آوا مهرگانی
سفر از پیش اعلامنشده و ناگهانی «محسن نقوی»، وزیر کشور پاکستان به تهران در روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، بار دیگر نگاهها را به کانال دیپلماتیک اسلامآباد دوخته است؛ کانالی که در ماههای اخیر و پس از آغاز درگیریهای نظامی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا چهل روز بعد که آتشبس شد – میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، به شریان حیاتی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. این سفر در حالی انجام شد که آتشبس موقت و شکنندهای که حالا به روز چهلم رسیده، عملاً در وضعیت حیات نباتی قرار دارد و دور اول مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم اسلامآباد، بدون دستیابی به یک توافق پایدار به بنبست رسیده است.
حضور نقوی در تهران، فراتر از یک دیدار دوجانبه متعارف میان وزرای کشور، به عنوان «آخرین تلاش» برای نجات دیپلماسی و جلوگیری از بازگشت به فاز برخورد فراگیر نظامی ارزیابی میشود.
فرستاده فیلد مارشال؛ وزن سنگین امنیتی اسلامآباد در تهران
برای درک اهمیت سفر محسن نقوی، باید به جایگاه ویژه او در ساختار قدرت فعلی پاکستان نگریست. نقوی تنها یک عضو کابینه مدنی نیست؛ او از نزدیکترین و معتمدترین چهرهها به فیلد مارشال «عاصم منیر»، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان است. او یک ماه پیش نیز در سفر حساس و سهروزه فرمانده ارتش به تهران، او را همراهی میکرد. در ساختار سیاسی پاکستان، نقشآفرینی ارتش در پروندههای استراتژیک بینالمللی، نشاندهنده بالاترین سطح از ضمانت و جدیت حاکمیت این کشور است.
این حضور فشرده امنیتی-دیپلماتیک نشان میدهد که اسلامآباد، منافع حیاتی و ثبات اقتصادی خود را در گرو مهار این بحران منطقهای میبیند و با تمام وزن نظامی و سیاسی خود وارد میدان شده است.
بنبست محاصره دریایی و پاسخهای بیفرجام تهران
پس از پایان بدون نتیجه دور اول مذاکرات اسلامآباد، دونالد ترامپ اقدام به اعمال محاصره دریایی گسترده علیه بنادر ایران کرد؛ اقدامی که بازار جهانی انرژی را ملتهب نگاه داشت و تنشها را در تنگه هرمز به اوج رساند. در روزهای گذشته، سیگنالهای متناقضی از سوی تهران صادر شده است. از یک سو، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در دهلی نو تایید کرد که پیامهایی از سوی واشنگتن مبنی بر تمایل دولت ترامپ به ادامه گفتگوها دریافت شده، اما تاکید کرد که «بیاعتمادی عمیق» همچنان بزرگترین مانع است. از سوی دیگر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد، با لحنی تهاجمی به ترامپ هشدار داد که یا باید پیشنهاد ۱۴ مادهای ایران را بپذیرد یا با «شکستهای پیدرپی» مواجه شود.
با این حال، رسانه پاکستانی «تریبیون» در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع آگاه، پرده از علت اصلی بنبست و نیاز به سفر فوری نقوی برداشته و نوشته که «پاسخ تهران به پیشنهادات ایالات متحده که هفته گذشته از طریق اسلامآباد به واشنگتن تحویل داده شد، هیچ تغییر محسوسی در موضع هستهای ایران نشان نمیدهد. پاسخ جمهوری اسلامی عمدتاً بر پایان فوری خصومتها و لغو محاصره متمرکز است و به خواسته اصلی واشنگتن درباره برنامه هستهای ایران توجهی نکرده است».
این تحلیل در کنار اظهارات اخیر عباس عراقچی که به صراحت گفت مذاکره درباره غنیسازی فعلا به بن بست رسیده و در دستور کار نیست، نشان میدهد که سفر نقوی، تلاشی است برای ترغیب مقامات تصمیمگیر در تهران جهت تعدیل مواضع هستهای، پیش از آنکه ترامپ پس از بازگشت از سفر کلیدی خود به پکن، دکمه گام بعدی نظامی یا تشدید خفه کننده تحریمها را فشار دهد.
تصمیم ترامپ و فرصت اندک تهران
کامران یوسف، خبرنگار ارشد رسانه پاکستانی «اکسپرس نیوز»، در تحلیلی پیرامون این تحرکات مینویسد که « سفر اعلامنشده وزیر کشور پاکستان به تهران، بخشی از تلاش آخر برای حصول توافق بین ایران و آمریکا است. با توجه به اینکه ترامپ پس از سفر پکن به واشنگتن بازگشته و در حال اندیشیدن به گام بعدی است، سفر وزیر کشور پاکستان حیاتی تلقی میشود».
این گزاره به معنای آن است که اتاق جنگ و دیپلماسی واشنگتن منتظر دستاورد فرستاده اسلامآباد در تهران است. ترامپ پیش از این با ستایش از میانجیگری ارتش پاکستان، آتشبس را «لطفی به مردم فوقالعاده پاکستان و فیلد مارشال آنها» خوانده بود؛ اما مشخص است که صبر استراتژیک واشنگتن در مواجهه با مسدود ماندن شریانهای انرژی جهان و لجبازیهای هستهای هسته سخت قدرت در تهران، ابدی نخواهد بود.
موقعیت حساس جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی در شرایطی محسن نقوی را در تهران پذیرا شده که اقتصاد داخلی تحت فشار شدید تورم افسارگسیخته و جهش نرخ ارز قرار دارد و زیرساختهای کشور در سایه خاموشیهای دیجیتال و بحرانهای امنیتی ناشی از درگیریهای اخیر فرسوده شدهاند.
حاکمیت در تهران تلاش میکند با برگهای برنده خود نظیر تهدید امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و اهرم غنیسازی، در برابر ترامپ دست بالا را داشته باشد؛ اما واقعیت صحنه نشان میدهد که سفر فرستاده ویژه فیلد مارشال عاصم منیر، بیشتر شبیه به ابلاغ یک هشدار نهایی یا تنظیم یک «مخرج مشترک مینیمال» برای بقای آتشبس است. اگر تهران نتواند در این اتاق خلوت دیپلماتیک با وزیر کشور پاکستان، انعطاف لازم را در قبال مطالبات هستهای و منطقهای آمریکا نشان دهد، گام بعدی ترامپ پس از پکن، بازگشت به فاز فعال جنگی خواهد بود که این بار میتواند برای همیشه موازنه قدرت را در داخل ایران دگرگون کند. این سفر، فراتر از یک میانجیگری ساده، سنجش میزان عقلانیت باقیمانده در ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی برای بقای خود است.