خانه پیشنهاد هم‌وطن قتل مریم آقابابایی؛ روایتی که با خرید دارو آغاز شد و با جسدی سوخته پایان یافت

قتل مریم آقابابایی؛ روایتی که با خرید دارو آغاز شد و با جسدی سوخته پایان یافت

صبح پنج‌شنبه، مریم آقابابایی از خانه خارج شد؛ مثل هزاران زن دیگری که هر روز برای انجام کارهای عادی زندگی از خیابان‌های شهر عبور می‌کنند.

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق

صبح پنج‌شنبه، مریم آقابابایی از خانه خارج شد؛ مثل هزاران زن دیگری که هر روز برای انجام کارهای عادی زندگی از خیابان‌های شهر عبور می‌کنند. مقصدش چند داروخانه در شهرکرد بود. خانواده‌اش تصور می‌کردند ساعتی بعد بازمی‌گردد؛ هیچ‌کس نمی‌دانست آن خروج کوتاه، آخرین تصویر زنده او خواهد بود. مریم پس از تهیه دارو، درخواست تاکسی اینترنتی ثبت کرد. راننده رسید و او سوار خودرو شد. دقایقی بعد، تلفن همراهش خاموش شد؛ سکوتی ناگهانی که آغاز یک فاجعه بود. تماس‌های خانواده بی‌پاسخ ماند و نگرانی، آرام‌آرام جای خود را به وحشت داد. ردیابی تراکنش‌های بانکی و تصاویر دوربین‌های مداربسته، پلیس را به مسیر حرکت خودرو رساند. اما پیش از آنکه حقیقت کامل روشن شود، چوپانی در ارتفاعات اطراف شهرکرد با صحنه‌ای تکان‌دهنده روبه‌رو شد؛ جسدی سوخته در منطقه‌ای دورافتاده. بعدتر مشخص شد آن جسد، مریم آقابابایی است.متهم پس از بازداشت، انگیزه را «سرقت طلا» عنوان کرد، اما روایت‌های محلی و جزئیات پرونده، احتمال خشونتی فراتر از سرقت را مطرح می‌کنند. مقام‌های قضایی از دخالت احتمالی افراد دیگر در سوزاندن و انتقال جسد سخن گفته‌اند؛ پرونده‌ای که از همان ابتدا «پیچیده» توصیف شد.

الگویی آشنا؛ زنانی که سوار شدند و هرگز بازنگشتند

قتل مریم، حادثه‌ای منفرد نیست. در سال‌های اخیر، نام زنان دیگری نیز در تیتر اخبار ظاهر شد؛ زنانی که تنها برای رسیدن به مقصد، سوار یک خودرو شدند و هرگز سالم بازنگشتند.الهه حسین‌نژاد، زن جوان تهرانی، پس از سوار شدن به خودروی راننده‌ای با سابقه فعالیت در تاکسی اینترنتی ناپدید شد. جسدش بعدتر پیدا شد و پرونده، افکار عمومی را به‌شدت تکان داد. روایت رسمی، انگیزه قتل را سرقت تلفن همراه اعلام کرد، اما افکار عمومی این توضیح را کافی ندانست.

ملیکا قدبگلویی نیز قربانی خشونتی مشابه شد؛ پرونده‌ای که شباهت‌های آن با قتل الهه، موجی از نگرانی درباره امنیت زنان در حمل‌ونقل شهری ایجاد کرد.

در پرونده‌ای دیگر، دو راننده زن تاکسی اینترنتی به نام‌های سارا و مریم، قربانی مسافری شدند که بعدها مشخص شد قاتلی سریالی است. هر دو زن در حالی جان خود را از دست دادند که تنها در حال انجام کار روزانه‌شان بودند.

پرونده دختر ناشناس اتوبان و جسد سوخته کشف‌شده در شرق تهران نیز، تصویری تکرارشونده از خشونت علیه زنانی را نشان داد که قربانی خلأهای امنیتی شدند؛ زنانی که گاهی حتی هویتشان نیز در میان اخبار گم شد.

جامعه‌ای که به خبر قتل زنان عادت می‌کند

هر بار انتشار چنین پرونده‌هایی، شبکه‌های اجتماعی را پر از خشم، اندوه و ترس می‌کند. تصاویر قربانیان دست‌به‌دست می‌شود، خانواده‌ها مقابل دوربین‌ها از عدالت حرف می‌زنند و کاربران از تجربه‌های شخصی خود درباره احساس ناامنی در تاکسی‌های اینترنتی می‌نویسند. اما چند هفته بعد، موج خبری فروکش می‌کند؛ تا زمانی که نام زن دیگری به فهرست قربانیان اضافه شود.قتل مریم بار دیگر این پرسش را زنده کرد که چرا با وجود تکرار چنین جنایت‌هایی، هنوز سازوکار مؤثری برای حفاظت از زنان در حمل‌ونقل اینترنتی وجود ندارد. بسیاری از کاربران می‌گویند زنان امروز حتی در ساده‌ترین تصمیم روزمره ــ گرفتن یک تاکسی ــ ناچارند همزمان نگران امنیت جان خود باشند.

خلأهای قانونی و نظارتی

پس از هر قتل، وعده‌هایی درباره افزایش نظارت بر رانندگان تاکسی اینترنتی مطرح می‌شود؛ از بررسی سوابق کیفری و سلامت روان گرفته تا فعال‌سازی قابلیت‌های امنیتی جدید. اما منتقدان می‌گویند بخش زیادی از این وعده‌ها یا اجرا نمی‌شود یا تأثیر عملی محدودی دارد. نبود سیستم هشدار اضطراری مؤثر، ضعف در احراز هویت دقیق رانندگان، امکان فعالیت افراد دارای سابقه خشونت و نبود نظارت لحظه‌ای بر مسیر سفر، از مهم‌ترین انتقادهایی است که بارها تکرار شده است. در بسیاری از این پرونده‌ها، قربانیان تنها چند دقیقه پس از سوار شدن ناپدید شده‌اند؛ فاصله‌ای کوتاه میان یک سفر عادی شهری و وقوع جنایتی غیرقابل جبران.

فراتر از یک قتل؛ تصویری از ترس روزمره زنان

قتل مریم آقابابایی فقط درباره یک قربانی نیست؛ درباره جامعه‌ای است که زنان در آن، برای ساده‌ترین جابه‌جایی روزانه نیز ناچار به محاسبه خطرند. خانواده‌هایی که تا رسیدن دخترانشان به مقصد، مدام تلفن را چک می‌کنند. زنانی که مشخصات راننده را برای دوستانشان می‌فرستند. دخترانی که در سکوت، مسیر حرکت خودرو را زیر نظر می‌گیرند تا مطمئن شوند از جاده اصلی خارج نشده‌اند. تکرار این جنایت‌ها، صرفاً آمار قتل نیست؛ نشانه فرسایش احساس امنیت در جامعه است.زخمی جمعی که هر بار با انتشار تصویر دختری دیگر، دوباره باز می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن