خانه بین المللحقوق بشر هموطن دلایل دین‌ستیزی جامعه امروز ایران را بررسی می‌کند؛ تبدیل جامعه دیندار به دین‌ستیز در سایه جمهوری اسلامی

هموطن دلایل دین‌ستیزی جامعه امروز ایران را بررسی می‌کند؛ تبدیل جامعه دیندار به دین‌ستیز در سایه جمهوری اسلامی

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی:در جامعه‌ای که چهار دهه پیش با شعارهای دینی به شورشی علیه حکومت وقت روی آورد، امروز نشانه‌های عمیق یک تحول فرهنگی آشکار است: رشد چشمگیر دین‌ستیزی و گرایش به سکولاریسم. این پدیده را نه می‌توان صرفا محصول مدرنیته جهانی یا تاثیر رسانه‌های خارجی دانست، بلکه عمدتا نتیجه مستقیم رفتارها و سیاست‌های سختگیرانه نظام جمهوری اسلامی است. حکومتی که اسلام را به ابزار سلطه، سرکوب و فساد بدل کرد و در نهایت، بسیاری از ایرانیان را به رد کلی دین – یا حداقل دین سیاسی‌شده – واداشت. نظرسنجی‌های مستقل، به‌ویژه گزارش‌های مؤسسه گمان (گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان)، تصویری شفاف از این تحول ارائه می‌دهند.

در نظرسنجی خرداد ۱۳۹۹ (۲۰۲۰ میلادی)، تنها ۴۰ درصد ایرانیان خود را مسلمان معرفی کردند – آن هم در شرایطی که آمار رسمی حکومت همچنان ۹۹ درصد را ادعا می‌کند. از این رقم، فقط ۳۲ درصد شیعه بودند، در حالی که ۹ درصد خود را آتئیست، ۷ درصد معنویت‌گرا بدون دین خاص، ۸ درصد زرتشتی (به عنوان نمادی از هویت ملی پیش‌اسلامی) و ۲۲ درصد «هیچ‌کدام» اعلام کردند. حدود ۴۷ درصد پاسخ‌دهندگان گفته بودند که در طول عمر خود «از دین‌داری به بی‌دینی رسیده‌اند» و بیش از ۶۰ درصد نماز نمی‌خوانند. این روند در نظرسنجی‌های بعدی گمان (۱۴۰۱ و ۱۴۰۲) و گزارش‌های سیاسی خرداد ۱۴۰۳ نیز تأیید شده است: اکثریت قریب به اتفاق (حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد) با ادامه جمهوری اسلامی مخالف‌اند و بیش از ۷۳ درصد خواستار جدایی کامل دین از دولت هستند. حتی یک نظرسنجی محرمانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (که بعدا افشا شد) اذعان کرده بود که ۸۵ درصد ایرانیان «کمتر مذهبی» شده‌اند و ۷۳ درصد خواهان حکومت سکولارند. این ارقام در مقایسه با پیش از وقایع ۱۳۵۷ حیرت‌انگیز است. در آن زمان، بیش از ۸۰ درصد مردم نماز می‌خواندند و روزه می‌گرفتند.

امروز اما گزارش‌های میدانی از خالی شدن مساجد، کاهش شدید شرکت در مراسم مذهبی و حتی تمسخر علنی برخی نمادهای دینی حکایت دارد. خیزش زن، زندگی، آزادی در شهریور ۱۴۰۱ – که با قتل حکومتی مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد – نقطه عطفی بود. شعارهایی مانند «زن، زندگی، آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» نه تنها علیه حجاب اجباری، بلکه علیه کل نظام دینی-سیاسی طنین‌انداز شد. زنان و جوانان، که بیشترین آسیب را از قوانین شرعی دیده‌اند، در خط مقدم بودند و بسیاری از معترضان علنا حجاب را آتش زدند یا عمامه‌پرانی کردند. این جنبش، که به گفته کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل با «جنایت علیه بشریت» سرکوب شد، نشان داد که دین‌ستیزی دیگر یک گرایش حاشیه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از مقاومت مدنی گسترده است. حال این پرسش مطرح می‌شود که تا چه اندازه این وضعیت محصول مستقیم رفتارهای جمهوری اسلامی است؟ پاسخ، بر اساس شواهد، بسیار بالاست – شاید بیش از سه‌چهارم.

نخست، نظام از اسلام به عنوان توجیه سرکوب استفاده می‌کند قوانین حجاب اجباری، گشت ارشاد، سنگسار، قطع عضو و اعدام به اتهام «محاربه با خدا» یا «ارتداد»، دین را با خشونت گره زد. تنها در سال ۱۴۰۳، بیش از ۱۱۵۰ نفر اعدام شدند و در سال ۱۴۰۴ این رقم به بیش از ۲۶۵۰ نفر رسید – آماری که سازمان‌های حقوق بشری آن را بالاترین در بیش از سه دهه اخیر می‌دانند. بسیاری از این اعدام‌ها با اتهامات سیاسی-امنیتی و تحت لوای احکام شرعی انجام شد. چنین خشونتی، که اغلب در ملاعام یا با اعلام رسمی به عنوان «اجرای حدود الهی» توجیه می‌شود، باعث شد بسیاری از ایرانیان، دین را نه منبع رحمت، بلکه ابزار ترس و مرگ ببینند. دوم، فساد و ریاکاری نخبگان دینی روحانیون و مسئولان حکومتی که به نام اسلام و دفاع از دین، ثروت‌های نجومی اندوخته‌اند – از املاک نجومی تا رانت‌های نفتی – در حالی که مردم با تورم، بیکاری و فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اعتماد به دین را نابود کردند.

گزارش‌های متعدد از اختلاس‌های کلان در نهادهای مذهبی مانند آستان قدس رضوی یا بنیادهای تحت کنترل روحانیت، این ریاکاری را عیان ساخت. وقتی امامان جمعه و نمایندگان مجلس از «عفاف و حجاب» سخن می‌گویند اما فرزندان‌شان در خارج از کشور زندگی لاکچری دارند، طبیعی است که نسل جوان، که ۶۰ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهد، دین را با این نظام یکی بداند و آن را رد کند. سوم، سرکوب آزادی‌های فردی به نام شریعت اسلام از ممنوعیت موسیقی و هنر گرفته تا فیلترینگ اینترنت و سانسور کتاب، تا ممنوعیت الکل و روابط خارج از ازدواج، جمهوری اسلامی زندگی روزمره را به جهنمی از محدودیت بدل کرد. نتیجه؟ طبق همان نظرسنجی‌های گمان، بیش از ۷۰ درصد جوانان خواهان جدایی دین از سیاست‌اند و بسیاری به سمت آتئیسم یا معنویت فردی گرایش یافته‌اند. خیزش ۱۴۰۱ این را به خیابان آورد: شعار «چه با حجاب، چه بی‌حجاب، پیش به سوی انقلاب» نشان داد که مبارزه فراتر از حجاب، علیه تحمیل دین دولتی است.

البته نمی‌توان عوامل خارجی را نادیده گرفت: دسترسی به اینترنت، مهاجرت و تاثیر فرهنگی غرب. اما این عوامل بدون بستر داخلی – یعنی عملکرد فاجعه‌بار جمهوری اسلامی – هرگز به چنین سطحی از دین‌ستیزی نمی‌رسیدند. پیش از ۱۳۵۷، ایران یکی از مذهبی‌ترین جوامع منطقه بود؛ امروز اما، به گفته تحلیلگران، یکی از سکولارترین‌ها در خاورمیانه شده است. این تحول، هرچند دردناک برای باورمندان سنتی، نشان‌دهنده یک بیداری اجتماعی است: مردم دریافته‌اند که دین وقتی با قدرت مطلقه آمیخته شود، به ضد خودش بدل می‌شود. در نهایت، دین‌ستیزی امروز ایران نه یک بحران، بلکه واکنشی عقلانی به چهار دهه استبداد دینی است. جمهوری اسلامی با جنایاتی چون کشتار معترضان، اعدام‌های گسترده، فساد سیستماتیک و تحمیل قوانین شرعی، باوردها و اعتقادات مذهبی را در ذهن میلیون‌ها ایرانی نابود کرد.

آینده اما روشن است: جامعه‌ای که این‌گونه از دین سیاسی سیاسی فاصله گرفته، پتانسیل بالایی برای ساختن یک ایران سکولار، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر دارد. ایرانیانی که با شعار «زن، زندگی، آزادی» به خیابان آمدند، امروز بیش از هر زمان دیگری آماده‌اند تا دین را به حوزه خصوصی بازگردانند و حکومت را از چنگال آن رها کنند. این، شاید، بزرگ‌ترین میراث جمهوری اسلامی باشد: تولد نسلی که دیگر حاضر نیست برای حفظ قدرت، دین را قربانی کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن