اختصاصی هموطن/ عماد امین
خبرهای تلخ خودکشی و اقدام به خودکشی دانشجویان در سالهای اخیر، زنگ خطری جدی برای نظام آموزش عالی کشور به صدا درآورده است. حادثه اخیر مربوط به یک دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت سلامت روان دانشجویان را افزایش داده است؛ حادثهای که اگرچه درباره جزئیات و دلایل آن روایتهای متفاوتی مطرح شده، اما پرسش مهمی را پیش روی مسئولان قرار داده است؛ چرا محیط دانشگاه برای برخی دانشجویان به فضایی سرشار از فشار و اضطراب تبدیل شده است؟
بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۴ مجموعاً ۱۲۲ مورد اقدام به خودکشی در میان دانشجویان و دستیاران علوم پزشکی ثبت شده است که ۱۰۶ مورد مربوط به دانشجویان و ۱۶ مورد مربوط به دستیاران پزشکی بوده است. همچنین در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵، ۳۰ مورد اقدام به خودکشی در همین گروهها گزارش شده است. این آمار تنها مربوط به حوزه علوم پزشکی است و هنوز آمار جامع و شفافی از مجموع اقدام به خودکشی دانشجویان تمامی دانشگاههای کشور در دسترس نیست.
روانپزشکان و کارشناسان سلامت روان معتقدند خودکشی معمولاً نتیجه یک عامل مشخص نیست، بلکه مجموعهای از فشارهای روانی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی میتواند افراد را در معرض خطر قرار دهد. افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از بیکاری، آینده شغلی نامعلوم، فشارهای تحصیلی و مشکلات عاطفی از جمله عواملی هستند که سلامت روان دانشجویان را تهدید میکنند.
وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، پیشتر فشار کاری، استرس شدید و تجربه تحقیر در محیطهای آموزشی و درمانی را از عوامل مؤثر بر افزایش خطر خودکشی در میان پزشکان و دستیاران پزشکی عنوان کرده است. او همچنین به نتایج پژوهشی اشاره کرده که نشان میدهد حدود ۳۰ درصد از دستیاران پزشکی مورد بررسی، افکار خودکشی را تجربه کردهاند؛ آماری که از عمق مشکلات روانی در بخشی از جامعه دانشگاهی حکایت دارد.
نازیلا شاهمنصوری، روانپزشک، نیز نسبت به فشارهای مضاعف روانی و اجتماعی بر زنان شاغل در حوزه پزشکی هشدار داده و بر ضرورت توجه به سلامت روان آنان تأکید کرده است. از سوی دیگر، پژوهشهای انجامشده درباره دانشجویان ایرانی نشان میدهد افسردگی، احساس تنهایی، ناامیدی، مشکلات خانوادگی و نبود حمایت اجتماعی میتوانند خطر رفتارهای خودکشی را افزایش دهند.
در این میان، عملکرد دانشگاهها و مراکز مشاوره نیز با پرسشهای جدی روبهروست. آیا دانشجویان در شرایط بحران روانی به خدمات مشاورهای مناسب و محرمانه دسترسی دارند؟ آیا مسئولان دانشگاهها پیش از وقوع حوادث تلخ، نشانههای هشدار را شناسایی میکنند؟ و چرا با وجود تکرار این حوادث، همچنان آمار جامع و شفافی از وضعیت سلامت روان دانشجویان منتشر نمیشود؟
کارشناسان تأکید میکنند که پیشگیری از خودکشی تنها با توصیه به افزایش تابآوری دانشجویان امکانپذیر نیست. کاهش فشارهای آموزشی، تقویت حمایتهای اقتصادی، توسعه خدمات روانشناختی و ایجاد محیطی امن برای بیان مشکلات از ضرورتهایی است که نباید نادیده گرفته شود.
تکرار خبرهای خودکشی در محیطهای دانشگاهی هشداری است که نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فردی دانست. هرچند علت هر حادثه نیازمند بررسی مستقل است، اما بیتوجهی به فشارهای روزافزون بر دانشجویان میتواند بحران سلامت روان را عمیقتر کند. پرسش اینجاست که مسئولان آموزش عالی تا چه زمانی قرار است پس از هر حادثه ابراز تأسف کنند، بیآنکه افکار عمومی شاهد تغییرات ملموس در نظام حمایت از دانشجویان باشد؟/ عماد امین
خبرهای تلخ خودکشی و اقدام به خودکشی دانشجویان در سالهای اخیر، زنگ خطری جدی برای نظام آموزش عالی کشور به صدا درآورده است. حادثه اخیر مربوط به یک دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت سلامت روان دانشجویان را افزایش داده است؛ حادثهای که اگرچه درباره جزئیات و دلایل آن روایتهای متفاوتی مطرح شده، اما پرسش مهمی را پیش روی مسئولان قرار داده است؛ چرا محیط دانشگاه برای برخی دانشجویان به فضایی سرشار از فشار و اضطراب تبدیل شده است؟
بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۴ مجموعاً ۱۲۲ مورد اقدام به خودکشی در میان دانشجویان و دستیاران علوم پزشکی ثبت شده است که ۱۰۶ مورد مربوط به دانشجویان و ۱۶ مورد مربوط به دستیاران پزشکی بوده است. همچنین در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵، ۳۰ مورد اقدام به خودکشی در همین گروهها گزارش شده است. این آمار تنها مربوط به حوزه علوم پزشکی است و هنوز آمار جامع و شفافی از مجموع اقدام به خودکشی دانشجویان تمامی دانشگاههای کشور در دسترس نیست.
روانپزشکان و کارشناسان سلامت روان معتقدند خودکشی معمولاً نتیجه یک عامل مشخص نیست، بلکه مجموعهای از فشارهای روانی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی میتواند افراد را در معرض خطر قرار دهد. افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از بیکاری، آینده شغلی نامعلوم، فشارهای تحصیلی و مشکلات عاطفی از جمله عواملی هستند که سلامت روان دانشجویان را تهدید میکنند.
وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، پیشتر فشار کاری، استرس شدید و تجربه تحقیر در محیطهای آموزشی و درمانی را از عوامل مؤثر بر افزایش خطر خودکشی در میان پزشکان و دستیاران پزشکی عنوان کرده است. او همچنین به نتایج پژوهشی اشاره کرده که نشان میدهد حدود ۳۰ درصد از دستیاران پزشکی مورد بررسی، افکار خودکشی را تجربه کردهاند؛ آماری که از عمق مشکلات روانی در بخشی از جامعه دانشگاهی حکایت دارد.
نازیلا شاهمنصوری، روانپزشک، نیز نسبت به فشارهای مضاعف روانی و اجتماعی بر زنان شاغل در حوزه پزشکی هشدار داده و بر ضرورت توجه به سلامت روان آنان تأکید کرده است. از سوی دیگر، پژوهشهای انجامشده درباره دانشجویان ایرانی نشان میدهد افسردگی، احساس تنهایی، ناامیدی، مشکلات خانوادگی و نبود حمایت اجتماعی میتوانند خطر رفتارهای خودکشی را افزایش دهند.
در این میان، عملکرد دانشگاهها و مراکز مشاوره نیز با پرسشهای جدی روبهروست. آیا دانشجویان در شرایط بحران روانی به خدمات مشاورهای مناسب و محرمانه دسترسی دارند؟ آیا مسئولان دانشگاهها پیش از وقوع حوادث تلخ، نشانههای هشدار را شناسایی میکنند؟ و چرا با وجود تکرار این حوادث، همچنان آمار جامع و شفافی از وضعیت سلامت روان دانشجویان منتشر نمیشود؟
کارشناسان تأکید میکنند که پیشگیری از خودکشی تنها با توصیه به افزایش تابآوری دانشجویان امکانپذیر نیست. کاهش فشارهای آموزشی، تقویت حمایتهای اقتصادی، توسعه خدمات روانشناختی و ایجاد محیطی امن برای بیان مشکلات از ضرورتهایی است که نباید نادیده گرفته شود.
تکرار خبرهای خودکشی در محیطهای دانشگاهی هشداری است که نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فردی دانست. هرچند علت هر حادثه نیازمند بررسی مستقل است، اما بیتوجهی به فشارهای روزافزون بر دانشجویان میتواند بحران سلامت روان را عمیقتر کند. پرسش اینجاست که مسئولان آموزش عالی تا چه زمانی قرار است پس از هر حادثه ابراز تأسف کنند، بیآنکه افکار عمومی شاهد تغییرات ملموس در نظام حمایت از دانشجویان باشد؟