اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق: در پی حمله به تأسیسات نفتی لاوان و گسترش لکههای نفتی در اطراف خارگ و شیدور، خلیج فارس با یکی از جدیترین موجهای آلودگی زیستمحیطی سالهای اخیر روبهرو شده است. شواهد ماهوارهای و گزارشهای میدانی نشان میدهد این آلودگیها از سطح آب فراتر رفته و به سواحل، زیستگاههای مرجانی، تالابها و مناطق تخمگذاری لاکپشتهای دریایی فشار وارد کردهاند. کارشناسان هشدار میدهند که پیامدهای این بحران تنها به مرگ مستقیم آبزیان محدود نمیشود و میتواند در ماهها و سالهای آینده، زنجیره غذایی دریایی، ذخایر ماهی، تنوع زیستی و حتی اقتصاد ساحلی جنوب ایران را با آسیبهای بلندمدت مواجه کند.
شیدور؛ جزیرهای حساس در فصل تخمگذاری
در جزیره شیدور، یا مارو، تصاویر منتشرشده از آلودگی نفتی روی ساحل و مرگ تعدادی از جانوران بومی حکایت دارد. این جزیره یکی از مهمترین زیستگاههای پرندگان مهاجر و لاکپشتهای دریایی در هرمزگان است و فصل تخمگذاری آن از اواسط اسفند تا اوایل مرداد ادامه دارد، بنابراین برخورد آلودگی با این بازه زمانی نگرانیها را دوچندان کرده است. مقامهای محیطزیست هرمزگان گفتهاند هنوز تلفات گستردهای از لاکپشتها ثبت نشده، اما پاکسازی سواحل صخرهای و مرجانی دشوار است و آثار ماندگار بر جای میگذارد. کارشناسان میگویند خطر اصلی فقط مرگ فوری جانوران نیست، بلکه آلودگی شنها و سواحل میتواند موفقیت تخمگذاری و بقای نوزادان لاکپشتها را در فصلهای آینده کاهش دهد.
در چنین شرایطی، حتی اگر ساحل ظاهراً پاکسازی شود، باقی ماندن ترکیبات نفتی در رسوبات میتواند سالها بر زیستگاه اثر بگذارد و چرخه طبیعی زادآوری گونههای دریایی را مختل کند.
لاوان؛ آلودگی پس از حمله به پالایشگاه
در لاوان، آلودگی نفتی پس از حمله هوایی به پالایشگاه این جزیره گزارش شد و بخشهایی از ساحل با لکههای نفتی پوشیده شد. اهمیت لاوان فقط در جایگاه صنعتی آن نیست؛ این منطقه بخشی از اکوسیستم حساس غرب هرمزگان است و هر نوع نشتی نفتی میتواند به زنجیره غذایی دریایی، مرجانها و سواحل تخمگذاری جانوران آسیب بزند.
گزارشها همچنین از جمعآوری بخشی از آلودگی در سواحل ماسهای خبر دادهاند، اما درباره مناطق صخرهای و مرجانی هشدار دادهاند که پاکسازی کامل بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود. کارشناسان محیطزیست میگویند نفت در چنین مناطقی به شکاف صخرهها، بستر مرجانها و رسوبات ساحلی نفوذ میکند و حتی پس از جمعآوری ظاهری لکهها، آثار آن در محیط باقی میماند. این مسئله برای گونههای حساس دریایی، بهویژه ماهیان جوان، تخمها و لاروهای آبزیان، خطر جدی ایجاد میکند؛ زیرا تماس طولانیمدت با مواد نفتی میتواند رشد، تغذیه و توان تولیدمثل آنها را مختل کند.
خارگ؛ لکهای که به بحران تبدیل شد
خارگ نیز بهعنوان مهمترین پایانه صادرات نفت خام ایران، با لکه نفتی بزرگی در آبهای اطراف خود خبرساز شد. در این پرونده، منشأ آلودگی محل اختلاف بوده است، اما اصلِ وجود لکه نفتی با تصاویر ماهوارهای تأیید شده و کارشناسان هشدار دادهاند که چنین آلودگیای میتواند بر شیلات، آبشیرینکنها و زیستگاههای دریایی اثر بگذارد.
اهمیت خارگ در این است که هر آلودگی در اطراف آن همزمان یک بحران محیطزیستی و یک هشدار درباره شکنندگی زیرساخت انرژی ایران محسوب میشود.
کارشناسان دریایی میگویند در صورت گسترش لکههای نفتی، گونههای ماهی بومی، آبزیان کفزی و پرندگان دریایی در معرض خطر مستقیم قرار میگیرند و آلودگی میتواند از طریق رسوبات و آب آلوده وارد کل زنجیره غذایی شود.
گسترش آلودگی به تالابها و سواحل هرمزگان
فراتر از این سه نقطه، گزارشهای دیگر از گسترش اثرات آلودگی به بخشهایی از نوار ساحلی هرمزگان، تالاب خورخوران و تالابهای شور و شیرین خبر دادهاند. همچنین کارشناسان محیطزیست هشدار دادهاند که آلودگی نفتی در خلیج فارس میتواند به دلیل نیمهبسته بودن این پهنه آبی، مدت طولانیتری باقی بماند و بر مرجانها، مانگروها، پرندگان مهاجر و آبزیان اثر بگذارد. در برخی برآوردها، آسیبها تنها به مرگ مستقیم جانوران محدود نیست، بلکه شامل اختلال در تخمگذاری لاکپشتها، آلودگی تخمها، کاهش بقای نوزادان، تضعیف زنجیره غذایی و آسیب بلندمدت به سواحل و مرجانها نیز میشود. کارشناسان هشدار میدهند که مانگروها و تالابهای ساحلی، بهدلیل نقش حیاتی در تولیدمثل و تغذیه بسیاری از آبزیان، در صورت آلودگی میتوانند کل چرخه زیستی منطقه را تحت تأثیر قرار دهند.
پیامدهای بلندمدت نشست نفت بر زنجیره غذایی گونههای دریایی بومی
آلودگی نفتی معمولاً با سه نوع خسارت همراه است؛ نخست، پوشاندن سطح آب و ساحل که به جانوران آسیب میزند؛ دوم، نفوذ به بافتهای حساس مانند مرجانها و ریشههای مانگرو؛ و سوم، اثرات دیرپا بر تولیدمثل و بقای گونهها. نفت و ترکیبات هیدروکربنی میتوانند روی آب یک لایه ایجاد کنند، نور و اکسیژنرسانی را کاهش دهند و به تخمها، لاروها و موجودات کفزی آسیب بزنند. بخشی از این مواد در بدن جانوران کوچکتر تجمع پیدا میکند و با خورده شدن آنها به ماهیهای بزرگتر و سپس شکارچیان بالاتر منتقل میشود؛ یعنی آلودگی از پایین زنجیره غذایی به بالا حرکت میکند. این فرآیند میتواند هم رشد و هم توان تولیدمثل گونهها را مختل کند.
اثر بر گونههای بومی
برای گونههای بومی خلیج فارس، نخستین ضربه معمولاً به موجودات ریزتر و زیستگاههای حساس مثل کف دریا، مرجانها و علفزارهای دریایی وارد میشود. وقتی این پایهها آسیب ببینند، ماهیان خوراکی، لاکپشتها و پرندگان دریایی هم در بلندمدت با کاهش غذا، آلودگی مستقیم بدن و افت نرخ بقا روبهرو میشوند. در مناطق تخمگذاری لاکپشتها، آلودگی ساحل میتواند موفقیت هچینگ را پایین بیاورد و جمعیت را در چند فصل بعدی کوچکتر کند. در مورد شیدور، مهمترین خطر همینجاست. جزیرهای کوچک و حساس که در فصل تخمگذاری لاکپشتها آلوده شده و حتی اگر تلفات فوری ثبت نشده باشد، احتمال کاهش موفقیت زادآوری در ماههای آینده جدی است.
پیامدهای دیررس
اثرهای بلندمدت فقط مرگ فوری جانوران نیست؛ بلکه شامل کاهش تنوع زیستی، افت جمعیت گونههای حساس، اختلال در مهاجرت و زادآوری، و آلودگی مزمن رسوبات است. این یعنی حتی اگر ساحل ظاهراً پاک شود، زیستبوم ممکن است هنوز آلوده بماند و سالها بعد با کاهش ماهی، افت صید و نابسامانی جمعیت گونهها خودش را نشان بدهد. برای همین، کارشناسان معمولاً نشت نفت را یک آسیب ماندگار میدانند نه یک حادثه کوتاهمدت.
خلیج فارس آسیبپذیرتر است
در خلیج فارس، این خطر مهمتر است چون پهنه آبی نیمهبسته است و تبادل آب کندتر انجام میشود. بنابراین نفت، رسوبات آلوده و ترکیبات سمی فرصت بیشتری برای ماندن و ورود به زنجیره غذایی دارند. نتیجه میتواند کاهش ذخایر ماهی، آسیب به مرجانها، تهدید لاکپشتهای دریایی و حتی اثر روی معیشت ساحلنشینان باشد.
ضربه به معیشت صیادان
اگر ذخایر ماهی در خلیج فارس بهدلیل آلودگی نفتی کاهش پیدا کند، ضربه فقط زیستمحیطی نیست و مستقیم به درآمد صیادان، اشتغال ساحلی، قیمت ماهی و امنیت غذایی هم منتقل میشود. در پهنهای مثل خلیج فارس که معیشت بسیاری از خانوادهها به صید و زنجیرههای وابسته به آن متکی است، افت ذخایر میتواند به سرعت به بحران اقتصادی محلی تبدیل شود. وقتی جمعیت ماهی کم میشود، صیاد برای همان میزان درآمد باید زمان بیشتری در دریا بماند، هزینه سوخت و تعمیراتش بالا میرود و صیدش هم نامطمئنتر میشود. این فشار فقط به صیادان محدود نمیماند و روی فروشندگان ماهی، کارگران بندر، حملونقل سردخانهای و بازارهای محلی هم اثر میگذارد.
افزایش قیمت و تهدید امنیت غذایی
کاهش عرضه ماهی معمولاً به افزایش قیمت میانجامد، مخصوصاً برای گونههای بومی یا پرمصرفی که جایگزین آسان ندارند. این موضوع برای خانوارهای کمدرآمد حساستر است، چون ماهی یکی از منابع مهم پروتئین است و گرانی آن میتواند الگوی مصرف را به ضرر سلامت غذایی تغییر دهد. در چنین شرایطی، حتی اگر صید کاملاً متوقف نشود، نوسان در عرضه میتواند بازار را بیثبات کند و امنیت غذایی سواحل جنوبی را تحت فشار قرار دهد.
بحران در اقتصاد ساحلی
صید ماهی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ یک زنجیره شغلی کامل میسازد که از صیادی تا فرآوری، بستهبندی، فروش، یخسازی و خدمات بندری را دربر میگیرد. وقتی ذخایر کاهش یابد، این زنجیره کوچکتر میشود و بیکاری پنهان یا آشکار بالا میرود. در نواحی جنوبی ایران، این مسئله میتواند به مهاجرت نیروی کار و تضعیف اقتصاد شهرهای ساحلی هم منجر شود.
بحرانی فراتر از یک لکه نفتی
آنچه اکنون در خلیج فارس رخ داده، یک حادثه منفرد نیست؛ بلکه زنجیرهای از آلودگیهاست که از لاوان تا شیدور و خارگ گسترده شده و به بخشهایی از سواحل و تالابهای هرمزگان هم رسیده است. اگر این روند مهار نشود، پیامدهای آن میتواند از مرگ ماهیان، پرندگان و لاکپشتها فراتر برود و به افت جمعیت گونهها، کاهش تنوع زیستی، آسیب به مرجانها، تهدید شیلات و اختلال در امنیت غذایی و اقتصادی سواحل جنوبی ایران منجر شود. کارشناسان هشدار میدهند که نشت نفت در خلیج فارس فقط یک بحران کوتاهمدت نیست، بلکه میتواند به زخمی ماندگار بر یکی از حساسترین زیستبومهای دریایی منطقه تبدیل شود.