خانه پیشنهاد هم‌وطن تغییر لحن نزدیکان مجتبی خامنه‌ای؛ پروژه تازه حاکمیت درباره حجاب چیست؟

تغییر لحن نزدیکان مجتبی خامنه‌ای؛ پروژه تازه حاکمیت درباره حجاب چیست؟


اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی – مسئله حجاب اجباری در جمهوری اسلامی ایران، به ویژه پس از وقایع پاییز ۱۴۰۱، به یکی از پررنگ‌ترین و چالش‌برانگیزترین موضوعات در عرصه عمومی و حکمرانی تبدیل شده است. لذا در شرایط فعلی یعنی بعد از مرگ علی خامنه‌ای و جانشینی مجتبی خامنه‌ای، تغییر در گفتمان چهره‌های اثرگذار و تندرو، می‌تواند بازتاب‌دهنده تحولات عمیق‌تر در سیاست‌گذاری‌های کلان و استراتژی‌های نظام باشد. یکی از این موارد، تفاوت معنادار در رویکرد علیرضا پناهیان، روحانی سرشناس و نزدیک به جریان اصولگرا، در بازه زمانی کوتاه میان مرداد ۱۴۰۲ و سخنرانی‌های اخیر اوست.

پناهیان در مرداد ۱۴۰۲، در صف اول مدیریت و حمایت از تجمعات و کمپین‌هایی علیه آنچه «بی‌حجابی» خوانده می‌شد، قرار داشت و به تقویت گفتمان برخورد قاطع می‌پرداخت. اما امروز، ادبیات او به سمت «عدم تخطئه بدحجابان» و رویکردی نرم‌تر متمایل شده است. مصداق این مدعا ویدیویی است که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و نشان می‌دهد او در یکی از اجتماعات اخیر به نقل از علی خامنه‌ای خاطره‌ای از حضور او در مراسم مذهبی قبل از انقلاب و برخورد با زنان بدون حجاب را می‌گوید، در ادامه میثم مطیعی مداح سرشناس را شاهد آورده و به آن برخوردها با زنان بی‌حجاب انتقاد می‌کند!
در این گزارش ضمن بررسی این تغییر گفتمان، به واکاوی دلایل احتمالی و پیامدهای آن، با تمرکز بر دو فرضیه اصلی «کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در برابر مسئله حجاب» و «استفاده سیاسی و ابزاری از زنان با پوشش اختیاری» می‌پردازیم.
مسئله حجاب در ایران پسا-۱۴۰۱
حجاب اجباری، از ابتدای انقلاب اسلامی، نه تنها یک حکم شرعی، بلکه به مثابه نمادی از هویت جمهوری اسلامی و یکی از مهم‌ترین خطوط قرمز آن تلقی شده است. با این حال، در طول دهه‌های متمادی، همواره چالش‌هایی در اجرای این قانون وجود داشته و نوع پوشش زنان ایرانی، به تدریج تغییراتی کرده است. وقایع پاییز ۱۴۰۱، به دنبال درگذشت مهسا امینی و اعتراضات گسترده‌ای که با شعار «زن، زندگی، آزادی» فراگیر شد، نقطه عطفی در این میان بود. این اعتراضات، که مطالبه اصلی آن لغو حجاب اجباری و حق انتخاب پوشش بود، به شکلی بی‌سابقه، گستردگی عدم رعایت حجاب را در فضاهای عمومی، به ویژه در کلان‌شهرها، افزایش داد.
پاسخ اولیه حاکمیت به این موج بی‌سابقه، عمدتاً بر «برخورد سخت» و «تشدید نظارت‌ها» استوار بود. گشت ارشاد با توانی مضاعف وارد عمل شد، مراکز تجاری و خدماتی در صورت عدم رعایت حجاب مشتریان و کارکنان با پلمب مواجه می‌شدند و نهادهای فرهنگی و قضایی بر ضرورت برخورد قاطع تاکید می‌کردند، خودروهایی با سرنشین بدون حجاب به پارکینک هدایت شده و حتی در مقطعی برای پیاده‌ها نیز پیامک اخطار ارسال می‌شد. در همین فضا بود که چهره‌هایی مانند علیرضا پناهیان با مواضعی قاطعانه، به حمایت از این رویکرد می‌پرداختند و مردم را به مقابله با آنچه «هنجارشکنی» می‌خواندند، فرامی‌خواندند. تجمعات مرداد ۱۴۰۲ نیز در همین راستا و با هدف حمایت از مواضع سختگیرانه علیه بی‌حجابی برگزار شد.
اما گذر زمان، به تدریج نشان داد که رویکرد صرفاً قهری، نه تنها به اهداف مورد نظر نرسیده، بلکه منجر به افزایش شکاف اجتماعی، ایجاد هزینه‌های داخلی و بین‌المللی و دشوارتر شدن حکمرانی در سایر حوزه‌ها شده است. مقاومت مدنی در برابر حجاب اجباری، شکل‌های گوناگونی به خود گرفت و جامعه، به شکلی عریان، شاهد تقابل مستقیم میان اراده حکومتی و اراده بخش قابل توجهی از مردم بود. در چنین بستری، زمزمه‌های تغییر رویکرد در میان برخی تصمیم‌گیران و تحلیلگران حکومتی آغاز شد و ضرورت بازنگری در استراتژی‌های موجود، بیش از پیش احساس گشت.
تغییر گفتمان پناهیان؛ از مدیریت تقابل تا پرهیز از تخطئه
علیرضا پناهیان، به عنوان یکی از ایدئولوگ‌های برجسته و خطیب مورد اعتماد بخش‌هایی از بدنه حاکمیت، همواره نقش مهمی در تبیین و ترویج گفتمان‌های غالب ایفا کرده است. فعالیت‌های او در مرداد ۱۴۰۲، از جمله حضور فعال در کمپین‌ها و تجمعات مطالبه‌گرانه علیه «بی‌حجابی»، کاملاً با ادبیات سخت‌گیرانه و تاکید بر لزوم برخورد قاطع و پاسداری از حدود شرعی و قانونی هم‌راستا بود. سخنان و مواضع او در آن مقطع، به مثابه چراغ راهی برای نیروهای بسیج و فعالان فرهنگی عمل می‌کرد که بر اهمیت مقابله با آنچه «پروژه سازمان‌یافته دشمن» علیه حجاب خوانده می‌شد، تاکید داشت.
اما در ماه‌های اخیر، گفتار پناهیان دستخوش تغییر مشهودی شده است. سخنرانی‌های اخیر او، که در فضای مجازی نیز بازتاب گسترده‌ای داشته است، به ویژه که این‌بار بر پرهیز از تخطئه و سرزنش مستقیم زنان به قول او بدحجاب، تأکید می‌کند. او اکنون، ظاهراً بر لزوم جذب، هدایت و گفتگو به جای طرد و محکومیت صحه می‌گذارد. این تغییر، به ظاهر از یک رویکرد «قهری» به سمت رویکرد «ارشادی» است اما پرسش‌های جدی را درباره دلایل و معانی نهفته در آن مطرح می‌سازد.
فرض اول؛ عقب‌نشینی تاکتیکی و نرمش حکومتی در برابر واقعیت‌های جامعه
یکی از محتمل‌ترین تفاسیر از تغییر گفتمان پناهیان، آن است که این تغییر، نه یک تحول فردی در دیدگاه‌های او، بلکه بازتابی از یک «عقب‌نشینی تاکتیکی» یا «نرمش استراتژیک» از سوی مجموعه نظام جمهوری اسلامی در قبال مسئله حجاب است. دلایل متعددی برای این فرضیه وجود دارد.
نخست، ناکارآمدی رویکرد قهری؛ همانطور که پیشتر اشاره شد، تجربه سال‌های اخیر نشان داد که برخورد قهری و سختگیرانه، نه تنها نتوانست حجاب اجباری را به وضعیت قبل از ۱۴۰۱ بازگرداند، بلکه بر دامنه نارضایتی‌های اجتماعی افزود و زمینه را برای تقابلات بیشتر فراهم آورد. هزینه بالای اعمال زور در سطح جامعه، چه از حیث امنیتی و انتظامی و چه از نظر سرمایه اجتماعی، برای نظام غیرقابل انکار بود.
دوم، افزایش گستره نافرمانی مدنی؛ شمار زنان با پوشش اختیاری در معابر عمومی به حدی افزایش یافت که عملاً امکان برخورد با تمامی موارد، از توان قوای انتظامی خارج شد. این گستردگی، نشان‌دهنده یک نافرمانی مدنی سازمان‌یافته نبود، بلکه نمودی از عدم پذیرش عمومی و انتخاب فردی بود که در مقیاس وسیع بروز کرد.
سوم، پرهیز از تشدید بحران؛ در شرایطی که کشور با چالش‌های اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی متعددی روبروست، دامن زدن به یک بحران اجتماعی داخلی دیگر بر سر مسئله حجاب، می‌توانست هزینه‌های غیرقابل جبرانی را به همراه داشته باشد. لذا، اتخاذ یک رویکرد نرم‌تر، شاید با هدف کاهش تنش‌ها و پرهیز از گسترش بحران صورت گرفته باشد.
چهارم، طرح «لایحه عفاف و حجاب» و بازخوردهای آن؛ حتی لایحه موسوم به عفاف و حجاب که در مجلس بررسی شد، با وجود لحن سختگیرانه در بخش‌های جریمه و سیستماتیک کردن برخورد، در عمل به دنبال حذف گشت ارشاد از خیابان‌ها و انتقال برخورد به فازهای قضایی و سیستمی بود که خود به نوعی، اذعان به ناکارآمدی رویکرد «برخورد مستقیم» محسوب می‌شود. زمانی که بدنه حاکمیت در حال تدوین سازوکارهایی برای عقب کشیدن نیروی انسانی از صحنه مستقیم درگیری است، طبیعی است که ایدئولوگ‌های آن نیز مجبور به تعدیل گفتمان خود شوند تا با سیاست جدید همخوانی داشته باشد.
بنابراین، این تغییر گفتمان می‌تواند به عنوان سیگنالی از «پذیرش واقعیت» و «نرمش تاکتیکی» از سوی حاکمیت تحلیل شود. به این معنا که جمهوری اسلامی، حجاب اجباری را لغو نکرده اما استراتژی خود را از برخورد فیزیکی و مستقیم به رویکردهای غیرمستقیم، ارشادی و در صورت لزوم قضایی با سازوکارهای جدید، تغییر داده است. در این فضا، پناهیان نیز برای حفظ اثربخشی گفتمانی خود و همراستا شدن با «استراتژی جدید»، مجبور به تعدیل لحن شده است.
فرض دوم: بهره‌برداری سیاسی از زنان به عنوان «سیاهی لشکر»
فرضیه دوم، نگاهی انتقادی‌تر و بدبینانه‌تر به این تغییر گفتمان دارد و آن را نه صرفاً یک عقب‌نشینی، بلکه نوعی استفاده ابزاری از وضعیت موجود می‌داند. بر اساس این فرضیه، حاکمیت در پی سواستفاده سیاسی از زنان با پوشش اختیاری در میادین عمومی است و این تغییر رویکرد پناهیان، بخشی از یک پروژه گسترده‌تر برای رسیدن به این هدف است. در این فرضیه نیز دلایل مختلفی وجود دارد.
نسخت، خنثی‌سازی اپوزیسیون و جذب پایگاه اجتماعی؛ با نرم شدن ادبیات در قبال بدحجابان، این امید وجود دارد که بخشی از جامعه، به ویژه جوانان و زنانی که نسبت به حجاب اجباری معترض هستند، احساس «دشمنی» و «طردشدگی» کمتری از سوی نظام جمهوری اسلامی داشته باشند. این کاهش احساس طردشدگی می‌تواند منجر به «خنثی‌سازی پتانسیل اعتراضی» در این گروه شده و حتی در بلندمدت، زمینه را برای جذب حداقلی آنها به پایگاه اجتماعی حاکمیت فراهم کند. هدف این است که از تبدیل نارضایتی از حجاب اجباری به «مخالفت تمام‌عیار سیاسی با نظام» جلوگیری شود.
