امید آزادی
اعلام تشکیل نخستین تیپ «جانفدا» و تجهیز آن به سلاح و امکانات نظامی، از ورود این طرح به مرحلهای تازه حکایت دارد. سپاه در شرایطی از تشکیل تیپها و گردانهای جدید و اعزام نیرو به مناطق عملیاتی سخن میگوید که ایران همزمان با خطر ازسرگیری جنگ خارجی، بحران اقتصادی و نارضایتی گسترده اجتماعی روبهرو است. مصادره نامی که پس از کشتار معترضان دیماه در ادبیات مخالفان حکومت برای جانباختگان به کار میرفت، در کنار گسترش پایگاههای آموزش نظامی در شهرها، پرسشهایی جدی درباره اهداف بلندمدت این تشکیلات و نگرانی حاکمیت از خیابان ایجاد میکند.
سخنان حسن حسنزاده، فرمانده سپاه حضرت محمد رسولالله تهران بزرگ، درباره سازماندهی نخستین تیپ جانفدا را باید جدی گرفت زیرا وقتی فرمانده سپاه تهران از پایان آموزشهای تکمیلی، تجهیز نیروها، برگزاری اردوهای عملی، میدان تیر تخصصی و برنامه اعزام رزمندگان به مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور صحبت میکند، موضوع از یک پویش تبلیغاتی و ثبتنام اینترنتی فاصله گرفته و به سمت ایجاد ساختاری با ظرفیت عملیاتی حرکت میکند.
به گفته او، در آینده نزدیک، سازماندهی تیپها و گردانهای جانفدا متناسب با میزان آمادگی و آموزش افراد شکل خواهد گرفت. به این ترتیب، آنچه در ماههای گذشته با تبلیغات گسترده درباره حضور داوطلبانه شهروندان آغاز شده بود، اکنون در ادبیات فرماندهان سپاه به تشکیل واحدهای نظامی و توسعه ساختار سازمانی رسیده است.
از ثبتنام اینترنتی تا تشکیل تیپ؛ جانفدا دیگر فقط یک پویش نیست
مقامهای حکومتی در ماههای گذشته از ثبتنام گسترده شهروندان در پویش جانفدا و آمادگی آنها برای دفاع از کشور سخن میگفتند. بعدتر، موضوع ایجاد پایگاههای آموزش نظامی، برگزاری دورههای کار با سلاح و سازماندهی نیروها در قالب گردانهای مختلف مطرح شد. در هفتههای اخیر نیز حرف از گسترش این کارزار به مراکز استانها و میدانهای اصلی شهرهای ۳۱ استان به میان آمد. آموزش نظامی زنان و مردان داوطلب و گسترش این برنامه در چارچوب نگرانی تهران از احتمال ازسرگیری درگیری با آمریکا و اسرائیل ادامه یافت و بعضا هم شاهد تاکیداتی بر لزوم آمادگی این نیروها و بسیج برای جنگ شهری بودیم.
حالا اما تازه فرمانده سپاه تهران نشان میدهد که کار به ایجاد یک واحد سازمانیافته با آموزش تکمیلی و تجهیزات رسیده است.
خیابان و کابوس جنگ داخلی
گسترش سازماندهی جانفدا در شرایطی اتفاق میافتد که ایران در آستانه جنگ سوم با آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و وضعیت آشفته اقتصادی، صبر مردم را به سر آورده است. ادامه محاصره و فشارهای اقتصادی از سوی آمریکا تنگناهای معیشتی مردم را هر روز بیشتر کرده و اصرار مسئولان جمهوری اسلامی به عدم تسلیم و میل به مقاومت آنها را عصبانیتر میکند.
در چنین وضعیتی، تشکیل تیپ و گردانهای جانفدا را باید در بستری فراتر از آمادگی برای مقابله با حمله خارجی بررسی کرد. جمهوری اسلامی با دو نوع تهدید همزمان مواجه است؛ تهدید نظامی از بیرون و نارضایتی انباشتهشده در داخل. جنگ میتواند فشار اقتصادی را تشدید کند، زیرساختهای آسیبدیده را در معرض خطر بیشتری قرار دهد و زندگی گروههای بیشتری از جامعه را مختل کند. در مقابل، هرگونه تشدید بحران اقتصادی و اجتماعی نیز میتواند زمینه بازگشت اعتراضات خیابانی را فراهم کند.
تجربه دیماه ۱۴۰۴ برای حاکمیت یک هشدار جدی بود. اعتراضاتی که از بحران اقتصادی و سقوط قدرت خرید آغاز شد، بهسرعت ابعاد سیاسی پیدا کرد و به شهرهای مختلف گسترش یافت. حاکمیت پس از آن اعتراضات نهتنها با مسئله نارضایتی عمومی، بلکه با دشواری بازسازی اقتدار امنیتی خود روبهرو شد. در ماههای بعد نیز جنگ، تحریمهای جدید، فشار بر معیشت و محدودیتهای سیاسی به این وضعیت اضافه شد. بنابراین، بعید است دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی احتمال بازگشت اعتراضات گسترده را از محاسبات خود کنار گذاشته باشد. اظهارات برخی مسئولان امنیتی و نظامی در ماههای اخیر درباره ورود گروههای مسلح به کشور و افزایش درگیریهای نظامی در مناطقی مثل سیستان و بلوچستان نیز نشان میدهد که نگرانیها از بروز جنگ داخلی جدی است.
چهارمین پایگاه آموزشی در تجریش افتتاح میشود
انتخاب میدان تجریش برای افتتاح چهارمین پایگاه آموزش جانفدا نیز از نظر جغرافیای سیاسی تهران قابل توجه است. تجریش صرفاً یک نقطه در شمال پایتخت نیست؛ یکی از مراکز پرتردد شهری، تجاری و اجتماعی تهران است که به مناطق مختلف شهر دسترسی دارد. حضور یک پایگاه آموزش نظامی در چنین محدودهای، تشکیلات جانفدا را از یک برنامه دور از دسترس شهروندان به بخشی از فضای روزمره شهری تبدیل میکند.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به برنامه اعلامشده برای گسترش پایگاههای آموزش در میدانهای اصلی شهرهای ایران توجه کنیم. طرح مورد نظر سپاه محدود به تهران نیست و قرار است در مراکز استانها نیز گسترش یابد. در نتیجه، با برنامهای مواجهیم که میتواند حضور تشکیلات وابسته به ساختار نظامی را در فضاهای عمومی شهرها پررنگتر کند.
مسئله دیگر، عادیسازی حضور آموزشهای نظامی در محیط زندگی شهروندان است. وقتی میدانهای عمومی به محل افتتاح پایگاه، آموزش و نمایش سازماندهی نیروهای مسلح تبدیل میشوند، مرز میان فضای مدنی و فضای نظامی تغییر میکند. در چنین شرایطی، شهروندان با تشکیلاتی مواجهاند که قرار است در کنار زندگی روزمره آنها حضور داشته باشد، اما درباره حدود فعالیت، مسئولیت و اختیاراتش اطلاعات شفافی در دسترس نیست.
نیروی دفاع از کشور یا بازوی سرکوب؟
یکی از ابهامهای مهم درباره جانفدا، مأموریت نهایی نیروهایی است که قرار است در قالب تیپ و گردان سازماندهی شوند. مقامهای سپاه از دفاع از کشور، مقابله با تهدیدهای خارجی و آمادگی برای حضور در مناطق عملیاتی صحبت میکنند، اما گزارشهای منتشرشده درباره این پویش نشان میدهد دامنه فعالیت آن صرفاً به دفاع نظامی در برابر حمله خارجی محدود نشده است. باید روشن شود منظور از تهدید داخلی چیست، چه نهادی آن را تشخیص میدهد و نیروهای جانفدا تحت چه شرایطی اجازه مداخله پیدا میکنند.
گزارشهای حقوق بشری درباره جذب نوجوانان نیز به این نگرانیها اضافه میشود. عفو بینالملل در آوریل ۲۰۲۶ درباره دعوت از کودکان ۱۲ سال به بالا برای مشارکت در فعالیتهای نظامی و امنیتی هشدار داده بود.
از سوی دیگر، مشخص نیست منابع مالی این تشکیلات از کجا تأمین میشود و هزینه تجهیز، آموزش، نگهداری و پشتیبانی نیروهای آن بر عهده کدام نهاد است. در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه برای تأمین هزینههای اولیه زندگی با مشکل مواجه است، توسعه ساختارهای نظامی جدید بدون انتشار اطلاعات مالی و ارائه گزارش عمومی، پرسشهایی درباره اولویتهای بودجهای حکومت ایجاد میکند.
ابهامات جدی درباره جمعیت جانفدایان
یکی دیگر از موضوعاتی که در بررسی جانفدا نمیتوان نادیده گرفت، فاصله میان آمارهای تبلیغاتی و ظرفیت واقعی این تشکیلات است. مقامهای جمهوری اسلامی پیشتر از ثبتنام دهها میلیون نفر در پویش جانفدا سخن گفته بودند. حتی ادعای ثبتنام بیش از ۳۰ میلیون نفر نیز مطرح شد؛ رقمی که با توجه به ابعاد جمعیتی کشور و شرایط اجتماعی پس از سرکوب دیماه، نیازمند راستیآزمایی مستقل است.
فکتنامه در بررسی این ادعا به مشکلات سامانه ثبتنام و نبود اطلاعات مستقل و قابل اتکا درباره تعداد واقعی داوطلبان اشاره کرده بود. بنابراین، نمیتوان آمار اعلامشده را معادل تعداد نیروهای آموزشدیده و آماده به خدمت دانست. از سوی دیگر، اعلام تشکیل هزار گردان یا برنامه گسترش این ساختار در سراسر کشور نیز به معنای آن نیست که همه این واحدها با نیروی انسانی، تجهیزات و ظرفیت عملیاتی کامل شکل گرفتهاند.
در واقع، سخنان تازه حسنزاده درباره نخستین تیپ، خود نشان میدهد که سازماندهی عملیاتی هنوز در حال طی مراحل مختلف است. اگر این طرح با استقبال گستردهای که مقامهای حکومتی ادعا میکنند مواجه شده، چرا اکنون تنها از تکمیل سازماندهی نخستین تیپ صحبت میشود؟ چند نفر واقعاً آموزش دیدهاند؟ چه تعداد از ثبتنامکنندگان حاضر به حضور مستمر در این تشکیلات هستند و چه سهمی از آنها آموزش تخصصی نظامی دیدهاند؟
حاکمیت در انتظار جنگ است یا از خیابان میترسد؟
آنچه از کنار هم قرار دادن تحولات ماههای اخیر به دست میآید، تلاش جمهوری اسلامی برای توسعه ظرفیت بسیج نیرو در شرایطی است که همزمان با چند بحران جدی روبهرو است. جنگ با آمریکا و اسرائیل هنوز آثار خود را بر اقتصاد و امنیت کشور باقی گذاشته، احتمال ازسرگیری درگیری وجود دارد و جامعه نیز پس از اعتراضات خونین دیماه با انبوهی از مطالبات پاسخدادهنشده مواجه است.
برای حکومت، این دو نگرانی لزوماً از یکدیگر جدا نیستند. جنگ طولانیتر به معنای فشار اقتصادی بیشتر، اختلال در زندگی روزمره، آسیبپذیری زیرساختها و افزایش نارضایتی است. از سوی دیگر، هرگونه بحران سیاسی یا اقتصادی تازه میتواند زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کند؛ اعتراضاتی که تجربه دیماه نشان داد ممکن است در مدت کوتاهی از مطالبات معیشتی عبور کنند و به چالشی سیاسی برای کل ساختار قدرت تبدیل شوند.
در چنین شرایطی، گسترش نیروهای آموزشدیده و سازماندهی آنها در قالب تیپها و گردانها میتواند برای حاکمیت چند کارکرد همزمان داشته باشد؛ افزایش ظرفیت دفاع سرزمینی، ایجاد نیروی پشتیبان برای شرایط جنگی و تقویت حضور ساختارهای وابسته به سپاه در سطح شهرها. اینکه کدامیک از این کارکردها در اولویت قرار دارد را نمیدانیم اما نکته روشن این است که جمهوری اسلامی به جای آنکه با پاسخگویی به مطالبات اقتصادی و سیاسی جامعه، از شدت نارضایتیها بکاهد، در حال توسعه سازوکارهای سازماندهی و آموزش نیروهای وابسته به خود است. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی در خیابان، بهتنهایی نمیتواند بحران اعتماد عمومی را حل کند.