اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
تورم افسارگسیخته لبنیات و سقوط مصرف در میان خانوارها، کارشناسان را نسبت به گسترش فقر غذایی، تشدید نابرابری سلامت و افزایش بیماریهای ناشی از سوءتغذیه در سالهای آینده نگران کرده است. در شرایطی که قیمت شیر، ماست و پنیر طی یک سال گذشته بیش از دو برابر شده، لبنیات به تدریج از سبد مصرفی میلیونها ایرانی، بهویژه در مناطق محروم، حذف میشود. افزایش قیمت چهار قلم پرمصرف لبنیات در روزهای اخیر شاید در نگاه نخست تنها یک خبر اقتصادی به نظر برسد، اما در واقع نشانهای از بحرانی عمیقتر است؛ بحرانی که آرامآرام خود را در سفره خانوارها، رشد کودکان و شاخصهای سلامت جامعه نشان میدهد. براساس قیمتهای جدید، شیر نایلونی به ۸۴ هزار تومان، شیر بطری به ۹۸ هزار تومان، پنیر ۴۰۰ گرمی به ۲۰۳ هزار تومان و ماست دو کیلویی به ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده است. این افزایشها تنها چند روز پس از رشد ۲۹ درصدی قیمت شیر خام رخ داده و فعالان صنعت لبنیات معتقدند هنوز آثار کامل این افزایش هزینهها به بازار منتقل نشده است.
رکوردشکنی تورم لبنیات
دادههای رسمی مرکز آمار ایران تصویری نگرانکننده از وضعیت بازار لبنیات ارائه میدهد. در فروردین ۱۴۰۵ قیمت شیر نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۳۱.۷ درصد افزایش یافته است. پنیر با تورم ۱۲۹.۸ درصدی و ماست با تورم ۱۲۱.۲ درصدی در رتبههای بعدی قرار دارند. حتی کره که کمترین افزایش قیمت را تجربه کرده، طی یک سال حدود ۴۸ درصد گرانتر شده است.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که تورم نقطهبهنقطه کشور به بیش از ۷۳ درصد و تورم خوراکیها به بیش از ۱۱۵ درصد رسیده است. اقتصاددانان معتقدند حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و افزایش چندبرابری هزینه تأمین نهادههای تولید، از عوامل اصلی جهش قیمت مواد غذایی و لبنیات در ماههای اخیر بوده است. اما فراتر از آمارهای تورمی، مسئله اصلی کاهش دسترسی خانوارها به مواد غذایی باکیفیت است؛ روندی که کارشناسان از آن با عنوان «فقر غذایی پنهان» یاد میکنند.
سقوط مصرف؛ فاصله معنادار با استانداردهای جهانی
سرانه مصرف لبنیات در ایران اکنون حدود ۵۰ کیلوگرم در سال برآورد میشود؛ رقمی که نهتنها فاصلهای چشمگیر با میانگین جهانی ۲۵۰ کیلوگرمی دارد، بلکه نسبت به چند سال قبل نیز کاهش محسوسی را نشان میدهد. این در حالی است که در سال ۱۳۹۹ سرانه مصرف لبنیات بین ۷۰ تا ۸۰ کیلوگرم تخمین زده میشد. همچنین در برنامه ششم توسعه هدفگذاری شده بود که این شاخص به ۱۵۶ کیلوگرم برسد؛ هدفی که نهتنها محقق نشد، بلکه میزان مصرف به حدود یکسوم رقم پیشبینیشده سقوط کرد.
بررسیهای وزارت بهداشت نیز نشان میدهد ایرانیان به طور متوسط کمتر از یک واحد لبنیات در روز مصرف میکنند؛ در حالی که میزان توصیهشده برای گروههای مختلف سنی بین دو تا سه واحد در روز است. به عبارت دیگر، بخش بزرگی از جامعه کمتر از نصف نیاز روزانه خود لبنیات دریافت میکند.
کودکان؛ نخستین قربانیان گرانی لبنیات
کارشناسان تغذیه معتقدند اثرات کاهش مصرف لبنیات در کودکان بسیار فراتر از یک تغییر ساده در الگوی غذایی است. سالهای کودکی و نوجوانی دوره طلایی رشد استخوانها و شکلگیری ذخایر کلسیم بدن محسوب میشود. هرگونه کمبود در این دوره میتواند پیامدهایی ماندگار به همراه داشته باشد. مطالعات علمی نشان میدهد کمبود دریافت کلسیم و پروتئین خطر اختلال رشد قدی، کاهش تراکم استخوان، ضعف عضلانی، پوسیدگی دندانها و افزایش احتمال شکستگی استخوان را افزایش میدهد. از سوی دیگر، سوءتغذیه میتواند بر رشد شناختی، تمرکز، توان یادگیری و عملکرد تحصیلی کودکان نیز تأثیر منفی بگذارد.
در واقع، حذف لبنیات از سفره خانوارها تنها به معنای کاهش یک قلم خوراکی نیست؛ بلکه به معنای کاهش یکی از مهمترین منابع تأمین کلسیم، پروتئین و ویتامینهای ضروری برای رشد نسل آینده است.
مناطق محروم در خط مقدم بحران
اگرچه گرانی لبنیات تمام خانوارهای کشور را تحت تأثیر قرار داده، اما شدت آسیب در مناطق محروم به مراتب بیشتر است. در بسیاری از روستاها و مناطق کمبرخوردار، خانوارها پیش از این نیز با محدودیت جدی در دسترسی به مواد غذایی مغذی مواجه بودند. اکنون افزایش مداوم قیمتها باعث شده لبنیات به کالایی کممصرف یا حتی حذفشده در برخی خانوادهها تبدیل شود. کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند شکاف تغذیهای میان طبقات مختلف جامعه را عمیقتر کند؛ به گونهای که کودکان مناطق فقیر با سطحی از محرومیت غذایی روبهرو شوند که آثار آن تا بزرگسالی ادامه یابد.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که سوءتغذیه دوران کودکی تنها یک مسئله بهداشتی نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت سرمایه انسانی، بهرهوری اقتصادی و حتی توسعه اجتماعی کشورها اثر میگذارد.
هزینهای که سالهای بعد پرداخت خواهد شد
متخصصان سلامت هشدار میدهند هزینه واقعی کاهش مصرف لبنیات هنوز در آمارهای اقتصادی دیده نمیشود. پیامدهای این وضعیت در سالهای آینده و با افزایش شیوع پوکی استخوان، بیماریهای اسکلتی، مشکلات رشد و سایر عوارض ناشی از سوءتغذیه آشکار خواهد شد. به بیان دیگر، جامعه امروز برای کاهش هزینههای غذایی ناچار به حذف بخشی از مواد مغذی مورد نیاز خود شده است، اما این صرفهجویی اجباری میتواند در آینده به افزایش هزینههای درمان، کاهش کیفیت زندگی و افت سلامت عمومی منجر شود. لبنیات در بسیاری از کشورهای جهان همچنان یکی از ارزانترین و در دسترسترین منابع تأمین کلسیم و پروتئین محسوب میشود. اما در ایران، تداوم تورم و کاهش قدرت خرید باعث شده این گروه غذایی به تدریج از جایگاه یک کالای ضروری به کالایی نسبتاً لوکس برای بخشی از جامعه تبدیل شود. هشدار کارشناسان روشن است: اگر روند فعلی ادامه یابد، بحران لبنیات دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه به یکی از مهمترین چالشهای سلامت عمومی و توسعه انسانی کشور در دهه آینده تبدیل خواهد شد.