دوم، نمایش تکثر و انعطاف‌پذیری در جمهوری اسلامی؛ وجود زنان با پوشش اختیاری در فضاهای عمومی، در صورتی که با برخورد شدید مواجه نشوند، می‌تواند به عنوان نمادی از انعطاف‌پذیری و تکثرگرایی درونی نظام جمهوری اسلامی در برابر افکار عمومی داخلی و خارجی معرفی شود. به این ترتیب که نگاه‌های متفاوت درونی در حال مدیریت یک مسئله اجتماعی هستند و نظام، یکپارچه در پی سرکوب نیست. این تصویر می‌تواند به بهبود چهره بین‌المللی جمهوری اسلامی و کاهش اتهامات مربوط به نقض حقوق بشر کمک کند.
سوم، جذب «سیاهی لشکر» برای رویدادهای آتی؛ تعبیر «سیاهی لشکر» که همین چند هفته قبل توسط امام جمعه رشت به کار گرفته شد، به معنای استفاده از حضور فیزیکی افراد در فضاهای عمومی، نه لزوماً به عنوان حامیان ایدئولوژیک، بلکه به عنوان «جمعیت» برای عادی‌سازی یا مشروعیت‌بخشی به برخی وقایع یا رویدادهاست. در این سناریو، ممکن است هدف این باشد که با کاهش فشار بر زنان با پوشش اختیاری، آنها نیز بدون احساس خطر، در انتخابات‌ها یا تجمعات دولتی حضور پیدا کنند و آمار مشارکت را بالا ببرند، فارغ از اینکه چه پوششی دارند. این امر می‌تواند برای نظام جمهوری اسلامی، به ویژه در شرایط کاهش مشروعیت و مشارکت عمومی، دستاورد سیاسی مهمی تلقی شود.
گفتمان‌سازی از سوی حلقه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای
تغییر گفتمان علیرضا پناهیان در قبال مسئله حجاب، صرف‌نظر از دلایل درونی یا بیرونی آن، یک «رویداد مهم» در تحلیل استراتژی‌های حکمرانی جمهوری اسلامی در این حوزه است. این روحانی معروف که باید او را در حلقه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای دانست، با تغییر لحن و ادبیات خود، بازتابی از بازنگری کلان در سیاست‌های نظام در قبال حجاب اجباری است که پس از وقایع ۱۴۰۱ و ارزیابی هزینه‌ها و فواید رویکردهای پیشین، صورت گرفته است.
هر دو فرضیه مطرح شده می‌توانند تا حدی در توضیح این پدیده نقش داشته باشند و لزوماً نافی یکدیگر نیستند. می‌توان تصور کرد که حاکمیت، در مواجهه با واقعیت‌های جامعه و افزایش نافرمانی مدنی، به این نتیجه رسیده که رویکرد قهری دیگر کارایی ندارد . در این میان، برای مدیریت این وضعیت و کاهش هزینه‌ها، تلاش می‌کند تا با نرم کردن لحن، از پتانسیل‌های سیاسی و اجتماعی موجود به نفع خود بهره‌برداری کند . این بهره‌برداری می‌تواند شامل کاهش تنش‌ها، خنثی‌سازی اپوزیسیون، جذب پایگاه اجتماعی، نمایش انعطاف‌پذیری و حتی افزایش آمار مشارکت در رویدادهای سیاسی باشد.

در نهایت، این تغییر رویکرد از سوی چهره‌ای مانند پناهیان، به وضوح نشان می‌دهد که حتی در رده‌های بالای ایدئولوژیک نظام نیز، این درک وجود دارد که مسئله حجاب با زور و تهدید قابل حل نیست و نیازمند مدیریت پیچیده‌تر و استراتژی‌های چندوجهی است. اینکه این رویکرد جدید چقدر صادقانه است، تا چه حد به مطالبات واقعی جامعه پاسخ می‌دهد، و در بلندمدت چه نتایجی را در پی خواهد داشت، منوط به نحوه اجرای آن در عمل و واکنش‌های آتی جامعه خواهد بود. اما آنچه مسلم است، دوره برخورد یکپارچه و قاطع با مسئله ‌حجاب، حداقل در ادبیات رسمی و نیمه‌رسمی، به پایان رسیده و جای خود را به رویکردی پیچیده‌تر و احتمالاً متناقض‌تر داده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن