خانه بین الملل بررسی شکاف در ساختار قدرت ایران هم‌زمان با تهدیدهای ترامپ و بن‌بست مذاکرات اسلام‌آباد؛ تنگه هرمز؛ گروگان «میدان‌داران تندرو» یا ابزار «دیپلماسی»؟

بررسی شکاف در ساختار قدرت ایران هم‌زمان با تهدیدهای ترامپ و بن‌بست مذاکرات اسلام‌آباد؛ تنگه هرمز؛ گروگان «میدان‌داران تندرو» یا ابزار «دیپلماسی»؟

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم: در حالی که جهان با اعلام خبر آتش‌بس در لبنان نفس راحتی کشید، جغرافیای تنش به سرعت از سواحل مدیترانه به آب‌های خلیج فارس تغییر مکان داد. جرقه این بحران جدید زمانی زده شد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پیامی غیرمنتظره اعلام کرد که با برقراری آتش‌بس در لبنان، تنگه هرمز به‌طور کامل برای تردد تمامی کشتی‌های تجاری آزاد خواهد بود. این موضع‌گیری که با استقبال و حتی تشکر رسمی دونالد ترامپ همراه شد، گویی نویدبخش فصلی نو در کاهش تنش‌های منطقه‌ای بود. اما این ماه عسل دیپلماتیک کمتر از چند ساعت دوام آورد. ورود محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، به صحنه و انتشار توئیتی تند و صریح، تمام معادلات را برهم زد. قالیباف با رد ادعاهای ترامپ، تاکید کرد که تا زمانی که محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده ادامه داشته باشد، تنگه هرمز باز نخواهد ماند.

این تناقض آشکار میان دستگاه دیپلماسی و ریاست قوه مقننه، نه تنها بازارهای جهانی انرژی را در شوک فرو برد، بلکه پرده از یک شکاف عمیق و جدی در لایه‌های بالایی حاکمیت ایران پس از دوران علی خامنه‌ای برداشت. واقعیت‌های میدانی به سرعت بر ادعاهای دیپلماتیک غلبه کردند. گزارش‌های دریافتی از منابع نیروی دریایی و ردیاب‌های نفتکش نشان داد که دست‌کم دو کشتی تجاری، از جمله یک نفتکش عظیم با پرچم هند که حامل دو میلیون بشکه نفت عراق بود، در هنگام تلاش برای عبور از تنگه هرمز هدف آتش توپخانه قرار گرفته‌اند. این حوادث نشان داد که برخلاف گفته‌های عراقچی، «میدان» فرمان دیگری صادر کرده است. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز با صدور بیانیه‌ای تند، اعلام کرد که به دلیل بدعهدی‌های مکرر آمریکا و ادامه راهزنی دریایی تحت عنوان محاصره، وضعیت تنگه به حالت کنترل شدید نظامی بازگشته است. این بازگشت به وضعیت جنگی، عملاً پیام گشایش عراقچی را به یک تعارف بی‌اثر بدل کرد و نشان داد که در ساختار فعلی قدرت در ایران، حرف نهایی را نه پشت میزهای مذاکره، بلکه در اتاق‌های عملیات نظامی می‌زنند. دوگانگی در تهران؛ جنگ قدرت میان میانه‌روها و تندروها تناقض میان اظهارات عراقچی و قالیباف صرفاً یک ناهماهنگی رسانه‌ای نیست، بلکه نشان‌دهنده یک بحران عمیق در هویت سیاسی جمهوری اسلامی در دوران پساخامنه‌ای است. از یک سو، دولت و دستگاه دیپلماسی به دنبال بهره‌برداری از فرصت آتش‌بس لبنان برای کاهش فشارهای اقتصادی و باز کردن گره‌های کور معیشتی هستند. از سوی دیگر، جناح تندرو به رهبری چهره‌هایی چون محمدباقر قالیباف و با حمایت نهادهای نظامی، معتقدند که هرگونه عقب‌نشینی در تنگه هرمز بدون رفع کامل محاصره دریایی، به معنای تسلیم محض در برابر ترامپ است. قالیباف با صراحت اعلام کرد که «اخبار واقعی را باید از زبان میدان شنید، نه شبکه‌های اجتماعی»، که این خود طعنه‌ای مستقیم به پیام‌های توئیتری وزیر خارجه بود. این شکاف زمانی عمیق‌تر شد که جی‌دی ونس، معاون ترامپ، قالیباف را «رهبر بالفعل ایران» نامید؛ عنوانی که نشان‌دهنده شناخت واشینگتن از مرکز ثقل قدرت واقعی در تهران کنونی است. در این میان، حضور چهره‌های تندرویی مانند محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در کنار تیم مذاکره‌کننده، نشان می‌دهد که حاکمیت برای جلوگیری از هرگونه توافق «ضعیف»، لایه‌های نظارتی سختی را اعمال کرده است. تندروها در مجلس، به رهبری افرادی چون محمود نبویان، با تصویب مصوباتی مبنی بر ممنوعیت عبور کشتی‌های نظامی آمریکا و متحدانش از تنگه هرمز، عملاً دست دیپلمات‌ها را در مذاکرات بسته‌اند. نبویان با فهرستی طولانی از کشورهایی که حق عبور ندارند، از اتحادیه اروپا گرفته تا متحدان منطقه‌ای آمریکا، عملاً تنگه هرمز را به یک بن‌بست جهانی تبدیل کرده است. این وضعیت نشان می‌دهد که ایران در حال حاضر میان دو استراتژی سرگردان است: یکی که به دنبال تعامل برای بقای اقتصادی است و دیگری که بقا را تنها در گروی ایستادگی نظامی و گروگان گرفتن شریان‌های اقتصادی جهان می‌بیند. این تضاد درونی، ایران را در مذاکرات بین‌المللی به یک طرف غیرقابل پیش‌بینی بدل کرده که توافق با آن، تضمینی برای اجرا در میدان ندارد. بن‌بست اسلام‌آباد؛ مذاکره در سایه تهدید و تردید

در حالی که پایتخت پاکستان، اسلام‌آباد، خود را برای میزبانی از دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا آماده می‌کرد، سایه سنگین تنش‌های دریایی بر این نشست سنگینی می‌کند. اگرچه منابع دیپلماتیک از وجود یک «یادداشت تفاهم اولیه» برای تمدید ۶۰ روزه آتش‌بس سخن می‌گویند، اما موضع رسمی تهران همچنان بر انکار و مقاومت استوار است. ایران تاکید کرده است که تا زمانی که آمریکا از زیاده‌خواهی دست برندارد، وارد مذاکرات فرسایشی نخواهد شد. این پیام که از طریق واسطه‌های پاکستانی به واشینگتن منتقل شده، نشان‌دهنده بن‌بست عمیقی است که حتی میانجی‌گری فعال شهباز شریف و عاصم منیر نیز نتوانسته است آن را بشکند.

پاکستان در این میان نقش دشواری را ایفا می‌کند؛ از یک سو به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک میانجی صلح جهانی است و از سوی دیگر با واقعیت‌های تلخ امنیتی در مرزهای خود با افغانستان و هند دست و پنجه نرم می‌کند. دونالد ترامپ با همان سبک همیشگی خود، آمیزه‌ای از تهدید و تمجید را به کار گرفته است. او از یک سو از مقامات پاکستانی بابت تلاش‌هایشان تشکر می‌کند و از سوی دیگر، با لحنی تند هشدار می‌دهد که اگر تا روز چهارشنبه توافقی حاصل نشود، بمباران‌ها از سر گرفته خواهد شد. تهدید ترامپ مبنی بر خارج کردن ذخایر اورانیوم ایران «به هر شکل ممکن»، حتی به قیمت برخوردهای خصمانه، نشان‌دهنده این است که واشینگتن به دنبال یک توافق نهایی و همه‌جانبه است که نه تنها شامل مسائل هسته‌ای، بلکه دربرگیرنده امنیت دریانوردی و نفوذ منطقه‌ای ایران نیز باشد. در مقابل، تیم ایرانی به رهبری قالیباف بر این باور است که ترامپ در حال خریدن زمان برای تجدید قوا در منطقه است و محاصره دریایی کنونی، بخشی از یک نقشه بزرگتر برای به زانو درآوردن اقتصاد ایران بدون شلیک یک گلوله مستقیم است. سفره‌های خالی و معیشت گروگان‌گرفته‌شده در حالی که مقامات در تهران و واشینگتن بر سر جزئیات فنی غنی‌سازی و پروتکل‌های دریانوردی چانه می‌زنند، واقعیت‌های تلخ اقتصادی در داخل ایران به مرحله هشدار رسیده است. گزارش‌های میدانی از جهش ۶۸ درصدی قیمت اقلام غذایی در بازه زمانی کوتاه، نشان‌دهنده فشار خردکننده‌ای است که بر دوش طبقه کارگر و حقوق‌بگیر سنگینی می‌کند. حذف ارز ترجیحی و تورم لجام‌گسیخته در کالاهای اساسی مانند روغن و پروتئین، سبد غذایی مردم را به شدت کوچک کرده است. آمارهای تکان‌دهنده نشان می‌دهند که هزینه‌های خوراکی به تنهایی ۸۵ درصد از حداقل دستمزد یک خانوار را می‌بلعد.

این وضعیت اقتصادی، اهرم فشار بزرگی در دست دولت ترامپ است که با محاصره دریایی و بستن مسیرهای تجاری، به دنبال تحریک نارضایتی‌های داخلی در ایران است. تحلیلگران بر این باورند که جمهوری اسلامی در یک «تله استراتژیک» گرفتار شده است. از یک سو، برای تامین معیشت مردم و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، نیاز مبرم به لغو تحریم‌ها و باز شدن مسیرهای تجاری دارد، و از سوی دیگر، واگذاری امتیاز در حوزه هسته‌ای یا موشکی را به معنای از دست دادن ابزارهای بازدارندگی خود می‌داند. لجبازی بر سر تداوم غنی‌سازی، به تعبیر برخی فعالان سیاسی، کشور را به گروگان یک صنعت پرهزینه درآورده که نه تنها امنیت ایجاد نکرده، بلکه سفره مردم را به میدان جنگ بدل ساخته است. در این میان، تضاد میان شعارهای «دوران سروری» مقامات تندرو و واقعیت قیمت مرغ و روغن در بازار، شکاف میان ملت و حاکمیت را بیش از هر زمان دیگری نمایان کرده است. تمدید آتش‌بس یا بازگشت به نقطه صفر؟

چشم‌انداز روزهای آینده به شدت تیره و تار به نظر می‌رسد. اگرچه احتمال تمدید آتش‌بس به مدت ۶۰ روز دیگر همچنان روی میز است، اما شروط سخت‌گیرانه هر دو طرف، رسیدن به این توافق را به یک معجزه دیپلماتیک مشروط کرده است. ترامپ با شخصیت پیش‌بینی‌ناپذیر خود و نتانیاهو با تحریکات مداوم، به دنبال آن هستند تا از وضعیت فعلی برای تحمیل یک «تسلیم کامل» به ایران استفاده کنند. در مقابل، هسته سخت قدرت در ایران بر این باور است که با بستن تنگه هرمز و تحت تاثیر قرار دادن اقتصاد جهانی، می‌تواند ترامپ را به عقب‌نشینی وادار کند. اما این استراتژی ریسک بزرگی به همراه دارد؛ چرا که هرگونه درگیری مستقیم در تنگه هرمز می‌تواند بهانه‌ای برای آغاز یک جنگ تمام‌عیار باشد که ترامپ بارها تهدید به شروع آن کرده است. آنچه در اسلام‌آباد یا پشت درهای بسته در تهران تصمیم‌گیری شود، سرنوشت منطقه را برای دهه‌های آینده رقم خواهد زد. آیا ایران موفق خواهد شد با استفاده از اهرم تنگه هرمز، محاصره دریایی را بشکند و امتیازات اقتصادی بگیرد، یا اینکه فشارهای خردکننده ترامپ و اختلافات درونی حاکمیت، تهران را به سمت یک توافق تحمیلی یا یک رویارویی نظامی ناخواسته سوق خواهد داد؟ تصاویر راداری که بازگشت نفتکش‌ها به درون خلیج فارس را نشان می‌دهند، نمادی از بن‌بست کنونی هستند؛ کشتی‌هایی که نه راه پیش دارند و نه راه پس. جهان اکنون در انتظار چهارشنبه‌ای است که ترامپ تعیین کرده؛ روزی که مشخص خواهد شد دیپلماسی در اسلام‌آباد جان می‌گیرد یا غرش هواپیماهای جنگی بر فراز خلیج فارس، پایان‌بخش این آتش‌بس لرزان خواهد بود. در این میان، تنها حقیقت مطلق، رنج مردمی است که معیشتشان در میان بازی‌های قدرت و تناقضات بی‌پایان سیاستمداران، هر روز بیش از پیش ذوب می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن