اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: کمتر از یک هفته به پایان رسمی آتشبس دو هفتهای میان ایالات متحده و ایران باقی مانده است. توافقی که با میانجیگری پاکستان و تحت فشار تهدیدهای مستقیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۱۹ فروردین شکل گرفت و قرار بود با بازگشایی فوری تنگه هرمز و توقف حملات متقابل، فرصتی برای مذاکرات نهایی ایجاد کند. اما تحولات چند روز اخیر – از آغاز آتشبس ۱۰ روزه اسرائیل و لبنان در ۲۸ فروردین گرفته تا گزارشهای متعدد از ناکامی دور اخیر گفتوگوهای اسلامآباد و اظهارات محتاطانه مقامات تهران و واشنگتن – نشان میدهد که این آتشبس نه تنها شکننده است، بلکه به نقطهای رسیده که تصمیمگیری برای «تمدید» یا «بازگشت به درگیری» میتواند سرنوشت منطقه را برای ماههای آینده تعیین کند.
در روزهای اخیر، نشانههای مثبتی از پایداری نسبی آتشبس به چشم میخورد. مقامات ایرانی تأیید کردهاند که تنگه هرمز طبق توافق بازگشایی شده و صادرات نفت به جریان افتاده است. همزمان، ارتش اسرائیل پس از فشارهای واشنگتن، حملات هوایی گسترده به جنوب لبنان را متوقف کرده و آتشبس ۱۰ روزه با دولت لبنان (هرچند حزبالله به طور رسمی بخشی از آن نیست) از شامگاه ۲۸ فروردین اجرایی شده است. ساکنان جنوب لبنان که بیش از یک ماه و نیم زیر بمباران بودند، با احتیاط به ویرانههای خانههایشان بازگشتهاند و گزارشهای اولیه از آرامش نسبی در جبهه شمالی اسرائیل حکایت دارد.
ترامپ نیز در پیامهای اخیر خود از «پیشرفت تاریخی» سخن گفته و حتی به احتمال توافق دائمی اشاره کرده است. با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که این آرامش، بیشتر شبیه «وقفه تاکتیکی» است تا صلح واقعی. عوامل متعددی احتمال حمله دوباره آمریکا و اسرائیل پس از پایان آتشبس در ۲ اردیبهشت را افزایش میدهد.
نخست، موضع اسرائیل بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از همان ابتدا تأکید کرده که آتشبس دو هفتهای شامل جبهه لبنان نمیشود و تلآویو حق دفاع از خود در برابر هرگونه فعالیت حزبالله را حفظ کرده است. گزارشهای میدانی از حضور گسترده نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان و عدم خروج آنها حتی پس از آتشبس، نشاندهنده این است که اسرائیل همچنان لبنان را «تهدید وجودی» میبیند. دوم، مسئله هستهای و زیرساختهای ایران هرچند جزئیات دقیق حملات جنگ 40 روزه هنوز محرمانه است، اما منابع آمریکایی اذعان کردهاند که هدف اصلی، تضعیف ظرفیتهای موشکی و هستهای تهران بوده و واشنگتن معتقد است بدون تضمینهای محکم، ایران ممکن است برنامه خود را احیا کند. سوم، فشارهای داخلی در آمریکا و اسرائیل دولت ترامپ که بر «صلح از طریق قدرت» تأکید دارد، نمیخواهد ضعف نشان دهد. از سوی دیگر نظرسنجیهای اخیر در اسرائیل حاکی از مخالفت اکثریت با ادامه آتشبس بدون عقبنشینی کامل ایران است.
با وجود این، شواهد قویتری وجود دارد که احتمال تمدید آتشبس را به مراتب بالاتر از بازگشت به جنگ قرار میدهد. نخست، خستگی طرفین جنگ ۱۲ روزه اولیه و سپس درگیریهای گسترده اسفند و فروردین، هزینههای سنگینی بر دوش همه گذاشته است. هزاران کشته در لبنان، اختلال در صادرات نفت تنگه هرمز، و فشار بر اقتصاد جهانی از طریق نوسانات قیمت انرژی. دوم، نقش میانجیگران پاکستان نه تنها میزبان دور جدید مذاکرات بوده، بلکه گزارشها از تلاشهای فشرده برای تمدید حداقل دو هفتهای دیگر حکایت دارد تا زمان برای «توافق موقت ۶۰ روزه» فراهم شود. منابع رسانهای و دیپلماتیک غربی نیز از بررسی گزینه تمدید توسط واشنگتن و تهران خبر دادهاند.
سوم، تغییر توازن منطقهای تحلیلگران تأکید کردهاند که ایالات متحده و اسرائیل «به دو آتشبس مجبور شدهاند» و این نشاندهنده آن است که جمهوری اسلامی با وجود آسیبها، همچنان اهرمهای قدرتمندی مانند تروریستهای حزبالله، تروریستهای یمنی و تنگه هرمز در اختیار دارد. چهارم، موضع جمهوری اسلامی تهران آتشبس را «موقت» خوانده، اما بر لزوم پوشش لبنان اصرار دارد و در عین حال از آمادگی برای مذاکره مستقیم سخن میگوید؛ نشانهای از تمایل به خرید زمان بدون تسلیم کامل. با تمام این اوصاف نمیتوان این وضعیت را سیاهوسفید دید. آتشبس فعلی، هرچند شکننده، دستاورد مهمی است؛ جلوگیری از جنگ تمامعیار که میتوانست بهای انسانی و اقتصادی وحشتناکی داشته باشد.
اما چالشهای ساختاری باقی ماندهاند. «عدم اعتماد عمیق میان طرفین»، «نقش بازیگران نیابتی»، و «رقابت بر سر نفوذ منطقهای.» اگر تمدید آتشبس رخ دهد – که احتمال آن را با توجه به اظهارات ترامپ و فشارهای اقتصادی، را میتوان زیاد ارزیابی کرد – فرصتی برای دیپلماسی واقعی ایجاد میشود. اما اگر مذاکرات اسلامآباد به بنبست برسد و اسرائیل احساس کند حزبالله در حال بازسازی است، احتمال حمله محدود یا گسترده دوباره (بهویژه در لبنان) به سرعت افزایش خواهد یافت. به هر حال، این روزها روزهای سخت و نفسگیری است. منطقه در آستانه انتخاب میان «تمدید آتشبس و مذاکره» یا «بازگشت به شمشیر» قرار دارد. تاریخ نشان داده که آتشبسهای موقت بدون تضمینهای سیاسی، اغلب به جنگهای طولانیتر منجر شدهاند. اکنون، عقلانیت استراتژیک و فشار افکار عمومی جهانی ایجاب میکند که طرفین زمان بیشتری بخرند. آینده خاورمیانه – و شاید جهان – به این بستگی دارد که آیا واشنگتن و تلآویو شمشیر را دوباره از رو ببندند و یا جمهوری اسلامی تسلیم کامل را میپذیرد و منطقه برای مدتی روی آرامش به خود میگیرد.