خانه سیاست زمستان سخت ایران در راه است

هموطن کمبود انرژي را در آستانه فصل سرما بررسی می‌کند:

زمستان سخت ایران در راه است

ایران در آستانه زمستانی قرار گرفته که مسئله آن فقط سرد شدن هوا و افزایش مصرف گاز نیست.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

ایران در آستانه زمستانی قرار گرفته که مسئله آن فقط سرد شدن هوا و افزایش مصرف گاز نیست. در هفته‌های اخیر، هشدارهای مقام‌های جمهوری اسلامی درباره ناترازی انرژی، محدودیت سوخت نیروگاه‌ها و ادامه محدودیت برای صنایع، تصویری نگران‌کننده از وضعیت شبکه انرژی کشور ارائه کرده است. همزمان، بحران بنزین نیز همچنان پابرجاست؛ بحرانی که در ماه‌های گذشته خود را در قالب کمبود عرضه، اختلال در فعالیت جایگاه‌ها و افزایش فشار بر شبکه توزیع نشان داده است.
در ظاهر، کمبود گاز، برق و بنزین سه مسئله جداگانه‌اند؛ اما در واقع به یکدیگر متصل هستند. گاز کمتر برای نیروگاه‌ها به معنای برق کمتر است، کمبود برق تولید صنعتی را کاهش می‌دهد و برای جبران کمبود برق، استفاده از سوخت مایع افزایش پیدا می‌کند؛ در حالی که کشور همزمان با کمبود بنزین و فشار بر منابع سوختی روبه‌روست.
این تناقض در کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، بیش از آنکه یک مشکل طبیعی باشد، نشانه یک بحران عمیق در مدیریت و سرمایه‌گذاری است.

گاز کم می‌آید، برق هم می‌رود

مهم‌ترین حلقه این زنجیره گاز است. مقام‌های دولتی اعلام کرده‌اند ناترازی گاز در سال جاری نسبت به سال گذشته افزایش یافته و محدودیت تأمین گاز صنایع و نیروگاه‌ها ممکن است ادامه پیدا کند. بر اساس اظهارات رسمی، میزان کسری گاز در دوره اوج مصرف می‌تواند به صدها میلیون مترمکعب در روز برسد.


این وضعیت برای شبکه برق اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بخش بزرگی از برق ایران با استفاده از گاز طبیعی تولید می‌شود. بنابراین هرچه گاز کمتری به نیروگاه‌ها برسد، توان تولید برق نیز کاهش پیدا می‌کند.
مسئله فقط مصرف خانگی نیست. صنایع بزرگ، از فولاد و سیمان گرفته تا پتروشیمی و دیگر واحدهای انرژی‌بر، برای ادامه فعالیت به برق و گاز پایدار نیاز دارند. محدودیت انرژی برای این صنایع به معنی کاهش تولید، افزایش هزینه‌ها و در نهایت فشار بیشتر بر قیمت کالاهاست.
وزارت نیرو برای زمستان امسال مجموعه‌ای از برنامه‌های عملیاتی را برای تأمین برق تدوین کرده و همزمان نسبت به احتمال محدودیت سوخت نیروگاه‌ها هشدار داده است. این خود نشان می‌دهد که مسئله دیگر یک نگرانی فرضی نیست؛ سیاست‌گذار از هم‌اکنون در حال آماده شدن برای مدیریت کمبود است.
اما پرسش اساسی این است: چگونه کشوری با چنین ذخایر عظیم گازی، به نقطه‌ای رسیده که برای تأمین سوخت نیروگاه‌هایش نگران است؟
پاسخ را باید در سال‌ها سرمایه‌گذاری ناکافی، فرسودگی زیرساخت، رشد مصرف، اتلاف انرژی، قیمت‌گذاری ناکارآمد و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها جست‌وجو کرد. نتیجه این سیاست‌ها اکنون به شکل یک بحران چندلایه به مردم بازمی‌گردد.

خاموشی فقط تاریکی خانه‌ها نیست

بحران برق در ایران طی سال‌های اخیر دیگر به خاموش شدن چراغ خانه‌ها محدود نمانده است. هر بار که شبکه برق با کمبود تولید مواجه می‌شود، نخستین قربانیان صنایع و واحدهای تولیدی هستند.
قطع یا محدود شدن برق کارخانه‌ها یعنی کاهش تولید. کاهش تولید در شرایط تورمی نیز معمولاً به افزایش قیمت کالاها منجر می‌شود. از سوی دیگر، کارخانه‌ای که نمی‌تواند به طور منظم تولید کند، ممکن است نیروی کار خود را کاهش دهد یا فعالیتش را محدود کند.
به این ترتیب، یک مشکل فنی در شبکه برق می‌تواند به مسئله‌ای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود.
این همان حلقه‌ای است که جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته نتوانسته آن را بشکند: مصرف انرژی افزایش یافته، اما سرمایه‌گذاری متناسب با آن انجام نشده است. زیرساخت‌ها فرسوده شده‌اند و رشد تولید برق و گاز از رشد تقاضا عقب مانده است.
اگر زمستان سردتر از حد معمول باشد، فشار بیشتری بر شبکه وارد خواهد شد. افزایش مصرف خانگی گاز می‌تواند سهم صنایع و نیروگاه‌ها را کاهش دهد و نیروگاه‌ها نیز برای حفظ تولید برق با محدودیت سوخت مواجه شوند.
در چنین شرایطی، خاموشی دیگر یک حادثه مقطعی نیست؛ بلکه نتیجه طبیعی یک زنجیره ناکارآمدی است.

بنزین؛ بحران سوم در کشوری که نفت دارد

در کنار گاز و برق، بنزین نیز به یکی از نقاط آسیب‌پذیر اقتصاد ایران تبدیل شده است. برآوردهای موجود کسری قابل توجه بنزین را نشان می‌دهد و دولت برای جبران آن ناچار به استفاده از واردات و روش‌های مختلف تأمین سوخت شده است.
این وضعیت تناقض دیگری را آشکار می‌کند: ایران یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان است، اما برای تأمین بخشی از نیاز داخلی خود به بنزین با مشکل مواجه شده است.

ریشه مشکل تنها در میزان تولید پالایشگاه‌ها نیست. مصرف بالای داخلی، خودروهای کم‌بازده، قاچاق سوخت، قیمت‌گذاری یارانه‌ای و فرسودگی پالایشگاه‌ها همگی در ایجاد این ناترازی نقش دارند.
اما بحران بنزین زمانی خطرناک‌تر می‌شود که با بحران گاز و برق همزمان شود. اگر نیروگاه‌ها برای جبران کمبود گاز به سوخت مایع بیشتری نیاز داشته باشند، فشار بر زنجیره تأمین سوخت افزایش خواهد یافت. در طرف دیگر، کاهش تولید صنعتی ناشی از محدودیت برق و گاز نیز می‌تواند فشار تورمی بیشتری بر اقتصاد وارد کند.
در نتیجه، ایران با سه بحران جداگانه روبه‌رو نیست؛ با یک بحران واحد انرژی مواجه است که خود را در سه نقطه نشان می‌دهد: گاز، برق و بنزین.


جمهوری اسلامی سال‌ها مسئله انرژی را با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت مدیریت کرده است؛ سهمیه‌بندی، محدودیت مصرف، قطع برق صنایع، افزایش واردات و تزریق منابع دولتی. اما هیچ‌یک از این اقدامات جایگزین سرمایه‌گذاری بلندمدت و اصلاح ساختار انرژی نشده است.
اکنون صورت‌مسئله روشن‌تر از همیشه است: کشوری با ذخایر عظیم انرژی، در حال نزدیک شدن به زمستانی است که ممکن است در آن همزمان با کمبود گاز، محدودیت برق و کسری بنزین روبه‌رو شود.
اگر در ماه‌های آینده سرمای شدید، کاهش تولید گاز یا اختلال در تأمین سوخت رخ دهد، هزینه آن مستقیماً بر دوش مردم خواهد افتاد؛ از خانه‌ای که گرم نمی‌شود تا کارخانه‌ای که برق ندارد و راننده‌ای که برای بنزین در صف می‌ایستد.
بحران انرژی ایران دیگر فقط مشکل وزارت نیرو یا وزارت نفت نیست؛ آینه‌ای از فرسودگی مدلی از حکمرانی است که سال‌ها منابع را مصرف کرده، اما زیرساخت لازم برای آینده را نساخته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن