نصرت الله تاجیک
آرمان امروز : پرسش اساسی این است که در شرایط وضعیت آشفته روابط خارجی و نیاز مبرم کشور به ابتکارهای راهبردی، افزودن مأموریتهایی از جنس «دیپلماسی استانی» تا چه اندازه ضروری، مؤثر و منطبق با مأموریت ذاتی دستگاه دیپلماسی است؟
در سطح راهبردی و نهادی، این رویکرد با چند ایراد اساسی مواجه است: نخست آنکه، ورود مستقیم به حوزههایی مانند شناسایی ظرفیتهای استانی یا رفع موانع تجار، موجب انحراف از مأموریت اصلی وزارتخانه یعنی تنظیم و پیشبرد روابط خارجی میشود. این تغییر جهت، تمرکز سیاست خارجی را از سطح کلان جهانی و منطقهای به سطح خرد داخلی فرو میکاهد.
دوم، این طرح بیش از آنکه محصول یک ابتکار پیشدستانه باشد، واکنشی به بنبست سیاست خارجی در سطح کلان است. وقتی روابط تهران با غرب در حالت انجماد قرار دارد، در رابطه با روسیه و چین نیز سیاست خارجی کشور دستورکار مشخص و عملیاتی در سطح راهبردی ندارد، دستگاه دیپلماسی با برگزاری همایشهای استانی میکوشد نوعی تحرک ظاهری و نمادین در عرصه دیپلماسی ایجاد کند. اما این نمایش فعالبودن، نمیتواند جایگزین غیبت ابتکارهای واقعی در حوزههایی مانند کاهش تحریمها، مدیریت تنشهای منطقهای یا بازتعریف جایگاه ایران در نظم در حال گذار جهانی شود.
سوم، اجرای دیپلماسی استانی در بستر ساختار پیچیده و گاه متعارض حکمرانی ایران، خطر ناهماهنگی نهادی را افزایش میدهد. تداخل نقش استانداران، اتاقهای بازرگانی، وزارت صمت و وزارت خارجه، میتواند موجب تعدد مراکز تصمیمگیری و موازیکاری شود. در حالی که مسئله اصلی فعالان اقتصادی، نه کمبود همایش و دیپلماسی استانی، بلکه فقدان ابتکارعمل در دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه دستگاه و نبود زیرساختهای بانکی، بیمهای، گمرکی و حقوقی لازم برای تجارت خارجی است. تا زمانی که نظام مالی کشور از نظام مالی جهانی جدا است و پیمانهای پولی و بیمه صادراتی فعال نباشند، هیچ نشست استانی نمیتواند روابط اقتصادی را دگرگون کند. چهارم، در شرایطی که اولویت سیاست خارجی ایران باید تمرکز بر حل تنشهای منطقهای، استفاده هوشمندانه از روابط با روسیه و چین، و احیای مسیر گفتوگو با غرب باشد، گسترش طرحهایی نظیر دیپلماسی استانی بیشتر نوعی جابهجایی اولویتهاست تا اصلاح سیاست. چنین برنامههایی در بهترین حالت، میتوانند به رونق محدود تجارت مرزی کمک کنند، اما در مقیاس کلان، اثری بر جایگاه بینالمللی ایران نخواهند داشت.
در نهایت، باید گفت دیپلماسی استانی اگرچه در ظاهر تلاشی برای پیوند سیاست خارجی با اقتصاد داخلی است، اما در عمل نشانهای از واکنش انفعالی دستگاه سیاست خارجی در برابر بنبستهای ساختاری است. این طرح بیشتر جنبه نمادین و تبلیغاتی دارد تا کارکرد واقعی در گشایش اقتصادی یا ارتقای موقعیت بینالمللی ایران.