اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی: باز سیاهه کیهان، باز حسین شریعتمداری و باز رجزخوانی در کوچه خلوت! در حالی که کشور پس از تجاوز گسترده خارجی و آسیب ایرانسوز به بسیاری از زیرساختهای حیاتی مملکت در گیجی و سردرگمی این ضربات و لطمات به سر برده و خیل عظیمی از جوانان و نیروی انسانی فعال در کشور به یمن قطعی چندماهه اینترنت و رکود سنگین اقتصادی، تن به تیغ تیز تعدیل و خانهنشینی و صد البته تبعات و پیامدهای سنگین اجتماعی منتبع این وضعیت سپردهاند، روزنامه نماینده ولی فقیه در تازهترین افاضه خود، خوش نمک شده و در شبه طنز سطحی و زردی در ستون گفت و شنودش با بغل بغل نمک به سراغ زخم سر باز ملت بینوا رفته است.
نگارنده این جریده در ستون امروز خود، اینطور نوشته؛ «گفت: یک روزنامه ژاپنی نوشته است؛ حمله نظامی آمریکا و اسرائيل به ایران، نه فقط اقتصاد جهان، بلکه زندگی مردم در آمریکا و اروپا و کشورهای همپیمان آمریکا در آسیا را نیز با بحران بیسابقه روبهرو کرده است.»
در همین پاراگراف اول، اگر از ایراد جملهبندی نگارنده در خط دوم بگذریم به این سوال خواهیم رسید که خب! لابد در پی این مقدمه در صدد یک نکتهنگاری و نتیجه ژرف برآمده و لابد در خطوط بعدی این سیاهه، یک نتیجهگیری تاملبرانگیز را هدف قرار داده است. اما خب! از قضاوت دست شسته و چشم به ادامه میدوزیم. همانجا که استاد مرقوم فرموده؛ «گفتم: روزنامه آمریکایي واشنگتنپست هم به همین مضمون اشاره کرده و نوشته است؛ جنگ با ایران و بسته شدن تنگه هرمز حساسترین شریانهای اقتصاد جهانی را به کانون بحران تبدیل کرده است. اختلال طولانیمدت در این مسیر، حالا نهتنها بازارهای نفت و گاز، بلکه زندگی روزمره مردم در نقاط مختلف دنیا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.»
این ستوننویس، همچنین ادامه داده؛ «گفت: بسیاری از رسانهها و کارشناسان برجسته جهان، علاوه بر ترامپ و نتانیاهو، سایر مراکز و مقامات آمریکایي را نیز به باد اعتراضات آمیخته به عصبانیت گرفته و دنبال راه چاره میگردند!» اما باز روشن نداشته که منظورش از کارشناسان برجسته جهان، کارشناسنماهایی چون مرندی و ثابتی و فلان و بهمانند یا مشخصا مرجع این استنادش به چه کسانی است؟ ضمن اینکه بر فرض صحت این گذاره نیز باز مشخص نداشته که خروجی چنین وضعیتی برای اقتصاد نحیف و لاجان ایران و سفره خالی مردم در داخل کشور چیست؟ عصبانیت ترامپ و نتانیاهو، اساسا کجای بایستههای اقتصادی امروز کشور ماست؟ در جنگ به سر میبریم؟ فارغ از چگونگی پدید آمدن همین جنگ، قبول. اما شاید لازم باشد که این ستون نویس و اهالی قبیلهاش، یک بار هم که شده از این طنز و درفشانی مبتذل دست شسته و به مردم بگویند که حدیقف این وضعیت کی و چه زمانی خواهد بود؟ اصلا تاریخ انقضای انسداد تنگه هرمز و کارکرد آن تا چه زمانی است؟ تا ابد؟ یا اینکه به هر ترتیب، حضرات بدون در نظر گرفتن خود و همقطاران متنعمشان از مواهب رفاه و زندگی آسوده در پی طبقه «پای کار نظام»، باید یک بار هم که شده بگویند برای باقی اکثریت محروم، مظلوم و محجور این مملکت جنگزده چه تمهید و برنامهای جز تکان دادن پرچم حزب الله لبنان در خیابان و فریاد «بزن که خوب میزنی» در میدان دارند؟
نویسنده این ستون در ادامه نیز، نمک پرانی کرده و نوشته؛ «گفتم: تعدادی دیوانه را با هواپیما منتقل میکردند، دیوانهها با سروصدا و حرکتهای عجیب و غریب پرواز هواپیما را مختل کرده بودند. خلبان به مهماندار گفت؛ این دیوانهها را یک جوری ساکت کن و بعد از نیم ساعت هواپیما ساکت و آرام شد. خلبان از مهماندار پرسید؛ چه کردی؟ مهماندار گفت؛ درِ هواپیما را بازکردم و به آنها گفتم بروید توی حیاط بازی کنید!»
خب! مواجهه مخاطب با این مطلب در این جاست که پس از سر کشیدن لیوانی آب قند به دنبال التهابات گوارشی ناشی از مطالعه سطح ارزنده طنز آن، حتما سوال خواهد پرسید که مدیرمسئول کیهان و باقی اهالی این طایفه ویژهخوار و عافیتنشین، کی و چه زمانی میخواهند به حیاط رفته و کمی بازی کنند؟ بلکم، ملت ستمکش ایران نیز در وانفسای این شعب چند دههای ابیطالب، قدری منفذ تنفس یافته و لختی در گوشهای از مسیر رفاهی نسبی و زندگی معمولی، بیاسایند! بیآنکه سرنوشتشان به این اراجیف گره خورده باشد!
3