکاف اجتماعی، مسائل حریدی، اقتصاد جنگزده) است، اما ماشین نظامی آن همچنان فعال و تهاجمی باقی مانده. برای جمهوری اسلامی، این دوره نیازمند احتیاط راهبردی است: تقویت دفاع داخلی، تنوعبخشی به اقتصاد و اجتناب از تحریکات غیرضروری.
در نهایت، رأی ۱۱۰ به صفر کنست، بیش از آنکه پیروزی باشد، نشانهای از بیثباتی مزمن اسرائیل است. اما بیثباتی در اسرائیل لزوماً به نفع ایران تمام نمیشود؛ اغلب به قیمت تشدید ماجراجوییهای خارجی تمام شده است. آتشبس شکننده امروز، فردا ممکن است با یک تصمیم انتخاباتی در تلآویو به پایان برسد. زمان آن رسیده که نیروهای واقعبین در ایران، این واقعیت را به رسمیت بشناسند و سیاستهایی اتخاذ کنند که امنیت مردم و کشور را بر ایدئولوژیهای فرسوده اولویت دهند.