خانه بین الملل شکاف در میان تندروها، منافع گروهی در در برابر مصلحت کشور

هموطن شکاف میان حامیان جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند:

شکاف در میان تندروها، منافع گروهی در در برابر مصلحت کشور


اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در حالی که جمهوری اسلامی پس از هفته‌ها تنش نظامی و دیپلماتیک با ایالات متحده، به سمت پذیرش یک توافق احتمالیحرکت می‌کند، نشانه‌های عمیقی از شکاف درونی میان حامیان وارکان این نظام آشکار شده است.
اختلافات میان جریان‌های تندرو به سطح خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی کشیده شده و نشان می‌دهد که حتی در لحظات حساس بقا، وحدت ادعایی حامیان نظام در حال فرسایش است.
این رخدادها نه تنها بازتابی از فشارهای خارجی و داخلی است،بلکه حاکی از آن است که ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی، بیش از پیش با چالش‌های ایدئولوژیک و عملی مواجه شده است.

تندروها و خط قرمز خون علی خامنه‌ای

یکی از برجسته‌ترین نشانه‌های این شکاف، موضع‌گیری جلیل محبی، دبیر پیشین ستاد امر به معروف و از چهره‌های تندرو نزدیک به برخی محافل اصولگرا، در شبکه اجتماعی ایکس بوده است. محبی صراحتاً اعلام کرده که حتی اگر مجتبی خامنه‌ای، به عنوان رهبر جدید، توافق تهران – واشنگتن را بپذیرد، جریان تندرو آن راقبول نخواهد کرد.
این اظهارنظر، که در روزهای اخیر بازتاب گسترده‌ای یافته، فراتر از یک مخالفت شخصی است و عمق نارضایتی بخش‌هایی از بدنه ایدئولوژیک نظام از هرگونه عقب‌نشینی دیپلماتیک را نشان می‌دهد.
در روزهای گذشته، به ویژه از اوایل هفته جاری، گزارش‌هایی ازدرگیری‌های پراکنده در تهران و برخی شهرها مانند تهران میان تندروهای حامی نظام و نیروهای فراجا منتشر شده است.
معترضان تندرو با شعارهایی مانند «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» به مذاکره‌کنندگان و چهره‌هایی چون محمدباقرقالیباف و عباس عراقچی حمله کرده و آنها را به «فروش خون شهدا» متهم کرده‌اند.
این شعارها، که ریشه در روایت‌های رسمی سال‌های گذشته دارد،اکنون علیه خود ارکان نظام به کار گرفته می‌شود. چنین درگیری‌هایی، که پیشتر عمدتاً علیه معترضان مردمی رخ می‌داد،اکنون حاکی از چرخش فشار به درون است و نشان‌دهنده آن است که تندروها حاضر نیستند هزینه‌های ایدئولوژیک توافق را بپذیرند.
این تنش‌ها در بستر تحولات یک هفته اخیر تشدید شده است. پساز حملات محدود و آتش‌بس‌های شکننده، زمزمه‌های توافق شامل آزادسازی بخشی از دارایی‌ها و گشایش‌هایی در تنگه هرمز، به سرعت به محافل سیاسی کشیده شد.
تندروها، که سال‌ها بر مقاومت و رد هرگونه مصالحه با «شیطان بزرگ» تأکید داشته‌اند، اکنون خود را در موقعیتی می‌بینند که یا باید با واقعیت‌های میدانی کنار بیایند یا در برابر تصمیمات بالاتر مقاومت کنند. این مقاومت، بیش از آنکه صرفاً سیاسی باشد،ریشه در ساختار اقتصادی و نفوذی دارد که از ادامه تنش‌ها ارتزاق می‌کند.

آشتی ملی یا مدیریت شکاف؟

در مقابل این مواضع تند، واکنش‌هایی از سوی چهره‌های میانه‌روتر درون نظام شنیده می‌شود. علی دارابی، عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، در اظهارنظری قابل توجه تأکید کرده که زمان«جمع کردن تجمعات خیابانی»، باز کردن فضای سیاسی و حرکتبه سمت آشتی ملی فرا رسیده است. این موضع، که در ظاهردعوت به آرامش است، در واقع اذعان ضمنی به عمق شکاف موجوداست. جمعیت ایثارگران، به عنوان یکی از تشکل‌های اصولگرا باسابقه، معمولاً در خط مقدم دفاع از نظام قرار داشته، اما اکنون به ضرورت تغییر لحن سخن می‌گوید.
این اختلافات در یک هفته اخیر، به ویژه پس از گزارش‌های رسانه‌ای درباره نقش مجتبی خامنه‌ای در نظارت بر مذاکرات و تأیید خطوط قرمز او، بیشتر برجسته شده است.
از یک سو، تلاش‌هایی برای نشان دادن انسجام تصمیم‌گیری درسطح رهبری دیده می‌شود و از سوی دیگر، مقاومت تندروها درخیابان و فضای مجازی، این انسجام را به چالش می‌کشد. درگیری‌های پراکنده در دروازه شمیران تهران و تجمعات اعتراضیدر مشهد، تنها نمونه‌هایی از این تنش هستند که می‌تواند درصورت ادامه توافق، گسترش یابد.
از منظر تحلیلی، این شکاف ریشه در دو رویکرد متفاوت به بقاینظام دارد. تندروها، که عمدتاً بر پایه گفتمان انقلابی و ضدآمریکایی شکل گرفته‌اند، هر توافق را تسلیم و خیانت می‌دانند. در مقابل، جریان‌های عمل‌گرا، با توجه به فشارهای اقتصادی،نظامی و بین‌المللی پس از درگیری‌های اخیر، مصلحت را در پذیرش محدود توافق می‌بینند.
این دوگانگی، که پیشتر نیز در مقاطعی مانند برجام بروز کرده بود،اکنون عمیق‌تر شده زیرا در غیاب یک رهبری کاریزماتیک پیشین،مدیریت آن دشوارتر است.

آینده‌ای پر از تردید برای حامیان نظام

شکاف میان حامیان جمهوری اسلامی، که در روزهای اخیر به وضوح آشکار شده، بیش از یک اختلاف نظر تاکتیکی است. این پدیده نشان‌دهنده فرسایش پایه‌های ایدئولوژیک نظام پس از دهه‌هاتنش و ناکارآمدی است. تندروها با مقاومت ادعایی خود، نه تنها توافق احتمالی را تهدید می‌کنند، بلکه ثبات درونی را نیز به خطرمی‌اندازند.

در حالی که علی دارابی از آشتی ملی سخن می‌گوید، واقعیت خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی حاکی از آن است که وحدت ادعایی حامیان نظام، بیش از همیشه شکننده شده است.
در یک هفته اخیر، از حملات پراکنده تا زمزمه‌های توافق وموضع‌گیری‌های علنی، جمهوری اسلامی بیش از همیشه درگیرمدیریت بحران داخلی است. این شکاف‌ها، اگرچه ممکن است درکوتاه‌مدت با ابزارهای سرکوب و مدیریت رسانه‌ای مهار شوند، امادر بلندمدت، حاکی از چالش‌های ساختاری عمیق‌تری هستند که می‌توانند پایه‌های مشروعیت داخلی نظام را بیشتر تضعیف کنند. مخالفان جمهوری اسلامی، که سال‌ها شاهد این درونیات بوده‌اند،اکنون شاهد آن هستند که حتی حامیان سرسخت نیز در برابر واقعیت‌های تغییرناپذیر جهان و جامعه ایران، به دوگانگی دچارشده‌اند. آینده این شکاف، نه تنها سرنوشت یک توافق را تعیین خواهد کرد، بلکه ممکن است الگویی برای تحولات آتی درون نظام باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن