اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی: بیش از یکصد روز از آن پنجشنبه سیاه که اینترنت بینالملل از دسترس خارج و موج سونامیوار قتل عام رعناترین و سروترین جوانان این سرزمین به شکل ناباورانهای سرآغاز گرفت، میگذرد. مدتهاست که از رکورد تاریخی هزار ساعت خاموشی بیوقفه اینترنت در ایران گذشته و گویی، بحث برگزاری یا تعویق انتخابات نمایشی و مبتذلی به مانند انتخابات شوراها با آن دامنه بی حد و حصر نظارت استصوابی برای آقای جمهوری اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است تا حق دسترسی آزاد شهروندان محجور مانده ایران به امکان پیش پا افتاده و بدیهی به مانند اینترنت! جامعه فریز شده ایران، امروز چنان به این مرگ تدریجی و پایان حیات دیجیتال خو گرفته که حتی هنوز از دامنه و تبعات گسترده آن بر زندگی روزمرهاش خبردار نیست.
جامعهای که فرسنگها که بلکم؛ کیلومترها از یک زندگی معمولی فاصله گرفته و با وضعیتی که در آنیم، بیشتر برای بقا در تقلاست تا بهبود کیفیتی که نیست! غبار جنگ چهل روزه-اگر نیمه دومش به زودی و با دامنه عظیمتر آغاز نشود!-کم کم فرونشسته و مردمان این سرزمین تا چشم کار میکند؛ نابودی کسب و کار و معیشت نیمبند خود را ناباورانه به نظاره نشستهاند. به هر گوشه و کنار که نگاهی گذرا بیاندازید، این روزها، یا جوانی از شغل کژدار و مریز خود «تعدیل» شده و یا تغییر وضعیت پیدا کرده است. عدهای، روزمزد شدهاند، برخی با 70 درصد حقوق و کاهش ساعات کاری برای جلوگیری از تعدیل بر سر کار خود حاضرند و سونامی بیکاری در حال درنوردیدن همه عرصه اعیان زندگی آنهاست. استارتاپها، زندگی نباتی را در پیش گرفته و با قطع تقریبا کامل ارتباط خود با آن سوی مرزها در زندانی به وسعت یک سرزمین با هم یک قل، دو قل بازی میکنند و دست آخر، کاسه و کوزه را جمع میکنند؛ میروند خانه! شما اما بگویید؛ انگار نه انگار! نه ککی به تمبان مسئولی در این ملک افتاده و نه حتی دولت، خود را ملتزم به پاسخگویی به جماعت 90 میلیونی مستاصل و مشوش ایران میداند.
آخر سر هم یک کلام میگویند در حدود اختیارات ما نیست و هر وقت به ما اعلام شود؛ اعلام میکنیم و خلص و تمت! هیچ چشماندازی برای پایان این گروگانگیری صد روزه و رهایی گروگانی به نام سفره خلقالله مورد تصور نیست! ایام تعطیلات که چه عرض شود؛ اغمای نوروزی در وضعیت جنگی هم که به تازگی به پایان رسیده و با پایان این تعطیلات و بازگشایی کسب و کارها و بازارها، تازه گویی وارد تعطیلات اصلی شدهایم! عمق فاجعه و منتها الیه این تراژدی تازه با نمایان شدن هرچه بیشتر گستره کسب و کارهای از دست رفته در حال به نمایش گذاردن چهره مبتذل و مشمئزکننده خود است.
ثبت سفارشات و ارسال و فروش کالا از یاد خیلی از مجموعهها رفته و پروسه آن به قفسه خاطرات کوچ کرده است. کسب و کارهای خرده پا به مانند آنلاینشاپها و کاسبیهای جز اینترنتی هم اگر صفحهشان به دلیل نبود دسترسی صاحبین آن به اینترنت بینالملل، غیرفعال نشده باشد، یک گوشه خاک میخورند و مشتریانشان بالکل از دست رفته! از سوی دیگر به هر کوی و برزن و خیابان و میدانی که این روزها سری بزنید، صدای نتراشیده و نخراشیدهای در حال رجزخوانی است و ندای فتحالفتوحاش به هوا بلند است. وضعیت کنونی اینترنتی که اجمالا اشارهای به آن شد اما، روایت دیگری به افکار عمومی عرضه میکند؛ «وضعیت اینترنت، قرار نیست، حالا حالاها به حالت قبل برگردد». امر هشدارناک دیگر اینکه در حال حاضر و در چنین وضعیتی، بیش از پیش شاهد شیوع پدیده اینترنت طبقاتی در میان اقسام و انواع افراد به بهانههای مختلف هستیم. سوای شماری از خبرنگاران و اساتید دانشگاه که امکاناتی اینچنین در عموم جوامع، عموما در اختیار این دسته از افراد قرار میگیرد، افراد نظامی، بسیاری از اعضای بسیج، افرادی از بدنه بروکراتیک مملکت در ادارات و دستگاههای مختلف و القصه که هر شهرام و بهرامی که در دیوان و پارلمان و این طرف و آن طرف از راه رسیده، شمارهاش را داده و به اینترنت سفید دسترسی پیدا کرده است.
هشدارگونگی این رویه در این جاست که جامعه از مشاهده چنین وضعیتی، این سیگنال را دریافت میکند که در کنار تداوم وضعیت انسدادگونه کنونی، اینترنت طبقاتی بناست، جزو لاینفکی از جامعه محروم ایران در بعدی تازه شود! در این وانفسا اما، بازار مکاره فیلترشکن فروشها، آی سکه است و آی سکه! بیایید و تماشا کنید! اینترنت را از قرار هر گیگ، خدات تومان میدهند دست خلقالله! آن هم با کلی قطعی و وصلی و کیفیت فاجعه. دست ملت هم به هیچ کجا بند نیست. نه راه شکایتی، نه پیگیری و نه هیچ در روی دیگری که بشود مجال تنفسی از وضع کنونی در آن پیدا کرد. ناگفته پیداست که عرضه این فیلترشکن در شرایط فعلی که استارلینکها با رصد
سنگین ماهوارهای به شدت تحت رصد و پیگیری قرار داشته و عمدتا به چنگال قانون میافتند!، عرضه کنندگان فیلترشکنها به گفته صاحبنظران و متخصصین این حوزه، خود با استفاده از اینترنت طبقاتی و دسترسیهای خاص به بده بستان کثیف خود پرداخته و جیب ملت بینوا را تلکه میکنند. همین بازار سیاه و کثیف اما، چنان گردش مالی به ثبت رسانده که حتی پسر آن معاون ابراهیم رئیسی نیز در تمام طول عمر پربرکت فیلترشکنفروشیاش در یک چنین بازه زمانی کوتاه به خواب هم ندیده است. مثلا در یک فقره، یکی از فعالین بازار تتر و رمزارز از گردش مالی یکی از همین برادران فیلترشکنفروش قواره بلند 30 میلیارد تومان خبر داده و میگفت؛ این تازه یکی از هزاران نفری است که مافیای ویپیان در اردوگاه خود پروار کرده است! در سوی دیگر بر پایه گزارشهای معتبر جهانی در اوج زمان قطعی اینترنت در ایران، بالغ بر تنها یک درصد از کاربران ایرانی در فضای بینالملل «آنلاین» بودهاند و این رقم، اکنون با همه آتشبس و گشایش و دبدبه، کبکبهاش به کمتر از 5 درصد رسیده است! به عبارت دیگر، ما شهروندان ایرانی در جهان دیجیتال، خاموشیم! مثلث برمودای عالمیم و گرفتار در میان دو لبه قیچی خانمان سوز انسداد و فیلترینگ از یک سو و تحریم و تبعاتش از سوی دیگر! پیکر بیجان اینترنت در ایران، روی زمین مانده، فقط لازم است، نعشاش را برداشته و خاکش کنند!