خانه پیشنهاد هم‌وطن «علی‌الاصول» در مسیر رهبر دوم نظام!

رهبر موروثی پرده‌نشین؛

«علی‌الاصول» در مسیر رهبر دوم نظام!

«بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.»

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

«بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.»
پاراگراف بالا، آخرین موضع رهبر موروثی جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای درباره توافقی است که میان تهران و واشنگتن برای ترک تخاصم و ترسیم مسیر توافق نهایی دوجانبه از سوی رئیس‌جمهور پزشکیان و رئیس‌جمهور ترامپ به امضا رسیده است. موضعی که پیش از هر چیز، سیاق و روال مرسوم رهبر دوم نظام را در بزنگاه‌های مختلف در اذهان عمومی تداعی می‌کند.
علی‌الاصول، این شیوه همواره علی خامنه‌ای بود که در همه سه دهه رهبری خود از بیان موضعی صریح و قبول مسئولیت این موضع سر باز می‌زد. رویکردی که ظاهرا زیر زبان رهبر دوم مزه کرده بود و از کلیت ساختار راهبری نظام-از حیث تقسیم وظایف و از منظر مسئولیت و شفافیت و پاسخگویی-درهای ذهنش بر همین پاشنه می‌چرخید تا موضع‌گیری‌هایی که از او در کلان موضوعات مهمی نظیر برجام و امثالهم شاهد بودیم.
شیوه حکمرانی خامنه‌ای، اساسا اینگونه بود که ارکان تحت هدایت مستقیمش در حاشیه‌ای امن و بدون کوچکترین سوال و جوابی در حیاط خلوت به زیست خود بر سر سفره بیت‌المال بپردازند و اگر قرار است که بابت هر کاستی از اقتصاد و اجتماع تا سیاست و فرهنگ، یقه‌ای از احدی گرفته شود، تنها این نهادهای انتخابی باشند که به زیر تیغ استیضاح و سوال و جواب و امثالهم می‌روند-تازه اگر بیت او در همین سوال و جواب‌ها نیز دخالت نمی‌کرد!-، نه نهادهای انتصابی تحت امر معظم له!
در جریان اتخاذ مواضع او نیز، دقیقا و تحقیقا همین دست فرمان را شاهد بودیم. نفر نخست مملکت با دامنه اختیارات بی حد و حصر، بدون اینکه احدی بخواهد به او بگوید؛ بالای چشمانش، ابروست، صاف به جماعت حاضر شده در بیت معظمش زل می‌زد و از پشت بلندگو، مواضعی می‌گرفت که همواره دامنش از هر گزند و چرایی در امان بماند. دست آخر نیز، سر و ته ماجرا را با جملاتی نظیر؛ من دیپلمات نیستم، انقلابی‌ام هم می‌آورد و خوراک میلیاردها تومان پول بی زبان بیت‌المال برای چاپ بنرهای جدید فرمایشات جنابش را فراهم می‌کرد.
به عنوان نمونه در فقره برجام، حضرت والا به بیان کلی به گونه‌ای موضع گرفت که اگر برجام به فرجام می‌رسید، همه سینه چاکان و چاکران به خط شده و با فریاد بغض بگویند که تدابیر داهیانه مقام معظم رهبری، باعث شد که پوزه آمریکای جنایتکار به زمین مالیده شده و حقوق ملت ایران از دهان استکبار استیفا شود! اگر هم که باز با چوب لای چرخ کردن‌ها و موشک‌پرانی‌های به فرموده اطرافیان معظم له، آن «ماشین پرمصرف آمریکایی» با ورود ممنوع خامنه‌ای به اقتصاد ایران روبرو شده و القصه؛ برجام هوا می‌شد-چنان که شد-باز همین اطرافیان و اکنافیان حضرتش به خط می‌شدند-و شدند- که آی از چه چنین آسوده نشسته‌ای که دل حضرت آقا از این جماعت وطن فروش غربزده خون است و هرچه ولی امر مسلمین جهان فریاد زد که به دست فولادین آمریکا اعتماد نکنید، این دولت سینه چاک آمریکایی-انگلیسی، کیان مملکت را دودستی به دامان استکبار سپرد و فریاد «دیدید، دیدید» رهبر دوم را به هوا بلند کرد!
حالا هم، فرزند همان دیکتاتور از پشت پرده تاجداری موروثی، ظاهرا همان دست فرمان پدرش را در پیش گرفته که اگر پیکرش بر زمین ماند، دست کم روش و منش ایرانسوزش بر زمین نماند! بزرگوار، چنان با اعتماد به نفس نوشته-فرض که خودش نوشته-؛ «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» که گویی چون اویی که تا دیروز و بدون داشتن هیچ سمت رسمی در همه امور مملکت و به طور ویژه؛ انتخابات آن اقسام دخالت را روا می‌داشت-چنانکه مهدی کروبی روزی به رهبر دوم گفته بود-امروز هیچ کاره است و مشغول درمان!
بعد هم که همه کاسه، کوزه و تشکیلات را بر سر رئیس‌جمهور هوار کرده که اگر فردا روزی به هر ملاحظه و علتی، توافق به امضا رسیده از سوی ترامپ و پزشکیان، هوا شد، باز خودش و هواخواهانش به صف شوند که حضرت آقا مجتبی فرموده بودند که علی الاصول، نظر دیگری دارند! پشت بندش هم باز جنگ زرگری اصلاح‌طلب، اصولگرا راه بیاندازند و با فحش و فضیحت کیهانی به اصلاح‌طلبان، سر و ته قضیه را هم بیاورند!
اما؛ «زهی خیال باطل»! دیگر نه مجتبی، سید علی است و نه مردم زجان خسته ایران، همان مردم اهل مدارا با این دست شامورتی‌بازی‌ها. امروز مردمانی در این مملکت پیش روی رهبر سوم هستند که خون داده‌اند و آگاهند. نیک هم می‌دانند که آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان است و این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن