یدالله کریمی– مذاکرات ایران و آمریکا دوباره به نقطهای رسیده که «نیاز» از «اراده سیاسی» جلو زده است. جمهوری اسلامی در پی کاهش فشار اقتصادی است، ولی مهمتر از اقتصاد، حکومت نیازمند تنفسی استراتژیک است؛ ساختار داخلی کشور تابِ و توان یک بحران خارجی دیگر را ندارد. از سوی دیگر، ترامپ بهدنبال توافقی نیست که ایران را محدود کند، بلکه توافقی میخواهد که او را پیروز نشان دهد؛ تفاوتی ظریف ولی تعیینکننده.
مهمتر این که میانجیگران نیز این بار صرفاً پیامرسان نیستند؛ آنها به بازیگران مستقل بدل شدهاند. عمان صاحب «انحصار اعتماد» است، قطر «انحصار کانالهای امنیتی» را دارد، و عربستان میخواهد نتیجه مذاکرات را بهعنوان نخستین سند نظم جدید خاورمیانه پس از بنسلمان ثبت کند. میانجیها اینبار نه فقط تسهیل ساز، بلکه طراح هستند.
پیشبینی محتمل آن است که توافق آینده نه «بازگشت به برجام» باشد و نه «توافق ترامپی»؛ بلکه یک توافق ترکیبی است که برای نخستینبار بندهای منطقهای و هستهای در یک بسته واحد قرار دارد. در بخش هستهای احتمالاً ایران سقف غنیسازی را بهصورت مشروط میپذیرد، و در بخش منطقهای آمریکا رفتار نیروهای نیابتی را وارد متن میکند.
و شاید مهمترین نکته این باشد:
اگر توافقی شکل بگیرد، این نخستین توافق خاورمیانهای خواهد بود که آمریکا طراح اصلی آن نیست؛ بلکه میانجیها و فشار زمان آن را شکل میدهند.
با این همه چنین توافقی برای احیای قدرت و عزت ایران، مسکنی کوتاه مدت بیش نیست.